موشکافانه به اوضاع فرهنگی کشور نگاه کنیم
جریان ارزشی باید وارد میدان کار هنری شود، نق زدن کافی نیست!
اوضاع هنر موسیقی هم خیلی خوب نیست. نمیدانم میتوانیم آثاری که در بخش موسیقی سنتی تولید میشود را جزء آثار نزدیک به ارزشهای دینی-ملی خود قلمداد کنیم یا نه؟ اگر خوشبینانه این قضیه را بپذیریم، ولی نمیتوانیم به راحتی از قید انواع موسیقی مدرنی که در کشورمان رایج است بگذیرم. خدا پدر استاد فرشچیان و بعضی از شاگردان و مریدان ایشان را بیامرزد که تا حدی آبروی نگارگری اسلامی-ایرانی را حفظ کردهاند. اما افسوس که ایشان نیز در اقلیتاند.
بولتن نیوز ـ سیدمجتبی نعیمی: اگر نگاهی اجمالی به بازار محصولات فرهنگی کشور بیاندازیم، شاهد تکرار روندی هستیم که بارها توسط خیلی از دلسوزان انقلاب و فرهنگ اسلامی-انقلابی این مملکت تذکر داده شده، اما تغییری در روند موجود حاصل نشده و همچنان باد از جهت مخالف میوزد:
بازار کتاب ما پر است از آثاری که سبک زندگی غربی را ترویج میکنند. سینمای ما را در بازۀ زمانی یک ساله نگاه کنید. چندتا فیلم دینی-انقلابی روی پردهها نقش بسته؟ چندتا فیلم اینچنینی در دست تولید و یا آمده پخش است؟ سری به سالنهای تئاتر بزنیم. جو این نوع هنر که همیشه روشنفکر زده بوده و هست. اگر بشود توقع داشت سالانه در سینما یکی-دو تا فیلم داشته باشیم که با آرمانهای ما همخوانی داشته باشد، این توقعمان را در عرصۀ تئاتر باید خیلی پایینتر از این حرفها بیاوریم. و این وضع در شرایطی است تئاتر زیربنای هنرهای نمایشی محسوب میشود.

اوضاع هنر موسیقی هم خیلی خوب نیست. نمیدانم میتوانیم آثاری که در بخش موسیقی سنتی تولید میشود را جزء آثار نزدیک به ارزشهای دینی-ملی خود قلمداد کنیم یا نه؟ اگر خوشبینانه این قضیه را بپذیریم، ولی نمیتوانیم به راحتی از قید انواع موسیقی مدرنی که در کشورمان رایج است بگذیرم. خدا پدر استاد فرشچیان و بعضی از شاگردان و مریدان ایشان را بیامرزد که تا حدی آبروی نگارگری اسلامی-ایرانی را حفظ کردهاند. اما افسوس که ایشان نیز در اقلیتاند.
و به همهی این نامرادیهای متن تولیدات فرهنگی، اضافه کنید حواشی هر چند وقت یکبارهی آنرا که بیش از سایر مسائل، دل دلسوزان فرهنگ انقلاب اسلامی را میسوزاند و همه را به این فکر وا می دارد که چه باید کرد؟ یکبار فلان خانم را میبینیم که جلوی دوربینها در آغوش مرد نامحرم میرود، یکبار هم بهمان آقا را میبینیم که رفته خارج از کشور و با گوگوش و داریوش عکس میاندازد.

وقتی موشکافانه به اوضاع فرهنگی کشور نگاه میکنیم متوجه میشویم که مشکلی عام در مجموعۀ فعالیتهای هنری کشور ما وجود دارد که اصلاً نمیگذارد شرایط از اینی که هست به شرایط مطلوب تغییر کند و آن مشکل، برخلاف دیدگاههای رایج که درون نقشههای دشمنان جستجو میشود، اتفاقاً در درون خود جریان حزبالله وجود دارد و زمینه را برای دسیسهسازیهای بدخواهان فراهم میکند و آن غفلت عمومی جامعهی حزبالله ما از ورود به این عرصههاست.
فارق از عرصۀ شعر و شاعری انقلاب اسلامی که با توجه به عنایات خاص مقام معظم رهبری از پیشرفت قابل ملاحظهای برخوردار شده، چند نفر از دوستان مذهبی و انقلابی ما حاضر به ورود خود و نزدیکانشان به سایر عرصههای هنری هستند؟ چند نفر از دوستان ما حاضرند در کنار سایر فعالیتهایی که انجام میدهند، چند سالی را برای نوشتن یک رمان اختصاص دهند؟ یعنی در ابتدا در این بخش احساس تکلیف کنند و بعد بروند آموزش ببینند و سپس شروع به نوشتن و باز نویسی و نقد آن کنند.
آیا از بین دوستان ما هستند افرادی که بجای جهت دهی فرزندانشان به سمت کلیشههای تحصیلی امروزین، آنها را در کنار علم آموزی، برای هنر انقلاب اسلامی آماده کنند؟ در عرصۀ سینما و فیلمسازی، آیا عیب ورود به این رشتهی هنری در بین مذهبیها و انقلابیون از بین رفته است؟ آیا کسی از دوستان ما حاضر است که به عنوان یک بازیگر انقلابی سینما شناخته شود؟ آیا ما حاضریم خودمان و خانوادههایمان را وارد دغدغههای هنر نقاشی کنیم و جای خالی اثری انقلابی-دینی را که خیلی احساس میشود، پر کنیم؟

نقطۀ ضعفی که در هنر انقلاب اسلامی دیده میشود و باعث شده تا زمینه برای رقیبان فراهم شود این است که ما میدان را خالی کردهایم و با توجه به نیازها و تقاضاهای فرهنگی جامعه، تولید کننده و عرضه کنندۀ انقلابی-مذهبی نداریم و این چنین میشود که در خلاء فعالیتهایی که امروزه واجب کفایی به نظر میآید، متقاضی کالای فرهنگی جذب گروههای مخالفی میشوند که منتظر کوچکترین نقطۀ ضعف از ما برای جدا کردن افراد از انقلاب اسلامی هستند.
اما نباید تصور کرد که دیگر کار تمام شده و ورود به این عرصهها چارهساز نیست. به قول رهبر انقلاب نباید جوری فکر کرد و حرف زد که ناامیدی را به جامعه تزریق کند. قطعاً راه امیدی برای کنار گذاشتن این شرایط نامطلوب وجود دارد و میتوان در قالب یک "جهاد فرهنگی" گفتمان فرهنگی-هنری موجود کشور را عوض کرد و آنرا به آرمانهای انقلاب اسلامی نزدیک ساخت.
در نتیجه تنها راه موجود این است که من و شما و همۀ دوستانمان در کنار سایر کارها، وقتی را برای آموزش و پرورش بُعد فرهنگی-هنری خود قرار دهیم و به این باور برسیم که حفظ انقلاب اسلامی در اصل و اساس بر پایۀ فرهنگ شکل میگیرد و غفلت ما از این کار، نوعی خیانت ماست به انقلاب اسلامی. باید بدون ترس و رعایت خط قرمزهای اعتقادیمان وارد این عرصههای مهجور مانده شد تا هم رسالت تاریخی خود را انجام دهیم و هم به دیگرانی که حزبالله را خالی از جنبۀ فرهنگی معرفی میکنند، ثابت کنیم که هنر، محصولات ماست، نه آثار فاسدی که شما به هنر میبندید و به خورد مردم میدهید.
بازار کتاب ما پر است از آثاری که سبک زندگی غربی را ترویج میکنند. سینمای ما را در بازۀ زمانی یک ساله نگاه کنید. چندتا فیلم دینی-انقلابی روی پردهها نقش بسته؟ چندتا فیلم اینچنینی در دست تولید و یا آمده پخش است؟ سری به سالنهای تئاتر بزنیم. جو این نوع هنر که همیشه روشنفکر زده بوده و هست. اگر بشود توقع داشت سالانه در سینما یکی-دو تا فیلم داشته باشیم که با آرمانهای ما همخوانی داشته باشد، این توقعمان را در عرصۀ تئاتر باید خیلی پایینتر از این حرفها بیاوریم. و این وضع در شرایطی است تئاتر زیربنای هنرهای نمایشی محسوب میشود.

و به همهی این نامرادیهای متن تولیدات فرهنگی، اضافه کنید حواشی هر چند وقت یکبارهی آنرا که بیش از سایر مسائل، دل دلسوزان فرهنگ انقلاب اسلامی را میسوزاند و همه را به این فکر وا می دارد که چه باید کرد؟ یکبار فلان خانم را میبینیم که جلوی دوربینها در آغوش مرد نامحرم میرود، یکبار هم بهمان آقا را میبینیم که رفته خارج از کشور و با گوگوش و داریوش عکس میاندازد.

فارق از عرصۀ شعر و شاعری انقلاب اسلامی که با توجه به عنایات خاص مقام معظم رهبری از پیشرفت قابل ملاحظهای برخوردار شده، چند نفر از دوستان مذهبی و انقلابی ما حاضر به ورود خود و نزدیکانشان به سایر عرصههای هنری هستند؟ چند نفر از دوستان ما حاضرند در کنار سایر فعالیتهایی که انجام میدهند، چند سالی را برای نوشتن یک رمان اختصاص دهند؟ یعنی در ابتدا در این بخش احساس تکلیف کنند و بعد بروند آموزش ببینند و سپس شروع به نوشتن و باز نویسی و نقد آن کنند.
آیا از بین دوستان ما هستند افرادی که بجای جهت دهی فرزندانشان به سمت کلیشههای تحصیلی امروزین، آنها را در کنار علم آموزی، برای هنر انقلاب اسلامی آماده کنند؟ در عرصۀ سینما و فیلمسازی، آیا عیب ورود به این رشتهی هنری در بین مذهبیها و انقلابیون از بین رفته است؟ آیا کسی از دوستان ما حاضر است که به عنوان یک بازیگر انقلابی سینما شناخته شود؟ آیا ما حاضریم خودمان و خانوادههایمان را وارد دغدغههای هنر نقاشی کنیم و جای خالی اثری انقلابی-دینی را که خیلی احساس میشود، پر کنیم؟

اما نباید تصور کرد که دیگر کار تمام شده و ورود به این عرصهها چارهساز نیست. به قول رهبر انقلاب نباید جوری فکر کرد و حرف زد که ناامیدی را به جامعه تزریق کند. قطعاً راه امیدی برای کنار گذاشتن این شرایط نامطلوب وجود دارد و میتوان در قالب یک "جهاد فرهنگی" گفتمان فرهنگی-هنری موجود کشور را عوض کرد و آنرا به آرمانهای انقلاب اسلامی نزدیک ساخت.
در نتیجه تنها راه موجود این است که من و شما و همۀ دوستانمان در کنار سایر کارها، وقتی را برای آموزش و پرورش بُعد فرهنگی-هنری خود قرار دهیم و به این باور برسیم که حفظ انقلاب اسلامی در اصل و اساس بر پایۀ فرهنگ شکل میگیرد و غفلت ما از این کار، نوعی خیانت ماست به انقلاب اسلامی. باید بدون ترس و رعایت خط قرمزهای اعتقادیمان وارد این عرصههای مهجور مانده شد تا هم رسالت تاریخی خود را انجام دهیم و هم به دیگرانی که حزبالله را خالی از جنبۀ فرهنگی معرفی میکنند، ثابت کنیم که هنر، محصولات ماست، نه آثار فاسدی که شما به هنر میبندید و به خورد مردم میدهید.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


