روزنامه اشپيگل: در سوریه چه بر سر همسران، برادران و برادرزادگان مي آورند
بولتن نيوز به نقل از روزنامه اشپيگل- اولريك پوتز: هزاران سوری به کشور همسایه، لبنان می گریزند – البته اینکار آنها به دلیل ترس از رژیم اسد نیست. اقلیت مسیحی این کشور زیر حملاتی که نیروهای شورشی به راه انداخته رنج می برد. در درۀ قاء ، واقع در شرق لبنان، خانواده های مسیحی پناهگاهی موقت پیدا کرده اند، اما همچنان وحشت زده هستند.
به گزارش صفحه عربی بولتن نیوز، هشدارهای زیادی وجود داشت که "خانواده خُوری* تمایلی به گفتگو ندارند". شهردار قا، شهر کوچکی در شمال شرقی لبنان که خانوادۀ خوری در آن اقامت دارد پیش بینی کرد: "آنها یک کلمه حرف نمی زنند - آنها به شدت ترسیده اند." شخص دیگری، که به نمایندگی از سوی یک سازمان غیر دولتی با این خانواده در تماس بوده نیز گفت: " آنها حتی نمی خواهند در را به روی روزنامه نگاران باز کنند."
به هر طریق ، سرانجام این مصاحبه انجام شد. این زنان با تردید و احتیاط ، برایمان توصیف کردند که در شهرشان ، قصیر در سوریه چه بر سر همسرانشان، برادران و برادرزادگانشان آمده است. آنها توسط جنگجویان شورشی سوریه کشته شدند، زن گفت: آنها به قتل رسیدند چون مسیحی بودند، افرادی که در چشم مبارزان اسلام گرای رادیکال ، هیچ جایی در سوریۀ جدید ندارند.

در یکسال و نیم گذشته، از زمان آغاز درگيري هاي سوريه، صدها هزار نفر از اين كشور فرار کرده اند و خانه های خود را به دنبال پناهگاهی امن در خارج از کشور ترک کرده اند (طبق آمار سازمان ملل متحد حدود 1 میلیون نفر برای فرار از خشونت ها خانه های خود را ترک کرده اند و در حال حاضر آواره اند).
با این حال، و با مبارزۀ سختی که در جریان است، شورشیان همچنان دست به زیاده روی می زنند و برخی از جناح های درون گروه های ناهمگنی که با هم ارتش سوریه آزاد را تشکیل می دهند با روندی بسیار سریع طی ماه های اخیر رادیکالیزه شده اند.
تعدادی نیزحتی تحت تاثیر مزدوران خارجی قرار می گیرند که برای راهنمائی و مشاوره با آنها به سوریه سفر کرده اند. این دستکم چیزی است که شاهدان عینی در این سرزمین از شهر قصیر گزارش می کنند. شهری که در آن ماه هاست که مبارزۀ شدیدادامه دارد .کنترل شهر مدام بین طرفین مخاصمه دست به دست می شود، گاهی در دست رژیم و گاهی در دست شورشیان است. در حال حاضر، شورشيان دست بالا را دارند ، و هم آنها شهر 40000 نفری را به مکانی بدل کرده اند که اقلیت مسیحی این کشور دیگر در آن احساس امنیت نمی کنند.
کمپین علیه مسیحیان
لیلا، رئیس و مادرطایفۀ خوری می گوید "مسیحیان همواره در قصیر زندگی می کرده اند. پیش از جنگ تعداد آنها حدود 10000 نفر بود. " در حال حاضر، 11 تن از اعضای طایفه در دو اتاق زندگی می کنند. آنها عبارتند از: مادر بزرگ، پدربزرگ، سه دختر، یک همسر و پنج فرزند."
"با وجود این واقعیت که بسیاری از شوهران ما مشاغل ها دولتی داشتند، اما در ماه اول شورش، ما با شورشیان به خوبی کنار می آمدیم". آنها مسیحیان را به حال خود می گذاشتند و در عین حال، مسیحیان نیز، در مبارزۀ روز افزون با قدرت علاقه مند به حفظ بی طرفی خود بودند. اما در تابستان گذشته این وضعیت رو به وخامت گذاشت." لیلا این جملات را زمزمه می کند و به سکوت فرو می رود.
"ما بیش از حد وحشت زده ایم و نمی توانیم حرف بزنیم." دخترش ریم با گفتن این جمله تمام شجاعتش را جمع کرد و ادامه داد: "سلفی ها تابستان گذشته به قصیر آمدند، این خارجی ها ، شورشیان محلی را علیه ما تحریک می کردند." وی گفت : "خیلی زود، مبارزه ای تمام عیار ، علیه مسیحیان در قصیر شکل گرفت. آنها روزهای جمعه در مساجد موعظه می کردند و می گفتند که وظیفۀ الهی آنهاست که ما را از آنجا بیرون کنند." ما مدام متهم می شدیم که با رژیم همدستیم و برای آنها کار می کنیم و مسیحیان مجبور بودند برای زنده ماندن بارها و بارها به جهادگران رشوه بدهند. "
مادر بزرگ لیلا روی سینه صلیب کشید و گفت:" هرکسی که به این صلیب اعتقاد داشته باشد عذاب می کشد."
جهادگران خارجی درگیر جنگ در قصیر
ممکن است توصیف خانوادۀ خوری از این وقایع به طور مستقل قابل تایید نباشد ، اما به نظر می رسد اطلاعات اولیه با آنچه پیشتر گزارش شده بود مطابقت دارد. در تاریخ 20 آوریل عبدل غنی جوهر، ناخواسته شواهدی ارائه کرد ، که نشان می داد شورشيان خارجی در مبارزات قصیر درگیر هستند. جوهر، تبعۀ لبنان و فرماندۀ گروه تروریستی فتح الاسلام، همان روز در آن شهر سوری درگذشت.
جوهر که متخصص مواد منفجره بود، به قصیر رفته بود تا ساخت بمب را به شورشیان آموزش دهد. اما هنگام بستن سوار کردن قطعات یک بمب دستی به طور تصادفی خود را منفجر کرد. جوهر تا زمان مرگش، به جرم دست داشتن در مرگ 200 نفر در لبنان تحت پیگرد قانونی بود . مقامات لبنانی، مرگ وی را در سوریه تایید کردند. این واقعیت که شورشیان با مردی مثل جوهر همکاری می کردند پس از مرگ وی این ترس و وحشت را در دل ها ایجاد کرد که تروریست های بین المللی روز به روز بیشتر به صفوف شورشیان نفوذ می کنند.
تصمیم طایفۀ خوری برای ترک سوریه در سال گذشته تا حدودی به دلیل تهدیدات بود که آنها، و نیز سایر مسیحیان این شهر. تقریبا هر روز متحمل می شدند.و در عین حال، به دلیل این واقعیت که مبارزه دراین شهر دیگر غیر قابل تحمل شده بود. یکی از اعضای این طایفه می گوید: "هر روز درست وسط محلۀ ما بمب هائی به زمین می خورد و منفجر می شد. تشخیص اینکه این بمب ها را چه کسی بر سرمان می ریزد غیر ممکن بود." در یک روز به شدت سرد زمستانی ، هنگامی که برای مدتی انفجارها و بمباران ها متوقف شد این طایفه سرانجام شهر را ترک کردند. "ما اتومبیلی تهیه کردیم و به مقصد لبنان به راه افتادیم. از آنجا با ماشین تا لبنان تنها 45 دقیقه راه است."
شوهر ریم هم با آنها فرار کرده بود. اما وقتی در تاریخ 9 فوریه سواره به قصیر برگشت سرنوشت او مختومه شد. او در زادگاهش یک مغازۀ کوچک مواد غذائی داشت و می خواست برگردد تا برای خانواده اش که در تبعید بودند مواد غذائی ببرد. خانواده اش تنها از طریق ماجرهائی که اقوام و دوستانشان که درشهر باقی مانده بودند برایشان تعریف کردند با خبر شدند که چه بر سر او آمده است. ریم می گوید :" او را در پاسگاه شورشیان در نزدیکی نانوایی دولتی متوقف کردند. شورشیان می دانستند او مسیحی است. آنها او را دستگیر کردند و چهار یا پنج ساعت بعد جسد او را مقابل درب خانه پدر و مادرش رها کردند. "
مادربزرگ لیلا دوباره روی سینه صلیب می کشد. تنها داماد او نیست که با این وضع کشته شده، برادر وی و 2 نوه اش نیز به همین سرنوشت دچار شده اند .او می گوید: "آنها یکی از نوه های مرا هم که دکتر داروساز بود به اتهام پشتیبانی از رژیم در آپارتمانش به ضرب گلوله کشتند ".
ترس از هم وطنان سوری
سی و دو خانواده مسیحی، در شهر قا سکنا گزیده اند، شهر کوچکی که تنها 12 کیلومتر دورتر از مرز سوریه واقع شده است . با وجودی که این شهر هم مسیحی نشین است و کسانی را که از ترس جانشان از شورشیان فرار می کنند را می پذیرد، اما باز هم طایفۀ خوری و همنوعان آنها با ترس و وحشت فراوان در آنجا زندگی می کنند.
برای نمونه، آنها می توانند همهمۀ گنگ شلیک توپخانه را در نزدیکی سوریه بشنوند . این سرو صدا ها به خوبی از مرز عبور می کند و همواره برای آنها یادآور فجایعی است که در موطنشان اتفاق می افتد. در همان روز مصاحبه، ستونی از دود را می شد مشاهده کرد که از پشت رشته کوه های مقابل به آسمان می رفت.
گفته شد که روز قبل، بمبی به یک پمپ بنزین در سمت سوری مرز اصابت کرده که همچنان در حال سوختن است. چهار هفته پیش هم ، خوری ها متوجه شدند که خانه شان در قصیر در اثر اصابت یک موشک، به طور کامل نابود شده است.
اما این خانواده بیشتر از همه از شورشيان سوری هموطن خود وحشت دارند. منصور سعد می گوید:" قا به عنوان یک شهر مرزی، مانند آهنربا دو گروه از پناهندگان را به خود جذب می کند،" او می گوید: "از یک طرف، مسیحیانی که از شورشیان می گریزند و پس از آن خانواده های پناهندگان ، مردانی که در صفوف FSAمبارزه می کنند." این دو گروه با هم دشمن هستند و گاهی در لبنان و در حالت تبعید هم با یکدیگر برخورد می کنند. سعد می گوید: " تنش بسیاری بین آنها وجود دارد ما همۀ تلاش خود را بکار می گیریم تا این دو گروه را از هم جدا نگاه داریم."
سعد، نیز مانند بسیاری از مسیحیان لبنان و سوریه، یکی از حامیان رژیم اسد است. سعد می گوید: "مسیحیان به عنوان یک اقلیت مذهبی در خاور میانه، چاره ای ندارند به جز اینکه خود را با رهبری قوی همراه کنند که بتواند از آنها محافظت کند. شهردار می گوید: شورشیان نتوانسته اند مرا متقاعد کنند که برای برقراری دموکراسی مبارزه می کنند. "
او می گوید:" البته سوال های زیادی در مورد رژیم اسد وجود دارد، مانند این واقعیت که "قطعا آزادی بیان در سوریه وجود ندارد،" اما شورشیان هم خیلی بهتر از او نیستند"
شهردار استدلال می کند:" شاید در ابتدای قیام اهداف مورد احترام و ارزشمندی در کار بوده است، اما از آن زمان به بعد کم کم شورش توسط اسلامگرایان ربوده شد "و ما مسلمانانی که اکنون از راس این شورش سر در آورده اند را به خوبی می شناسیم: گروهی بسیار متعصب که می خواهند مردم را به عصر حجر باز گردانند."
*به منظور حفاظت از هویت افرادی که در این مصاحبه شرکت کرده اند اسامی در این داستان تغییر یافته است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اسم اسلامگرایان را دارند می دهند
اسلام گرا ماییم اسلام دین اعتداله
باید رسانه ها روشنگری کنند
اونها تروریست واقعی اند نه اسلام گرا
و این جنایات چیزی نیست الا به خاطر بغض با شیعه
خداوند وعده خود را محقق میکند هر چند کافران نخواهند