دومشکل سینماايران اززبان نعمتالله سعيدي
سلام تبریز: فیلمهای مستند عمار به مناسبت هفته دفاع مقدس همزمان در بیش 30 مسجد و پایگاه و نمایشگاههای دفاع مقدس استان آذربایجانشرقی در حال اکران میباشد.
آنچه در ادامه می آید سخنان نعمت الله سعیدی در مراسم افتتاحیه جشنواره در سالن همایش 9 دی می باشد:
چرا قشر مستضعف اغلب به صورت نظافتچیساختمان نشان داده میشود؟
برای مقدمه میخواهم به یک نکته قابل تامل در سینما و وضعیت سینمای امروز اشارهای داشته باشم. در دو الی سه سال اخیر در برخی آثار سینمایی به غیر از فضای تجمل گرایانه و فضای پرت از انقلاب اسلامی نکتهای که جالب به نظر میرسید و خیلی تکرار شده بود کارگردانانی بودند که تصمیم داشتند از قشر فقیر و مستضعف جامعه یک شخصیتی در فیلم خود داشته باشند. این طیف اکثرا آن فرد یا شخص فقیر و مستضعفی را انتخاب کرده بودند که از نظافتچیهای ساختمانهای شهر بودند. این روش یعنی نشان دادن قشر ضعیف جامعه اغلب به صورت خدمتکار یا نظافتچی در بسیاری از فیلمها مشاهده شد.
پس از گذشت مدتی به همین منوال این پرسش در ذهنها ایجاد شد که مگر در این مملکت قحطی مستضعف وجود دارد؟ که این آقایان فقط نظافتچیها را به عنوان قشر مستضعف معرفی میکنند!
با کمی تحقیق و بررسی روشن شد که عوامل چنین فیلمهایی چون خود در زندگی روزمره با قشر ضعیف و مستضعف جامعه برخوردی نداشتهاند مگر اینکه این افراد فقیر را برای نظافت ساختمان و یا محل کار و زندگی خود استخدام کرده باشند. یعنی مواجهه این طیف از عوامل فیلمها با طبقه محروم جامعه به نظافت و تمیز کردن ساختمانشان خلاصه شده است.
سینما قبل از انقلاب هنرپیشه محور بوده است
از دیگر نکات واضح در مورد سینمای ایران این میباشد که سینمای ما بعد از انقلاب اسلامی به خود شخصیت گرفته است. پیش از انقلاب سینما یک سینمای هنرپیشه محور بوده است. یک سری ستارههای سینمایی بودند که اینان فضای سینمایی کشور را در دست گرفته بودند. در این دوره اغلب هنر بازیگری هنرپیشه ها هم مدنظر نبود بلکه مولفه های فرعی دیگری نظیر شکل ظاهری، زیبایی، بدن ورزیده و .. مطرح بودند. حتی در خاطرات آن دوران نقل میکنند که بسیاری از فیلنامهنویسان آن زمان سر صحنه حاضر میشدند و با توجه به احوالات و روحیات هنرپیشهها سناریوی فیلم را تغییر میدادند.
بعد از انقلاب بنا به دلایل زیادی سینما شروع به شخصیت گرفتن میکند. از همان سالهای اولی که جشنوارهها برگزار میشوند مردم کم کم سینما را با کارگردانها و عوامل دیگر میشناسند.
یکی از دلایل عمده این کار خالی بودن دست نظام در این عرصه میباشد که مجبور می شویم به هنرمندان عرصه سینما اهمیت داده و پشتیبانی کنیم. دلیل دیگر هم خالی کردن عرصه از رقیب بود تا همه ظرفیت سینما در دست خودمان قرار داشته باشد.
اولین اعلام نظر جدی انقلابیون در سینما این بود که ما با سینما مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. شاید این حرف امروزه برای ما خیلی عجیب به نظر برسد اما واقعا وضعیت آن دوران طوری شده بود که سینما مساوی فحشا قلمداد میشد.
انحراف در تولید و فیلمسازی در فضای خنثی از مشکلات سینمای ما
این حقیقتی که در سینمای ما بوجود آمد اولین نکته اش انحراف در تولید بود. مثلا فرض کنید انحراف تولید یعنی این که سال به سال از تعداد آثار تولید شده در حوزه دفاع مقدس کاسته شود. در یک دورهای فیلمهای دفاع مقدس عمدتا شده بود نگاه انسانی به جهان. از نظر کمی و کیفی هم سال به سال چنین انحرافی را در تولید داشتهایم.
یا فضایی که خنثی میباشد، در این فضا فیلمی ساخته میشود که نه انقلابی است نه ضدانقلابی. باید بررسی کرد این چه عارضهای است که طرف فیلمی میسازد که هیچ پیامی و حرفی برای گفتن ندارد و فقط متوسل به برخی جذابیتهای ظاهری سخیف در فیلم شده است.
البته این انحراف در حوزههای دیگر فرهنگ مثل شعر، موسیقی و یا رمان و داستان نیز اتفاق افتاده است اما چون سینما مطرحتر از بقیهی عرصهها بود این انحراف در سینما مشهودتر از سایر حوزهها می باشد.
ادبیات انتقادی در سینمای ما وارداتی است
مشکل دوم انفعال در نقد سینما بود. ما وقتی مجبور شدیم یک هنری را از جای دیگری وارد کنیم. ضرورت داشت که ابزار آن نیز مثلا دوربین را از جای دیگری وارد کنیم یا برای آموزش کارگردانی استاد از اروپا وارد کنیم. این یک سری ضروریتهایی بود که نمیتوان منکرشان شد اما آیا ضرورت داشت که بیننده هم از خارج وارد کنیم؟ در یک مقطعی دچار غفلت میشویم و در موضع انفعال قرار میگیریم به طوری که مجبور می شویم چشمی هم که فیلم را میخواهد ببیند یا تجزیه تحلیل کند و نظر بدهد باید در یک فضا و ادبیاتی فیلم ببیند که آن فضا و ادبیات وارداتی است. یعنی به طور خلاصه ادبیات انتقادی ما هم وارداتی و تحت تاثیر قرار گرفته است. مشکل انفعال در نقد متاسفانه در سالهای اخیر هم ادامه داشته است.
آوینی اگر شهید نمیشد کسی او را نمیشناخت
مشکل سوم افراط در عرضه و اشتها در مصرف میباشد. البته در طی این سه مرحله طیف مقابل جریان روشنفکری در سینما یعنی طرفداران انقلاب در مرحله انحراف در تولید، مساله مظلومیت در تولید را پیش رو داشتند به طوری برای تولید یک اثر سینمایی با مشکلات زیادی اعم از مادی و معنوی مواجه بودند. یا در برابر انفعال در نقد با مساله قربت در نقد مواجه بودند. شهید آوینی اگر شهید نمیشد یا به تعبیری خدا این لطف را شامل حال ما نمیکرد " آینه جادو"ی شهید آوینی را هنوز کسی نمی شناخت. این نوع نقدها در فضای آن دوران کاملا غریب بود. حادثهای که توانست نقد مقابل جریان حاکم بر سینما را تقویت کند شهادت شهید آوینی بود.
در عرضه و توزیع همیشه با مشکل مواجه بودهایم
طرفداران انقلاب در مساله افراط در عرضه تولیدات با مشکل محرومیت و مظلومیت در عرضه تولیدات خود نیز مواجه بودهاند. ما دورهای نبوده است که تولید محصول نداشته باشیم اما در عرضه و توزیع همیشه با مشکل مواجه بودهایمشما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


