کد خبر: ۱۰۲۵۱۳
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

پيش زمينه هاي تاريخي و درگيري هاي مرزي عراق با ايران

جنگ ۸ ساله عراق عليه جمهوري اسلامي ايران داراي پيش زمينه هاي تاريخي و دلايل فرهنگي، روان شناختي، سياسي و اقتصادي است و درک بهتر و دقيق تر دلايل جنگ تحميلي عراق عليه ايران، نيازمند شناخت پيش زمينه هاي تاريخي و پيشينه تاريخي عراق، روند شکل گيري دولت در عراق، نقش استعمار انگليس و قدرت هاي خارجي، موقعيت ايران آن زمان و روي کار آمدن دولت هاي سياسي در عراق و از همه مهم تر پيروزي انقلاب اسلامي در ايران است. شايد کمي غريب به ذهن برسد اما مي توان تا ورود اعراب به ايران، به عقب برگشت.
نگاهي دقيق تر به گذشته

بنابراين براي دستيابي به شناخت بهتر و دقيق تر ابتدا نگاهي کوتاه داريم به فتح ايران توسط اعراب که با فتح عراق آغاز شد. از روزگار باستان، کرانه هاي غربي خليج فارس، بحرين، عمان، قطيف، حيره و بين النهرين (عراق) در قلمرو ايران بود و اقوام ساکن در آن، جزو تحت الحمايگان ايران بودند. در دوره فرمانروايي ساسانيان از سال ۲۲۶ ميلادي تا ۶۵۱ ميلادي، قلمروي آنان تا کرانه هاي غربي تيسفون مي رسيد. قبايل بکر بن وائل، ازد، بني تميم، عبدالقيس و پادشاهان لخمي حيره نيز دست نشاندگان ايران بودند. انوشيروان خسرو اول 79-531م يمن را نيز از زير نفوذ امپراتوري روم آزاد و جزو دست نشاندگان ايران کرد. اما فتح ايران توسط اعراب با فتح عراق آغاز شد. ابوبکر خليفه اول 13-11ق/4-632 ميلادي خالدبن وليد را مامور فتح عراق کرد. خالد از طريق يمامه و بحرين به بين النهرين رسيد. نبردهاي ذات السلاسل، مذار، کسکر، اليس، حيره، جسر و بويب انجام گرفت. به جز در نبرد جسر در بقيه موارد اعراب پيروز ميدان بودند و سرداران ايراني از جمله هرمز، قباد، انوشجان، اندرزغر، جابان، قارن، هزارسوار، آزادبه و مهران در مقابل سرداراني چون خالدبن وليد، مثني بن حارثه، ابوعبيده ثقفي شکست خوردند. با نبرد «بويب» که به آن «نهرالدم» نيز گفته اند، اعراب متوجه بين النهرين (عراق) شدند. نبرد «بويب» ايرانيان را به غيرت آورد و فرماندهي جنگ به رستم فرخزاد، فرمانده سپاهيان آذربايجان سپرده شد. در اين زمان خليفه اول وفات يافت و عمربن الخطاب به قدرت رسيد. به فرمان عمر، سعدبن ابي وقاص مامور فتح ايران شد. ۲ سپاه مدتي را در قادسيه بر جانب غربي فرات (در نزديکي کوفه کنوني) در مقابل هم بودند. پس از ۴ ماه مذاکره بدون نتيجه و دفع الوقت کردن، رستم جنگ را آغاز کرد تا قبل از رسيدن نيروهاي کمکي براي اعراب از جانب سوريه به فرماندهي خالد، نبرد به سود ايران بود اما آمدن خالد جنگ را به نفع اعراب تمام کرد.

وقتي اعراب به سمت مداين تيسفون حرکت کردند

يزدگرد با خانواده اش گريخت و مداين به تصرف اعراب درآمد. ايرانيان در آن سوي کوه هاي زاگرس که خطي ميان عالم سامري بين النهرين و ماد آريايي مي کشد، در محلي به نام جلوه (نهاوند) جمع شدند. عمار ياسر که به جاي سعدبن ابي وقاص امارت کوفه را داشت، خليفه را در جريان بسيج شدن ايرانيان قرار داد. خليفه نعمان مقرن را مامور فتح نهاوند کرد. با فتح نهاوند آخرين مقاومت متشکل ايرانيان در هم کوبيده شد و فتح نهاوند براي اعراب، «فتح الفتوح» لقب گرفت. از فتح نهاوند تا آمدن مغولان، ايران تحت سلطه اعراب قرار گرفت و خلفاي اموي و عباسيان به ايران تسلط يافتند. سرداراني چون ابومسلم خراسان و طاهر ذواليمينين نيز نتوانستند ايران را از زير سلطه خليفه بغداد نجات دهند و حکومت هاي متقارن طاهريان، صفاريان، سامانيان و آل بويه، سلطه خليفه را پذيرفتند. سلاطين ترک نژاد غزنوي، سلجوقي و خوارزمي نيز در برابر قدرت خليفه بغداد سر تعظيم فرود آوردند. اگرچه با آمدن مغولان و کشتن خليفه، دوره خلافت عباسي به پايان رسيد اما در ناحيه آسياي صغير فردي به نام عثمان به قدرت رسيد که بعدها وارثان او، امپراتوري قدرتمندي به نام عثماني را به وجود آوردند که داعيه دفاع از اسلام را داشت و تا پشت دروازه هاي اتريش پيش رفت و بخش عظيمي از آسيا و اروپا را فتح کرد. با شکل گيري امپراتوري عثماني، عراق بارها بين ايران و عثماني دست به دست شد و دولت هاي صفوي، افشاري، زندي و قاجاري مدت ها براي تصرف عراق با دولت عثماني جنگيدند. در اين ميان عراق گاهي جزو قلمرو ايران بود و گاهي جزو قلمرو عثماني. نبرد بزرگ و مهم قهرمان ملي ايران نادرشاه افشار به نام «کرکوک» فراموش نشدني است.

عراق جديد

اما عراق جديد با فروپاشي دولت عثماني شکل گرفت. جنگ جهاني اول که از ۱۹۱۴ شروع شد و تا ۱۹۲۰ ادامه يافت، پايان امپراتوري عثماني را رقم زد. در اين زمان که در غرب دولت هاي استعماري شکل گرفته بود، استعمار پير، انگلستان، در منطقه خاورميانه فعال مايشاء شد. با از بين رفتن دولت عثماني، خلاء قدرتي در منطقه خاورميانه به وجود آمد و چون ايران آن زمان کشوري قدرتمند نبود، نتوانست اين خلاء قدرت را پر کند. اگر چه ايران به لحاظ نفوذ فرهنگي و موقعيت جغرافيايي، مناسب ترين دولت براي پر کردن خلاء قدرت در عراق بود ولي چون به لحاظ قدرت سياسي ضعف داشت، قدرت خارجي (انگلستان) ابتکار عمل را به دست گرفت و براساس منافع خود دولت سازي (State Buildiny) در عراق را آغاز کرد. نقشه ملي- سياسي عراق از سوي افسر اطلاعاتي انگليس به نام خانم گرترودبل در سال هاي ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۱ طراحي شد و در کنفرانس قاهره در ۱۹۲۱ به تصويب رسيد. طي آن ۳منطقه با ۳ ژئوپلتيک مختلف در نظر گرفته شد: موصل کردنشين، بغداد عرب سني، بصره عرب شيعي. کشور عراق براساس اين ۳ منطقه شکل گرفت.

شکل گيري دولت عراق زمينه تعرض به همسايگان

تعرض عراق به همسايگان از جمله ايران ريشه در نوع شکل گيري و ايجاد دولت عراق دارد. عراق همواره به عنوان بخشي از قلمروي ايران مطرح بوده است. مشکل از زمان شکل گيري دولت در عراق بر اساس منافع انگلستان آغاز شد. انگلستان جامعه عراق را از هويت ايراني اش جدا کرد و در نتيجه عراق همواره دچار بحران هويت شد. عراق جديد مرز ميان جهان عرب با جهان غيرعرب بود. عراق به لحاظ جغرافيايي مرزهاي طولاني با ايران و ترکيه داشت که به نوعي اتصال فرهنگي و اجتماعي را به وجود مي آورد. اما دولتمردان عراق جديد نخواستند اين واقعيت را بپذيرند و به سوي ناسيوناليسم تند عربي رفتند و واقعيت هاي موجود در مرزهاي شرق و شمالي خود را ناديده گرفتند. اين چنين است که صدام براي حمله به ايران، دست به تشابه سازي تاريخي زد و آن را با قادسيه تشبيه کرد.

برخي قراردادهاي تاريخي بين ايران و عراق

بد نيست در اين جا نگاهي داشته باشيم به برخي قراردادهاي تاريخي بين ايران و عراق بر سر نوار مرزي.

۱ - قرارداد ۱۶۳۹م دولت صفوي و عثماني که مرز را به صورت نامشخص تعيين کرده بود. ۲ - معاهده ۱۷۴۶ بين نادرشاه و دولت عثماني که همان ابهامات معاهده قبلي را داشت. ۳ - پيمان صلح (ارزروم)که پس از جنگ هاي ۲ساله (۱۸۲۳- ۱۸۲۱م) صورت گرفت و قرارداد ۱۷۴۶ را تاييد مي کرد. ۴ - پروتکل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۱ ميلادي تهران و پروتکل ۱۹۱۳ ميلادي «قسطنطنيه» که به موجب دستور کميسيون پروتکل هيئتي به منظور تجديد مرزهاي ايران متشکل از نمايندگان ايراني، عراقي، انگليسي و روسي مرز ايران و عراق را مشخص کردند. 5- در سال ۱۳۱۳، ۱۹۳۴ م به منظور جلوگيري از اعمال حاکميت ايران بر اروندرود به جامعه ملل شکايت برد. در ۱۳تير ۱۳۱۶ طي قراردادي که ميان ۲ کشور منعقد شد، حق کشتي راني در سراسر اروندرود به استثناي ۵ کيلومتري از آب هاي آبادان تا خط تالوگ، به دولت عراق واگذار شد. اين قرارداد که در چارچوب اهداف استراتژيک انگلستان بر ايران تحميل شده بود، مالکيت عراق بر تمام اروندرود را به جز ۵ کيلومتري از آب هاي آبادان گسترش مي داد. 6 - قرارداد ۴ ژوئيه ۱۹۳۷ ايران و عراق که در آن زمان عراق ادعا مي کرد که مالکيت تمام اروندرود (عراقي ها به اروندرود، شط العرب مي گويند) را دارد و در قرارداد ۱۷۴۶ دولت عثماني مالکيت تمام و کامل را داشته است و ديگر قراردادها را فاقد اعتبار دانست اما سرانجام عراق از ادعاي مالکيت کلي اروندرود دست برداشت. 7 - اما مهم ترين قرارداد، قرارداد۱۹۷۵ الجزيره است که طي آن شهر خرمشهر براي ايران است و محمره رسميت ندارد. از طرفي بصره براي عراق است و اروندرود بين ايران و عراق تقسيم شده است. دليل عقد اين قرارداد حمله عراق به ايران بود که طي آن ايران هم براي پاسخ به عراق يورش مي برد اما با وساطت الجزيره اين مسئله خاتمه مي يابد. اما مواد اين قرارداد:

۱) طرفين مرزهاي خود را براساس قرارداد پروتکل ۱۹۱۳ مشخص و قبول کردند که بر تحديد سال ۱۹۱۴ تنظيم کنند. ۲) مرز آبي خود را براساس خط تالوگ تنظيم کنند. ۳) با اين کار ۲کشور امنيت و اعتماد يکديگر را در امتداد مرزهاي يکديگر حفظ خواهند کرد. ۴) ۲طرف توافق کردند که مقررات فوق عواملي تجزيه ناپذير براي يک راه حل کلي باشد در نتيجه «بديهي است نقض هر يک از مفاد فوق مغاير روحيه توافق الجزيره است.» و اين توافق بعد از چند گردهمايي در تهران، بغداد و الجزيره؛ در تاريخ ۲۳خرداد ۱۳۵۴ در الجزيره به تصويب رسيد. به هر حال دولت عراق در سال ۱۹۲۰ تحت قيموميت انگليس شکل گرفت و در سال ۱۹۳۲ به استقلال دست يافت. در سال ۱۳۰۸ شمسي، هيئت حسن نيت از سوي پادشاه عراق به ايران اعزام شد و خواستار روابط سياسي با ايران شد. با اين وجود در سال ۱۳۱۰ با ارسال چند يادداشت اعتراض آميز به دولت ايران، ماموران گمرک و نيروي دريايي ايران را به ناديده گرفتن مقررات سازمان بندر بصره و تجاوز به حق حاکميت عراق در آب هاي اروند رود متهم کرد. در ۱۷ تير ۱۳۱۶ در کاخ سعدآباد تهران پيماني ميان ايران، عراق، افغانستان و ترکيه به امضا رسيد که وحدت کشورهاي فوق را در منطقه تضمين مي کرد و امضاکنندگان را به حمايت متقابل از يکديگر برمي انگيخت.

پيمان بغداد

پنجم اسفند ۱۳۳۳ پيمان ديگري ميان کشورهاي منطقه منعقد شد به نام «پيمان بغداد». اين پيمان که ميان وزيران امور خارجه عراق و ترکيه تحت عنوان «پيمان همکاري هاي متقابل» در بغداد به امضا رسيد، با پيوستن انگلستان، پاکستان و ايران در ۱۳۳۴، حلقه اي از حاميان بلوک غرب را در منطقه گرد هم آورد. با اين وجود کودتاي عبدالکريم قاسم با عقايد چپ گرايانه در سال ۱۳۳۷، معادلات را در منطقه به هم زد. اين کودتا که موجب خشنودي مسکو و قاهره شد، به خروج عراق از پيمان بغداد و حلقه بلوک غرب منجر شد. اگرچه ايران حکومت حاکم را به رسميت شناخت اما سياست هاي افراطي روابط ايران و عراق را تيره کرد و اختلافات مرزي ۲ کشور افزايش يافت. علاوه بر ادعاي حاکميت عراق بر خوزستان، تشکيل جبهه آزادي بخش خوزستان شکل گرفت و در آذر ۱۳۳۸، بار ديگر اروندرود به بحراني حاد در روابط ايران و عراق مبدل شد.

ادعاي عبدالکريم قاسم

عبدالکريم قاسم ادعا کرد که «عراق در سال ۱۳۱۶ تحت فشار جدي قرار داشته و ناچار شده است که حاشيه اي به عرض ۵ کيلومتر از اروندرود را به ايران واگذار کند و اين عمل عراق يک نوع بخشش بوده است نه استرداد يک حق مکتسبه». اين ادعا در حالي صورت مي گرفت که عهدنامه ۱۳۱۶، در سايه حمايت ها و طرفداري همه جانبه انگليس از عراق منعقد شده بود. زيرا در آن هنگام انگليسي ها که طبق تقسيمات استعماري پس از جنگ اول جهاني و فروپاشي عثماني بر عراق سلطه مطلق داشتند، دستيابي به آب هاي بين المللي منطقه و منابع نفتي عراق را حائز اهميت مي دانستند. از اين رو پيمان ۱۳۱۶ را بر ايران تحميل کردند. ايران در آغاز تلاش کرد بحران به وجود آمده را از راه هاي ديپلماتيک حل کند، اما پافشاري عراقي ها بر ادعاي واهي خود، طرفين را حتي به ميدان درگيري هاي پراکنده و تدارکات نظامي براي جنگ احتمالي نيز کشاند. اگرچه در نهايت با از سرگيري مذاکرات ميان ۲ کشور مناسبات ديپلماتيک نيز از سر گرفته شد اما تا زماني که عبدالکريم قاسم حاکم بود، روابط ۲ کشور تيره باقي ماند.

حاکم شدن رژيم بعث در عراق

با سقوط عبدالکريم قاسم در بهمن ۱۳۴۱ و به قدرت رسيدن عبدالسلام عارف و عبدالرحمن عارف، از تنش موجود در روابط ۲ کشور ايران و عراق کاسته شد، اما اختلافات ۲ کشور در حوزه هاي پيشين پابرجا باقي ماند. با حاکم شدن رژيم بعث در عراق، دوره ديگري از تيرگي روابط ميان ۲ کشور آغاز شد. در اين دوره علاوه بر اختلافات قبلي، تفاوت هاي ايدئولوژيک رژيم هاي موجود، گرايش هاي پان عربيستي شديد رژيم بعث، اراده آن براي کنترل جهان عرب، گرايش ۲ کشور به قطب هاي مخالف دوران جنگ سرد و مخالفت عراق با حاکميت ايران بر جزاير ۳گانه بر وخامت اوضاع افزود. هم چنين نزديکي رژيم ايران به اسرائيل و آثار نامطلوب آن بر ذهنيت اعراب و سياست گذاران رژيم بعثي، به پاکسازي و اخراج ايراني هاي ساکن در عراق و اتخاذ سياست ايراني ستيزي از سوي رژيم بعثي منجر شد. روابط ۲ کشور در شرايطي وارد بحران جديدي شد که حسن البکر رئيس رژيم کودتايي عراق، ادعاي حاکميت مطلق عراق بر اروندرود را مطرح کرد و مقامات بعثي تصميم گرفتند اسناد و  مدارک کشتي هايي را که وارد اروندرود مي شدند، بازرسي کنند. در پي اين تصميم ۲۶ فروردين ۱۳۴۸ وزارت امور خارجه عراق، آبراه شط العرب را جزو لاينفک عراق ناميد و از ايران خواست پرچم هاي خود را از روي کشتي ها پايين بکشد. در پي اين اظهارات و اعمال مقامات عراقي، دولت ايران نيز در ارديبهشت ۱۳۴۸ عهدنامه مرزي ۱۹۳۷ را ملغي و تمايل خود را به انعقاد قراردادي مبتني بر خط تالوگ اعلام کرد.

ميانجي گري «هواري بومدين»

اين رويداد روابط ۲ کشور را تا آستانه وقوع برخورد نظامي به وخامت کشاند و احتمال درگيري نظامي نيز قوت يافت. اما با ميانجي گري «هواري بومدين» در جريان اجلاس سران اوپک (۱۳ الي ۱۵ اسفند ۱۳۵۳) در الجزاير، ۲ کشور به توافق هايي براي پايان بخشيدن به اختلافات خود دست يافتند. براساس اين توافق خط تالوگ به عنوان خط مرزي ۲ کشور شناخته شد. هرچند انعقاد قرارداد ۱۹۷۵ الجزيره، در ظاهر باعث پايان اختلافات مرزي و روابطي بهتر شد، اما اين آرامش نسبي در روابط بين ۲ کشور با وقوع انقلاب اسلامي در ايران پايان يافت. صدام که به رهبري جهان عرب و پر کردن خلاء قدرت در منطقه چشم دوخته بود، از فرصت به دست آمده نهايت سوء استفاده را برد و درصدد جبران قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير برآمد.

صدام معاهده را پاره کرد

در واقع صدام با سوءاستفاده از شرايط مي خواست بر بحران هويتي که عراق گرفتارش بود غلبه کند و با کردها و اعراب سني و شيعه عليه ايران دولت مقتدر ملي تشکيل دهد. صدام با روياي سردمداري جهان عرب از يک سو و جاه طلبي و آرزوي سردار قادسيه شدن و تصور فتح ايران در سه روز جنگي همه جانبه را عليه ايران آغاز کرد.بر اين اساس رژيم بعثي به سرکردگي صدام حسين، پس از بمب گذاري در تاسيسات نفتي ايران و شرکت در يک رشته اقدامات تخريبي عليه ايران، حملات تبليغاتي خود را متوجه ايران کرد. سرانجام وزارت امور خارجه عراق در 1359.6.26 در يادداشتي قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير را لغو کرد. صدام نيز با ادعاي حاکميت مطلق عراق بر شط العرب، آن را در برابر دوربين هاي تلويزيوني پاره کرد. وي ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ با حملات هوايي و زميني ارتش بعث به خاک ايران، جنگ تحميلي ۸ ساله عليه جمهوري اسلامي را آغاز کرد اما ايستادگي ملت ايران خواب هاي صدام را بي تعبير گذاشت و سرانجام در ۲۳ مرداد ۱۳۶۹، صدام حسين با ارسال نامه اي خطاب به حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني، رئيس جمهور وقت همه شرايط ايران را براي برقراري صلح ميان ۲ کشور پذيرفت.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین