جناب آقای ضرغامی! فریاد تحولخواهی ما را بشنوید...
برای آنها که برنامههایی را نمیبینند و علاقهای به آنها نداشتهاند یا بدتر انتقاداتی هم دارند دیدن تصویر هموطنی که از همان برنامه لذت برده چه تاثیری دارد؟ اصولا فیلمهای ترسناک یا ضداخلاقی هم مشتریان خاص خودشان را دارند، یا همین که برنامهای، سریالی باکیفیت پایین هم در این مملکت بیننده دارد توجیهی است برای مدیران که میخواهند دیگر منتقدان هم با فهمیدن این موضوع قانع شوند؟
ش.
صمدي: هر قدر هم که تلویزیوننبین باشیم از این گزارشهای خود تحویلگیری
صدا و سیما بینصیب نمیمانیم. کافی است مدیران محترم تصور کنند عملکرد
قابل قبولی داشتهاند، آنوقت است که سیل گزارشگران میکروفن به دست راهی
خیابانها میشوند و تقدیر و تشکرها را از دهان مردم جمعآوری میکنند.
نمونهاش همین ماه مبارک رمضان که هنوز عید فطر به نیم روز نرسیده، شاهد پخش گزارشهای اینچنین بودیم. برای نگارنده همیشه جای تعجب داشته است که اصولا این تعریف از خودها به چه نیت پخش میشود!

برای آنها که برنامههایی را نمیبینند و علاقهای به آنها نداشتهاند یا بدتر انتقاداتی هم دارند دیدن تصویر هموطنی که از همان برنامه لذت برده چه تاثیری دارد؟ اصولا فیلمهای ترسناک یا ضداخلاقی هم مشتریان خاص خودشان را دارند، آیا با دیدن تعریفهای آنها باید نظر مخالفان تغییر کند؟ یا همین که برنامهای، سریالی باکیفیت پایین هم در این مملکت بیننده دارد توجیهی است برای مدیران که میخواهند دیگر منتقدان هم با فهمیدن این موضوع قانع شوند؟
وقتی دیدن اینجور اظهار رضایتها برای دسته دیگر سودی ندارد، برای آنها که خود از مشتریان این برنامهها هستند که قطعا خالی از فایده است.

البته دسته سومی وجود دارند که این قبیل پرسش و پاسخها برایشان قطعا مهم و ضروری است و آن تولیدکنندگان و مدیران صدا و سیما هستند که باز هم ضرورتی ندارد ملزومات شغل و وظایفشان را با آنها که باید مصرفکننده تولیدات آنها باشند در میان بگذارند. سالهاست صدا و سیما این موضوع را حربه کرده است برای تولید برنامههایی با کیفیت پایین که مثلا چون عمو پورنگ و پنگول پربینندهاند به تولید آنها و عدم تلاش برای بالا بردن سطح کیفی برنامههای کودک ادامه دهد، غافل از اینکه اغلب کارشناسان با این برنامهها مخالفند و تنها یک جواب واضح و روشن میشود آورد که آیا پربیننده بودن فارسیوان و شبکه من و تو هم دلیل بر خوب بودن محتوای برنامههای تولیدی آنهاست! و آیا صدا و سیما وظیفه ندارد سطح سلیقه و فرهنگ مردم را ارتقا دهد؟ آیا برنامههای با کیفیت بهتر وقتی ساخته میشود بدون بیننده میمانند یا بالعکس علاوهبر مخاطبان قبلی به مخاطبان صدا و سیما اضافه میکنند؟

تلويزيون جز سریالهای ماه مبارک رمضان، برنامههای ویژه افطار و سحر هم دارد و البته برنامههای مذهبی مابین این ساعات که آنها هم متاسفانه حتی بهرغم اظهار رضایت مردم نقطه افتخاری برای مدیران مجموعه محسوب نمیشود. نقطه ضعف بزرگ مدیران کمکاری و عدم تلاش برای تولید است و شاهد ماجرا هم برنامههایی مثل ماه عسل احسان علیخانی و ماه خوب فرزاد جمشیدی. این برنامهها که به علت استقبال مردم چندساله شدهاند کاملا مشخص است موقعیتشان بر مبنای تلاش یا موفقیت مجریان و تهیهکنندگان خود بوده و اگر مثل علیخانی به هر دلیل حذف شوند نه تنها برنامهها بشدت افت میکند، بلکه هیچ جایگزین قابل رقابتی هم برایشان وجود ندارد.
چند ساله شدن برنامههای خوب و پربیننده نه تنها مذموم نیست، به علت ایجاد پختگی و تجربه بالا در گروه تولیدکننده خود و از آن طرف ایجاد حس و نوستالژی و رابطه عاطفی با بینندگان خیلی هم میمون است اما به شرطی که اگر هنرمند غیرمردمی مثل شجریان بیگانه را به دوست ترجیح دهد تا مثل علیخانی پا را از گلیم خود فراتر نهد، دست صدا و سیما و سفره افطار و سحر مردم خالی نماند.

همانطور که هموطنان شاهدند بدون ربنا و «این دهانبستی» شجریان هم مردم روزه میگیرند، افطار میکنند و تلویزیون میبینند اما آیا جای این پرسش نیست که بعد از چند دهه، صدا و سیما نباید از میان این همه منابع دعا و مناجات غنی تشیع، این همه ابیات نغز و عالی ادبیات فارسی و این همه هنرمند خوشصدا و متدین، نواهای دیگری را تولید کرده باشد که الان برای خودشان نوستالژیهای کهنهای شده باشند؟ در بعضی موارد حتی نیازی نیست تولیدی صورت بگیرد و کافی است جستوجویی میان کارها انجام و انتخاب شود. مثلا برنامه مناجاتخوانیهای سحر کریمخانی که در شبکه پخش میشود آیا قابلیت انتقال به ساعات پربیننده افطار را ندارد؟
آنچه واضح است نتیجه سوء همت صدا و سیما در تعریف از خود همین عدم تحول و عدم تولید محصولات با تنوع و کیفیت بالاست، طوری که حتی با وجود شبکههای بسیار، ساعات پخش برنامهها هم در سالهای مختلف دچار تنوع نمیشود! لازم است مسؤولان به خود یادآوری کنند که اگر خواهان رقابت با شبکههای ماهوارهای هستند راهش تقدیر و تشکر از برنامههای غیرقابل رقابتشان نیست. لازم است فریاد تحولخواهی ما را اساسی و به گوش جان بشنوند.لازم است به جای افتتاح شبکههای مختلف و پخش تکراری و موازی تولیدات مشترک از شبکههای مختلف به فکر ارتقای کیفیت و حجم تولیدات باشند. شاید کسی معتقد باشد این نهایت توان صدا و سیماست که مثال زیر برای رد این ادعا آورده میشود.
این روزها سوپرمارکتی نیست که از پوسترهای تبلیغاتی «شام ایرانی» محروم مانده باشد، گرچه خودم از مشتریهای این مجموعه نیستم و فقط یکی از آنها را کامل دیدهام اما شاهد جذابیت و محبوبیت این مجموعه بین اطرافیانم هستم. در حالی که بیژن بیرنگ پیش از این همکاریهای قابل قبولی با صدا و سیما داشته و اغلب کیفیت تولیداتش هم بهتر از استاندارد تلویزیون است و محتوای برنامههای
«شام ایرانی» هم از نظر جذابیت تجربه شده، چرا باید مردم برای دیدن چنین برنامههایی از جیب هزینه کنند در حالی که از عوض کردن کانالهای تلویزیون برای پیدا کردن برنامه جذاب اغلب ناامید میشوند و باز در حالی که شبکههای ماهوارهای در بخشهای پربیننده اخلاقیشان همین سبک و سیاق را دنبال میکنند. معترفم از پیچیدگی و چند و چون پروژهها و عامل رد یا قبول آنها توسط صدا و سیما آگاه نیستم اما از آنجا که این قبیل مثالها زیادند و ضعف و کمکاری واضح و روشن مشخص است، مشکل کار این قسمت نیست، ضمن آنکه صدا و سیما با قبول تولید این پروژهها میتواند از اعمال محدودیتهای فرهنگی شایسته خانوادههای ایرانی هم استفاده کند و بستههای فرهنگی سالمتری تحویل خانهها شود. مثلا معایبی مثل ترویج تجملگرایی یا المانهای زندگی غربی در بین بازیگران بیش از دیگر مردم عادی وجود دارد؛ نمونه کوچکش صدا زدن اسم نامحرم بدون هیچ پیشوند و پسوندی که البته هنوز در عرف مردم به لطف خدا اینقدر عادی نشده و البته کنترل نوع پوشش و هنرپیشگانی که شایستگی محبوبیت بیش از حد ندارد!
منبع: روزنامه وطن امروز
نمونهاش همین ماه مبارک رمضان که هنوز عید فطر به نیم روز نرسیده، شاهد پخش گزارشهای اینچنین بودیم. برای نگارنده همیشه جای تعجب داشته است که اصولا این تعریف از خودها به چه نیت پخش میشود!

برای آنها که برنامههایی را نمیبینند و علاقهای به آنها نداشتهاند یا بدتر انتقاداتی هم دارند دیدن تصویر هموطنی که از همان برنامه لذت برده چه تاثیری دارد؟ اصولا فیلمهای ترسناک یا ضداخلاقی هم مشتریان خاص خودشان را دارند، آیا با دیدن تعریفهای آنها باید نظر مخالفان تغییر کند؟ یا همین که برنامهای، سریالی باکیفیت پایین هم در این مملکت بیننده دارد توجیهی است برای مدیران که میخواهند دیگر منتقدان هم با فهمیدن این موضوع قانع شوند؟
وقتی دیدن اینجور اظهار رضایتها برای دسته دیگر سودی ندارد، برای آنها که خود از مشتریان این برنامهها هستند که قطعا خالی از فایده است.

البته دسته سومی وجود دارند که این قبیل پرسش و پاسخها برایشان قطعا مهم و ضروری است و آن تولیدکنندگان و مدیران صدا و سیما هستند که باز هم ضرورتی ندارد ملزومات شغل و وظایفشان را با آنها که باید مصرفکننده تولیدات آنها باشند در میان بگذارند. سالهاست صدا و سیما این موضوع را حربه کرده است برای تولید برنامههایی با کیفیت پایین که مثلا چون عمو پورنگ و پنگول پربینندهاند به تولید آنها و عدم تلاش برای بالا بردن سطح کیفی برنامههای کودک ادامه دهد، غافل از اینکه اغلب کارشناسان با این برنامهها مخالفند و تنها یک جواب واضح و روشن میشود آورد که آیا پربیننده بودن فارسیوان و شبکه من و تو هم دلیل بر خوب بودن محتوای برنامههای تولیدی آنهاست! و آیا صدا و سیما وظیفه ندارد سطح سلیقه و فرهنگ مردم را ارتقا دهد؟ آیا برنامههای با کیفیت بهتر وقتی ساخته میشود بدون بیننده میمانند یا بالعکس علاوهبر مخاطبان قبلی به مخاطبان صدا و سیما اضافه میکنند؟

تلويزيون جز سریالهای ماه مبارک رمضان، برنامههای ویژه افطار و سحر هم دارد و البته برنامههای مذهبی مابین این ساعات که آنها هم متاسفانه حتی بهرغم اظهار رضایت مردم نقطه افتخاری برای مدیران مجموعه محسوب نمیشود. نقطه ضعف بزرگ مدیران کمکاری و عدم تلاش برای تولید است و شاهد ماجرا هم برنامههایی مثل ماه عسل احسان علیخانی و ماه خوب فرزاد جمشیدی. این برنامهها که به علت استقبال مردم چندساله شدهاند کاملا مشخص است موقعیتشان بر مبنای تلاش یا موفقیت مجریان و تهیهکنندگان خود بوده و اگر مثل علیخانی به هر دلیل حذف شوند نه تنها برنامهها بشدت افت میکند، بلکه هیچ جایگزین قابل رقابتی هم برایشان وجود ندارد.
چند ساله شدن برنامههای خوب و پربیننده نه تنها مذموم نیست، به علت ایجاد پختگی و تجربه بالا در گروه تولیدکننده خود و از آن طرف ایجاد حس و نوستالژی و رابطه عاطفی با بینندگان خیلی هم میمون است اما به شرطی که اگر هنرمند غیرمردمی مثل شجریان بیگانه را به دوست ترجیح دهد تا مثل علیخانی پا را از گلیم خود فراتر نهد، دست صدا و سیما و سفره افطار و سحر مردم خالی نماند.

همانطور که هموطنان شاهدند بدون ربنا و «این دهانبستی» شجریان هم مردم روزه میگیرند، افطار میکنند و تلویزیون میبینند اما آیا جای این پرسش نیست که بعد از چند دهه، صدا و سیما نباید از میان این همه منابع دعا و مناجات غنی تشیع، این همه ابیات نغز و عالی ادبیات فارسی و این همه هنرمند خوشصدا و متدین، نواهای دیگری را تولید کرده باشد که الان برای خودشان نوستالژیهای کهنهای شده باشند؟ در بعضی موارد حتی نیازی نیست تولیدی صورت بگیرد و کافی است جستوجویی میان کارها انجام و انتخاب شود. مثلا برنامه مناجاتخوانیهای سحر کریمخانی که در شبکه پخش میشود آیا قابلیت انتقال به ساعات پربیننده افطار را ندارد؟
آنچه واضح است نتیجه سوء همت صدا و سیما در تعریف از خود همین عدم تحول و عدم تولید محصولات با تنوع و کیفیت بالاست، طوری که حتی با وجود شبکههای بسیار، ساعات پخش برنامهها هم در سالهای مختلف دچار تنوع نمیشود! لازم است مسؤولان به خود یادآوری کنند که اگر خواهان رقابت با شبکههای ماهوارهای هستند راهش تقدیر و تشکر از برنامههای غیرقابل رقابتشان نیست. لازم است فریاد تحولخواهی ما را اساسی و به گوش جان بشنوند.لازم است به جای افتتاح شبکههای مختلف و پخش تکراری و موازی تولیدات مشترک از شبکههای مختلف به فکر ارتقای کیفیت و حجم تولیدات باشند. شاید کسی معتقد باشد این نهایت توان صدا و سیماست که مثال زیر برای رد این ادعا آورده میشود.
این روزها سوپرمارکتی نیست که از پوسترهای تبلیغاتی «شام ایرانی» محروم مانده باشد، گرچه خودم از مشتریهای این مجموعه نیستم و فقط یکی از آنها را کامل دیدهام اما شاهد جذابیت و محبوبیت این مجموعه بین اطرافیانم هستم. در حالی که بیژن بیرنگ پیش از این همکاریهای قابل قبولی با صدا و سیما داشته و اغلب کیفیت تولیداتش هم بهتر از استاندارد تلویزیون است و محتوای برنامههای
«شام ایرانی» هم از نظر جذابیت تجربه شده، چرا باید مردم برای دیدن چنین برنامههایی از جیب هزینه کنند در حالی که از عوض کردن کانالهای تلویزیون برای پیدا کردن برنامه جذاب اغلب ناامید میشوند و باز در حالی که شبکههای ماهوارهای در بخشهای پربیننده اخلاقیشان همین سبک و سیاق را دنبال میکنند. معترفم از پیچیدگی و چند و چون پروژهها و عامل رد یا قبول آنها توسط صدا و سیما آگاه نیستم اما از آنجا که این قبیل مثالها زیادند و ضعف و کمکاری واضح و روشن مشخص است، مشکل کار این قسمت نیست، ضمن آنکه صدا و سیما با قبول تولید این پروژهها میتواند از اعمال محدودیتهای فرهنگی شایسته خانوادههای ایرانی هم استفاده کند و بستههای فرهنگی سالمتری تحویل خانهها شود. مثلا معایبی مثل ترویج تجملگرایی یا المانهای زندگی غربی در بین بازیگران بیش از دیگر مردم عادی وجود دارد؛ نمونه کوچکش صدا زدن اسم نامحرم بدون هیچ پیشوند و پسوندی که البته هنوز در عرف مردم به لطف خدا اینقدر عادی نشده و البته کنترل نوع پوشش و هنرپیشگانی که شایستگی محبوبیت بیش از حد ندارد!
منبع: روزنامه وطن امروز
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


