''بسیج ستیزی'' در سینما
رویداد، در
روند نگارش فیلمنامه نویسنده همواره با یک خط قرمز روبه رو است. اثر ادبی
وی احتمالا روی پرده خواهد رفت و پس از اکران وی هیچ کنترلی بر انتخاب
مخاطبان خود نخواهد داشت. او برای شکل دادن به درام باید کنش و واکنش خلق
کند. برای خلق یک کشمکش در یک پیرنگ داستانی باید قهرمان و ضد قهرمان در
مقابل یکدیگر قرار گیرند. قهرمان قصه باید آنقدر با موانع مشکل ساز مواجه
شود که در آخرین لحظه و اوج فاجعه جان سالم از آن به در ببرد. ضد قهرمان می
تواند یک انسان شرور در مقابل قهرمانی پاکدامن، یک فرد صالح در مقابل یک
تبهکار بی رحم و یا حتی تقدیر، سرنوشت، فقر، معلولیت و سانحه ای ناگهانی
باشد. به هر حال در هر قصه مولف با شخصیت هایی سر و کار دارد که باید در دو
سوی طناب کشی قرار گیرند. در اغلب اوقات یکی خوب است و یکی بد. یکی سیاه
است و یکی سفید. این عناصر متحرک قصه همواره واحد نیستند. گاهی اجتماعی در
مقابل اجتماع دیگر قرار می گیرد. یک فشر و یا حتی یک صنف یا یک تیم ورزشی
از شهری خاص مقابل کنشگر دیگر صف آرایی می کنند.
فیلمساز مخاطب عام
پیوسته دست و قلمش روی لبه تیغی حرکت می کند که نباید از آن عبور کند. او
باید مراقب باشد در همراه ساختن و باور پذیر نمودن قصه اش قشری، قومی،
ملیتی و یا حتی گروهی خاص را منفی نسازد. این پدیده منفی سازی در سینما با
عنوانother (دگر سازی) شناخته شده است. پدیده ای که در آن ذهن مخاطب در اثر
دیدن فیلم، یک قشر و یا یک عقیده را منزوی و منفور می سازد. نیز به تبع،
نسبت به آن نوعی دوری و بیگانگی اختیار می کند. یک نمونه حرفه ای در سینمای
جهان فیلم «لارنس عربستان» است. در این فیلم اگر چه عرب ها ضد قهرمانی جز
فقدان های طبیعی و جغرافیایی مثل کمبود آب را پیش رو ندارند اما به همین
وسیله توحش و بدویت خود را در مقابل چشمان مخاطب جهانی ظاهر می سازند.
پرهیز از دگر سازی در اثر مولف و فیلمساز با تأکیدی که تئوریسین های بزرگ
این هنر داشته اند یک وظیفه اخلاقی است. اگر چه معیار کنونی در سینمای
امروز که هدف گذاری های سیاسی در آن موج می زند نمی تواند اخلاقی باشد.
دگر سازی در سینمای ایران:
منفی
سازی اقشار و قومیت ها و امثال آن در ایران نیز مثل سینمای جهان وجود
داشته است اما با این وجود نمونه های فوق العاده ای از این تعهد اخلاقی و
حرفه ای را در برخی آثار فیلمسازان شاخص به وضوح می توان دید.
ژانر جنگ
مهیاترین فضا برای منفی سازی ملیتی و قومی است؛ اما در شاخص ترین آثار
مستند مربوط به جنگ تحمیلی یعنی آثار آوینی ما تصویر زیادی از دشمن را نمی
بینیم. این شجاعت ها و رشادت ها و ارزش های این سوی خاکریز است که بر آن
تأکید می گردد نه بی رحمی و قساوت در جبهه مخالف. در آثار ناصر تقوایی مثل
کاغذ بی خط ما تندترین نقدهای سیاسی را با لحنی غیر مستقیم خواهیم دید؛ اما
منفی سازی و منفور سازی به هیچ وجه در آثار او جایگاهی ندارد.
منفی سازی ارزشها:
پروژه
منفی سازی ارزش ها بارها تحت عناوین و به طرق مختلفی در سینمای ایران رخ
داده است. اعتماد زدایی در جامعه، نمایش بی ایمانی و فساد اخلاقی مسئولین و
فعالان فرهنگی نظام، در واقع حدیث مکرر سیما و سینمای ما بوده است. آثاری
چون قصه پریا، زندگی خصوصی را می توان در این دسته جای داد. پرداخت به این
جریان سازی ها در بدنه سینمای سیاست زده ما فرصت فراخی را می طلبد. مقصود
ما از این شرح رسیدن به پروسه ای است که در آن رستگاری در هشت و بیست
دقیقه، شیش و بش، بعد از ظهر سگی سگی و البته گشت ارشاد را می توان جای
داد.


بعد از فتنه 88:
تأثیر
فتنه 88 بر سینمای ما تنها به ساخت آثاری چون «پایان نامه» و «قلاده های
طلا» ختم نشد. ما در این آثار روایت مستقیم و البته عقیم و فریب خورده فتنه
را می بینیم. فریب بزرگتر در جایی دیگر و در آثاری دیگر رخ می دهد. جایی
که اهالی اپوزوسیون سینما ( مقصود بخش تألیف، تصویب و سرمایه داری متمایل
به اپوزوسیون) خشم، نفرت و کینه فرو خورده خود نسبت به جبهه مخالفان فتنه
یعنی فعالان ارزشی از جمله ارگان مقدس بسیج را در دگرسازی های مخرب و حرفه
ای برخی آثار خود می ریزد تا نسل آتی بسیجی را یک تروریست درون اجتماعی و
بومی قلمداد کند. موج بسیج ستیزی در واقع انتقام جریان هایی است که در سال
88 ضربه سنگینی از این ستون نظام دریافت کردند.
حمله به پایگاه بسیج سال 88
«گشت
ارشاد» اثری بود که بی شک در راستای تحقق این انتقام جویی و کینه ورزی
نسبت به ارزش ها تولید شد و پس از آنکه به هر نحو از اکران آن ممانعت شد،
پا به فضای شبکه خانگی گذاشت. پس از انتشار فیلم و مخالفت مردمی برخاسته،
تازه مراجع نظارتی تصمیم به جمع آوری آن گرفتند که در این مرحله در حالی که
یازار پر از نسخه های کپی شده است چنین ممانعتی بسیار مضحک بوده و در واقع
کمک به فروش و مخاطب آوری بیشتر برای اثر می باشد.
جالب
اینکه مسئولین ارزشی و فرهنگی کشور خصوصا مسئولین سازمان بسیج و آنان که
نهادشان مستقیما مورد هتاکی قرار گرفته است سکوت اختیار کرده اند تا انتقام
جویان فتنه 88 در این جنگ فرهنگی و رسانه ای کام خود را از هماورد
ناجوانمردانه شان برگیرند.


در
پایان این مطلب بد نیست به یکیک از آخرین دیدارهای رهبر معظم انقلاب با
ابیجیان و القابی که ایشان به این نهاد مقدس منسوب میکنند دقت کنیم:
ایشان سال گذشته در جمع بسیجیان کرمانشاه فرمودند:نوقتى یک نظامى، یک کشورى، یک ملتى با این آرمانهاى والا و بظاهر دستنیافتنى - مقابلهى با ظلم جهانى، مقابلهى با سلطهى بینالمللى قدرتها، مقابلهى با نظام سلطه، مقابلهى با استضعاف و استکبار، هر دو - سر کار مىآید، طبعاً دشمنان گردنکلفتى دارد، دشمنان بزرگى دارد، قدرتهاى بزرگى به میدان او مىآیند براى مقابلهى با او؛ لذا باید آمادگىهاى لازم را در خود به وجود بیاورد. یکى از ارکان این آمادگىها، همین مسئلهى بسیج بود.
امام با این مضمون فرمودند که وقتى بیست میلیون انسانِ آمادهى مبارزهى با سلاح در یک جامعهاى باشد، هیچ قدرتى در دنیا طمع نمیورزد؛ میفهمد هزینهى تهاجم به این مجموعه، هزینهى زیادى است. «ارتش بیست میلیونى» را امام مطرح کردند؛ البته بیست میلیون در مقایسهى با جمعیت آن روز کشور که حدود چهل میلیون بود؛ بعد ما عرض کردیم «ارتش دهها میلیونى». واقع قضیه هم همین است. البته این معنایش این نیست که همهى جامعه نظامى میشوند، همه تفنگ دست میگیرند؛ معنایش این است که همه آمادهى دفاع میشوند، آمادهى مبارزهاند. ملتى که همه آمادهى مبارزهاند، این ملت دیگر شکست نخواهد خورد. هر توطئهاى در مقابل این ملتِ اینچنینى، اینجور با این سطح از آمادگى، نقش بر آب خواهد شد. امام یک چنین ابتکارى را کرد. لذا در آذر 58 امام بسیج را اعلان کردند، تشکیل دادند؛ تا آخر عمر هم امام نسبت به بسیج، همین نگاه اهتمامورزانه را داشتند. «بسیج مدرسهى عشق است»، «مکتب شاهدان و شهیدان گمنام است»، «بسیج لشکر مخلص خداست»؛ اینها تعبیرات امام بزرگوار است. این نشانهى درست شناختن نیاز این کشور و این ملت و این نظام است در حال و آینده؛ این یک چیزى است که همیشه به آن احتیاج است؛ پنجاه سال دیگر هم همین نیاز وجود دارد.
البته بسیجى که در سال 58 تشکیل شد، نیازهاى آن روز را تأمین میکرد - این یک نیاز بود - امروز بسیج نوع نیازهاى دیگرى را برآورده میکند. مسائلى که امروز مطرح است، آن روز مطرح نبود. امروز بسیج ما در زمینهى علم، در زمینهى ابتکار، در زمینهى نوآورى، پیشرو است. این هم هنر امام بود. امام در همین نوشتهاى که در آذر 67 مرقوم کردند - یعنى آخر عمرشان، تقریباً ده سال بعد از آن نوشتهى اول - از دانشجویان و طلاب میخواهند که بسیج تشکیل بدهند؛ بسیج دانشجو و بسیج طلبه. این نشاندهندهى این است که نیازى که کشور به روحیهى بسیجى دارد، مربوط میشود به همهى زمینهها، از جمله زمینههائى که در قلمرو حوزههاى علمیه است و زمینههائى که در قلمرو دانشگاههاست. امروز در حوزهى علمیه هم فضلاى بسیجى ما، علماى بزرگ بسیجى ما حضور دارند، افتخار هم میکنند. امام هم افتخار میکرد. امامِ با آن عظمت، میگفت من افتخارم این است که یک بسیجىام. در دانشگاه هم همین جور است. در دانشگاه هم بسیج دانشجو، بسیج استاد، یک پدیدهى پیشرونده و پیشرو محسوب میشود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com




به نظر من فیلمو با فیلم باید جواب داد!
اکثر فیلمایی که با مضمون مذهب و شهید و بسیج و دفاع مقدس و ... شعاری هستن و نمیتونن مخاطب غیر هم کیش و یا مخالف رو جذب کنن...
به نظر من کم کاری از خود این قشره ... والا کلی هم حامی دارن و به راحتی می تونن فیلماشونو بسازن... یکیش حوزه هنری! چرا مردم راه بهشت رو دوست ندارن هر چقدر هم هزینه اش کرده باشن و زیاد نمیبینن اما یه فیلمی مثل گشت ارشاد رو میبینن( نمیگم مردم دوستش دارن چون خیلی ها از قبل نمی دونن قراره چی ببینن ولی خب به هر حال در تبلیغ اون فیلم تاثیر زیادی داره)
الان همین سریال کلاه پهلوی... اینجور که بوش میاد دوباره قراره درباره ی کشف حجاب فیلم ببینیم، آخه یکی نیست بگه چه فایده ای داره وقتی این همه بهش پرداخته شده! از اینا گذشته چه طور حرفش میخواد رو منِ بیننده تاثیر بذاره وقتی روی بازیگر همون فیلم تاثیر نداشته و طرف هنوز با اون وضعیت بدحجابش تو جامعه حضور پیدا میکنه!؟
البته قصدم پیش داوری نیست ولی حسم اینو میگه که ارزش دیدن رو نداره!!
متاسفانه کار به جایی رسیده که در برنامه ی هفت یک تهیه کننده ادعا دارد که اگر من تهیه کننده نبودم. حتما مسئول فرهنگی نظام بودم . او خیلی طبیعی و با وقاعت در باره ی فیلم خصوصی می گوید "خوب مگه چی شده یک مرد جوان همسایه زنش را به سینما برده. " برای او این جریان بسیار عادی جلوه می کند.
خوب این ها به این چیز ها عادت دارند لابد ما که عادت نداریم مشکل داریم.
اصلا باید در سینما هم انقلاب فرهنگی وارد عمل بشه
اینها دین ستیز نیستند
به خدا قسم اینها اسلام ستیزند
و اتفاقا کارهایشان هم تاثیر دارد ولی چرا آقایان خوابند نمی دانم