تحمیل خود بر نظام، شگردی که دیگر کارایی ندارد
اصرار بر توهم محبوبیت و داشتن پایگاه وسیع اجتماعی در انتخابات پیش رو از سوی اصلاح طلبان مصداق لجاجت بر مسیر انحراف است.
سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب-بابک بابازاده/
کوهنوردی به عنوان یک ورزش علاوه بر قدرت بدنی، توانایی پیمودن مسافت
طولانی، عبور از مسیرهای صعب العبور، نیازمند صبر، حوصله و درک مناسب از
هدف و روشهای رسیدن به آن می باشد. بدون تردید مشاهدۀ منظره کوه از دور لذت
بخش است، اما صعود بر قلّه و عبور از موانع مختلف چندان آسان نخواهد بود.
ممکن است کسانی به عنوان کوه نورد پس از مشاهده منظره فریبنده کوه، خود را
کوه نورد تصور کنند و به دنبال آن همراه گروه شوند ولی پس از مواجهه با
موانع و مشکلات شروع به توهّم پراکنی نمایند که؛ ای آقا کجا دارید میروید؟
اصلا مگر ممکن است به قله رسید؟ یا اصلا مگر قله ای هم وجود دارد؟ بی تردید
صبر، حوصله و درک مناسب از هدف، ابزاری است که بدون آن نمی توان به قله
رسید.
حکایت امروز کسانی که به عنوان اصلاح طلب مطرح شده اند حکایت کوهنورد متوهّمی است که در مواجهه با مشکلات به هر دری می زند که خود را از شرایط موجود نجات دهد. در شماره ۳۵ مجلۀ آسمان مقاله ای به قلم جناب آقای الیاس حضرتی به رشته تحریر درآمده که جهت تنویر افکار لازم است به نکاتی اشاره شود:

۱- مدعیان اصلاحات از ابتدای شروع حرکت انقلاب با مشاهده تصویر قله ای که قرار بود فتح بشود آنچنان به وجد آمدند که تدبیر دیگر انقلابیون و دلسوزان را در پیمودن راه قبول نداشتند و تا آنجا پیش رفتند که شاگردان امام در جناح مقابل را به آمریکایی بودن متهم کردند. پس از دوران امام بود که این گروه با چرخشی ۱۸۰ درجه ای به میدان آمده و اینبار نیز با تندروی و کوته بینی به تقابل با نهادهای اسلامی و انقلاب پرداختند. اینان در مقابل موانع نه صبر داشتند و نه درک مناسب، لذا در خوشبینانه ترین حالت به هر مناسبتی و با هر مشکلی به دنبال آسان ترین راه بودند. متوهّم بودن و درک نامناسب این دوستان از شرایط، هزینه های فراوانی را برای انقلاب ایجاد نموده است که در برخی موارد مانند انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ قابل جبران نیست. تبدیل کردن جشن ملی به صحنه آشوب و اغتشاش کمترین جرم دوستان مدعی اصلاحات می باشد. گروه پر مدعا و کم کاری که در زمان حاکمیّت خود جز فرافکنی و ایجاد تنش کاری از پیش نبردند و ترجیع بند خروج از حاکميّت را تا آنجا تکرار کردند که خود نیز باورشان شد قدرت طلب نیستند. قدرت طلبی و انس با آن چیزی نیست که این دوستان بتوانند آن را انکار کنند ۸سال دوران میر حسین، ۸سال در زمان ریاست جمهوری هاشمی و ۸ سال در دوره موسوم به اصلاحات با محوريّت خاتمی زمان کمی نیست. ۲۴ سال این حضرات قدرت را در دست داشتند و به یکدیگر پاس دادند یک روز به نام مقدسات، یک روز به نام سازندگی و روزی دیگر به نام اصلاحات. فقط تابلوها تعویض می شد و افراد و تیم واحدی با جابه جایی های مشخص به مديريّت می پرداختند.
۲-در مقاله آقای حضرتی فضا به گونه ای ترسیم شده است که نظام در شرایط بسیار خطرناکی قرار دارد و پیمودن راه جز با تکیه بر مدعیان اصلاحات امکان پذیر نیست. کوته بینی دوستان اصلاح طلب چیز تازه ای نیست. وقتی انسان به صورت بر زمین افتاده و تلاش می کند در همان حال به پیش برود چگونه می توان از اوانتظار پیمودن راه مستقیم را داشت.
دوستان مدعی اصلاحات در انتخابات مجلس سال ۹۰ با توهّم محبوبيّت و داشتن پایگاه وسیع اجتماعی اقدام به تحریم انتخابات نمودند امّا انتخابات مجلس با مشارکت گسترده مردم برگزار شد تا آنجا که شخص محمد خاتمی مجبور به حضور در پای صندوق رأی شد. تکرار دوباره این مسئله درانتخابات ۹۲ مصداق لجاجت بر مسیر انحراف است. بدون مرزبندی با دشمنان و گروههای ضد انقلاب نمی توان اعتماد مردم و نظام را جلب کرد. فهم این نکته نیازمند بصیرت و دوری از لجاجت است. مسیری که خمینی کبیر شروع کرده بزرگ راه وسیع و روشنی است که به امام زمان و قیام آن حضرت ختم می شود. مشکلات مسیر نیز با عشق تحقق عدالت و حق قابل تحمل خواهد بود. خطر بزرگ حضور کسانی است که به صراحت اعلام می کنند که درصورت مرز بندی با دشمنان، طرفداران خود را از دست خواهیم داد. مدعیان اصلاحات به عیان قدرت طلبی می کنند و حاضر نیستند به حق اعتراف کنند و دست از لجاجت بردارند. تحمیل خود بر نظام شگردی است که دیگر کارايي خود را از دست داده است. ديگر مانند زمان جنگ نیست که توانستند میر حسین را بر نظام و امام تحمیل کنند. امروز با تکیه بر قدرت و همّت مردم می توان گردنه پیش روی را طی کرد و به مدعیان خطر ناک و غیر قابل اعتماد تکیه نکرد. بود و نبود افراد پر مدعا و کم کار برای نظام اسلامی مهم نیست و سر نوشت خود را با این افراد گره نزده است. توهّم محبوبيّت خاتمی و ديگرانی که امتحان پس داده اند قابل اعتنا نيست. اگر محبوبيتی بود و اگر ملت منتظر حضور کسی بود نباید در انتخابات مجلس نهم حماسه می آفريد. کسانی که در طی مسیر انقلاب برای فتح قله عدالت و برافراشتن پرچم اسلام از مسیر بازمانده اند و یا به صورت بر زمین افتاده و می خواهند با تکیه بر دشمنان اسلام انقلاب را پیش ببرند گمراهانی هستند که جز هدایت الهی نمی توان آرزوی ديگری برای آنها داشت.
حکایت امروز کسانی که به عنوان اصلاح طلب مطرح شده اند حکایت کوهنورد متوهّمی است که در مواجهه با مشکلات به هر دری می زند که خود را از شرایط موجود نجات دهد. در شماره ۳۵ مجلۀ آسمان مقاله ای به قلم جناب آقای الیاس حضرتی به رشته تحریر درآمده که جهت تنویر افکار لازم است به نکاتی اشاره شود:

۱- مدعیان اصلاحات از ابتدای شروع حرکت انقلاب با مشاهده تصویر قله ای که قرار بود فتح بشود آنچنان به وجد آمدند که تدبیر دیگر انقلابیون و دلسوزان را در پیمودن راه قبول نداشتند و تا آنجا پیش رفتند که شاگردان امام در جناح مقابل را به آمریکایی بودن متهم کردند. پس از دوران امام بود که این گروه با چرخشی ۱۸۰ درجه ای به میدان آمده و اینبار نیز با تندروی و کوته بینی به تقابل با نهادهای اسلامی و انقلاب پرداختند. اینان در مقابل موانع نه صبر داشتند و نه درک مناسب، لذا در خوشبینانه ترین حالت به هر مناسبتی و با هر مشکلی به دنبال آسان ترین راه بودند. متوهّم بودن و درک نامناسب این دوستان از شرایط، هزینه های فراوانی را برای انقلاب ایجاد نموده است که در برخی موارد مانند انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ قابل جبران نیست. تبدیل کردن جشن ملی به صحنه آشوب و اغتشاش کمترین جرم دوستان مدعی اصلاحات می باشد. گروه پر مدعا و کم کاری که در زمان حاکمیّت خود جز فرافکنی و ایجاد تنش کاری از پیش نبردند و ترجیع بند خروج از حاکميّت را تا آنجا تکرار کردند که خود نیز باورشان شد قدرت طلب نیستند. قدرت طلبی و انس با آن چیزی نیست که این دوستان بتوانند آن را انکار کنند ۸سال دوران میر حسین، ۸سال در زمان ریاست جمهوری هاشمی و ۸ سال در دوره موسوم به اصلاحات با محوريّت خاتمی زمان کمی نیست. ۲۴ سال این حضرات قدرت را در دست داشتند و به یکدیگر پاس دادند یک روز به نام مقدسات، یک روز به نام سازندگی و روزی دیگر به نام اصلاحات. فقط تابلوها تعویض می شد و افراد و تیم واحدی با جابه جایی های مشخص به مديريّت می پرداختند.
۲-در مقاله آقای حضرتی فضا به گونه ای ترسیم شده است که نظام در شرایط بسیار خطرناکی قرار دارد و پیمودن راه جز با تکیه بر مدعیان اصلاحات امکان پذیر نیست. کوته بینی دوستان اصلاح طلب چیز تازه ای نیست. وقتی انسان به صورت بر زمین افتاده و تلاش می کند در همان حال به پیش برود چگونه می توان از اوانتظار پیمودن راه مستقیم را داشت.
دوستان مدعی اصلاحات در انتخابات مجلس سال ۹۰ با توهّم محبوبيّت و داشتن پایگاه وسیع اجتماعی اقدام به تحریم انتخابات نمودند امّا انتخابات مجلس با مشارکت گسترده مردم برگزار شد تا آنجا که شخص محمد خاتمی مجبور به حضور در پای صندوق رأی شد. تکرار دوباره این مسئله درانتخابات ۹۲ مصداق لجاجت بر مسیر انحراف است. بدون مرزبندی با دشمنان و گروههای ضد انقلاب نمی توان اعتماد مردم و نظام را جلب کرد. فهم این نکته نیازمند بصیرت و دوری از لجاجت است. مسیری که خمینی کبیر شروع کرده بزرگ راه وسیع و روشنی است که به امام زمان و قیام آن حضرت ختم می شود. مشکلات مسیر نیز با عشق تحقق عدالت و حق قابل تحمل خواهد بود. خطر بزرگ حضور کسانی است که به صراحت اعلام می کنند که درصورت مرز بندی با دشمنان، طرفداران خود را از دست خواهیم داد. مدعیان اصلاحات به عیان قدرت طلبی می کنند و حاضر نیستند به حق اعتراف کنند و دست از لجاجت بردارند. تحمیل خود بر نظام شگردی است که دیگر کارايي خود را از دست داده است. ديگر مانند زمان جنگ نیست که توانستند میر حسین را بر نظام و امام تحمیل کنند. امروز با تکیه بر قدرت و همّت مردم می توان گردنه پیش روی را طی کرد و به مدعیان خطر ناک و غیر قابل اعتماد تکیه نکرد. بود و نبود افراد پر مدعا و کم کار برای نظام اسلامی مهم نیست و سر نوشت خود را با این افراد گره نزده است. توهّم محبوبيّت خاتمی و ديگرانی که امتحان پس داده اند قابل اعتنا نيست. اگر محبوبيتی بود و اگر ملت منتظر حضور کسی بود نباید در انتخابات مجلس نهم حماسه می آفريد. کسانی که در طی مسیر انقلاب برای فتح قله عدالت و برافراشتن پرچم اسلام از مسیر بازمانده اند و یا به صورت بر زمین افتاده و می خواهند با تکیه بر دشمنان اسلام انقلاب را پیش ببرند گمراهانی هستند که جز هدایت الهی نمی توان آرزوی ديگری برای آنها داشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


