چگونه در اسارتگاه خبرنگاری میکردیم؟
به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، طنز و خنده در اسارتگاههای بعثیها به عنوان سلاحی کوبنده علیه سربازانشان بود؛ این حربه در تضعیف روحیه دشمن و همچنین شکست غرور افسران بعثی کاربرد فراوانی داشت. خاطره زیر روایت یکی از اسرا که از کتاب «خاکریز پنهان» نقل شده است:
***
خبر، یکی از واژههای دلپذیر و در عین حال حساس و خطرناک دوران اسارت قلمداد میشد و البته خود خبر نیز چند بخش و مجموعه را دربرمیگرفت. خبر از کشورمان، خبر از کشور غاصب، خبر از سایر اسرا و دوستانی که باهم و در کنار یکدیگر بودیم.
برای انتقال اخبار نیز اگر کسب میشد راهها و روشهایی وجود داشت، از جمله انتقال از طریق کپسول؛ بدین شکل که بچهها به دلایل مختلف و البته اکثراً واهی به پزشک عراقی اردوگاه مراجعه میکردند و پس از اینکه موفق میشدند از این کپسولها بگیرند، محتویات درون آنها را خالی میکردند و خبرهای نوشته شده روی برگه کاغذ سیگار را در آن میگذاشتند و انتقال میدادند.
یک بار یکی از برادران به نام آقای امینیان برای فراهم کردن این وسیله ارتباطی، به پزشک عراقی اردوگاه مراجعه کرد و لحظاتی بعد با حالی نزار و رنگی پریده لنگان لنگان آمد. ماوقع را پرسیدیم و او گفت: این بار هم مثل سایر دفعات و به همان شیوه به پزشک مراجعه کردم و انتظار داشتم کپسولهای چرکخشککن را کما فیالسابق تجویز کند، ولی متأسفانه یا از جهتی خوشبختانه برای بیماران حقیقی آمپولش را آورده بودند و او هم آمپول تجویز کرد و یک سرباز عراقی چنان ناشیانه این آمپول را زد که مرا به این روز انداخت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


