برای میرحسینی که با قلبش در کنار ملت ایستاد
ماهستیم: دنیای سیاست در نزد اپوزسیون و ضدانقلاب کثیف است، آنها بدون انعکاس واقعیت ها چنان از حقیقت دم می زنند که گویی برحق بوده و هر فرد یا گروهی که بر ضد آنها سخن گوید آن را دشمن و جانی و خطرناک برای حقوق بشر و ... می نامند.
چه خون هایی که به ناحق برای اظهار نظرها و دروغ گویی های سران فتنه بر زمین ریخته نشد، چه خانواده هایی که در این ماجرا دچار حادثه و مشکلات مادی و معنوی نشدند و چه مشکلاتی که برای کشورمان به وجود نیامد ... حال که شرایط زندگی شان (موسوی و کروبی) به لطف و مرحمت نظام از یک فرد معمولی بهتر است و تا اظهار درد و ناراحتی می کنند به بهترین بیمارستانها و مراکز پزشکی اعزام می شوند، عده ای آنها را قهرمان ملی می نامند! جالب آنجا که خودشان بر دروغ بودن ادعایشان اعتراف می کنند ولی عده ای نافهم و بی خرد همچنان بر طبل می کوبند غافل از اینکه این طبل مدت ها پیش سوراخ شده و دیگر صدایی از آن در نمی آید.

با این حال مروری داریم بر نوشته ف.م سخن درباره میرحسین موسوی، این ضدانقلاب که از طرفداران سرسخت رضا پهلوی می باشد گویا بر خدایی نمودن چهره ها و اشخاص تبحر خاصی دارد. در اوضاع قمر در عقرب اپوزسیون آدمی مبهوت می ماند که محمدرضا پهلوی را چهره آرمانی بنامد یا میرحسین و مصدق و مدحی و ... را!!؟
ف.م سخن: مردان بزرگ تاریخ ایران اگرچه زندگی دشواری داشتند و گاه به شکلی فجیع به خاطر آرمان و اعتقادشان جان باختند اما عاقبت به خیر شدند و نام شان در تاریخ تا ابد ماندگار شد. یکی در حمام فین رگ هایش گشوده شد و دیگری ... اما وجه مشترک همه شان، عشق به ایران بود و مردم ایران. قلب تک تک این بزرگمردان برای ایران می تپید و هر آنچه از دست شان برای ایران بر می آمد انجام می دادند و حتی از بذل جان دریغ نداشتند.
این مردان بزرگ، گام به گام به جایگاهی که داشتند رسیدند. هیچکدام در گام اول آنی نبودند که بعدها شدند. راه که پیش روی آنان بود؛ راه مصلحتاندیشی و از حق ایران و مردمان آن گذشتن و عافیت طلبیدن. فرقِ بزرگِ بزرگمردان با آنان که تبدیل به لکه ی ننگ در تاریخ ایران شدند همین بود.
میرحسین موسوی امروز در راهی گام گذاشته که مردان بزرگ تاریخ ایران آن را برگزیدند. او می توانست و می تواند از راهی که پیمودن آن را از انتخابات 88 آغاز کرد بازگردد و به مانند دوره ی سکوت، در کنج خانه اش به مطالعه و نقاشی مشغول شود!!!
اکنون قلب موسوی، در اثر فشارهایی که به خاطر این پایمردی بر او تحمیل شده بیمار است ولی همچنان ایستاده تا ثابت کند که هست! چنانکه در دوران انتخابات ریاست جمهوری مناسب دیدیم، کاری می کنیم کارستان، اما تا این ارزیابی ها ما را به نتیجه ی منطقی از نظر خودمان نرساند و برای اگر و مگر ها پاسخی در خور نیابیم، در ظاهر کاری نخواهیم کرد، اگر چه در باطنِ هر یک از ما، انرژی برای تغییر در ابعادی عظیم متراکم شده باشد. این با ماست که بنشینیم و بیندیشیم و هر عملی که شایسته و درخور این مرد وفادار به عهد است انجام دهیم و مرهمی باشیم بر قلب بیمار او.
منبع:ما هستیم
چه خون هایی که به ناحق برای اظهار نظرها و دروغ گویی های سران فتنه بر زمین ریخته نشد، چه خانواده هایی که در این ماجرا دچار حادثه و مشکلات مادی و معنوی نشدند و چه مشکلاتی که برای کشورمان به وجود نیامد ... حال که شرایط زندگی شان (موسوی و کروبی) به لطف و مرحمت نظام از یک فرد معمولی بهتر است و تا اظهار درد و ناراحتی می کنند به بهترین بیمارستانها و مراکز پزشکی اعزام می شوند، عده ای آنها را قهرمان ملی می نامند! جالب آنجا که خودشان بر دروغ بودن ادعایشان اعتراف می کنند ولی عده ای نافهم و بی خرد همچنان بر طبل می کوبند غافل از اینکه این طبل مدت ها پیش سوراخ شده و دیگر صدایی از آن در نمی آید.

با این حال مروری داریم بر نوشته ف.م سخن درباره میرحسین موسوی، این ضدانقلاب که از طرفداران سرسخت رضا پهلوی می باشد گویا بر خدایی نمودن چهره ها و اشخاص تبحر خاصی دارد. در اوضاع قمر در عقرب اپوزسیون آدمی مبهوت می ماند که محمدرضا پهلوی را چهره آرمانی بنامد یا میرحسین و مصدق و مدحی و ... را!!؟
ف.م سخن: مردان بزرگ تاریخ ایران اگرچه زندگی دشواری داشتند و گاه به شکلی فجیع به خاطر آرمان و اعتقادشان جان باختند اما عاقبت به خیر شدند و نام شان در تاریخ تا ابد ماندگار شد. یکی در حمام فین رگ هایش گشوده شد و دیگری ... اما وجه مشترک همه شان، عشق به ایران بود و مردم ایران. قلب تک تک این بزرگمردان برای ایران می تپید و هر آنچه از دست شان برای ایران بر می آمد انجام می دادند و حتی از بذل جان دریغ نداشتند.
این مردان بزرگ، گام به گام به جایگاهی که داشتند رسیدند. هیچکدام در گام اول آنی نبودند که بعدها شدند. راه که پیش روی آنان بود؛ راه مصلحتاندیشی و از حق ایران و مردمان آن گذشتن و عافیت طلبیدن. فرقِ بزرگِ بزرگمردان با آنان که تبدیل به لکه ی ننگ در تاریخ ایران شدند همین بود.
میرحسین موسوی امروز در راهی گام گذاشته که مردان بزرگ تاریخ ایران آن را برگزیدند. او می توانست و می تواند از راهی که پیمودن آن را از انتخابات 88 آغاز کرد بازگردد و به مانند دوره ی سکوت، در کنج خانه اش به مطالعه و نقاشی مشغول شود!!!
اکنون قلب موسوی، در اثر فشارهایی که به خاطر این پایمردی بر او تحمیل شده بیمار است ولی همچنان ایستاده تا ثابت کند که هست! چنانکه در دوران انتخابات ریاست جمهوری مناسب دیدیم، کاری می کنیم کارستان، اما تا این ارزیابی ها ما را به نتیجه ی منطقی از نظر خودمان نرساند و برای اگر و مگر ها پاسخی در خور نیابیم، در ظاهر کاری نخواهیم کرد، اگر چه در باطنِ هر یک از ما، انرژی برای تغییر در ابعادی عظیم متراکم شده باشد. این با ماست که بنشینیم و بیندیشیم و هر عملی که شایسته و درخور این مرد وفادار به عهد است انجام دهیم و مرهمی باشیم بر قلب بیمار او.
منبع:ما هستیم
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



من انقلابی نیستم که بخوام از اینا دفاع کنم ولی اگه نشستن و نقاشی کشیدن مبارزه است تمام بچه های مهد کودکی در حال مبارزه هستن .کوردل احمق فردا که موسوی بی ...درحال معذرت خواهی ببینی چه خاکی بر سر این نوشته ها و قهرمان پوشالیش میکنی !؟
و چون به آنها گفته شود در روی زمین فساد نکنید گویند جز این نیست که ما اصلاح گریم.
آگاه باش که آنها فسادگرند ولکن نمی فهمند.