کد خبر: ۱۰۰۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

دکتر شریعتی به تمام معنا درد دین داشت

شریعتی به تمام معنا درد دین داشت.او نمی‌خواست از اسلام قرائتی راستی یا چپی داشته باشد. او دنبال قرائت اصیل اسلام بود یا بقول خودش او دنبال نفی اسلام تاریخی بود كه در حوادث تاریخ توجیه شده بود. او به دنبال بازگشت به خویشتن اسلامی بود. شریعتی قرائتی ایدئولوژیك از اسلام داشت حال آنكه روشنفكران اسلامی به دنبال ایدئولوژی زدایی هستند. شریعتی از آن جهت روی عناصر انقلابی اسلام تأكید می‌كرد تا اسلام را به عنوان رقیبی برای ماركسیسم انقلابی نشان بدهد. شریعتی اگر بر عناصری از قبیل آزادی و دمكراسی اصرار می‌كرد به دنبال رقابت اسلام با لیبرالیسم بود. هر چند شریعتی در مسیر حركت خود دچار اشتباهاتی شد،‌ ولی هدف او خیر بود. به قول دكتر شهید بهشتی، شریعتی یك جستجوگر در مسیر شدن بود. او به سوی شناخت اسلام زنده‌ی سازنده‌ی پیش برنده‌‌ی خالص‌تر حركت می‌كرد و پیوسته رو به اصالت اسلامی پیش می‌رفت. كتابهای آخری وی این ادعا را اثبات می‌كند كه كمتر حاوی اشتباهات جدی بود.




در آستانه سالگرد درگذشت دكتر علی شریعتی در خدمت حجت الاسلام روح الله حسینیان رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی هستیم تا مصاحبه ای در مورد مرحوم شریعتی با ایشان داشته باشیم.
..................................................................
آقای حسینیان ضمن تشكر از قبول مصاحبه، مركز اسناد انقلاب اسلامی كتابی را در سه جلد از اسناد دكتر علی شریعتی به چاپ رسانده ،‌انگیزه‌ی این اقدام چه بوده است؟

حسینیان :‌یكی از اهداف مركز اسناد انقلاب اسلامی انتشار منابع تاریخ انقلاب اسلامی است به همین جهت تا كنون ده‌ها منبع اسنادی را منتشر نموده است . اما اسناد شریعتی انگیزه‌ی دیگری هم داشت وآن اینكه قبلا تعدادی از اسناد به صورت گزینشی در مورد شریعتی به چاپ رسید و مركز تصمیم گرفت برای اینكه قضاوت نسبت به شریعتی عادلانه تر باشد كل اسناد وی را به چاپ برساند.

‌ بعضی شریعتی را وابسته به ساواك می‌دانند و نامه‌ی چهل صفحه‌ای شریعتی و بعضی از نوشته‌های شریعتی را دلیل این وابستگی میدانند و بعضی به كلی منكر صحت این نوشته‌ها می‌باشند و آن را جعلی می‌خوانند. نظر شما چیست؟

حسینیان:هر دو گروه راه اشتباه و غیر منصفانه‌ای را می‌پیمایند. ما در اصول استنباط فقه اسلامی آموخته‌ایم كه برای فهم روایت احتیاج به درایت داریم . صحت خبر واحد شرایطی دارد از جمله وثوق راوی و مهم‌تر جهت صدوری است . فقها میگویند جهت صدوری روایت باید مشخص شود یعنی ممكن است روایتی موثق باشد ،‌ولی معصوم آن را به خاطر تقیه صادر كرده باشد. برای فهم اینكه متن روایت جهت تقیه بوده یا نه باید با اصول دیگر تطبیق داده شود.
شكی نیست كه این نامه و نوشته‌ها خط شریعتی است و از لحاظ محتوا نیز از شریعتی است، ولی نباید به خاطر این نامه شریعتی را وابسته به ساواك دانست در همین اسناد صدها سند دیگر است كه نشان می‌دهد شریعتی پیوسته تحت تعقیب ساواك بوده ،‌شریعتی چند بار دستگیر شده ،‌ شریعتی به زندان افتاده ،‌شریعتی با رژیم مبارزه ‌كرده، حتی شاه نسبت به شریعتی حساسیت نشان داده و دستور دستگیری وی را صادر كرده و سرانجام رژیم شاه دستور جمع‌آوری كتاب‌های شریعتی را صادر كرده است. به عنوان نمونه قسمتی از آخرین تصمیم و ارزیابی نصیری رئیس ساواك كه به شهربانی‌ دستور داده این است كه چون كتاب‌های شریعتی حاوی مطالب تحریك آمیز و انقلابی است و سعی نموده از تعصبات مذهبی سوءاستفاه كند كلیه كتابها و نشریات وی را جمع‌آوری كنید.
بنابراین وقتی مجموعه رفتار ،‌اسناد اندیشه و عملكرد شریعتی و مجموعه‌ی مواضع و اقدامات ساواك درباره شریعتی را كنار هم بگذاریم قطع پیدا می‌كنیم كه شریعتی نه تنها یك شخصیت غیر وابسته به ساواك ،‌بلكه یك شخصیت مبارز و انقلابی است.

بعضی شریعتی را از لحاظ تیپولوژی از دسته روشنفكران اسلامی با افكار لیبرالیستی دسته بندی می‌كنند بعضی نیز وی را روشنفكر مذهبی با افكار التقاطی ماركسیستی تفسیر می‌كنند شما وی را در زمره ‌ی چه دسته‌ای قرار می‌دهید؟

حسینیان :‌ بنده به عنوان كسی كه اكثر قریب به اتفاق آثار شریعتی را مطالعه كرده و پرونده‌ی ساواك وی را به دقت بررسی كرده شریعتی را یك روشنفكر مذهبی نمی‌دانم، بلکه شریعتی را یك دیندار روشنفكر می‌شناسم . دیندار روشنفكر دغدغه اصلی‌اش دین است ،‌اصالت برای دین قائل است هر چند به دنبال نوآوری و ابتكار هم هست . روشنفكران مذهبی اصل را بر حقانیت لیبرالیسم و قبل از این ماركسیسم قرار می‌دادند اما به خاطر فرهنگ ایرانی كه بدون مذهب نمی شود تأثیری گذاشت سعی می‌كردند عناصری از مفاهیم مذهبی را با لیبرالیسم یا ماركسیسم ممزوج یا تفسیر كنند. ولی شریعتی هیچ ویژگی از این دو قشر روشنفكر مذهبی را نداشت. او ضد ماركسیسم بود با توده‌‌ای‌ها و ماركسیست بارها جنگیده بود. او فرهنگ غرب بر مبنای لیبرالیسم را درك كرده بود و كاملا از آن تنفر داشت . او به تمام معنا درد دین داشت. دردمند بودن وی حتی از نامه‌ای كه به ساواك نوشته كاملا قابل درك است. او نمی‌خواست از اسلام قرائتی راستی یا چپی داشته باشد. او دنبال قرائت اصیل اسلام بود یا بقول خودش او دنبال نفی اسلام تاریخی بود كه در حوادث تاریخ توجیه شده بود. او به دنبال بازگشت به خویشتن اسلامی بود. شریعتی قرائتی ایدئولوژیك از اسلام داشت حال آنكه روشنفكران اسلامی به دنبال ایدئولوژی زدایی هستند. شریعتی از آن جهت روی عناصر انقلابی اسلام تأكید می‌كرد تا اسلام را به عنوان رقیبی برای ماركسیسم انقلابی نشان بدهد. شریعتی اگر بر عناصری از قبیل آزادی و دمكراسی اصرار می‌كرد به دنبال رقابت اسلام با لیبرالیسم بود. هر چند شریعتی در مسیر حركت خود دچار اشتباهاتی شد،‌ ولی هدف او خیر بود.
به قول دكتر شهید بهشتی، شریعتی یك جستجوگر در مسیر شدن بود. او به سوی شناخت اسلام زنده‌ی سازنده‌ی پیش برنده‌‌ی خالص‌تر حركت می‌كرد و پیوسته رو به اصالت اسلامی پیش می‌رفت . كتابهای آخری وی این ادعا را اثبات می‌كند كه كمتر حاوی اشتباهات جدی بود.

‌آثار شریعتی مملو از انتقاد نسبت به روحانیت است آیا این نشانه‌ی ضدیت شریعتی با اسلام نیست ؟‌

حسینیان :‌ بله آثار شریعتی نشان می‌دهد كه وی یك بدبینی مفرطی نسبت به روحانیت داشته و گاه موجب اعتراضات زننده و تند نسبت به روحانیت می‌شد. و همین موضوع یكی از اشتباهات شریعتی بود كه اعتراض روحانیون سنتی را بر می‌انگیخت و از طرف دیگر روحانیون كه نسبت به اهداف شریعتی وقوف بیشتری داشتند خلع سلاح می‌كرد. ولی تذكر دوستان و روحانیون انقلابی به وی موجب تجدید نظر در مواضع شریعتی نسبت به روحانیون شد. و در جلسه پرسش و پاسخ كه بعدا به صورت كتاب چاپ شد وی در این جلسه اتهامات خود علیه روحانیت را توجیه كرد و مدعی شد انتقادات من به روحانیت است نه عالمان دین ،‌ما در تشیع روحانی نداریم عالم دین داریم . گر چه توجیه قابل قبول نبود،‌ ولی وی تلاش كرد تا با تعریفی جدید از روحانیت گذشته‌ها را ترمیم كند. وی در این جلسه 12 دلیل بر عظمت روحانیت شیعه آورد وجود روحانیت را یك ضرورت تاریخی ،‌طلاب را به عنوان مجاهدان پاك بازی كه با حقوقی كمتر از یك مرغ آمریكا دوران زندگی را با زهد می‌گذرانند . طلاب را امید آینده بیداری مردم، روحانیون را مشعل‌داران مبارزه علیه ظلم در طول تاریخ و پاك ترین طبقه و ... معرفی كرد.
با این حال شریعتی همواره از امام خمینی به نیكی یاد می‌كرد. وی ظهور روح انقلابی را مدیون شخصیت‌های پارسایی می‌دانست كه از میرزای شیرازی تا آیت الله خمینی پرچمدار آن بوده‌اند. او قیام امام را قیام ابوذروار می‌دانست كه بر سر قدرت زمان فریاد می‌زدو اسرافیل وار در صور قرآن می‌دمید . امام خمینی هم در ختم آیت‌الله آقا مصطفی به صورت اشاره هم از روحانیون گله كرد كه شریعتی را مرتد می‌دانستند هم از شریعتی كه عالمانی چون مجلسی را متهم می‌كرد. امام خمینی با كنایه‌ شریعتی را روشن فكری معرفی كرد كه برای اسلام خدمت می‌كند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین