من پادشاه ایرانم! ... می زنم زیر گوشش!
"بهرام مشیری در گفتگو با فروزنده، مجری تلویزیون اندیشه، آمادگی خود را برای شرکت در مناظره و مباحثه ای با حضور رضا پهلوی اعلام نمود."
=====
ر. پهلوی: مناظره؟! مناظره دیگه چه کوفتیه؟! من پادشاه ایرانم! فقط با آدم هایی گفتمان می کنم که هر چی گفتم بگن چشم.
ش. همایون: اما وقتی ایشون شما رو به مناظره دعوت کرده، اگه قبول نکنین براتون بد تموم میشه، همون ده بیست نفری که هوادار دارین رو هم از دست میدین ها!

ر. پهلوی: مطممئنی؟! واقعا ده بیست نفر هوادار دارم؟!
ش. همایون: حالا دو نفر بیشتر یا کمتر! ولی حدودش همینه! ... ببخشید! نباید بهتون می گفتم؛ حتما الان خیلی ناراحت شدین!
ر. پهلوی: چرا زودتر بهم نگفته بودی؟!
ش. همایون: می ترسیدم با فهمیدن این واقعیت شما هم مثل برادرتون ...
ر. پهلوی (با خوشحالی): چی میگی تو؟! اصلا باورم نمیشه! توی خواب شب هم نمی دیدم یک روز ده الی بیست نفر طرفدار داشته باشم!
ش. همایون: خب برای جذب همین ده بیست نفر باید پیشنهاد مناظره رو قبول کنین!
ر. پهلوی: آخه من هیچی از تاریخ نمی دونم، فقط می دونم بابام مردم رو اذیت می کرد؛ همین! می ترسم برم گاف بدم!
ش. همایون: اشکال نداره! خودم براتون کلاس فشرده "تاریخ" و همچنین کلاس فوق پیشرفته "توهم و خالی بندی" می ذارم؛ قبل از مصاحبه هم دو تا قرص توهم زا بزنین تو رگ، حله!
ر. پهلوی: آخه من استرس دارم! من تا حالا در هیچ گفتگوی تلویزیونی که یک آدم باسواد من رو بخواد به چالش بکشونه شرکت نکردم؛ همیشه توی تلویزیون های خودم بودم و مجری ها هم کاسه لیسی ام رو می کردن!

ش. همایون: خب این دفعه فرق می کنه! ... بیا این قرص ها دستتون باشه، واسه روز مناظره به دردتون می خوره!
ر. پهلوی: اصلا چه معنی داره یک آدم فرودست بخواد با شاه ایران جر و بحث کنه؟! ... من پادشاه ایرانم! هر غلطی دلم خواست می کنم! ... اصلا می زنم زیر گوشش!
ش. همایون: ای بابا! چرا اون قرص های توهم زا رو الان خوردی؟!
رها ابریشمی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


