کد خبر: ۱۰۶۱۷۹
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
حی علی الجهاد:

تسهیل ازدواج جوانان؛ مسؤولیتی برای همه اقشار جامعه اسلامی

به گزارش گروه خاکریز سایبری بولتن نیوز؛ نویسنده وبلاگ «حی علی الجهاد» در آخرین مطلب وبلاگ خود نوشت:


مسئله ازدواج جوانان، مدت‌هاست که مسئله روز جامعه است و در درجه اول جوانان و خانواده‌ها و در مرحله بعد، کارشناسان فرهنگی و مذهبی و اساتید روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و دغدغه‌مندان عرصه فرهنگی را به خود مشغول کرده است، اما سؤال این‌جاست که بازده این همه نگرانی و تلاش و فعالیت و برنامه‌ریزی و برنامه‌سازی چه بوده است؟! و بالاخره این مشکل چگونه و از چه راهی باید حل شود؟ و اصلا آیا با شرایط پیش آمده، می‌توان راهی برای گشودن این گره کور یافت؟!

خواندن این مطلب، هر انسان دغدغه‌مندی را به فکر فرو می‌برد که چرا باید امر مهم و مؤکدی مثل ازدواج، روز به روز مشکل‌تر ‌شود و افراد بسیاری را درگیر مشکلات عدیده‌ خود کند؟!


رابطه دوسویه‌ی ازدواج دیرهنگام و ارتباطات آزاد

مسئله از رمانی شروع شد که فضای روشن‌فکری و غرب‌گرایی و ترویج سبک زندگی اروپایی، باعث بالا رفتن سطح توقع جوانان و خانواده‌ها شد. هم‌زمان کم‌رنگ شدن مرزها و خطوط قرمز دینی و ارتباطات آزاد در محیط‌های دانشگاهی و شغلی، لقمه‌های آماده‌ای را برای جوانانی که امکان ازدواج نداشتند، فراهم کرد و نهایتا به بالا رفتن سن ازدواج دامن زد. آمار ازدواج به کندی بالا ‌رفت و در مقابل، آمار طلاق رشدی عجیب و باورنکردنی را تجربه و هزینه‌های سنگینی را به جامعه تحمیل کرد که البته محل بحث این مقاله نیست.

اما شاید بتوان گفت خوش‌بختانه اخیرا بر اساس آمار شاهد ازدواج جوانان در سنین پایین‌تر هستیم و سن ازدواج کاهش چشم‌گیری یافته است. این امر از طرفی جای تبریک و دل‌خوشی دارد که حداقل جوانان کم سن و سال بیش‌تری در تکاپوی ازدواج هستند، اما بخش تلخ ماجرا آن‌جاست که بسیاری از متولدین دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰، هنوز امکان ازدواج پیدا نکرده‌اند و این اتفاق تلخ، در میان دختران متولد این سال‌ها بیش‌تر دیده می‌شود. براساس آمار جمعیت متولدین دختر اواسط دهه ۵۰ از پسران بیشتر است و این یعنی بسیار هستند دخترانی که الان حدود ۳۰ سال دارند و هنوز مجردند، اما جدای از اعداد و ارقام و آمار تکان‌دهنده‌ای که نشان‌دهنده وقوع یک فاجعه در میان نسل جوان جامعه ایرانی است، نکته این‌جاست که با این نسل جوان مجرد چه باید کرد و این مشکل را چگونه باید حل کرد؟

نبود پیمانه‌ای برای سنجش صحیح کفویت

دختران ۱۸ تا ۲۵ سال باید بدانند که بهترین سن را برای ازدواج دارند و باید با کنار گذاشتن توقعات بی‌جا به شدت به موقعیت‌های مناسب دقت کنند و پسران هم با واقع‌نگری و دوری از خودخواهی، از همان سنین پایان دانشگاه باید به فکر کار و سربازی و تامین سرمایه برای شروع زندگی باشند و به دنبال موقعیت‌های مناسب بگردند، اما بنا به شهادت همان گزارش_مصاحبه‌ای که ابتدای متن به آن اشاره کردم، کم نیستند دختران جوانی که توقعات نابجا یا آرمانی‌نگری در زمینه انتخاب یا مال و ثروت آن‌چنانی یا مهریه بالا را معیار قرار نداده‌اند و در مقابل هم کم نیستند پسرانی که توقع فوق‌العاده‌ای از همسر آینده‌شان ندارند، اما متاسفانه هنوز موفق به ازدواج نشده‌اند و این نشان می‌دهد کلی‌گویی‌های از قبیل مشکلات اقتصادی، نبود کار و مسکن مناسب و توقعات بالای دختران و چشم و هم‌چشمی خانواده‌ها، علت تامه عدم ازدواج جوانان نیست. در واقع هم بايد در ملاك‌هاي ازدواج بازنگري شود و هم بايد مسيري براي معرفي افراد هم‌كفو به هم يافت.

عدم تناسب شانس ازدواج برحسب جنسیت و نوع زندگی

فرض کنیم هیچ‌کدام از این مشکلات هم وجود نداشته باشد، آیا دختران و پسران جوان و خانواده‌های‌شان، خصوصا در سنین بالا، شرایط پیدا کردن همسر ایده‌آل خود را دارند؟! و آیا شرایط پسران بالای ۳۰ سال و دختران بالای ۳۰ سال برابر است؟! آیا دختران و پسران مجرد و مذهبی بین ۲۵ تا ۳۵ سال، می‌توانند همانند دختران و پسران غیرمذهبی در همین سن و سال زندگی کنند؟! پاسخ این سؤال‌ها قطعا منفی است؛ چون تفاوت‌های آشکاری بین این دو جنس و این دو گروه وجود دارد. دختران حق انتخاب اولیه را ندارند و باید منتظر بمانند تا مورد انتخاب واقع شوند، اما پسران هم‌زمان با تصمیم به ازدواج، می‌توانند اقدام به ازدواج هم بکنند. از طرف دیگر دختران مذهبی حاضر نیستند با هر سر و وضع و شکل ظاهری در اجتماع دیده شوند. حاضر نیستند در جمع‌های مختلط حضور یابند. در شأن خود نمی‌بینند که با لطایف‌الحیل، دل پسران را بربایند و آن‌ها را مال خود کنند. آن‌ها حتی از طرف خانواده‌های‌شان که معمولا سنتی و مذهبی‌اند، محدود می‌شوند و در بسیاری موارد، حتی امکان حضور موقر و سالم را هم در اجتماع ندارند. بنابراین نسبت به دخترانی که به هر شیوه ممکن در اجتماع حضور می‌یابند و با هر ترفندی سعی می‌کنند بالاخره یک نفر را مال خود کنند، شانس بسیار کم‌تری برای دیده شدن و در معرض انتخاب قرار گرفتن دارند. متاسفانه به خاطر جو حاکم بر جامعه، خانواده‌های دختردار هم باید منتظر بمانند تا خانواده پسر در خانه آن‌ها را بزنند و امکان ازدواج دخترشان فراهم شود و خودشان نمی‌توانند اقدامی در راستای ازدواج دخترشان انجام دهند، اما پسرهای مذهبی چه خودشان، چه از طریق خانواده و چه از طریق دوستان و آشنایان، می‌توانند به دنبال مورد مناسب خود بگردند. البته اگر معیارهای‌شان معقول و منطقی باشد.

رسوخ معیارهای ناصحیح، حتی در تفکرات قشر مذهبی جامعه

متاسفانه مدت‌هاست شاهدیم حتی قشر مذهبی پسران جامعه هم معیارهای ناصحیحی را ملاک انتخاب خود قرار می‌دهند. معیارهایی مانند زیبایی، پول، موقعیت ویژه خانوادگی و … و این در حالی است که امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: اگر مرد با زن به خاطر زیبایی یا ثروتش ازدواج کند، به همان واگذار شود و اگر با زن به خاطر دینش و فضائلش ازدواج کند، خداوند زیبایی و ثروت را روزیش گرداند. اما با کمال تاسف باید گفت خانواده‌ها هم به این معیارها دامن می‌زنند و گاهی اوقات معیارهای عجیب و غریبی را مطرح می‌کنند و روز به روز هم به آن دامن می‌زنند و دست‌آویزشان هم این است که پسر دستش برای ازدواج باز است و به قول معروف عامیانه: این دختر نشد، یک دختر دیگر، اما شرایط برای دختر خانم‌ها به گونه دیگری است. متاسفانه گزارش_مصاحبه فوق، نمونه کوچکی از واقعیت در حال وقوع جامعه است و با نگاهی به اطراف می‌توان نمونه‌های فراوان دیگری هم برایش پیدا کرد. دختران عفیف و مذهبی به دلیل کم دیده شدن مجبورند از بین معدود خواستگاران‌شان، موردی را که حداقل مطلوب را دارد، انتخاب کنند و گاهی حتی حاضرند از بسیاری از خواسته‌های‌ به حق‌شان بگذرند، اما طرف مقابل با کوچک‌ترین نکته منفی طبیعتا به مورد بعدی فکر می‌کند. پسرانی که حتی در سن ۳۵_۳۴ سالگی دنبال دختر ۲۶_۲۵ ساله می‌گردند، قاعدتا به این امر نیندیشیده‌اند که تکلیف دخترانی که از نظر سنی در فاصله این ۸ سال قرار دارند و می‌توانند پسر ۳۴ ساله‌ای را خوشبخت کنند، چه می‌شود؟! البته هستند دخترانی هم که حتی علی‌رغم مذهبی و متدین بودن، به ملاک‌های ظاهری و مادی اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌دهند و مهریه‌های سنگین و حساب‌های بانکی پرپول طلب می‌کنند که این تفکر هم قطعا اشتباه و به ضرر خودشان است.

تسهیل ازدواج جوانان؛ مسؤولیتی برای همه

گذشته از وظایف دولت؛ مانند حل مشکلات اقتصادی مردم و حل مشکل اشتغال و مسکن و پایین آوردن قیمت سکه و تسهیل امر ازدواج جوانان و گذشته از وظایف مجلس مانند تصویب قوانینی که به سهل شدن ازدواج کمک می‌کند و گذشته از وظایف نهادها و مسوولین و متولیان فرهنگی که باید ازدواج به‌هنگام و راه و رسم انتخاب درست را در بین جوانان و خانواده‌ها ترویج دهند، معتقدم بار اصلی و اساسی در تسهیل ازدواج جوانانی که کم‌کم دارند سن ازدواج را پشت سر می‌گذارند، به عهده تک‌تک افراد جامعه است.

وظیفه و مسؤولیت سنگین متأهلین

دختر و پسری که در شرف ازدواج هستند، چگونه باید به هم معرفی شوند؟ با شیوه‌های سنتی، مدرن یا تلفیقی از این دو؟ این‌ها بحث‌های گسترده‌ای را طلب می‌کند که این مقاله گنجایش آن را ندارد، اما در هر صورت نمی‌توان از نقش واسطه چشم پوشید. به شخصه معتقدم آن‌چه می‌تواند شدت این بحران اجتماعی را کاهش داده و به بهبود وضعیت جوانان منجر شود، احساس مسؤولیت قشر متأهل جامعه نسبت به همه مجردین است. به عبارت دیگر تمام متأهلینی که در خانواده و محل کار و در همسایگی و میان دوست و آشنا، پسر و دختر مجردی را می‌شناسند که از نظر سن و سال و شرایط اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی، خانوادگی و … قرابت کلی با هم دارند، باید وارد میدان شوند و رحمت خداوند را برای خود بخرند؛ چراکه امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: هر کس دختر یا پسر مجردی را همسر دهد، خداوند در روز قیامت با دیده رحمت به او می‌نگرد.۱

رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: هرکس در تزویج زن و مرد مؤمن بکوشد و خدا آن‌ها را با یکدیگر جمع کند، به هر گامی که برمی‌دارد یا کلمه‌ای که در این راه می‌گوید، خداوند ثواب یک سال عبادت را به او می‌بخشد.۲

هم‌چنین پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله می‌فرمایند: از جمله بهترین وساطت‌ها، وساطت در میان دو کس برای ازدواج است.۳

معرفی جوانان برای ازدواج و واسطه‌گری در این امر هم‌اکنون هم توسط بسیاری از افراد خیرخواهی که ارتباطات اجتماعی مؤثری هم دارند، انجام می‌شود، اما سازوکار مناسبی ندارد. معمولا این اتفاق به‌صورت کلی و بدون شناخت از طرفین صورت می‌گیرد و دقیقا به همین دلیل در بسیاری از موارد به ازدواج ختم نمی‌شود. درصورتی که اگر کسانی که قصد این کار خیر را دارند، اطلاعات مناسبی از طرفین داشته باشند و براساس تناسب معیارهای کلی طرفین به معرفی بپردازند، درصد موفقیت این اتفاق افزایش بسزایی خواهد یافت، اما مسئله این‌جاست که معمولا افراد به دلیل این تفکر اشتباه که به غلط در جامعه رایج شده است، از این امر خیر سر باز می‌زنند که «اگر به خیر بگذرد، می‌گویند خودمان کردیم و اگر خدای نکرده شری در میان باشد، گریبان معرف را می‌گیرند!» درصورتی که جوانان و خانواده‌های امروزی قاعدتا به این درک رسیده‌اند که نقش معرف صرفا معرفی خانواده‌ها و جوانان هم‌‌کفو است و نه پیش‌بینی ریز اتفاقات و آینده‌نگری زندگی آنان و وظیفه آشنایی و تحقیق و مراحل بعدی فرآیند خواستگاری به عهده خود جوانان و خانواده‌های طرفین است.

راه‌کارهای دیگر

یکی دیگر از راه‌های خلاصی از این بحران، بهبود تفکر دختر و پسر و خانواده‌ها نسبت به امر مهم ازدواج و معیارهای انتخاب همسر است که با همه کلاس‌هایی که در این باره گذاشته شده و برنامه‌های مختلف صداوسیما و نهادهای فرهنگی باز هم جای کار دارد. راه بعدی، ایجاد بنیادهای حقیقی و مجازی انتخاب همسر است که نه جوانان، که خانواده‌ها و والدین آنان بتوانند شرایط و اطلاعات خود را در اختیار دیگران قرار دهند و اطلاعات دختر و پسر مورد نظر را بگیرند تا بتوانند برای ازدواج جوانان‌شان اقدام کنند. این بنیادها می‌توانند خانه‌های فرهنگ یا چیزی شبیه به این در محیط‌های حقیقی و حتی در محیط‌های مجازی باشد. تاکید می‌کنم در این محیط‌ها قاعدتا باید والدین، مسؤولیت این آشنایی را بپذیرند، نه این‌که بابی به نام آشنایی مجازی از طریق چت و گفتگوی آن‌لاین برای دختران و پسران جوان باز شود که قطعا نادرست است و آثار سوء فراوانی دارد.

پي‌نوشت:

۱. بحارالانوار, ج 102, ص 222

۲. وسائل‌الشيعه، ج ۴، ص ۲۷۰

۳. نهج‌‌الفصاحه، ح ۳۰۷۳

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین