تاملي بر ديدگاههاي فرهنگي رئيس جمهور
احمدي نژاد در اظهاراتی در خصوص عرصه فرهنگ و به ویژه محدود کردن مسائل فرهنگی در مسئله پوشش زنان اظهار داشت: بعد از گذشت 33 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، آنقدر سطحی شده ایم که مسئله اول کشور امروز شده است حجاب بانوان؛ بخدا این بی احترامی به مردم و لگدمال کردن شخصیت آنهاست. تمرکز خودمان را بر روی رشد و بزرگ شدن افراد جامعه بگذاریم، این انسانهای بزرگ موضوع حجاب را مرتفع می کنند.
بولتن نیوز: فرهنگ همانگونه که در نظام 34 ساله برآمده از انقلاب اسلامی به فراوانی
مورد توجه و تاکید بوده، به همان اندازه مورد مناقشه دامنه ای گسترده از
دیدگاهها و نظرات متفاوت بوده است.
متاسفانه عرصه فرهنگ هیچگاه از رقابتها و فراز و فرودهای سیاسی در امان نبوده و مسائل آن بیش از آنکه در میدان فرهنگ مورد تحلیل و تجزیه قرار گیرند، متاثر از دیدگاههای غالب سیاسی تفسیر شده اند و لازم به تکرار نیست که مواجهه با فرهنگ از موضع سیاست و آن هم نه علم سیاست، بلکه مناقشات سياسي چه بر سر فرهنگ خواهد آورد.
آفت مهم ديگري كه گريبانگير فرهنگ در كشورمان است، نگاه انتزاعي و بخشي به فرهنگ است، چنانكه مسئولان هر بخش مسائل به اصطلاح فرهنگي بخش خود را مستقل و منتزع از بخشهاي ديگر ديده و به چاره انديشي براي رفع مشكلات و تدبير براي رشد و ارتقاي آن مي پردازند.
در يكي از جامع ترين تعاريف از فرهنگ آمده است: "فرهنگ مجموعه پيچيدهاى است که شامل مجموعه علوم و دانشها، اعتقادات، هنرها، افکار و عقايد، صنايع، تکنيک، اخلاق، قوانين و مقررات، سخن، عادات و رسوم و رفتار و ضوابطى است که انسان به عنوان عضو يک جامعه آن را از جامعه خود فرا مىگيرد و در قبال آن تعهداتى به عهده دارد".
چنانكه در تعريف بالا آمده است، فرهنگ حتي صنعت و تكنيك را در كنار اخلاق و مقررات در بر مي گيرد و اينجاست كه بايد به مسئولان امر يادآور شد كه تماشاگر نما را نمي توان با فرهنگ سازي در محيط ورزشگاه اصلاح كرد، چرا كه يك تماشاگر نما يقينا يك شهروند نما، يك كارگر نما، يك كارمند نما و در يك كلام يك انسان نما نيز هست.
بايد پذيرفت كه برخلاف عرف رايج در كشورمان به ويژه پس از انقلاب اسلامي، كار فرهنگي به خودي خود اصلا امكان ندارد و اصلا نمي توان به اقدام يا كاري، صفت فرهنگي داد يا آن را فرهنگي اطلاق كرد. البته با تبديل شدن عرصه كار «فرهنگي!!» به دكان براي عده قابل توجهي از افرادي كه دستشان به دامن بودجه كشور رسيده و در اين سالها توانسته اند به قول آقاي احمدي نژاد منفذي به كيسه بيت المال ايجاد نمايند، اين نكته به هيچ روي پذيرفتني نيست اما به هر روي حقيقت همواره تلخ بوده و هست.
يكي از آفات نگرشهاي سياسي به مسائل و از جمله فرهنگ همين است كه اگر نظر، ايده يا سخني در جامعه منتشر شود، بيش از آنكه محتوا و چيستي اين سخن و نظر مطمح نظر قرار گيرد، گوينده و ارائه كننده آن اهميت مي يابد و يكي از روشن ترين و مهمترين اسناد اين ادعا سخنان رئيس جمهور در آبان سال 85 است كه اظهار داشته بود، ايده دو بچه كافيست، نظر درستي نيست و اگر نرخ رشد جمعيت كشور با روند فعلي ادامه يابد، به زودي جمعيت كشور با سرعت رو به پيري نهاده و مخاطرات و مشكلات بيشماري را ايجاد خواهد كرد. اين سخن در آن زمان اگر چه تقريبا تقريبا از سوي هيچ كس جدي گرفته نشد، اما انتقاد بيشتر به رسانه هايي بود كه بدون انديشيدن درباره فهواي اين كلام، صرفا به اعتبار اظهار آن از سوي محمود احمدي نژاد آن را به باد حمله و انتقادهاي پوچ گرفتند.
تاسف بيشتر آنجاست كه وقتي چند ماه قبل مقام معظم رهبري بر صحت اين نظريه تاكيد كرده و آن را تكرار كردند، اين بار همان رسانه ها باز هم البته بدون تامل و تعمق جدي به انتشار گسترده اين سخنان و تهيه گزارشها و اخبار مرتبط پرداختند و پس از چندي اين سخنان مهم نيز مثل همه مسائل و مباحث مهم ديگر جامعه به بوته فراموشي سپرده شده و جاي خود را به مناقشات گسترده و بي حاصل سياسي داد.
سخن در اين باره بسيار است اما منظور اين نوشتار بازنشر بخش هايي از دو اظهارنظر دكتر احمدي نژاد است كه متن يكي از آنها منتشر نشده و نگارنده به اعتبار آشنايي با يكي از بزرگواراني كه در محفل نقل اين سخنان حضور داشته، بخش هايي از آن را به دست آورده است.
آنچه اين سخنان را به حاشيه هاي بالا ربط مي دهد، نوع نگاه متفاوت آقاي رئيس جمهور به فرهنگ است كه بولتن نيوز بنا دارد، پس از اين به صورت مفصل تر تحت عنوان نگاهي به ديدگاههاي فرهنگي ريس جمهور، آنها را بازنشر دهد.
درباره نظرات، رويكردها و عملكردهاي فرهنگي دولت نهم و دهم و به تعبير دقيقتر دكتر محمود احمدي نژاد مباحث بسياري مطرح است كه انتقاد بخش عمده اي از آنها را شامل مي شود.
با توجه به سبقه سياسي رئيس دولتين نهم و دهم و رويكردهاي فرهنگي كه از اسلاف و همفكران وي مشاهده شده است، البته ديدگاههاي منتشر شده از ايشان، همواره بسيار متفاوت از آنچه شايد در بدو امر انتظار مي رفت (يا حداقل به اصطلاح اصولگرايان انتظار داشتند)، بوده است.
شايد اولين مسئله فرهنگي كه انتشار ديدگاه دولت درباره آن باعث جنجال شد، اجازه حضور زنان در ورزشگاه ها بود كه سيلي از انتقاد و مخالفت را به همراه داشت و شايد يكي از آخرين بازخوردها درباره رويكردهاي فرهنگي دولت، پرسش خبرگزاري مهر و اشاره آن به مواضع رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره عملكرد دولت در حوزه فرهنگ بود كه مسئولان اين خبرگزاري از آن تعبير به انتقاد كرده بودند و البته اگر از اظهارنظر ايشان مبني بر اينكه ديدگاه هاي فرهنگي دكتر احمدي نژاد با ايشان نزديكتر از ديگران را ناديده بگيريم، اين سخن پذيرفتني تر است.

آقاي احمدي نژاد در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاري مهر نكاتي را بيان كرد كه مرور آنها شايد خالي از لطف نباشد. وي با بیان اینکه من هم مثل رهبر معظم انقلاب به حوزه فرهنگ انتقاد دارم، گفت: گاهی اوقات لازم است نهادهای فرهنگی نه حرف بزنند و نه عمل کنند ، بلکه مسائلی را که از نظر آنها حساس است، رها نمايند تا ملت خودشان اين مسائل را اداره کنند.
دكتر احمدی نژاد در ادامه با طرح این پرسش که عناصر اصلی فرهنگی ایران را چه کسانی حفظ کرده اند؟ مي گويد كه آیا حکومت ها عناصر اصلی را حفظ کردند، یا مردم، پاسخ کاملا روشن است، ملت ایران بود که این عناصر را حفظ کرده است.
بعضی ها وقتی می گویند، فرهنگ، طوری صحبت می کنند که گویی ملت متهم اصلی است در حالیکه ملت مدعی است. باید از دستگاه ها و نهادهای فرهنگساز مانند سازمان صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه ها، دانشگاه ها و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره عملكرد فرهنگي آنان سوال کنیم!
خلاصه کردن فرهنگ در یک مسئله فردی و کوچک ظلم به فرهنگ است، تلاش برای تبدیل فرهنگ، ظلم به فرهنگ است. دولت عامل مستقیم در فرهنگ نیست، عوامل زیادی در موضوع فرهنگ دخیل هستند و همه باید نگاهشان فرهنگی باشد، نه فیزیکی.
در حوزه فرهنگ ما نیز منتقد هستیم، ما به کارکرد دستگاه های فرهنگی، خبرگزاری ها و سازمان تبلیغات اسلامی منتقدیم و سازمان تبلیغات توضیح دهد که چه کار می کند؟
رئيس جمهور همچنين چندي قبل در يك سخنراني كه متن آن منتشر نشد، اظهاراتي در خصوص عرصه فرهنگ، به ويژه محدود كردن مسائل فرهنگي در مسئله پوشش زنان اظهار داشته است: من درباره حجاب حرفهاي خودم را زده ام و مقام معظم رهبري هم اين حرفها را تاييد كرده اند. نباید خیلی در مسائل روبنايي برای مردم محدودیت ایجاد كرده و عرصه را بر آنها تنگ گرفت. اگر در مسائل جزئی و غیر مهم بيش از حد به مردم سخت گرفته شود، دين مردم از بين می رود.
اگر مديران و حاكمان جامعه، تمركز فكري و ذهني جامعه را به سوی مسائل و روابط جنسي برند، ذهن و فكر جامعه روي این مباحث متمركز مي شود و اگر افکار عمومی به مسائل متعالي سوق داده شود، مردم روي موضوعات متعالی متمركز مي شوند.
بايد برای ممیزی مسائل به ویژه در عرصه فرهنگ، معيار و شاخصها فراتر از تشخیص و استنباط یک فرد باشد، تا کار بر اساس آن سنجیده شده و امور پیش برود، اگر نه سطح کار و معیارها آنقدر تنزل پيدا می کند که به جايي می رسیم که اگر کسی همراه همسرش در خیابان راه برود، برخی آن را ناپسند توصیف می کنند.
تعبير بزرگان اين است كه فقه پوسته و معرفت مغز دین است، اما در اين سالها آنقدر بر ظواهر تاكيد شده است که همه به پوسته رسيده ايم و مغز فراموش شده است. بايد اول مردم خدا را بشناسند و مشتاق راز و نیاز كردن با خدا بشوند، بعد بگوييم خوب راز و نیاز کردن قاعده دارد و باید ابتدا وضو ساخت و بعد قامت بست و ادامه اعمال را انجام داد.
از آنجا كه معیار و شاخص ها تعريف نشده است، عده ای بر اساس ظرفیت خود، براي مردم سقف پرواز تعريف كرده اند و هر كس بخواهد بالاتر از این سقف پرواز كند، مانع او می شوند، هیچ کس در جامعه حرف نو نمي زند و شرایطی را که بالاتر از وضع موجود باشد، ترسيم نمی كند، خودسانسوري در كشور رايج شده و اگر چه زمانی که به افق كلان نگاه می كنيم، مسائل در همه عرصه ها رو به تعالي است اما اگر در جزئیات دقیق شويم، ضعف هايي هست كه بايد گفته شود، اما امروز امکان بیان ضعف ها و نقصها نیست.
بعد از گذشت 33 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، آنقدر سطحی شده ایم که مسئله اول کشور امروز شده است حجاب بانوان؛ بخدا این بی احترامی به مردم و لگدمال کردن شخصیت آنهاست. اگر به جای پرداختن به این مسائل توجه و تمرکز خودمان را بر روی رشد و بزرگ شدن افراد جامعه بگذاریم، انسانهای بزرگی که تربیت می شوند، خودشان موضوع حجاب را مرتفع می کنند. البته این کار نیاز به تالیف و تدوین کتب و تشریح اصول و احکام اسلام دارد، اما باید توجه داشته باشیم که اگر یک حلال خدا را حرام کنیم، تبعات آن بسیار بیشتر از آن است که حرامی، حلال شود.
دولت بودجه نهادهاي فرهنگي در حوزه دين را 27 برابر كرده است و آن وقت روحانیون و علما دولت را برای بی حجابی مواخذه می کنند و اصلا توجه به این ندارند که رفع و رجوع چنین مسائلی بر عهده خود آنها و نهادهاي فرهنگي در حوزه دين است.
این شرایط به معنای آن است که راه را گم كرده ايم، در تصميم گيري ها، هدف اصلي فراموش شده است. جمهوري اسلامي ایجاد شده است تا انسان تربیت شود، افراد ساخته شده و بزرگ شوند، معرفت و كمال کسب کنند و در عرصه عمومی عدالت اجرا شود.
متاسفانه بسیاری از بودجه های امور فرهنگی و دینی صرف ساخت مصلاهایي می شود که تشریفات در آنها بر جنبه معنوی غلبه دارد، مسیر را گم كرده ايم و بايد تلاش کنیم تا راه را بیابیم؛ اگر 10 نفر خط درست را پيدا كنند و دست به دست دهند، جامعه زير و رو مي شود. البته من به هیچ وجه نگران آينده نيستيم، چرا که آینده خيلي بهتر از حال حاضر خواهد بود، این حرف را با استدلال و مستند مي گويم، نه از روی احساسات؛ این سخن برخاسته از استدلال، تحليل و متکی بر نشانه هاي بسيار قوي است و می توانم این مسئله را اثبات كنم.
ملت ايران امروز، عدالت طلب تر از سالهاي اول پیروزی انقلاب اسلامی هستند، اگر در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی خيلي ها به تبع فضای جامعه با حرکت انقلاب همراه شده بودند و مفهوم مبهمي از آرمانهای انقلاب در ذهن آنها بود، اما امروز ايستادگي مردم روی آرمانهای انقلاب و در مقابل نظام سلطه آگاهانه تر است. نباید توقع داشت ظاهر و ادبیات جوانان و دیگر افراد جامعه نیز مثل ما باشد، اساسا توقع اینکه همه مثل هم باشند، غلط است؛ جوانان امروز باید افق نگاهشان بسیار بلندتر از امثال ما و توانایی ها و فهم آنها دقیق تر باشد.
آحاد مردم در عرصه فرهنگی بسیار پیشرو هستند و کسانی که در حوزه و احوالات شخصی افراد دخالت می کنند و نسبت به رابطه زن و مرد خیلی حساسیت به خرج می دهند، خودشان در این زمینه مشکل دارند و این عین جمله امام راحل است که می فرمایند وقتی دو نفر در خيابان راه مي روند، احدي حق ندارد، از آنها بپرسد که شما چه نسبتي با هم داريد؟
باید به مردم احترام گذاشت و نباید به مردم ظن و گمان باطل برد، كساني كه فكر مي كنند، همه مردم فاسد هستند، خودشان فاسد هستند، چرا که اگر کسی خودش فاسد نباشد اصلا فکر غلط درباره دیگران به ذهنش خطور نمی کند.
مردم ايران مردم بسیار خوبی هستند و نسل اندر نسل مومن هستند، منتها بالاخره هر كسي ضعفهایی دارد. چرا وقتی قرار است انتخابات برگزار شود، افراد بدحجاب و آرایش کرده را به صحنه می آوریم اما در ایام دیگر با آنها برخورد می کنیم. مردم مركب حكومت اسلامي نيستند، بلکه جزء ذات حكومت اسلامي هستند. نباید دین را اشتباه تعریف کنیم.
متاسفانه انديشه غالب در جامعه امروز، انديشه سرمايه داري است که لعاب دين به آن خورده است، اندیشه سرمایه داری می گوید انسان مساوی با بازده اقتصادی است و اسم زمانی که فرد بازده اقتصادی ندارد، اوقات فراغت است و دیگر جزء انسانی فرد و جز کار نیست، بلکه اوقات فراغت است و باید به نحوی بگذرد که آن هم در نهایت در خدمت اقتصاد باشد و طوری باید طی شود که فرد را برای ارائه بازده اقتصادی بیشتر آماده کند.
تفريح جزء دینداری است و ارتباط زن با مرد جزء اسلام است، این در فطرت انسان است و خارج از دین نیست. خانواده باید تفریح کند و البته تفریح باید سالم تا مرحله ای از پرورش انسان محسوب شود. امروز متاسفانه در جامعه فرهنگی اقتباسی حاکم است و امور قاطی شده است و بین ما و اصول خودمان فاصله افتاده است که باید تلاش شود تا این فاصله برطرف شود.
دین نیامده تا انسان را در فشار روحی قرار دهد، در دین اصل بر خوبی و پاکی است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود، در حالی که برخی افراد در جامعه اصل را بر ناپاکی و بدی می گذراند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
صرفنظر از موضعگيري هاي سياسي آيا اين حرف غلطي است كه تمركز صرف توجهات در عرصه فرهنگ بر موضوع حجاب و پوشش آن هم صرفا براي زنان، كار اشتباهي است و حداقل به اعتبار تجربه 33 ساله پس از انقلاب اسلامي، اين نوع نگاه نتايج مناسبي در بر نداشته است؟
آيا رويكردها و برخوردهاي غلط با موضوع حجاب باعث نشده است، حساسيت افكار عمومي نسبت به اين موضوع به انحراف كشيده شده و راه خطا بپيمايد؟
متاسفانه عرصه فرهنگ هیچگاه از رقابتها و فراز و فرودهای سیاسی در امان نبوده و مسائل آن بیش از آنکه در میدان فرهنگ مورد تحلیل و تجزیه قرار گیرند، متاثر از دیدگاههای غالب سیاسی تفسیر شده اند و لازم به تکرار نیست که مواجهه با فرهنگ از موضع سیاست و آن هم نه علم سیاست، بلکه مناقشات سياسي چه بر سر فرهنگ خواهد آورد.
آفت مهم ديگري كه گريبانگير فرهنگ در كشورمان است، نگاه انتزاعي و بخشي به فرهنگ است، چنانكه مسئولان هر بخش مسائل به اصطلاح فرهنگي بخش خود را مستقل و منتزع از بخشهاي ديگر ديده و به چاره انديشي براي رفع مشكلات و تدبير براي رشد و ارتقاي آن مي پردازند.
در يكي از جامع ترين تعاريف از فرهنگ آمده است: "فرهنگ مجموعه پيچيدهاى است که شامل مجموعه علوم و دانشها، اعتقادات، هنرها، افکار و عقايد، صنايع، تکنيک، اخلاق، قوانين و مقررات، سخن، عادات و رسوم و رفتار و ضوابطى است که انسان به عنوان عضو يک جامعه آن را از جامعه خود فرا مىگيرد و در قبال آن تعهداتى به عهده دارد".
چنانكه در تعريف بالا آمده است، فرهنگ حتي صنعت و تكنيك را در كنار اخلاق و مقررات در بر مي گيرد و اينجاست كه بايد به مسئولان امر يادآور شد كه تماشاگر نما را نمي توان با فرهنگ سازي در محيط ورزشگاه اصلاح كرد، چرا كه يك تماشاگر نما يقينا يك شهروند نما، يك كارگر نما، يك كارمند نما و در يك كلام يك انسان نما نيز هست.
بايد پذيرفت كه برخلاف عرف رايج در كشورمان به ويژه پس از انقلاب اسلامي، كار فرهنگي به خودي خود اصلا امكان ندارد و اصلا نمي توان به اقدام يا كاري، صفت فرهنگي داد يا آن را فرهنگي اطلاق كرد. البته با تبديل شدن عرصه كار «فرهنگي!!» به دكان براي عده قابل توجهي از افرادي كه دستشان به دامن بودجه كشور رسيده و در اين سالها توانسته اند به قول آقاي احمدي نژاد منفذي به كيسه بيت المال ايجاد نمايند، اين نكته به هيچ روي پذيرفتني نيست اما به هر روي حقيقت همواره تلخ بوده و هست.
يكي از آفات نگرشهاي سياسي به مسائل و از جمله فرهنگ همين است كه اگر نظر، ايده يا سخني در جامعه منتشر شود، بيش از آنكه محتوا و چيستي اين سخن و نظر مطمح نظر قرار گيرد، گوينده و ارائه كننده آن اهميت مي يابد و يكي از روشن ترين و مهمترين اسناد اين ادعا سخنان رئيس جمهور در آبان سال 85 است كه اظهار داشته بود، ايده دو بچه كافيست، نظر درستي نيست و اگر نرخ رشد جمعيت كشور با روند فعلي ادامه يابد، به زودي جمعيت كشور با سرعت رو به پيري نهاده و مخاطرات و مشكلات بيشماري را ايجاد خواهد كرد. اين سخن در آن زمان اگر چه تقريبا تقريبا از سوي هيچ كس جدي گرفته نشد، اما انتقاد بيشتر به رسانه هايي بود كه بدون انديشيدن درباره فهواي اين كلام، صرفا به اعتبار اظهار آن از سوي محمود احمدي نژاد آن را به باد حمله و انتقادهاي پوچ گرفتند.
تاسف بيشتر آنجاست كه وقتي چند ماه قبل مقام معظم رهبري بر صحت اين نظريه تاكيد كرده و آن را تكرار كردند، اين بار همان رسانه ها باز هم البته بدون تامل و تعمق جدي به انتشار گسترده اين سخنان و تهيه گزارشها و اخبار مرتبط پرداختند و پس از چندي اين سخنان مهم نيز مثل همه مسائل و مباحث مهم ديگر جامعه به بوته فراموشي سپرده شده و جاي خود را به مناقشات گسترده و بي حاصل سياسي داد.
سخن در اين باره بسيار است اما منظور اين نوشتار بازنشر بخش هايي از دو اظهارنظر دكتر احمدي نژاد است كه متن يكي از آنها منتشر نشده و نگارنده به اعتبار آشنايي با يكي از بزرگواراني كه در محفل نقل اين سخنان حضور داشته، بخش هايي از آن را به دست آورده است.
آنچه اين سخنان را به حاشيه هاي بالا ربط مي دهد، نوع نگاه متفاوت آقاي رئيس جمهور به فرهنگ است كه بولتن نيوز بنا دارد، پس از اين به صورت مفصل تر تحت عنوان نگاهي به ديدگاههاي فرهنگي ريس جمهور، آنها را بازنشر دهد.
درباره نظرات، رويكردها و عملكردهاي فرهنگي دولت نهم و دهم و به تعبير دقيقتر دكتر محمود احمدي نژاد مباحث بسياري مطرح است كه انتقاد بخش عمده اي از آنها را شامل مي شود.
با توجه به سبقه سياسي رئيس دولتين نهم و دهم و رويكردهاي فرهنگي كه از اسلاف و همفكران وي مشاهده شده است، البته ديدگاههاي منتشر شده از ايشان، همواره بسيار متفاوت از آنچه شايد در بدو امر انتظار مي رفت (يا حداقل به اصطلاح اصولگرايان انتظار داشتند)، بوده است.
شايد اولين مسئله فرهنگي كه انتشار ديدگاه دولت درباره آن باعث جنجال شد، اجازه حضور زنان در ورزشگاه ها بود كه سيلي از انتقاد و مخالفت را به همراه داشت و شايد يكي از آخرين بازخوردها درباره رويكردهاي فرهنگي دولت، پرسش خبرگزاري مهر و اشاره آن به مواضع رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره عملكرد دولت در حوزه فرهنگ بود كه مسئولان اين خبرگزاري از آن تعبير به انتقاد كرده بودند و البته اگر از اظهارنظر ايشان مبني بر اينكه ديدگاه هاي فرهنگي دكتر احمدي نژاد با ايشان نزديكتر از ديگران را ناديده بگيريم، اين سخن پذيرفتني تر است.

آقاي احمدي نژاد در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاري مهر نكاتي را بيان كرد كه مرور آنها شايد خالي از لطف نباشد. وي با بیان اینکه من هم مثل رهبر معظم انقلاب به حوزه فرهنگ انتقاد دارم، گفت: گاهی اوقات لازم است نهادهای فرهنگی نه حرف بزنند و نه عمل کنند ، بلکه مسائلی را که از نظر آنها حساس است، رها نمايند تا ملت خودشان اين مسائل را اداره کنند.
دكتر احمدی نژاد در ادامه با طرح این پرسش که عناصر اصلی فرهنگی ایران را چه کسانی حفظ کرده اند؟ مي گويد كه آیا حکومت ها عناصر اصلی را حفظ کردند، یا مردم، پاسخ کاملا روشن است، ملت ایران بود که این عناصر را حفظ کرده است.
بعضی ها وقتی می گویند، فرهنگ، طوری صحبت می کنند که گویی ملت متهم اصلی است در حالیکه ملت مدعی است. باید از دستگاه ها و نهادهای فرهنگساز مانند سازمان صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه ها، دانشگاه ها و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره عملكرد فرهنگي آنان سوال کنیم!
خلاصه کردن فرهنگ در یک مسئله فردی و کوچک ظلم به فرهنگ است، تلاش برای تبدیل فرهنگ، ظلم به فرهنگ است. دولت عامل مستقیم در فرهنگ نیست، عوامل زیادی در موضوع فرهنگ دخیل هستند و همه باید نگاهشان فرهنگی باشد، نه فیزیکی.
در حوزه فرهنگ ما نیز منتقد هستیم، ما به کارکرد دستگاه های فرهنگی، خبرگزاری ها و سازمان تبلیغات اسلامی منتقدیم و سازمان تبلیغات توضیح دهد که چه کار می کند؟
رئيس جمهور همچنين چندي قبل در يك سخنراني كه متن آن منتشر نشد، اظهاراتي در خصوص عرصه فرهنگ، به ويژه محدود كردن مسائل فرهنگي در مسئله پوشش زنان اظهار داشته است: من درباره حجاب حرفهاي خودم را زده ام و مقام معظم رهبري هم اين حرفها را تاييد كرده اند. نباید خیلی در مسائل روبنايي برای مردم محدودیت ایجاد كرده و عرصه را بر آنها تنگ گرفت. اگر در مسائل جزئی و غیر مهم بيش از حد به مردم سخت گرفته شود، دين مردم از بين می رود.
اگر مديران و حاكمان جامعه، تمركز فكري و ذهني جامعه را به سوی مسائل و روابط جنسي برند، ذهن و فكر جامعه روي این مباحث متمركز مي شود و اگر افکار عمومی به مسائل متعالي سوق داده شود، مردم روي موضوعات متعالی متمركز مي شوند.
بايد برای ممیزی مسائل به ویژه در عرصه فرهنگ، معيار و شاخصها فراتر از تشخیص و استنباط یک فرد باشد، تا کار بر اساس آن سنجیده شده و امور پیش برود، اگر نه سطح کار و معیارها آنقدر تنزل پيدا می کند که به جايي می رسیم که اگر کسی همراه همسرش در خیابان راه برود، برخی آن را ناپسند توصیف می کنند.
تعبير بزرگان اين است كه فقه پوسته و معرفت مغز دین است، اما در اين سالها آنقدر بر ظواهر تاكيد شده است که همه به پوسته رسيده ايم و مغز فراموش شده است. بايد اول مردم خدا را بشناسند و مشتاق راز و نیاز كردن با خدا بشوند، بعد بگوييم خوب راز و نیاز کردن قاعده دارد و باید ابتدا وضو ساخت و بعد قامت بست و ادامه اعمال را انجام داد.
از آنجا كه معیار و شاخص ها تعريف نشده است، عده ای بر اساس ظرفیت خود، براي مردم سقف پرواز تعريف كرده اند و هر كس بخواهد بالاتر از این سقف پرواز كند، مانع او می شوند، هیچ کس در جامعه حرف نو نمي زند و شرایطی را که بالاتر از وضع موجود باشد، ترسيم نمی كند، خودسانسوري در كشور رايج شده و اگر چه زمانی که به افق كلان نگاه می كنيم، مسائل در همه عرصه ها رو به تعالي است اما اگر در جزئیات دقیق شويم، ضعف هايي هست كه بايد گفته شود، اما امروز امکان بیان ضعف ها و نقصها نیست.
بعد از گذشت 33 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، آنقدر سطحی شده ایم که مسئله اول کشور امروز شده است حجاب بانوان؛ بخدا این بی احترامی به مردم و لگدمال کردن شخصیت آنهاست. اگر به جای پرداختن به این مسائل توجه و تمرکز خودمان را بر روی رشد و بزرگ شدن افراد جامعه بگذاریم، انسانهای بزرگی که تربیت می شوند، خودشان موضوع حجاب را مرتفع می کنند. البته این کار نیاز به تالیف و تدوین کتب و تشریح اصول و احکام اسلام دارد، اما باید توجه داشته باشیم که اگر یک حلال خدا را حرام کنیم، تبعات آن بسیار بیشتر از آن است که حرامی، حلال شود.
دولت بودجه نهادهاي فرهنگي در حوزه دين را 27 برابر كرده است و آن وقت روحانیون و علما دولت را برای بی حجابی مواخذه می کنند و اصلا توجه به این ندارند که رفع و رجوع چنین مسائلی بر عهده خود آنها و نهادهاي فرهنگي در حوزه دين است.
این شرایط به معنای آن است که راه را گم كرده ايم، در تصميم گيري ها، هدف اصلي فراموش شده است. جمهوري اسلامي ایجاد شده است تا انسان تربیت شود، افراد ساخته شده و بزرگ شوند، معرفت و كمال کسب کنند و در عرصه عمومی عدالت اجرا شود.
متاسفانه بسیاری از بودجه های امور فرهنگی و دینی صرف ساخت مصلاهایي می شود که تشریفات در آنها بر جنبه معنوی غلبه دارد، مسیر را گم كرده ايم و بايد تلاش کنیم تا راه را بیابیم؛ اگر 10 نفر خط درست را پيدا كنند و دست به دست دهند، جامعه زير و رو مي شود. البته من به هیچ وجه نگران آينده نيستيم، چرا که آینده خيلي بهتر از حال حاضر خواهد بود، این حرف را با استدلال و مستند مي گويم، نه از روی احساسات؛ این سخن برخاسته از استدلال، تحليل و متکی بر نشانه هاي بسيار قوي است و می توانم این مسئله را اثبات كنم.
ملت ايران امروز، عدالت طلب تر از سالهاي اول پیروزی انقلاب اسلامی هستند، اگر در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی خيلي ها به تبع فضای جامعه با حرکت انقلاب همراه شده بودند و مفهوم مبهمي از آرمانهای انقلاب در ذهن آنها بود، اما امروز ايستادگي مردم روی آرمانهای انقلاب و در مقابل نظام سلطه آگاهانه تر است. نباید توقع داشت ظاهر و ادبیات جوانان و دیگر افراد جامعه نیز مثل ما باشد، اساسا توقع اینکه همه مثل هم باشند، غلط است؛ جوانان امروز باید افق نگاهشان بسیار بلندتر از امثال ما و توانایی ها و فهم آنها دقیق تر باشد.
آحاد مردم در عرصه فرهنگی بسیار پیشرو هستند و کسانی که در حوزه و احوالات شخصی افراد دخالت می کنند و نسبت به رابطه زن و مرد خیلی حساسیت به خرج می دهند، خودشان در این زمینه مشکل دارند و این عین جمله امام راحل است که می فرمایند وقتی دو نفر در خيابان راه مي روند، احدي حق ندارد، از آنها بپرسد که شما چه نسبتي با هم داريد؟
باید به مردم احترام گذاشت و نباید به مردم ظن و گمان باطل برد، كساني كه فكر مي كنند، همه مردم فاسد هستند، خودشان فاسد هستند، چرا که اگر کسی خودش فاسد نباشد اصلا فکر غلط درباره دیگران به ذهنش خطور نمی کند.
مردم ايران مردم بسیار خوبی هستند و نسل اندر نسل مومن هستند، منتها بالاخره هر كسي ضعفهایی دارد. چرا وقتی قرار است انتخابات برگزار شود، افراد بدحجاب و آرایش کرده را به صحنه می آوریم اما در ایام دیگر با آنها برخورد می کنیم. مردم مركب حكومت اسلامي نيستند، بلکه جزء ذات حكومت اسلامي هستند. نباید دین را اشتباه تعریف کنیم.
متاسفانه انديشه غالب در جامعه امروز، انديشه سرمايه داري است که لعاب دين به آن خورده است، اندیشه سرمایه داری می گوید انسان مساوی با بازده اقتصادی است و اسم زمانی که فرد بازده اقتصادی ندارد، اوقات فراغت است و دیگر جزء انسانی فرد و جز کار نیست، بلکه اوقات فراغت است و باید به نحوی بگذرد که آن هم در نهایت در خدمت اقتصاد باشد و طوری باید طی شود که فرد را برای ارائه بازده اقتصادی بیشتر آماده کند.
تفريح جزء دینداری است و ارتباط زن با مرد جزء اسلام است، این در فطرت انسان است و خارج از دین نیست. خانواده باید تفریح کند و البته تفریح باید سالم تا مرحله ای از پرورش انسان محسوب شود. امروز متاسفانه در جامعه فرهنگی اقتباسی حاکم است و امور قاطی شده است و بین ما و اصول خودمان فاصله افتاده است که باید تلاش شود تا این فاصله برطرف شود.
دین نیامده تا انسان را در فشار روحی قرار دهد، در دین اصل بر خوبی و پاکی است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود، در حالی که برخی افراد در جامعه اصل را بر ناپاکی و بدی می گذراند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
صرفنظر از موضعگيري هاي سياسي آيا اين حرف غلطي است كه تمركز صرف توجهات در عرصه فرهنگ بر موضوع حجاب و پوشش آن هم صرفا براي زنان، كار اشتباهي است و حداقل به اعتبار تجربه 33 ساله پس از انقلاب اسلامي، اين نوع نگاه نتايج مناسبي در بر نداشته است؟
آيا رويكردها و برخوردهاي غلط با موضوع حجاب باعث نشده است، حساسيت افكار عمومي نسبت به اين موضوع به انحراف كشيده شده و راه خطا بپيمايد؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



جنبش حمایت از کالای داخلی
سهم دولتی ها در خرید کالای داخلی چقدر است؟
http://tolidemelli.sub.ir/
tolidemelli91@yahoo.com
وقتی دین رسمی کشور اسلام است
زبان رسمی فارسی و...
پس این نیز توهین به همه زبانها و اقلیتها باید تلقی شود؟
همان یهودی نیز چون ایرانی است روسری سر میگذارد به خاطر احترام به جامعه ای که باید از قانون آن پیروی کند
هر کس هرجور دوست داره باشه باید خارج از اجتماع، اونو واسه خودش داشته باشه، حالا میخواد هر جوری باشه (لا اکراه فی الدین)
ولی در اجتماع حق ندارن بی حجاب باشن که آن اشائه فحشاست.
جان کلام که سخنان جناب رئیس انحرافیه و همین
ضمن تشكر از طرح موضوع فوق، لازم به يادآوري است كه نبايد فراموش كرد كه رياست محترم جمهوري بعد از سال 85معتقد به افزايش جمعيت شده و با ظرفيت 150 ميليوني براي كشور خواهان افزايش جمعيت بودند.