اسلام و تشيع در بحرين
مقاله اي كه در پيش رو است، به بررسي چگونگي ورود اسلام به بحرين و نقش علما و دانشمندان بحريني درترويج و گسترش معارف ديني خصوصاً تشيع اختصاص دارد.
از آنجايي كه اين منطقه مهم و باستاني از سابقه تاريخي و تمدني زيادي برخوردار است، همواره محل رويش واقعه هاي مهم اجتماعي، ديني، سياسي و... بوده است كه يكي از اين امور، حضور دائمي علما و روحانيون مسلمان و نقش آفريني علمي و سياسي آنها است؛ به طوري كه مي توان به جرأت ذكر كرد كه در كمتر معرفتي از مجموعه علوم اسلامي مي توان از علماي بحريني اثري نديد. لذا اين اهميت كه معلول عوامل خاصي است، باعث شده نقش اين حوزه اسلامي بسيار پررنگ باشد. در اين نوشتار به مباني و چگونگي نمو و رشد معرفت ديني و نيز ارائه نمونه هايي از اين دانشوران پرداخته شده و در پايان به تعامل فرهنگي منطقه بحرين و ايران اختصاص يافته است.
1- مباني گسترش اسلام و تشيع در بحرين
منطقه بحرين از ديرباز يكي از حوزه هاي مهم علمي اسلام بوده است و مسلمانان از نقاط مختلف، جهت دانش اندوزي به اين سرزمين دانش مهاجرت مي كرده اند و اين دانش دوستي به حدي بوده است كه حتي افرادي عامي مثل كشاورزان، كارگران، ماهي گيران، غواصان و... نيز در كنار شغل خود به علم آموزي مي پرداختند و در مجالس علمي شركت كرده و در حد توانايي خود بهره علمي مي گرفته اند؛ اما نكته اي كه در مورد آن بايد به جست وجو پرداخت، اين است كه شروع نهضت علمي اسلام و گرايش مردم اين ديار به اهل بيت(ع) از كجا است و تطور آن چگونه است.
با طلوع رسالت حضرت ختمي مرتبت محمد(ص) و گسترش دين مبين اسلام درسرتاسر جزيره العرب و نواحي اطراف آن، بحرين نيز از اين تابش خورشيد محمدي بي بهره نماند و مي توان گفت كه از همان قرن اول هجري معرفت ديني به اين ناحيه رسوخ كرد.
چنان كه در تاريخ مسطور است، با گسترش دين اسلام و رسيدن آوازه مبارك رسول خدا(ص) به بحرين، هيئتي بيست نفره به رهبري منذربن عائذ مشهور به آشج (كه قبلاً مسلمان شده بود)1، در سال هشتم هجري به مدينه مشرف شدند و به خدمت رسول خدا(ص) رسيدند. پيامبر اكرم به گرمي از آنان استقبال كرد و درباره آنها فرمودند:
«مرحبا بوفد قوم لاخزايا و لانادمين.»
سپس به انصار فرمودند: اي گروه انصار! برادرانتان را گرامي داريد كه آنها شبيه ترين مردمان به شما در دين اسلام هستند!
هيئت مزبور نيز عرض كردند: اي رسول خدا، ما بدون جنگ، در صلح ايم و بدون عصيان، مطيع شماييم؛ لذا درخواست داريم تا نامه اي به ما دهيد كه نزدمان باشد.
پيامبر اكرم اين درخواست آنان را به طلب بيعت تفسير كردند و فرمودند: آيا از طرف خود و قومتان با من بيعت مي كنيد؟ و آنان پاسخ دادند: بله، اي رسول خدا! شما مي دانيد كه مردان نسبت به دينشان از هرچيزي متعصب ترند، لذا ما از طرف خودمان و همه كساني كه ما را به جانب شما گسيل داشته اند با شما بيعت مي كنيم و هر آن كس كه به اسلام بگرود از ما است و هر كس منكر آن باشد، با او مي جنگيم.
بعد از اين واقعه، حضرت آنان را در خانه «رمله بنت الحارث» جاي داد و آنان حدود ده روز در آن مكان توقف كردند و در اين حين اشج از پيامبر اكرم احكام و عقايد و معارف اسلام را فرا گرفت و اعضاي هيئت نيز آياتي از قرآن كريم را حفظ نمودند و سپس با هديه اي گرانبها به نام اسلام به جانب مردم خويش برگشتند تا آنان را از جهالت نجات بخشند.
يك سال بعد از بازگشت اين گروه، هيئتي ديگر متشكل از چهل مرد به رهبري جارود بن معلي عبدي به جانب مدينه روان شد. در بين اين گروه حكيم بن جبله عبدي كه بعدها از پيروان مولا علي(ع) قرار گرفت و در جنگ جمل در ركاب حضرت شهيد شد نيز وجود داشت. «جارود» كه از بزرگان قبيله خود در جاهليت به شمار مي رفت، در مدينه نزد رسول الله (ص) باقي ماند و پس از فراگيري معارف اسلامي به بحرين بازگشت.2
با اين ترتيب از همان ابتداي ظهور دين اسلام معرفت و دانش اين دين الهي توسط مسلماناني كه شرحشان رفت، به اين سرزمين اسلامي راه پيدا كرد و مساجد، كانون نشر حقايق اسلام گرديد.
اين توجه به علم و دانش در زمان حيات شريفه صادقين (عليهما السلام) رو به رشد بيشتري گذاشت؛ و لذا مردم اين ديار به واسطه علما و رجالي كه در عصر رسول الله (ص) و نيز اميرالمؤمنين علي(ع) به آنجا هجرت كرده بودند، گرايش زيادي به اهل بيت و معارف صادر از ناحيه آنها پيدا كردند، به حدي كه مي توان بحرين را يكي از كانون هاي مهم تشيع در آن زمان دانست. مرحوم شهيد قاضي نورالله شوشتري در مجالس المؤمنين مي نويسد:
«تشيع مردم بحرين و نواحي آن مثل قطيف و احسا از قديم الايام بارز و شايع بوده است و مي توان منشأ اين تحول را نيز لطف الهي دانست كه شامل مردم آن ديار شده است. از جمله علت هاي اين گرايش را نيز مي توان حضورآبان بن سعيد به عنوان عامل حكومت در صدر اسلام در اين منطقه دانست، چرا كه وي يكي از دوستداران و پيروان مولا علي(ع) بوده است. علاوه بر اين، مدت ها نيزعمربن ابي سلمه فرزند ام سلمه (رضوان الله عليهم) همسر رسول خدا(ص) در آنجا سمت عامليت داشته است و چنان كه مي دانيم، وي نيز از شيعيان حضرت علي(ع) بوده و تشيع را در آنجا رواج داده است.3
همين حب اهل بيت (عليهم السلام) باعث شده بود كه در زمان حكومت غاصب اموي مردم با آنان از سر معارضه درآيند، چنان كه در عصر امامت حضرت حسن مجتبي(ع) مردم بحرين صراحتا با حكومت منصوب از جانب اموي ها از در معارضه برآمدند و جز در زمان هايي اندك كه اموي ها با قوه تيغ و شمشير، اراده خود را تحميل بر آنها مي كردند، مردم به تشيع و حب اهل بيت، وابستگي كامل داشتند.
از جمله معارضه هاي اهل بحرين با حكومت هاي غاصب حق اهل بيت مي توان از موارد ذيل نام برد:
1- در سال 56 هجري قبيله بكر بن وائل با عمال حكومت اموي به جنگ و نزاع برخاستند.
2- در سال 76 هجري بين خوارج و قبيله بني عبد قيس جنگي شديد رخ داد.
3- در سال 17 هجري با عبدالملك بن مروان درگيري رخ داد.
4- در سال 28 هجري نيز با حجاج بن يوسف ثقفي به نبرد برخاستند.4
لذا شايد بتوان گفت كه اهالي بحرين در طول تاريخ اسلام همواره با حكومت هاي غاصب و غيرشرعي درحال معارضه بوده اند و هيچ گاه آنها را نپذيرفته اند.
به طور كلي حاكمان و علماي دوستدار اهل بيت با تبليغ راه و رسم ائمه اطهار (عليهم السلام)، عامه مردم را به شيوه علوي سوق دادند و اين امر در عصر صادقين (عليهماالسلام) هم از نظر عملي و نيز از جهت علمي به اوج خود رسيد و بدين لحاظ منطقه بحرين مهد علم و علماي بزرگ شد.
2- پيشينه علمي بحرين
براي آشنايي خوانندگان با اين پيشينه علمي بايد گفت كه بسياري از راويان احاديث و نيز عالمان صدر اسلام از اين ناحيه برخاسته اند. به عنوان نمونه مي توان از: رشيد هجري، صعصعه بن صوحان، زيدبن صوحان و فرزندش سيجان بن صوحان، حكيم بن جيله عبدي، اصبغ بن نباته، اعين بن ضيعه، اعود بن بنان تميمي، جاريه بن قدامه و... نام برد كه همگي اين بزرگواران از ياران باوفاي مولا اميرالمؤمنين علي(ع) هستند و بعضي شان نيز در جنگ هاي آن حضرت در كنار آن وجود مبارك جانفشاني كرده اند.5
علاوه بر اين بزرگواران مي توان از شيخ نصير بحراني (م: 87 هجري) كه راوي احاديث رسول الله(ص) از طريق جابر بن عبدالله انصاري، صحابي معروف پيامبر است، نام برد. فرزند وي نصر بحراني نيز از جمله رواتي است كه شيخ مفيد در كتاب امالي از وي احاديث متعددي نقل كرده است. محمدبن سهل بحراني نيز از روات ديگري است كه شيخ صدوق در علل الشرايع از وي نقل حديث كرده است.
در همين زمينه نيز مي توان از شيخ عبدالله ذهبه (م 821 هـ) كه بين قرن اول و دوم هجري يعني عصر صادقين مي زيسته، ياد كرد كه از روات مهم اماميه است.6
از دانشوران بحريني در پايان قرن سوم و ابتداي قرن چهارم هجري مي توان از افراد ذيل نام برد:
1- شيخ علام البحراني (م، 803 هجري) نويسنده كتاب الامامه و المعجزات: از اين دانشمند، شيخ مفيد در آثار خود به نيكي ياد كرده است.
2- فقيه بزرگوار، ابن شريف اكمل بحراني كه از «سيد مرتضي، علم الهدي» روايت حديث كرده است و ذكر لقب شريف براي وي بيانگر آن است كه از سادات علوي محسوب مي شود.
3- لغوي بزرگ، فقيه، متكلم و اديب مبرز، ناصرالدين راشد بن ابراهيم بن اسحاق بحراني (م: 506 ق).
4- شيخ قوام الدين محمدبن محمد البحراني.
كه هر دوي اين دانشوران از سيد فضل الله راوندي (م: 365 ق) روايت حديث كرده اند.7
از علماي قرن ششم به بعد نيز افراد ذيل قابل توجه اند: 1- شيخ كمال الدين احمدبن علي بن سعيدبن سعاده بحراني(م:276ق)
وي رساله اي در علم نگاشته كه توسط خواجه نصير طوسي شرح گرديده است و همين دقت خواجه طوسي بيانگر مكانت والاي علمي رساله است.8 عظمت مقام دانش اين عالم به حدي است كه علماي بزرگي چون شيخ الطائفه طوسي، شيخ عبدالله سماهيجي، شيخ يوسف بحراني (در لولؤه البحرين) و علامه خوانساري(در روضات الجنات) او را به حد عالي ستوده اند.9
5- شيخ علي بن سليمان البحراني (م996 قمري) كه يكي از فقهاي بزرگ بحرين محسوب مي شود و در علوم فلسفي نيز تضلع داشته است.
در قرون بعد از ششم نيز دانشوران ذيل قابل ذكرند:
1- جمال الدين احمدبن عبدالله بن محمدبن علي بن حسن، معروف به ابن متوج بحراني(م:028ق) صاحب كتاب منهاج الهدايه في شرح الاحكام الخمسمأئه. وي ازنظر علمي از مكانت والايي برخوردار است و تأليفات متعددي به وي منسوب مي باشد.
2- شيخ ناصربن متوج، فرزند برومند ابن متوج نيز جزء علمايي است كه او را ازنظر حدت ذهن و ذكاوت ستوده اند.
3- سيدحسين بن حسن غريقي (م: 1001ق) كه به زهد و تقوا مشهور بوده و كرامات زيادي به وي منسوب است.
4- شيخ احمدبن مخدم بحراني كه ازنظر زهد و تقوا و عبادت زبانزد مردم بوده است. علامه رجالي شيخ حرزالدين عالم بزرگ بحرين از شاگردان اين عالم مكرم مي باشد.
5- سيدماجدبن هاشم صادقي بحراني (م: 8210 يا 2201 ق) از محدثين مهم بحرين است. وي اولين كسي است كه علم الحديث را در شيراز ترويج نموده است.
6- شيخ زين الدين علي بن سليمان بحراني (م 4601 ق) محدث مهم بحرين كه از مقام مرجعيت نيز در آن ديار برخوردار بوده، دانشمندي است كه او را اولين مروج حديث و علوم آن در بحرين شمرده اند، لذا به وي لقب ام الحديث داده اند.
7- سيدهاشم توبلي بحراني صاحب نفسير بزرگ البرهان رجلي است كه آوازه اش همه گير است. وي علاوه بر تأليف ده ها كتاب علمي به داشتن كرامات نيز مشهور بوده است.
8- شيخ سليمان ماحوزي مشهور به محقق بحراني (م: 1211ق) نيز از دانشمنداني است كه در حفظ و دقت مطالب، سرعت انتقال آن و زبردستي در مناظرات و شيرين سخني جزء عجايب آن ديار محسوب مي شود.01
البته اين ها تعدادي از دانشوران بحرين اند، وگرنه چنانچه بخواهيم همه مردان علم و معرفت اين ديار را برشماريم، به مجالي وسيع نياز است.
مهم ترين بيت هاي علمي معروف در بحرين را مي توان به شرح ذيل ذكر كرد:
آل ابي شبانه، عصفور، غريفي، بلادي، التاجر، التوبلي، الدرازي، ستري، صادقي، عريض، آل طعان، عسكري، قارون، ماحوزي، مقابي، متوج، كتكاني.11
به اين ترتيب درمي يابيم كه منطقه بحرين ازنظر علمي، حوزه اي مهم است و حتي قبل از ظهور اسلام نيز ازنظر ادبي داراي ادبا و شعراي متعددي بوده است. با دقت در آثاري كه در پيرامون اين حوزه اسلامي نگاشته شده، اهميت موضوع، روشن تر مي شود.
شيخ علي بلادي در كتاب «انوار البدرين» كه درباره تاريخ بحرين است، آورده است كه در برهه اي از زمان حدود 054 مجتهد در بحرين مي زيسته اند و اين تعداد غير از طلاب معمولي علوم ديني بوده است.
او از قول بعضي از علماي بحرين نقل مي كند كه: علماي بحرين ازنظر تقوا و عدالت و زهد نيز سرآمد بوده اند، به طوري كه در بعضي از اوقات در مسجد خميس حدود سيصد عالم ديني به نماز جماعت حاضر مي شده اند.21
صاحب روضات الجنات هنگامي كه درصدد بيان حالات شيخ محمد خطي بحراني است، مي نويسد:
اهالي بحرين از قديم الايام شيعي بوده و در امور ديني نيز بسيار معتقد و متعبد بوده اند. از اين ديار علماي زيادي برخاسته اند. رشيد هجري كه هم پايه ميثم تمار است و از كساني است كه از اصحاب سر مولا علي(ع) بوده، منسوب به هجر مي باشد كه شهري بزرگ در انتهاي جزيره بحرين 31 است.
3-تعامل علماي بحرين با ايران
زمان حكومت صفويه كه پادشاهاني شيعي مذهب بوده اند، اوج شكوفايي علوم و معارف ديني با رنگ شيعي در ايران است. اين حاكمان علاوه بر تقويت علماي ايران، با دعوت از دانشمندان شيعي مذهب كه در لبنان و ديگر بلاد اسلامي مي زيستند، توانستند گروهي مهم از دانشوران اماميه را گرد آورند تا با حمايت مادي از آنان به گسترش فرهنگ شيعي بپردازند. مهاجرت علمايي مثل محقق كركي، شيخ حسين جبل عاملي، والد شيخ بهايي از لبنان به ايران مشهورتر از آن است كه به ذكرش بپردازيم، ولي در اين بين بحرين كه منطقه اي غني از حيث عالمان متقي است، نقش مهمي ايفا كرده است.
«شيخ عبدالله» فرزند «نورالدين بحراني» از شاگردان علامه مجلسي (م: 0111 ق) است كه در بحرين مدفون است. وي ساليان زيادي نزد آن استاد بزرگ شاگردي كرده و ثمره اين تحصيلات مجدانه، تأليف كتابي مهم به نام «العوالم جامع العلوم و المعارف و الاحوال، من الآيات و الاخبار و الاقوال» مي باشد. به گفته «ميرزا هاشم خراساني» صاحب «منتخب التواريخ» اين اثر در مقياس چاپ هاي سنگي قديم حدود يكصد جلد است و در طبع جديد بالغ بر 006 جلد خواهد شد كه از نظر كميت بسيار بيشتر از موسوعه بحارالانوار مي باشد و چه بسا از نظر كيفي حاوي مطالبي بيشتر از بحار نيز باشد، چرا كه وي پس از مطالعه بحارالانوار به تدوين كتاب مزبور پرداخته، فلذا بايد حاوي مطالبي باشد كه در آن كتاب مهم نيامده است.
بحراني از كساني است كه علامه مجلسي را در تأليف بحار مساعدت نموده است. نويسنده اعيان الشيعه مي نويسد كه تا مجلد 45 اين كتاب را ديده است. جد مؤلف مزبور يعني شيخ محمدحسن بن شيخ حسين عصفور (كه در بحرين به شهادت رسيد) از بحرين به بوشهر مهاجرت مي كند و در زمان قيام مردم تنگستان عليه انگليسي ها (1919-1291م) همراه مردم آن ديار بر ضد اين قواي استعماري مي جنگد، به طوري كه در كتاب هاي تاريخ قيام مزبور، از وي به «مجتهد بحراني» تعبير مي شود.41
وجود مركزيت تشيع در ايران و حمايت حكومت از علما، باعث شد كه دانشوران شيعي بحرين براي كسب علم و گسترش آن به ايران سفر كنند. براي نمونه: شيخ علي بن جعفر قدمي (م:1311ق) به كازرون، شيخ احمد بن صالح الدراري (م:4211ق) و شيخ عبدالله بن علي البلادي (م:8411) به شيراز آمدند كه مدفن دانشور اخير در جوار حضرت احمد بن موسي (شاهچراغ) قرار دارد. سيدعبدالله بن سيدعلوي بلادي به بهبهان آمد و در همان شهر نيز وفات كرد و اكنون بازماندگان وي در بوشهر و نجف اشرف حضور دارند. علامه ابي البحر الخطي (م:8201ق) به اصفهان، سيدماجد بن هاشم بحراني (م:2201ق) به شيراز آمدند، شيخ حسن العصفور، شيخ محمدعلي العصفور نيز در بوشهر رحل اقامت افكندند و به نشر تراث ائمه اطهار(عليهم السلام) پرداختند، به طوري كه امروز مقابر زيادي از سادات و علماي بحرين در شهرهاي بهبهان، اصطهبان، فسا، بوشهر، كازرون و مناطق جنوبي فارس وجود دارد كه زيارتگاه مردم است و به علت زهد و تقوايي كه مدفونين آن داشته اند، مردم بدان ها عشق مي ورزند.
1-منذربن عائذ با درك رسالت پيامبر اكرم خواهرزاده و دامادش (عمروبن عبد قيس) را به خدمت حضرت فرستاد و مقاديري خرما و پارچه نيز به عنوان تحفه به آنان تقديم نمود. لذا وي قبل از ديدار حضرت اسلام خود را پنهان مي كرد و پس از اين كه به خدمت آن گرامي رسيد، علنا اظهار مسلماني نمود. (منتهي الامال، ج 1، ص 27)
2-مروج الذهب ج 2 ص 121
3-مجالس المومنين ج 3 ص 071
4-همان
5-شهداءالفضيله: علامه اميني، ص 1.20
6-معجم رجال الحديث: ج 6، ص 2.11
7-ريحانه الادب: ج 3، ص 28.
8-شيخ ميثم بحراني نيز شرحي بر رساله علم ابن سعاده بحراني دارد و نبايد آن را با شرح خواجه يكي دانست. بلكه هر دو شرحي جداگانه بر رساله علم هستند.
9- همان ج 3، ص .12
01-اعيان الشيعه: ج 7، ص .142
11-دائره المعارف تشيع؛ ج 2، ص .120
21-روضات الجنات؛ ج 3، ص 091
31-همان ص 101
41-جنگ انگليس و ايران: احمد تنگستاني ص 91
2-مروج الذهب ج 2 ص 121
3-مجالس المومنين ج 3 ص 071
4-همان
5-شهداءالفضيله: علامه اميني، ص 1.20
6-معجم رجال الحديث: ج 6، ص 2.11
7-ريحانه الادب: ج 3، ص 28.
8-شيخ ميثم بحراني نيز شرحي بر رساله علم ابن سعاده بحراني دارد و نبايد آن را با شرح خواجه يكي دانست. بلكه هر دو شرحي جداگانه بر رساله علم هستند.
9- همان ج 3، ص .12
01-اعيان الشيعه: ج 7، ص .142
11-دائره المعارف تشيع؛ ج 2، ص .120
21-روضات الجنات؛ ج 3، ص 091
31-همان ص 101
41-جنگ انگليس و ايران: احمد تنگستاني ص 91
محمدرضا بندرچي- روزنامه کیهان
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


