این مرد «ضدگلوله» است!
سرویس فرهنگ و هنر بولتن نیوز، فاطمه فریدن- فیلم «ضدگلوله» با نگاهی طنز و در حاشیه یک اتفاق بزرگ مثل جنگ پیش رفته است.در این نوع کارها معمولا این خطر وجود دارد که نویسنده و یا کارگردان از جریان اصلی خارج شود و در عوض آن که پیام اصلی را در خود داشته باشد،به سمت و سوی اغراق کشانده شود.

در این فیلم البته تلاش شده تا بستر اصلی بر اساس فانتزی موجود شکل بگیرد و اتفاقا همین نکته موجب به وجود آمدن کمی اغراق و پراکندگی در داستان فیلم شده است. این اتفاق یعنی نگاه طنز به جریان جنگ، چند سال پیش و در فیلمی به نام «لیلی با من است» رخ داد که در زمان خود نگاهی تازه در نوع فیلم های دفاع مقدس به حساب می آمد. به نظر می رسد حالا و با وجود تمام خلاقیت هایی که می توان در برداشت از اتفاق جنگ داشت، اما همچنان در بخش هایی درجا زده است.
عبور از زمان ها و بازتاب شخصیت ها در فاصله این زمان ها اگر حس و حال طنز و کمدی نداشتند، شاید بیشتر از این غیرقابل تحمل می شدند. به کار بستن فانتزی و ایجاد موقعیت های کمدی اتفاقا به کمک جریان اصلی داستان آمده و باعث شده که کمتر پرش های ناگهانی فیلم را حس کنیم.

فیلم در زمان گذشته و در زمان حال سیر می کند و به همین خاطر شاید چند پاره بودن آن به طرز فاحشی به چشم آید. این پرش ناگهانی در عبور از زمان البته بر گردن متن و یا کارگردان نیست؛ به این دلیل که مدت زمان زیادی از زمان جنگ تا کنون گذشته و بازسازی وقایع کمی دشوار است. هر چند که جریان اصلی دچار پراکندگی است ولی شخضیت ها از انسجام رفتاری برخوردارند. در این میان البته یک نکته مهم هم وجود دارد که شخصیت اصلی در برخی لحظات رنگ می بازد و شخصیت های دیگر بیشتر خودنمایی می کنند.
شخصیت سلیم (مهدی هاشمی) به عنوان کسی
که نوارکاست های غیرمجاز می فروشد، حالا به جبهه می رود تا در آنجا شهید شود چون
می داند که فرصت چندانی هم برای زندگی ندارد. او در جبهه با صحنه های مختلفی روبرو
می شود که شهادت افراد مختلف در مقابل چشمانش است ولی خودش کسی است که ضدگلوله شده
و جان نمی سپارد. در این میان همسر او (ژاله صامتی) هم حضور دارد که با هر اتفاق
خیال می کند سلیم در صحنه جنگ به شهادت رسیده است.

سلیم در جبهه با شخصیت های زیادی روبرو می شود که یکی از آنها پرویز (مسعود کرامتی) است. او هم شخصیت لجبازی است که حالا به جبهه آمده و سر سازگاری با کسی را ندارد. سلیم و او همچنان با همدیگر روبرو می شوند و در این جریان با همدیگر همراه هستند؛ حتی زمانی که قصد دارند تا دیگر همدیگر را نبینند، باز هم یک اتفاق باعث رویارویی این دو نفر می شود.
در نهایت پرویز شهید می شود ولی سلیم
را می بینیم که سال ها بعد با استفاده از تکنولوژی بیشترسی دی و دی وی دی پخش می
کند. این فیلم به شدت شخصیت محور است و پرداخت هر کدام از این شخصیت ها بر حسب
فاصله ای که در طول زمان رخ می دهد بسیار دشوار است. کلیت فیلم از لحاظ تصویرسازی
بسیار موفق عمل کرده ولی شخصیت ها در نحوه رفتار و منش خود مناسب عمل نکرده اند و
هر یک در جایگاه خود تعریف درستی نداشته اند؛ و شاید به همین دلیل هم هست که پرش و
جابجایی ناگهانی را در این اثر شاهد هستیم.

ایراد اصلی کار در پردازش شخصیت هاست چون بر خلاف آنچه که انتظار داریم،قهرمان در برهه از زمان ناپدید می شود و شخصیت های فرعی خود را بیش از او به نمایش می گذارند.این اشکال مهم شاید ناشی از نوسان بین واقعیت و فانتزی است که به شکل بارزی خود را به نمایش گذاشته است.این نوسان و پرش ها سبب شده تا جریان کلی کار گاهی اوقات از دست خارج بشود و نتواند هدف خاص خود از روایت چنین داستانی را بیان کند.به نظر می رسد بر روی بخشی که مربوط به زمان گذشته است،دقت بیشتری انجام شده و جریان امور در مسیری معین به نمایش گذاشته شده است. این بخش نسبت به زمان حال که نتیجه کاملی را در برندارد،دارای ارزش و اهمیت بیشتری خواهد بود.
با عبور از این نکته که گاهی اوقات فیلم دچار پرش های ناگهانی در قصه می شود،این فیلم حرف های بسیاری برای گفتن دارد حتی اگر در مقاطع زمانی کوتاه خود را نشان دهد. ضدگلوله فیلم خوبی است از این جهت که می تواند برای سینمای دفاع مقدس شروع دوباره ای باشد؛آن هم در میانه این آشوب و کساد فیلم های خوبی که سال هاست در سینمای ایران خودنمایی نمی کنند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



هیچی جز فحش نداشت
حیف مهدی هاشمی که تو همچین فیلم سخیفی بازی کرد
تنها قسمت بسیار قوی فیلم نحوه فحاشی رزمندگان اسلام (که بعضا مجون وغیره هم هستند)به همدیگر است که در چهار چوب قابل اکران خوب گنجانده شده
به قول دوست عزیزمونکلاس شیشمی اقتباس نافرجامی از فیلمهای دیگران بود