آيت الله درچه اي و لقمه حرام
آيت الله سيدمحمدباقر درچه اي فقيه و اصولي شيعي در سال 1227 در درچه از شهرهاي نزديك اصفهان از توابع لنجان به دنيا آمد.
او فرزند سيدمرتضي و از نوادگان ميرلوحي سبزواري عصر صفوي اصفهاني است. نسبش با 31 واسطه به امام موسي بن جعفر مي رسد و از اولاد «موسي الثاني» محسوب مي شود، به اين ترتيب او را «موسوي» لقب دادند.
مرحوم استاد جلال الدين همايي درباره استادش، آيت الله سيدمحمدباقر درچه اي مي گفت: «آن بزرگوار در علم و ورع و تقوا آيتي عظيم و به حقيقت جانشين پيغمبراكرم و ائمه معصومين(ع) بود، در صفاي روح و بي اعتنايي به امور دنيوي، گويي فرشته اي بود كه از عرش به فرش فرودآمده و براي تربيت خلايق با ايشان همنشين شده است، بارها ديدم كه سهم امام هاي كلان براي او آوردند و ديناري نپذيرفت، با اينكه مي دانستم كه بيش از چهارپنج شاهي پول سياه نداشت.
وقتي سبب مي پرسيدم، مي فرمود: من فعلا بحمدالله مقروض نيستم و خرجي فرداي خود را هم دارم و معلوم نيست كه فردا و پس فردا چه پيش بيايد، «و ماتدري نفس ماذا تكسب غدا» بنابراين اگر سهم امام را بپذيرم، ممكن است حقوق فقرا تضييع شود.
گاهي ديدم، چهارصد، پانصدتومان، برايش سهم امام آوردند و بيش از چندريال كه مقروض بود، قبول نكرد، اگر احيانا لقمه اي شبهه ناك خورده بود، فورا انگشت در گلو مي كرد و همه را برمي آورد و اين حالت را يك بار مخصوصا به چشم ديدم.
ماجرا از اين قرار بود كه يكي بازرگانان ثروتمند، آن بزرگوار را با چند تن از علما و طلاب دعوت كرد، سفره اي گسترده بود، از غذاهاي متنوع و با انواع تكلف آن مرحوم به عادت هميشگي مقدار كمي غذا تناول كرد. پس از آنكه دست و دهانش شسته شد، ميزبان قباله اي را مشتمل بر مسئله اي كه به فتواي سيد حرام بود، براي امضا حضور آن مرد روحاني آورد. سيد دانست كه آن ميهماني، مقدمه اي براي امضاي آن سند بود و شبه رشوه داشته است.
رنگش تغيير كرد و تنش به لرزه افتاد و فرمود: من با تو چه بدي كرده ام كه اين زقوم را به حلق من كردي؟ چرا اين نوشته را پيش از ناهار نياوردي تا دست به اين غذاي آلوده نكنم»، پس آشفته حال برخاست و دوان دوان به مدرسه آمد و كنار باغچه مدرسه مقابل حجره اش نشست و با انگشت به حلق فرو كرد و همه را استفراغ كرد و پس از آن نفس راحتي كشيد.
به نقل از فارس
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


