تزريق يا صادرات گاز، كدام؟
در اين مقاله پژوهشي كه با تلاش عيسي نويري، كارشناس ارشد مهندسي مخازن هيدروكربوري تهيه شده، آمده است: اگر چه در اغلب مباحث مديريتي كشور اصطلاح" توليد صيانتي" در سال هاي اخير همواره مطرح بوده اما متاسفانه تاكنون تعريف كامل وجامعي از آن در دسترس نيست.در مديريت مخازن هيدروكربوري دو تفكر مربوط به دو ساختار وجود دارد. نخست تفكر حاكم بر شركت هاي ملي كه مبتني بر حداكثر نمودن توليد از مخازن است. ديگر تفكر، تفكر حاكم بر شركت هاي نفتي خصوصي چند مليتي كه افزايش دبي و دست يابي سريع به درآمدهاي ناشي از فروش نفت وگاز مبتني است. البته توجه به اين نكته ضروري است كه افزايش دبي وتوليد سريع، عمل كرد معكوسي در مقابل ضريب برداشت دارد.
ضرورت تزريق گاز و توليد صيانتي از مخازن شكاف دار ايران
محقق در مقاله خود با اعلام اين كه امروزه از نقطه نظر مهندسي مخزن ثابت شده، غير اصولي ترين روش توليد از مخازن نفتي استفاده از انرژي طبيعي مخزن است تصريح كرده است: اين روش توليد نفت كمترين بازده را به دنبال دارد. با توجه به اين موضوع نخستين قدم در توليد صيانتي، تزريق سيال ارزان قيمت تر از سيال درون مخزن به منظور جلوگيري از افت فشار مخزن و وارد شدن خسارت هاي جبران ناپذير به آن است.بهره برداري اصولي از ميادين نفتي بر پايه علم مهندسي مخازن، از اتلاف سرمايه هاي ملي پيش گيري مي كند. تزريق گاز يكي از راه هاي جلوگيري از كاهش ناگهاني فشار مخازن نفتي به دليل بهره برداري از آن است. اين روش عمليات ظريف و پيچيده اي است كه از مطالعات اوليه تا آغاز تزريق گاز، نياز به استفاده از خدمات كارشناسي دارد. اين موضوع در حالي است كه فناوري تزريق گاز در بيشتر موارد در انحصار شركت هاي چند مليتي محدودي است.وي در اين مقاله با تاكيد بر اين كه با توجه به وجود مخازن عظيم گازي در ايران، تزريق گاز بايد در اولويت قرار گيرد ادامه مي دهد: مخزن نيز همچون يك فرد زنده، تا زماني كه از آن مراقبت و صيانت شود مي تواند به حيات خود ادامه دهد. در صورتي كه به آن بي توجهي شود عمرش به تدريج به پايان مي رسد. هم اينك با تكيه بر توان داخلي كشور، عمليات تزريق گاز به ميادين نفتي هفتگل، لب سفيد، گچساران، مارون، كرنج، بي بي حكيمه و پارسي در حال انجام است.در بخشي از اين مقاله پژوهشي آمده است: با توجه به وجود ميادين و مخازن عظيم نفت و گاز در ايران حجم قابل توجه اي گاز براي تزريق به اين ميادين در نظر گرفته نشده است. براساس گزارشي كه در مورد فعاليت هاي وزارت نفت منتشر شد، تزريق گازدر طول چهار سال از ميزان متوسط روزانه حدود 3/58 ميليون متر مكعب به روزانه حدود 14/71 ميليون مترمكعب افزايش يافته است.
برنامه و پروژه هاي تزريق گاز در سال هاي پيش از پيروزي انقلاب، حدود 250 ميليون متر مكعب در روز بوده است. بر اساس اين برنامه ها قرار بود ازسال 1360 علاوه بر تزريق اين حجم از گاز، ديگر گازي در نواحي خشكي سوزانده نشده و به درون مخازن نفتي تزريق گردد. متاسفانه به دليل آغاز جنگ تحميلي، انجام اين پروژه ها ميسر نشد و علاوه بر آن هر روز شاهد سوزانده شدن گازهاي همراهي مي شويم كه شايد بتوان با مديريت بهينه از سوزانده شدن آن جلوگيري كرد.در ادامه اين مقاله آمده است: اكنون پس از گذشت 28 سال و كاهش حدود 23 ميليارد بشكه از ذخاير نفتي و همچنين با كاهش قابل ملاحظه فشار مخازن اصلي كشور و اضافه شدن مخازن جديد به ليست قبلي، حجم گاز بيشتري جهت تزريق به اين مخازن مورد نياز خواهد بود. بايك حساب ساده مي توان نشان داد كه براي جبران تاخير در اجراي تزريق گاز به مخازن اصلي وجديد كشور، به حداقل حدود 600 ميليون مترمكعب گاز در روز نياز است. در حال حاضر روزانه حدود 50 ميليون مترمكعب از گازهاي همراه ميادين مختلف كشور مي سوزد و با اين وجود اعتبار قابل توجهي جهت جمع آوري و تزريق اين گازها به مخازن در نظر گرفته نشده است.در مقابل براي صدورگاز از طريق مايع سازي (LNG) و حمل آن به مسافت هاي دور، اجازه هزينه حدود چهار ميليارد و 500 ميليون دلار از مجلس شوراي اسلامي اخذ شده است. اين موضوع در حالي است كه هزينه طرح جمع آوري گازهاي همراه، بسيار كمتر از طرح صدور گاز خواهد بود.
اين موضوع در حالي است كه صدور گاز نيازمند سرمايه هاي بسيار كلاني است و در مقايسه با تزريق به مخازن نفتي داراي در آمدهاي بسيار كمتري است. نكته قابل اهميت اين است كه كشور قطر با هدف صدور سالانه 30 ميليون تن گاز مايع (LNG) اكنون به بيشتر مخازن خود (حتي مخازن كوچك نفتي) گاز تزريق مي كند و براي استفاده از كندانسه حاصل از استخراج گاز خود، چاره اي جز صدور گاز مايع ندارد؛ زيرا در غير اين صورت راهي جز سوزاندن اين گاز، وجود ندارد. در چنين شرايطي صدور گاز مايع قطر نمي تواند مبناي اين استدلال قرار گيرد كه اگر ايران با قطر در صدور گاز رقابت نكند بازار جهاني را از دست خواهد داد.در چنين شرايطي شايسته است ايران همچون قطر پس از تامين نياز تزريق گاز در تمام مخازن نفتي، مازاد آن را با خطوط لوله يا كشتي (LNG) به كشورهاي ديگر صادر كند. در اين مورد براي ايران موضوع از دست دادن بازار، به هيچ وجه نخواهد بود. علاوه بر نكات ذكر شده بايد توجه داشت كه كليه پروژه هاي بيع متقابل كه در سال هاي اخير به امضا رسيده عمدتاً بر اساس تزريق آب يا با سرعت دادن به آب راني مخازن نفتي بوده كه براي توليد صيانتي از بسياري از ميادين نفتي ايران بسيار زيان بار است.
عملكرد وزارت نفت در صادرات وتزريق گاز
در اين جا بايد پرسيد كه آيا عمل كرد وزارت نفت در جهت تحقق اهداف اين وزارت خانه مبني بر جلوگيري از خسارات جبران ناپذيري تزريق نشدن گاز به ميادين نفتي ايران بوده يا اين وزارت خانه براي صدور گاز بيشتر به كشورهاي همسايه در تلاش است؟ عرضه گاز به قيمت معادل حرارتي نفت كوره كه حدود پنج دلار كمتر از قيمت نفت خام است در واقع كمك به كشورهاي مصرف كننده خواهد بود؛ زيرا در غير اين صورت اين كشورها بايد از فرآوردهاي نفتي با قيمت بيشتر از قيمت نفت خام استفاده كنند. اگر مطرح شود كه ارسال گاز به آن كشورها مستلزم سرمايه گذاري است بايد گفت كه تصفيه نفت خام نيز احتياج به سرمايه گذاري اضافي دارد.بايد ديد آيا صدور گاز در مقايسه با تزريق آن در مخازن نفتي كشور مزيت و درآمد بيشتري دارد؟ تزريق نشدن گاز به ميزان لازم وكافي به ميدان هاي نفتي كشور كه موجب وارد شدن خسارات جبران ناپذير مي شود به دليل كمبود توليد اين ماده در كشور و صادرات آن است. اين موضوع نشان مي دهد كه سياست گذاري كشور در بخش گاز بر اساس استفاده بهينه نكردن از گاز براي بالفعل كردن ذخاير نفتي بالقوه كشور و تلاش براي ارسال گاز به كشورهاي دور و نزديك همسايه استوار است.
با توجه به اظهارات مسوولان نفتي كشور، كمبود گاز براي تزريق در ميدان هاي نفتي خسارات جبران ناپذيري به همراه داشته و دارد بايد پرسيد كه آيا اين كمبود توليد گاز تنها در مورد تزريق به مخازن نفتي كشور صادق است و براي صدور گاز به هند و پاكستان و اروپا كمبود وجود ندارد؟
آيا حدود يك ميليارد دلار سرمايه گذاري جهت توسعه ميدان پارس شمالي و تزريق روزانه 2 ميليارد و 500 ميليون پاي مكعب گاز به مخازن نفتي كشور و همچنين برداشت بيش از صد هزار بشكه نفت اضافي در روز مقرون به صرفه است يا با همان ميزان سرمايه گذاري و برداشت احتمالي صد هزار بشكه نفت سنگين ميدان سروش به ارزش صادراتي 6 دلار كمتر؟
البته با توجه به آغاز تزريق گاز به ميدان نفتي آغاجاري به جرات مي توان گفت قسمت بزرگي از آرزوهاي چندين ساله كارشناسان و فرهيختگان نفتي ايران تحقق يافته است. انجام چنين طرح هايي در جهت توليد صيانتي قدم بسيار بزرگي محسوب مي شود.
مقايسه صادرات و تزريق گاز
آمارها نشان مي دهد چاه هاي نفت ايران در نيمه دوم عمر خود بسر مي برند. در چنين شرايطي تزريق گاز به مخازن براي افزايش برداشت داراي اهميت بسياري است. بررسي هاي شركت استات اويل نشان مي دهد تزريق 60 ميليون مترمكعب گاز طبيعي به ميدان آغاجاري با حدود 28 ميليارد بشكه نفت خام، سه درصد افزايش برداشت ايجاد خواهد كرد كه در مقايسه با صادرات گاز به هند، در قيمت بيش 55 دلار براي هر بشكه نفت افزايش حدود 40 درصدي را به همراه دارد. حال اگر 150 ميليون مترمكعب گاز به مخازن نفتي تزريق شود 10 درصد افزايش برداشت از مخزن به همراه خواهد داشت كه در قيمت هاي بيش از 35 دلار براي هر بشكه نفت بسيار مقرون به صرفه است.بايد توجه داشت كه قيمت هاي جهاني نفت بسيار بيشتر از گاز است. البته با تزريق گاز به مخازن، گاز از بين نمي رود بلكه برداشت مجدد حدود 70 درصد آن وجود دارد. اين موضوع در حالي است كه در صورت از بين رفتن امكان برداشت از چاه نفت، يا كوتاه شدن عمر برداشت از چاه، منابع بسياري از نفت كشور به هدر مي رود. با توجه به حوزه هاي مشترك گازي بهتر است گاز توليدي مازاد، به مخازن نفت تزريق شود زيرا موجب افزايش برداشت است و همچنين بهترين راه ذخيره گاز براي برداشت مجدد در آينده به شمار مي آيد.ايران به عنوان يكي از بزرگ ترين كشورهاي دارنده نفت درجا در سطح جهان، توانايي آن را دارد كه حجم نفت قابل استحصال از ذخاير خود را به بيش از 45 ميليارد بشكه در مقايسه با وضعيت فعلي افزايش دهد. بهترين روش براي اجراي اين كار، تزريق گاز غير امتزاجي به مخازن نفتي است. در تزريق گاز به مخازن نفتي كشور مخازن نفت اشباع نشده، بايد در اولويت قرار گيرد؛ زيرا اين مخازن به ازاي توليد هر بشكه نفت اضافي به حجم گاز كمتري نياز دارد و نفت از آن ها با سرعت بيشتري توليد مي شود.باتوجه به تاثير منفي افت فشار مخزن بر دبي توليد وحداكثر نفت قابل استحصال از آن و همچنين پيش بيني سرعت گرفتن روند افزايش قيمت نفت و گاز در سال هاي آينده تا پيش از به كارگيري روش هاي ازدياد برداشت براي هر مخزن بايد تنها به اندازه نياز نفت و گاز توليد كرد.نويري در پايان مقاله خود تاكيد مي كند: اگر قرن20 قرن فروش نفت خام ارزان براي توسعه غرب بود، نبايد قرن21 به قرن صدور گاز طبيعي ارزان قيمت براي توسعه صنايع غرب تبديل شود. اگر اين گونه نشود هيچ تجربه اي از 100سال توليد نفت در كشورمان نداشته ايم.اين مقاله پژوهشي پيش تر در دوازدهمين گنگره مهندسي شيمي، نخستين كنگره نفت، گاز و پتروشيمي و همچنين در گنگره كاوش نفت و گاز توليد صيانتي ارايه شده است.
منبع: ایسنا
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


