چند روايت معتبر در مورد دكتر علي مطهري
دكتر علي مطهري از آن دست نمايندههايي است كه نام او در اكثر مواقع با «جنجال» همراه بوده است. كمتر موردي را سراغ داريم كه او حرفي زده و آن حرف تبديل به جنجال نشده باشد. شايد يكي از دلائل رأي بالاي مطهري در انتخابات مجلس نهم نسبت به دورهي قبل...
بولتن نيوز- محمد پورغلامي: دكتر علي مطهري از آن دست نمايندههايي است كه نام او در اكثر مواقع با «جنجال» همراه بوده است. كمتر موردي را سراغ داريم كه او حرفي زده و آن حرف تبديل به جنجال نشده باشد.
شايد يكي از دلائل رأي بالاي مطهري در انتخابات مجلس نهم نسبت به دورهي قبل وي، و همينطور در مقايسه با بعضي از نمايندگان سرشناس ديگر، در همين موضوع نهفته باشد. در جايي كه اكثريت نمايندگان سعي ميكنند تعامل خوبي با مجموعهي دولت داشته باشند و اگر هم نقدي دارند، بر اساس ضوابطي بيان كنند، اگر كسي پيدا شود كه رك و پوستكنده، انتقادهاي خودش را بيان كند، بايد هم با اقبال مواجه شود. به هر حال اين يك واقعيت است كه بخشي از نيروها و جريانهاي سياسي با دولت احمدينژاد مخالفاند و حال، اگر كسي چون علي مطهري را بيابند كه بيمحابا به شخص احمدينژاد نقد ميكند، به او متمايل خواهند شد. شايد به همين علت است كه شخصي چون «عباس عبدي» كه احتمالا در وهلهي اول، اساسا اعتقادي به شركت در انتخابات مجلس نهم نداشت، اما به گفتهي خود فقط براي آنكه به مطهري رأي بدهد، بر سر صندوقهاي رأي حاضر شد و تنها به علي مطهري رأي داد و بس.

اگر چه نفس مسألهاي به نام «جنجال»، به دليل آنكه معمولا تا اندازهاي از «عقلانيت» و «منطق» فاصله ميگيرد، مذموم و ناپسند است اما گاهي مورد استقبال عمومي نيز قرار ميگيرد. شايد يك وجه آن به دليل داشتن «هيجان» است. كه جنجالها معمولا با هيجانات اجتماعي عجين هستند.
در اين بين، قشر خبرنگار هم كه معمولا دنبال فرصتي است كه از آن براي بُرد رسانهي متبوع خود استفاده كند، عاشق جنجال و شخصيتهاي جنجالي است. معمولا براي رسانهها و خبرنگاران در مرتبهي اول، افراد و گرايشهاي سياسي آنان مهم نيست، اصل در عالم رسانه مبتني بر جنجال و هيجان است. پس زنده باد علي مطهري!
البته اين جنجال با همهي بديهايي كه دارد، براي اشخاص به وجود آورندهي جنجال فوائدي هم دارد. يكي آنكه اين امر موجب ميشود تا همواره در صدر اخبار قرار بگيرند. به ياد بياوريد آن جملهي منتسب به حلقهي اول احمدينژاد را كه وقتي به او گفتند چرا اينقدر حرفهاي متضاد و متناقض و جنجالي ميزني و ممكن است اين حرفها موجب «بدنامي» تو شود، لبخندي زد و جواب داد: بدنامي بهتر از بينامي است. اين يعني اينكه به هر قيمتي در چشم بودن و در رأس اخبار نشستن. يك انسان سياسي براي دوام خود نيازمند آن است كه همواره در «رسانه» حضور داشته باشد و چه بهتر كه در صدر اخبار نيز بنشيند.
دوم آنكه باعث انحراف افكار عمومي از عملكرد خود، و توجه مردم به موضوعات ديگر خواهد شد. براي مثال طبق آماري كه مجلس شوراي اسلامي اعلام كرده، علي مطهري جزو آن دسته از نمايندگان تهراني است كه كمترين ميزان حضور را در دفتر كار خود، و در نتيجه كمترين ميزان ملاقاتهاي مردمي و برطرف كردن مشكلات آنان را داشته است. اما تا به حال چند رسانه و روزنامه و خبرگزاري و سايت و... به اين موضوع توجه كرده و دربارهي اين مسأله از او مطالبه كرده است؟ در حالي كه ميدانيم يكي از وظائف اصلي نمايندهي يك شهر (كه يقينا مقدمتر از مسائلي چون استيضاح فلان وزير و بهمان شخص است) رسيدگي به امور و مشكلات مردم منطقهي تحت پوشش نمايندگي خود است. حال، چرا كسي به اين مسأله توجه نميكند؟ به اين علت كه مطهري توانسته، افكار عمومي را به سمت مسائل ديگري چون استيضاح وزير و رئيسجمهور سوق دهد.
ويژگي ديگر مطهري، اصرار و پافشاري بيش از اندازهي او بر سر مواضع است. البته اينكه كسي بر روي حرفي كه زده بايستد كار خوبي است اما آنگاه كه اين پافشاري و اصرار، بيش از اندازه شد، تبديل به امري غير ممدوح ميشود. اين موضوع جايي نقص خود را بيشتر نشان ميدهد كه يك «فرد سياسي» در مواقعي بايد به دليل رعايت «مصلحت» (كه من نام آن را عقلانيت سياسي ميگذارم) از موضع خود عقبنشيني كند.
اما متأسفانه آقاي دكتر مطهري در طول عملكرد خود نشان داده در بسياري از مواقع، اصرارهاي بيمورد دارد. اصرارهايي كه شايد بدون مصلحتانديشي انجام ميشود. نمونهي دم دستي آن، نطق دو سه روز پيش او است. او بار ديگر به مسألهي استيضاح رئيسجمهور اشاره كرد و مجددا خط و نشانهايي براي دولت و شخص آقاي رئيسجمهور كشيد. مطهري با اشاره به اينكه در مورد رابطهي نمايندگان با وليفقيه دو دسته نظريه وجود دارد كه يكي مبتني بر اخذ نظر وليفقيه و ديگري مبتني بر عملكرد بر مبناي تشخيص شخصي است بيان كرد:
«بینش اول به نظر اینجانب مضر به حال انقلاب است و به استقلال مجلس و اصل ولایت فقیه آسیب میرساند. این بینش مؤید نظر مخالفان نظام است که میگویند مجلس در جمهوری اسلامی، فرمایشی و صرفا یک نمایش دموکراسی است و قادر به انجام کارهای اساسی نیست. اما بینش دوم موجب استقلال مجلس و اقتدار اصل ولایتفقیه و اعتماد بیشتر مردم به نظام و مفید این معناست که میان نهادهای حکومتی از یک طرف و ملت از طرف دیگر هیچ مطلب محرمانه و پشت پرده ای وجود ندارد، هر نهادی وظیفه خود را انجام میدهد و در صورت اختلافنظر در یک مسئله حیاتی، آنچه که فصلالخطاب و پایاندهنده است نظر رهبری است.»
وي سپس ادامه داد:
«از نمایندگان محترم درخواست میکنم درباره این مسئله که در کیفیت کار آنها بسیار مؤثر است بیندیشند و اگر اینجانب را بر خطا میبینند تذکر دهند. سخنان رهبر گرانقدر انقلاب درباره مجلس و از جمله سخن اخیرشان، بینش دوم را تأیید میکند. ایشان نه خواهان مجلسی مانند مجلس ششم هستند که گاهی از حکم حکومتی تمرد میکرد و نه خواهان یک مجلس فرمایشی و بدون ابتکار عمل که صرفا دکوری برای نمایش دموکراسی باشد و ناتوان از انجام کارهای اساسی.
بنابراین ما نمایندگان باز هم براساس مصالحی که خود تشخیص میدهیم به وظایف خویش عمل میکنیم و دولت احساس نکند که با این دستور رهبری در حاشیه امن قرار گرفته و هرطور عمل کند، تا آخر دورهاش از اقدام نظارتی مؤثر مجلس مصون است. ما ضمن حمایت از اقدامات درست دولت، هرجا احساس کنیم که باید وزیری را استیضاح کنیم استیضاح میکنیم و هرجا احساس کنیم که باید درباره موضوع دیگری از رئیسجمهور سؤال کنیم سؤال میکنیم و حتی اگر احساس کنیم که باید رئیسجمهور را استیضاح کنیم استیضاح میکنیم.»
در اين سياهه، قصد نقد دو ديدگاه فوق را ندارم، غرض ذكر مثالي بود براي آنكه اصرار بيش از اندازهي مطهري را بر سر يك موضوع بيان كنم. آيا دكتر مطهري، پيش از اين، به اين موضوع اشاره نكرده بود؟ (براي مثال در برنامه ديروز، امروز، فردا) آيا لزومي داشت كه تنها بعد از گذشت چند روز از سخنان رهبري، مجددا اين موضوع را عنوان كند؟ آيا ضرورتي وجود داشت كه پس از اقدام قابل تحسين نمايندگاني كه به توصيهي رهبري گوش فرا داده و از استيضاح رئيسجمهور منصرف شدند، اين سخن بار ديگر تكرار شود؟
جملهي رهبر انقلاب مبني بر توقف طرح سؤال از رئيسجمهور كه ديگر آنقدر شفاف و صريح بود كه به قول آقاي مطهري نيازمند «نيتخواني» هم نباشد. رهبري به صراحت بيان كردند كه ادامهي اين كار همان چيزي است كه دشمن ميخواهد. پس چرا دوباره جناب مطهري به اين موضوع اشاره كرده و مجددا طرح اين مسأله را در فضاي رسانه و افكار عمومي كليد زدند؟ آيا اين همان لجاجت و اصرار بيش از اندازهاي نيست كه بدان اشاره شد؟
البته نويسنده بر خلاف بعضي از دوستان به هيچوجه دنبال نيتخواني از رفتارهاي دكتر علي مطهري نيست. و اتفاقا باز هم بر خلاف تحليلها به نظر نميرسد كه وي نيّات بدي داشته باشد. مسلّما او كسي است كه دلسوز انقلاب است و به آنچه تكليف ميپندارد عمل ميكند. اما بحث بر سر مراعات كردن همان مصالحي است كه خودش هم به آن اشاره كرده. در حقيقت يكي از وجوه تفاوت يك فرد سياسي كاركُشته با تازهكار در همين رعايت مصالح نهفته است. و كاش جناب مطهري، مصلحتها را فداي اصرار بر مواضع نميكرد.
شايد يكي از دلائل رأي بالاي مطهري در انتخابات مجلس نهم نسبت به دورهي قبل وي، و همينطور در مقايسه با بعضي از نمايندگان سرشناس ديگر، در همين موضوع نهفته باشد. در جايي كه اكثريت نمايندگان سعي ميكنند تعامل خوبي با مجموعهي دولت داشته باشند و اگر هم نقدي دارند، بر اساس ضوابطي بيان كنند، اگر كسي پيدا شود كه رك و پوستكنده، انتقادهاي خودش را بيان كند، بايد هم با اقبال مواجه شود. به هر حال اين يك واقعيت است كه بخشي از نيروها و جريانهاي سياسي با دولت احمدينژاد مخالفاند و حال، اگر كسي چون علي مطهري را بيابند كه بيمحابا به شخص احمدينژاد نقد ميكند، به او متمايل خواهند شد. شايد به همين علت است كه شخصي چون «عباس عبدي» كه احتمالا در وهلهي اول، اساسا اعتقادي به شركت در انتخابات مجلس نهم نداشت، اما به گفتهي خود فقط براي آنكه به مطهري رأي بدهد، بر سر صندوقهاي رأي حاضر شد و تنها به علي مطهري رأي داد و بس.

در اين بين، قشر خبرنگار هم كه معمولا دنبال فرصتي است كه از آن براي بُرد رسانهي متبوع خود استفاده كند، عاشق جنجال و شخصيتهاي جنجالي است. معمولا براي رسانهها و خبرنگاران در مرتبهي اول، افراد و گرايشهاي سياسي آنان مهم نيست، اصل در عالم رسانه مبتني بر جنجال و هيجان است. پس زنده باد علي مطهري!
البته اين جنجال با همهي بديهايي كه دارد، براي اشخاص به وجود آورندهي جنجال فوائدي هم دارد. يكي آنكه اين امر موجب ميشود تا همواره در صدر اخبار قرار بگيرند. به ياد بياوريد آن جملهي منتسب به حلقهي اول احمدينژاد را كه وقتي به او گفتند چرا اينقدر حرفهاي متضاد و متناقض و جنجالي ميزني و ممكن است اين حرفها موجب «بدنامي» تو شود، لبخندي زد و جواب داد: بدنامي بهتر از بينامي است. اين يعني اينكه به هر قيمتي در چشم بودن و در رأس اخبار نشستن. يك انسان سياسي براي دوام خود نيازمند آن است كه همواره در «رسانه» حضور داشته باشد و چه بهتر كه در صدر اخبار نيز بنشيند.
دوم آنكه باعث انحراف افكار عمومي از عملكرد خود، و توجه مردم به موضوعات ديگر خواهد شد. براي مثال طبق آماري كه مجلس شوراي اسلامي اعلام كرده، علي مطهري جزو آن دسته از نمايندگان تهراني است كه كمترين ميزان حضور را در دفتر كار خود، و در نتيجه كمترين ميزان ملاقاتهاي مردمي و برطرف كردن مشكلات آنان را داشته است. اما تا به حال چند رسانه و روزنامه و خبرگزاري و سايت و... به اين موضوع توجه كرده و دربارهي اين مسأله از او مطالبه كرده است؟ در حالي كه ميدانيم يكي از وظائف اصلي نمايندهي يك شهر (كه يقينا مقدمتر از مسائلي چون استيضاح فلان وزير و بهمان شخص است) رسيدگي به امور و مشكلات مردم منطقهي تحت پوشش نمايندگي خود است. حال، چرا كسي به اين مسأله توجه نميكند؟ به اين علت كه مطهري توانسته، افكار عمومي را به سمت مسائل ديگري چون استيضاح وزير و رئيسجمهور سوق دهد.
ويژگي ديگر مطهري، اصرار و پافشاري بيش از اندازهي او بر سر مواضع است. البته اينكه كسي بر روي حرفي كه زده بايستد كار خوبي است اما آنگاه كه اين پافشاري و اصرار، بيش از اندازه شد، تبديل به امري غير ممدوح ميشود. اين موضوع جايي نقص خود را بيشتر نشان ميدهد كه يك «فرد سياسي» در مواقعي بايد به دليل رعايت «مصلحت» (كه من نام آن را عقلانيت سياسي ميگذارم) از موضع خود عقبنشيني كند.
اما متأسفانه آقاي دكتر مطهري در طول عملكرد خود نشان داده در بسياري از مواقع، اصرارهاي بيمورد دارد. اصرارهايي كه شايد بدون مصلحتانديشي انجام ميشود. نمونهي دم دستي آن، نطق دو سه روز پيش او است. او بار ديگر به مسألهي استيضاح رئيسجمهور اشاره كرد و مجددا خط و نشانهايي براي دولت و شخص آقاي رئيسجمهور كشيد. مطهري با اشاره به اينكه در مورد رابطهي نمايندگان با وليفقيه دو دسته نظريه وجود دارد كه يكي مبتني بر اخذ نظر وليفقيه و ديگري مبتني بر عملكرد بر مبناي تشخيص شخصي است بيان كرد:
«بینش اول به نظر اینجانب مضر به حال انقلاب است و به استقلال مجلس و اصل ولایت فقیه آسیب میرساند. این بینش مؤید نظر مخالفان نظام است که میگویند مجلس در جمهوری اسلامی، فرمایشی و صرفا یک نمایش دموکراسی است و قادر به انجام کارهای اساسی نیست. اما بینش دوم موجب استقلال مجلس و اقتدار اصل ولایتفقیه و اعتماد بیشتر مردم به نظام و مفید این معناست که میان نهادهای حکومتی از یک طرف و ملت از طرف دیگر هیچ مطلب محرمانه و پشت پرده ای وجود ندارد، هر نهادی وظیفه خود را انجام میدهد و در صورت اختلافنظر در یک مسئله حیاتی، آنچه که فصلالخطاب و پایاندهنده است نظر رهبری است.»
وي سپس ادامه داد:
«از نمایندگان محترم درخواست میکنم درباره این مسئله که در کیفیت کار آنها بسیار مؤثر است بیندیشند و اگر اینجانب را بر خطا میبینند تذکر دهند. سخنان رهبر گرانقدر انقلاب درباره مجلس و از جمله سخن اخیرشان، بینش دوم را تأیید میکند. ایشان نه خواهان مجلسی مانند مجلس ششم هستند که گاهی از حکم حکومتی تمرد میکرد و نه خواهان یک مجلس فرمایشی و بدون ابتکار عمل که صرفا دکوری برای نمایش دموکراسی باشد و ناتوان از انجام کارهای اساسی.
بنابراین ما نمایندگان باز هم براساس مصالحی که خود تشخیص میدهیم به وظایف خویش عمل میکنیم و دولت احساس نکند که با این دستور رهبری در حاشیه امن قرار گرفته و هرطور عمل کند، تا آخر دورهاش از اقدام نظارتی مؤثر مجلس مصون است. ما ضمن حمایت از اقدامات درست دولت، هرجا احساس کنیم که باید وزیری را استیضاح کنیم استیضاح میکنیم و هرجا احساس کنیم که باید درباره موضوع دیگری از رئیسجمهور سؤال کنیم سؤال میکنیم و حتی اگر احساس کنیم که باید رئیسجمهور را استیضاح کنیم استیضاح میکنیم.»
در اين سياهه، قصد نقد دو ديدگاه فوق را ندارم، غرض ذكر مثالي بود براي آنكه اصرار بيش از اندازهي مطهري را بر سر يك موضوع بيان كنم. آيا دكتر مطهري، پيش از اين، به اين موضوع اشاره نكرده بود؟ (براي مثال در برنامه ديروز، امروز، فردا) آيا لزومي داشت كه تنها بعد از گذشت چند روز از سخنان رهبري، مجددا اين موضوع را عنوان كند؟ آيا ضرورتي وجود داشت كه پس از اقدام قابل تحسين نمايندگاني كه به توصيهي رهبري گوش فرا داده و از استيضاح رئيسجمهور منصرف شدند، اين سخن بار ديگر تكرار شود؟
جملهي رهبر انقلاب مبني بر توقف طرح سؤال از رئيسجمهور كه ديگر آنقدر شفاف و صريح بود كه به قول آقاي مطهري نيازمند «نيتخواني» هم نباشد. رهبري به صراحت بيان كردند كه ادامهي اين كار همان چيزي است كه دشمن ميخواهد. پس چرا دوباره جناب مطهري به اين موضوع اشاره كرده و مجددا طرح اين مسأله را در فضاي رسانه و افكار عمومي كليد زدند؟ آيا اين همان لجاجت و اصرار بيش از اندازهاي نيست كه بدان اشاره شد؟
البته نويسنده بر خلاف بعضي از دوستان به هيچوجه دنبال نيتخواني از رفتارهاي دكتر علي مطهري نيست. و اتفاقا باز هم بر خلاف تحليلها به نظر نميرسد كه وي نيّات بدي داشته باشد. مسلّما او كسي است كه دلسوز انقلاب است و به آنچه تكليف ميپندارد عمل ميكند. اما بحث بر سر مراعات كردن همان مصالحي است كه خودش هم به آن اشاره كرده. در حقيقت يكي از وجوه تفاوت يك فرد سياسي كاركُشته با تازهكار در همين رعايت مصالح نهفته است. و كاش جناب مطهري، مصلحتها را فداي اصرار بر مواضع نميكرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



بولتن اگر زمان مدرس بودی، طرف مدرس یا رضا شاه بودی؟
آخه اخلاق این قشر جامعه همینه که نون خور حکومت باشن
آمریکا با تمام قدرت رو در روی اسلام و ایران ایستاده است و آن وقت همین ها که به نوعی آقا زاده هستند واز فضل پدر به این مقامات رسیده اند مدام در حاشیه و جنجال دشمن شاد کن بسر می برند
نمونه اش سوال از رئیس جمهور بود که با هزار ایما واشاره رهبر عزیز متوجه نشدند یا نخواستند که متوجه شوند ودر آخر با حکم حکومتی و هزینه از آبروی نظام والبته با اخم و تورشرویی همین بابا (مطهری) تمام شد
و...
البته نظر شخصی من اینه به خصلت هایی که گفتی نفاق و ضد انقلاب بودن را هم باید اضافه کرد
این آقا هم یه روزی مثل بقیه همفکرانش چهره واقعی اش نشان داده خواهد شد و به تاریخ خواهد پیوست !!!!
این آقا با اجرا و پیگیری طرح هایی چون ، وقف دانشگاه آزاد ، دوبار سوال از رئیس جمهور ، تغییر قانون انتخابات ریاست جمهوری و ... به دنبال برهم زدن نظم و آرامش سیاسی کشور و ورود رهبری به این مسائل است .
در واقع ایشان به دنبال این هستند که از رهبری هزینه کنند و با ورود رهبری در تمامی این مسائل این شائبه را ایجاد کنند که رهبری در تمام مسائل دخالت دارد و به نوعی می خواهد قبح ولایت را بشکند .
وی به دنبال تخریب ولایت در نظر مردم و دنباله رو افکار پلیید دیکتارتور عنوان کردن رهبری است .
این آقا اصلا به دنبال اصلاح مسائل اقتصادی و سیاسی کشور نیست قصدش آگاهانه آگاهانه و کاملا آگاهانه دشمنی با انقلاب و نظام است .
آقای مطهری ، شما چند شب پیش از اعلام رهبری در مناظره ای که با آقای زارعی داشتید یادتان هست درباره نظر آقا در مورد سوال از رئیس جمهور چه میگفتید و چه توجیهات مزخرفی به خرد مردم می دادید ..؟؟؟؟
خودتان در شب مناظره اعتراف کردید که بارها و بارها از طریق برخی نمایندگان می دانستید که اقا با این مسئله مخالفند ولی باز مصرتر از همه داشتی کارخود را انجام میدادید ، چه شد که وقتی آقا علنی ورود فرمودند و آن فرمایش را داشتند ، تازه بعد از آن دم از ولایت پذیری و مصلحت اندیشی آقا زدید و سکوت کردید !!!
یعنی تا پیش از آن نمی دانستید وقتی آقا مخالف هستند مصلحت بزرگتری را می بینند ، چه شد که توجهی به نظر آقا نداشتید و برای خود نظریه مخصوص در مورد ولایت فقیه صادر می فرمودید و خزعبلات فکریتان را در مورد ولایت فقیه تفسیر به رای میکردید !!!!!
قسم حضرت عباستان بعد از فرمایش آقا را باور کنیم یا دم خروستان در روزهای عطشتان برای سوال از رئیس جمهور را !!!!!
آقای مطهری این بار اولی نبود ، نیست و ظاهرا نخواهد بود که شما در صف جنجال آفرینان مجلس فقط و فقط در حوزه مسائل سیاسی هستید !!!
شما و دار و دسته تان اگر راست می گویید و خیلی غصه دار و دلتنگ و نگران مسائل اقتصادی مردم هستید ، پس چرا نمی آئید به جای جنگ و دعواهای سیاسی ، قانون برای وضع اقتصادی مردم وضع نمیکنید و به جای هدر دادن وقتتان در مجلس برای اغراض و کینه جویی ها چرا وقتتان را صرف کارشناسی در مورد راه های بهبود وضع معیشتی مردم نمی کنید !!!! چرا برای اقتصاد مردم و کاهش فشر اقتصادی طرح و برنامه نمی دهید و قانون وضع نمی کنید !!!!
با اصلاح قانون انتخابات و سوال پرسیدن از رئیس جمهور وضع اقتصادی مردم حل می شود ؟؟؟؟ مشکلات اقتصادی برطرف میشود ؟؟؟یا صرفا فقط دلتان خنک میشود که آخش انتقامم را گرفتم و چه و چه !!!!!
آقای مطهری ، این راهی که شما می روید به ترکستان است !!!! متوجه باشید که چشم های بیدار جامعه و بصیرت مردم ایران متوجه کارشکنی های شما هست و متوجه دشمنی های شما با اهداف و آرمانهای انقلاب
پس به خودتان بیایید و به جای برهم زدن آرامش سیاسی کشور و مردم ، دوش به دوش دولت و همراه و همگام با همه مسئولین ، از سر دلسوزی و خدمت رسانی ، به فکر بهبود مشکلات مردم باشید !!!!!
مخصوصا تحلیلی که از ""بدنامی بهتر از بی نامی است"" نسبت به آقای مطهری داشتید واقعا سطحی بود!!!!
علی مطهری بسان بچه ای لجوج در هر کاری لج کرده شاید هم برای عقده مطرح شدن در تلاش است در سر خبرها باشد این خصوصیت برخی قدرت طلبان دنیا طلب است
هر راست نشاید گفت
اگر همه نمایندگان ما حریت مطهری را داشتند شاید وضع اقتصاد مااینگونه نبود و بعضی به خودشان اجازه نمی دادند که در این سطح قانون و مجلس را نادیده و نمسخر کنند . از تلریخ عبرت بگیریم مگر زضا شاه چگونه به وجود آمد .با خلاف قانون های مکرر تبدیل به رضا شاه شد . نماینده باید آنچنان که می فهمد عمل کند و رهبری معظم هم هرجا تند روی ببینند با یک تذکر جلو آنرا می گیرند
خودشو مطرح کند هر چند امثال مطهری یا احمدی نزاد در مقابل ولایت عددی نیسن
برای سلامتی آقا و ظهور حجت صلوات
همونطور که در مناظره هم دیدید نظر اقای مطهری با 79 درصد مردم یکی بود
کاش همه مثل ایشون بودند. بیشتر نمایندگان متاسفانه وکیل الدوله هستند
مطلب تونو خوندم تا انجا که گفته بود زنده باد مطهری ولی بشرطی که از عقلانیت و منطق فاصله نگیرد . ان شا ءالله که اینطور بشود
و بعد رسیدم به تفسیر شما از پاسخ مشایی
که اشتباه خود را (فقط خدا میدونه عمدی بود و یا سهوی) بطور ناشیانه به پای مشایی گذاشته اید
معنای این پاسخ لزوما" و قطعا" اینی نیستکه شما تفسیر و قضاوت کرده اید و نوشته اید
بلکه عقل سلیم میتواند استنباط کند که ممکنه گوینده منظورش اینکه
اگر مجبور به انتخاب یکی از 2 گزینه بد و بد تر باشم
از میان بد و بدتر بهتر است انسان بد را انتخاب کند وبدتر را
واین دلیل بر ترفندی و حیله ای برای محور شدن و در چشم بودن نیست.
واز این به بعد ش را دیگه مطالعه نکردم. والسلام
يكي هم اين وسط گفت آقا تهمت نزنيد! حقيقت رو چي؟! بگيم؟! نگيم؟! با بصيرتند؟! بي بصيرتند؟!
يكي گفته بود به جز ايشان، بقيه وكيل الدوله اند؟! يعني چي برادر من؟! يا خواهرمن؟! وكيل الرعيه ميداني يعني چه؟! يعني سوز دل، نه آتش زبان.
صراط هم گفته بود جنجالي بودن خوب است!!! هيجان دارد واسه خبرنگارها!!! مشكل فراموش كردن قيامت، چه ابعادي دارد. عذاب جهنم هم هيجان دارد. دوست داريد از اين دست هيجانات؟! اگر نه، اين چه منطقي است؟!!
هيجان دارد! اهل جنجال است و البته بد نيست!!!!
آخه دشمني با دولت هم شد كار مفيد!
يه عده بيكار در كشور، جمع شده اند ببينند كي با دولت مشكل دارد براش هورا بكشند. عمر كوتاه است عزيز من، توشه راه تو، انجام وظيفه است. حمايت از اسلام و ولايت فقيه و احاديث است كه در قبر تاريك، به كمك ميآيد. اين تحليلهاي من درآوردي چيه ديگه؟!
يك مقاله بلند بالا زديد كه مثلاً حركت مطهري اخ بوده؟! بد بوده؟! اين همه داستان نياز داشت؟!
يك كلمه: آتش فشان بصيرت
خوب نظر من اینه :
من الان نمی دونم ایشون کدوم طرفیه
اگر بدنبال اجرای دستورات خدا و پیامبرش هست ، خدا رحمتش کنه
ولی اگر نیست فکر نکنم مستقیم بهش اهانت کردن یا حتی برملا کردن کار خطای ایشون درست باشه (یه نگاه به روند برخورد ائمه با عایشه یا با عموی امام زمان عج باید انداخت )
من دوست دارم خودم رو مطیع اوامر ولی ام بکنم ، اگر ایشون گفتن بده من هم میگم بده ، اگر گفتن خوبه ، من هم ، اگر گفتن تا امروز خوب بوده و از امروز به بعد ، بد ، خوب من هم ، اگر گفتن کژدار مریض ، من هم .
من شاید بصیرتم اندازه شما نباشه و نتونم تشخیص بدم که کی بده و کی خوب ولی دوست دارم از کسی رو که با عقل و قلبم به عنوان پیشوا انتخاب کردم ، نه یک گام جلوتر باشم و نه یک گام عقب تر
تقسیم کاری انجام شده و این قسمتش به عهده ایشان است
همانطور که بسیاری از چهره ها و مقامات فعلی و سابق هم قسمتهای مختلفی از کار را بعهده دارند
از آقای خوش چهره بگیرید تا متکی و زیباکلام و توکلی و غیره
پیدا کنید پرتقال فروش را ...
از اقای علی مطهری بیش از این انتظار میرود
و این عاقبت کار کم عقلانی است که در جای بزرگان نشسته اند !
دیگر اینکه تشبیه هیچ نماینده ای با مرحوم مدرس کار درستی نیست چرا که مدرس یک تنه در مقابل طاغوت زمان رضا خان قلدر ایستاد ! ولی الان قدر زمان ما آمریکای جنایتکار است که کمتر نماینده ای در مقابل او یک تنه می ایستد !!! و کسانی که برخی نمایندگان پرخاشگر و بی ادب را به مدرس تشبیه می کنند باید استغفار نمایند ! البته اگر از روی سهو و ناآگاهانه باشد ولی اگر از روی عمد و کینه توزانه و جناح گرایانه و مسائل شخصی و گروهی باشد که ذنبی است لایغفر مگر اینکه اعتراف به گناه و بیان حقایق نموده مردم را از اشتباه خود آگاه و آن وقت توبه نمایند توبه واقعی !