کد خبر: ۹۷۸۹۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
در گفت و گو با محمد فرهاد کلینی مطرح شد؛

رسالت ریاست ایران بر اجلاس غیرمتعهدها

ریاست ایران بر اجلاس سران غیرمتعهد فرصتی بی‌نظیر است. در این برهه ایران می‌تواند در طراحی‌های مهم و حساس نقشی جدی و تأثیرگذار داشته باشد و در حوزه‌ی بازی در نظام قدرت خود را تعریف کند و از این فرصت در جهت ایده‌سازی و تقویت اتحاد با هم‌پیمانان خود استفاده کند.
در طی 16 اجلاس، از بلگراد تا تهران، جنبش غیرمتعهدها فراز و فرودهایی را پشت سر گذاشته است. بخشی از این فراز و فرودها، متأثر از تنوع فرهنگی اعضا و همچنین تأثیرگذاری کشورهای دیگر بود. در این راستا به دلیل اهمیت ویژه‌ی مبحث بازیابی هویت در جنبش غیرمتعهدها و جایگاه این جنبش در شکل‌گیری نظم جدید بین‌المللی، «برهان» در مصاحبه‌ای با «محمد‌فرهاد کلینی»، سفیر سابق ایران در ارمنستان و کارشناس ارشد مسائل استراتژیک، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
با توجه به گستردگی و تنوع جنبه‌های ایدئولوژیک، فرهنگی و اجتماعی بین اعضای جنبش عدم تعهد، آیا می‌توان رویکرد کلان و نگرش واحدی بین این اعضای به ظاهر ناهمگون قائل شد و به تنوع و تکثر میان آن‌ها سامان بخشید؟
 
قبل از هر چیز، باید دید اهمیت نیازهای مشترک چه جایگاهی در خصوص پیوستگی اعضای غیرمتعهدها تولید می‌کند و چگونه می‌تواند انگیزه‌های آن‌ها را به سمت ایجاد همسویی و تولید معنای حقیقی جنبش غیرمتعهدها هدایت کند. در گذشته جنبش غیرمتعهدها زاییده‌ی اهدافی بود که بر اساس تقسیم‌بندی فضای دوقطبی جنگ سرد به وجود آمده بود. البته پیدایش جنبش غیرمتعهدها در آن زمان تقریباً معنای خاصی داشت، چرا که هر یک از 2 ابرقدرت به دنبال این بودند تا بتوانند از جنبش غیرمتعهدها استفاده‌ی ابزاری کنند.
 
برای مثال، جریان چپ نگاهی خاص به این جنبش داشت و آن را به عنوان بخشی از یک دوره‌ی گذار و استحاله‌ی سیاسی- ‌ایدئولوژیک تلقی می‌کرد و معتقد بود که جنبش غیرمتعهدها بر اساس تئوری راه رشد غیرسرمایه‌داری عملاً اردوگاه چپ را تقویت می‌کند. از سوی دیگر غرب تلاش می‌کرد تا از غیرمتعهدها در قالب دفاع فرهنگی و استراتژیک استفاده کند و جلوی پیشروی فرهنگ چپ را در حوزه‌های جهان سوم مسدود کند.
 
به همین خاطر، اعضا و رهبران اولیه‌‌ی جنبش به شدت تحت فشار نظرها و امیال قدرت‌ها قرار می‌گرفتند. اگر به مواضع کشورهایی مثل یوگسلاوی سابق، کوبا، هند، اندوزی و مصر در آن زمان رجوع کنیم، متوجه می‌شویم که کشورهای اروپایی چگونه سعی می‌کردند در تصمیم‌های رهبران جنبش تأثیر بگذارند.

با توجه به فروپاشی اتحاد شوروی و سپس تلاش آمریکا برای تبدیل کردن خودش به قدرت هژمون و تولید ایده‌ی «یک جهان، یک قدرت» جریان غربی به شدت تلاش می‌کرد تا از بازیابی هویت و به وجود آمدن یک انسجام جدید در جنبش غیرمتعهدها جلوگیری کند و اجازه ندهد تا در فضای بین‌المللی جریان جدیدی خود را معرفی کند. در واقع ماهیت جنبش که متمرکز بر عدم تعهد بود تا حدودی به دلیل وضعیت جهانی و بازی قدرت‌ها، تحت تأثیر قرار گرفت و بحث ایده‌سازی در راه سوم کم‌رنگ شد.

با توجه به این موضوع، می‌توان گفت بحث بازیابی هویت در جنبش غیرمتعهدها از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار است تا این جنبش بتواند در چارچوب‌ رسالت‌هایش، قدرتش را در پاسخ‌دهی‌ به مشکلات موجود در جهان بیش از پیش مطرح کند.
 
بحث بازیابی هویت در جنبش غیرمتعهدها از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار است تا بتواند در چارچوب‌ رسالت‌هایش، قدرتش را در پاسخ‌دهی‌ به مشکلات موجود در جهان بیش از پیش مطرح کند.
 
در شرایط موجود، نیاز مشترک می‌تواند هدف‌سازی جدید را تعریف کند. در این حوزه اگر ما کمی به صحنه‌ی جهان نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که در هزاره‌ی سوم قدم به محیط جدیدی گذاشته‌ایم. در دوران جدید بحث‌های جدیدی مطرح است. به عنوان مثال مسائل مربوط به آب‌وهوا، صرفاً موضوعی طبیعی نیست، بلکه به زودی منجر به تغییرات بسیار مهمی در مهندسی ژئوپلتیک جهان خواهد شد و در آینده‌ی نزدیک با تغییرات جدّی در حوزه‌ی قیمت جهانی غذا، جابه‌جایی جمعیت‌ها، نزاع بر سر آب و بحث‌های مختلف پیرامون مسئله‌ی مهاجرت مواجه خواهیم شد. بنابراین موضوعات جدید طبیعتاً می‌تواند فرصت را به وجود آورد تا دولت‌ها و کشورهای دلسوز این جنبش انسجام جدیدی به این نهاد بدهند.

موضوع دیگر در نظام قدرت‌ها، جایگاه و نقشی است که روسیه و چین در نظام بین‌الملل پیگیری می‌کنند. در این خصوص هم‌زمان شاهد کاهش تدریجی قدرت غرب هستیم. کاهش قدرت غرب باعث می‌شود در فواصل و نسبت‌های جهانی وضعیت جدیدی به وجود آید که برخی از آن، تحت عنوان «چندجانبه‌گرایی جدید» یاد می‌کنند. به هر حال، جنبش غیرمتعدها می‌تواند از این زاویه خود را به عنوان یک موضع جهانی مطرح کند و جایگاه خود را در این چندجانبه‌گرایی، بیش از پیش نشان دهد.
 
تقریباً می‌توان گفت که در حال ورود به دوره‌ای هستیم که ترکیبی از وضعیت چندقطبی و وضعیت چندجانبه‌گرایی است. این مسئله در عرصه‌های مختلف فرهنگی، نظامی، اقتصادی و... به گونه‌ای متفاوت خود را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، با توجه به تغییراتی که در نوع نگاه به چگونگی تولید راه‌حل‌ها در نظام بین‌الملل اتفاق می‌افتد، نقش غیرمتعهدها بسیار بااهمیت است. در واقع امروزه ورود به فضای سیال دیپلماتیک و اثربخشی به‌موقع، اهمیت خاصی پیدا کرده و نیازمند این است که معنای دیپلماسی شبکه‌ای در جهان از راه کشورها و همچنین سازمان‌های بین‌المللی مورد اندیشه قرار بگیرد.

جایگاه جنبش غیرمتعهدها به عنوان یک سازمان قدیمی و فراگیر بسیار قابل توجه است و می‌تواند با توجه به وزنی که دارد مواضع خود را پیرامون مسائل مهم جهانی با دقت بیشتری بیان کند. برای مثال، حتی در محیط سازمان ملل برخی از کشورها خواهان تغییر ترکیب شورای امنیت هستند و برخی از کشورها با توجه به جایگاه و سهمی که در نظام بین‌الملل دارند ایده‌ی عضویت در شورای امنیت را مطرح می‌کنند؛ ژاپن، برزیل، آلمان یا هند از جمله‌ی این کشورها محسوب می‌شوند.

با توجه به این موضوع، به نظر می‌رسد جنبش غیرمتعهدها می‌تواند در شورای امنیت به دنبال کسب یک حق رأی بر اساس ریاست دوره‌ای جنبش باشد و به صورت چرخشی این مسئله را مدیریت کند. از این منظر، جنبش غیرمتعهدها جایگاه و وزنی دارد که می‌تواند از آن در جهت اصل تنوع به منظور فرصت‌سازی بهره‌برداری کند و بحث فراگیری را برای قدرت بخشیدن به دیپلماسی شبکه‌ای و به‌روز کردن ایده‌های کشورهای غیرمتعهد در مسائل جدید و جدّی جهانی مجدد تقویت نماید.
 
جنبش غیرمتعهدها می‌تواند در شورای امنیت به دنبال کسب یک حق رأی بر اساس ریاست دوره‌ای جنبش باشد و به صورت چرخشی این مسئله را مدیریت کند و از آن در جهت اصل تنوع به منظور فرصت‌سازی بهره‌برداری کند و بحث فراگیر دیپلماسی شبکه‌ای و به‌روز کردن ایده‌های کشورهای غیرمتعهد در مسائل جدید و جدی جهانی را تقویت نماید.
 
در فضایی که غرب در صدد هژمون شدن و ارتقای جایگاه خود می‌باشد و از سوی دیگر قدرت‌های موجود در منطقه در صدد طراحی نظام چندقطبی و چندجانبه‌گرایی هستند، شاکله‌ی نظم جهانی آینده‌ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در نهایت کدام یک از این 2 گرایش غالب می‌شود؟
 
شکل‌گیری نظم آینده الزاماً متکی بر اراده و قدرت نیست، بلکه این موضوع برمی‌گردد به اینکه پارادایم‌های اساسی و استراتژیک بین‌المللی چگونه باعث می‌شود که محیط جدید جهان تعریف شود. بنابراین می‌توان گفت بین 2 حوزه‌ی اراده و قدرت و معمای استراتژیک در جهان رابطه‌ای وجود دارد و از ترکیب این 2 وضعیت است که می‌توانیم بگوییم وضعیت نظم جدید چگونه خواهد بود. مسئله‌ی بسیار مهم دیگری که با توجه به جایگاه جنبش غیرمتعهدها مطرح می‌شود، بحث سلاح‌های کشتار جمعی است. امروز می‌بینیم که ایران شعار «سلاح هسته‌ای برای هیچ کس و انرژی هسته‌ای برای همه» را مطرح کرده و بحث بهره‌‌برداری صلح‌آمیز و به‌کارگیری وحشیانه را کاملاً از هم تفکیک نموده است.
 
در حال حاضر، برخی از اعضای این جنبش توانایی هسته‌ای دارند و به همین دلیل می‌توانند پرچم‌دار دفاع از صلح در محیط بین‌المللی باشند و با توجه به اینکه خیلی از موضوعات و منازعات قدرت‌ها هنوز حل نشده است، می‌توانند در صدد ایجاد وضعیت جدیدی برآیند. به عنوان مثال اگر به موضوع سپر موشکی دقت کنید، می‌بینید که موضوع آرایش جدید در سلاح‌های کشتار جمعی و همچنین دفاع استراتژیک چگونه صلح و فضای تنفسی و مانور خیلی از کشورها را مسدود کرده است. جنبش غیرمتعهدها در بحث طراحی‌های مهم و حساس می‌تواند نقشی جدّی داشته باشد و در بحث دفاع از صلح، جهان بدون سلاح‌های هسته‌ای و کشتار جمعی و همچنین تهدیدهای جدید تأثیرگذار باشد.
 
همان طور که اشاره شد، امکان دارد بسیاری از تهدیدهای جدید مربوط به موضوعات سیاسی نباشد. به عنوان مثال بحث بلایای طبیعی مانند سیل و زلزله، به خصوص در حوزه‌ی کشورهای غیرمتعهد، جایگاه مهمی دارد. بنابراین جنبش غیرمتعهد می‌تواند در زمینه‌ی مقابله با بلایای طبیعی نیز حرف بزند و در حوزه‌ی بازی در نظام قدرت خود را تعریف کند و در مواجه با چالش‌های جدید جهانی هم حرف‌های خود را قوی‌تر مطرح نماید و دارای سخنان و عبارت‌های راهبردی بیشتری باشد. امروز بحث نیازمندی تشکیل هویت جدید و سازمان‌دهی جنبش در مواجهه با شرایط جدید مطرح است.
 
باید ابتکار عمل را در دست گرفت و اولویت‌ها را تعیین کنیم در این راستا امروز که بحث نیازمندی تشکیل هویت جدید و سازمان‌دهی جنبش در مواجهه با شرایط جدید مطرح است ایران می‌تواند نقش ابتکاری و سازنده داشته باشد.
 
با توجه به پیچیدگی روابط و تعاملات بین‌المللی در سطح جهانی، ناگزیریم در عرصه‌ی سیاست جهانی با قدرت‌ها تعامل کنیم. در این شرایط، هویت مستقلی که جنبش مطرح می‌کند آیا می‌تواند منجر به خودبسندگی گردد یا اینکه لزوماً باید با قدرت‌های جهانی وارد تعامل شود؟
 
ماهیت جنبش غیرمتعهدها بایستی با تعامل و بدون تحمیل شکل بگیرد. امروز نوع روابط جنبش با کشورهای قدرتمند جهان نیز بر همین اساس تعریف می‌شود. به نظر می‌رسد مقابله با تحمیل، یکی از وظایف بسیار مهم غیرمتعهدهاست، زیرا اساساً یکی از اهمیت‌ها و ارزش‌های غیرمتعهدها در تولید آرای مستقل خود است. از این منظر، به طور حتم موضوع تعامل با قدرت‌ها، در چارچوب سازمان‌های بین‌المللی، بایستی از یک سازوکار قوی‌تر و منسجم‌تری برخوردار شود تا بتواند ارزش تحمل‌پذیری قدرت‌ها را در شرایط جدید بالا ببرد. قدرت‌ها امروزه با توجه به نوع نگاهشان به منافع، ملاحظه‌ها و اصرارهای راهبردی خودشان هیچ علاقه‌ای ندارند که بازیگر جدیدی وارد این بازار استراتژیک شود.
 
بنابراین تلاش آن‌ها بر این است که ارزش و جایگاه غیرمتعهدها را کاهش دهند. واکنش برخی از کشورهای غربی در مقابل همین اجلاس تهران شاهدی برای این مدعاست. به هر حال، به نظر می‌رسد نوع نگاهی که قدرت‌ها به جهان دارند در چارچوب جلوگیری از ورود یک بازیگر جدید به صحنه است. با توجه به این مسئله، نگاه غیرمتعهدها باید مبتنی بر افزایش انسجام و قدرت بازیگری اعضا باشد. اعضای جنبش بایستی این را اثبات کنند و تلاش نمایند تا جریان قدرت در جهان مجبور شود آرای غیرمتعهدها را بیش از پیش شناسایی کند.
 
جایگاه ایران را در شکل‌دهی راهبرد کلی جنبش، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 
هم‌زمان باید مواظب کنش و واکنش‌های بعضی از رهبران جنبش از جمله هند بود و موضوع مقاومت در آمریکا لاتین را با کوبا پیگیری نمود. در واقع باید مسائل آمریکای لاتین را از حالت منطقه‌ای خارج کرد و در قالب غیرمتعهدها وجهه‌ای بین‌المللی به آن داد. همچنین باید اولویت‌ها را در موضوع سوریه تغییر داد. در واقع باید ابتکار عمل را در دست گرفت و اولویت‌ها را تعیین کنیم. در مجموع باید همه‌ی نهادها درگیر این اجلاس می‌شدند و از ظرفیت‌های این نشست در موضوعات مختلف از جمله حقوق بشر اسلامی نهایت بهره‌برداری را انجام داد.


منبع: برهان/ مجید میری

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین