"استفن كينگ"، نويسنده‌ي رمان‌هاي وهم انگيز و ترسناك، خود نيز دچار كابوس شده است: او در اتاقي در بسته و گرم مشغول كار است. زني ديوانه كه پشت درب اتاق زيرشيرواني پنهان شده است چاقوي جراحي را تكان مي‌دهد. اگر "استفن" كار خود را به پايان نرساند، زن درب را منفجر خواهد نمود; و سرانجام نيز چنين مي‌كند.

هميشه قبل از آنكه آن زن بتواند به او زخمي بزند، "كينگ" از خواب مي‌پرد. او مي‌گويد هر وقت سعي مي‌كند با اضافه كاري، كارهاي عقب مانده‌ي خود را به پايان برساند، اين خواب را مي‌بيند. "نائومي اپيل" در كتاب "خواب‌هاي نويسندگان" به نقل از او مي‌گويد، ضمير ناخودآگاه همچون اقيانوسي است كه در آن، موضوعات مختلف در سطوحي مختلف به زندگي مشغولند و اگر "حوادثي كه در زندگي روزمره‌ي خود با آنها سر و كار داريم ما را در خود غرق كنند، رگه هايي از آن حوادث در روياهاي ما نمود پيدا خواهند نمود".

حق با "كينگ" است. تحقيقات جديد نشان مي‌دهند آنچه در خواب مي‌بينيم، اغلب انعكاس تغيير شكل يافته‌ي حوادث زندگي روزمره‌ي ما است. و بر خلاف آنچه فرويد تصور مي‌كرد، اين روياها الزاما تصاويري سمبوليك از خواسته‌هاي ضمير ناخودآگاه ما و يا تصاويري اتفاقي و بي‌معني كه در اثر پخش سيگنال‌هاي مغزي شكل گرفته اند نيستند. بسياري از دانشمندان اكنون بر اين باورند كه آنچه در خواب مي‌بينيم، با آنچه در زمان بيداري با آن سر و كار داريم رابطه اي تنگاتنگ دارد و ما مي‌توانيم از اين خواب‌ها براي شناسايي و بسط كشمكش‌هاي دروني خود كمك بگيريم.

مردان و زنان خواب‌هاي متفاوتي مي‌بينند. چرا؟. "ميلتون كرانيكر"، مدير مركز خواب بيمارستان "بتستا اوآك " در پاسخ مي‌گويد: "اين امر به شرايط زيستي-اجتماعي آنها باز مي‌گردد".

در مطالعاتي كه "رابرت وان دو كستل"، نويسنده‌ي كتاب "ذهن رويابين ما" روي 1000 رويا كه نيمي از آنها مربوط به مردان و نيم ديگر مربوط به زنان مي‌شد به انجام رساند، متوجه شد آنچه مردان بيشتر مي‌بينند خواب‌هاي پرتحركي است كه شخصيت‌هاي دخيل در آنها شخصيت هايي آشنا نيستند، ولي با اين وجود اكثرا مي‌توان آنها را از روي شغلشان شناخت. فضاي اين خواب‌ها نيز معمولا فضاي خارج از خانه يا محيطهاي ناشناس است. در حالي كه روياي زنان، بيشتر از تبادلات احساسي تك به تك با آنكه دوستش دارند شكل مي‌گيرد و فضاي اين خواب‌ها نيز معمولا محيطهاي داخلي است.

مردان و زنان هر دو روياهاي شهواني مي‌بينند. به گفته‌ي "گيل دلاني"، نويسنده‌ي كتاب "خواب‌هاي شهواني"، ولي "مردان در اينگونه روياها بدون دردسر به خواست خود مي‌رسند". به طور عادي، مردان خود را در حال كامجويي از زنان زيبايي مي‌بينند كه آنها را نمي شناسند، ولي زنان اين كامجويي‌ها را با افراد آشنا به انجام مي‌رسانند و در اين بين مشكلات و آشفتگي هايي كه زنان در اينگونه خواب‌ها با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند بيشتر از مردان است.

در مطالعه اي كه توسط "ورونيكا توني"، استاد روانشناسي "دانشگاه كاليفرنيا" واقع در "سانتاكروز" به انجام رساند، 65 تا 75 درصد خواب‌هاي شهواني زنان با عصبيت، اضطراب، غم يا افسردگي توام بوده است. او مي‌گويد: "در اين خواب‌ها معمولا اتفاقي مي‌افتد كه خارج از كنترل خواب بيننده است".

بر اساس مطالعات "مونيكا لارتي -ليسر" از دانشگاه اوتاوا، هر چه زنان به مشاغل بيرون از خانه بيشتر بپردازند، روياهاي آنان نيز مردانه تر مي‌شود. او همچنين متوجه شد روياي مادران خانه دار بيشتر درباره‌ي بچه‌ها و روياي زنان شاغل بيشتر درباره‌ي رؤسا و همكارانشان مي‌باشد.

"پاتريشيا گارفيلد"، روان شناسي از كاليفرنيا كه 5 ماهه باردار بود، از اين مي‌ترسيد كه آيا مي‌تواند از كودكش پرستاري كند يا خير. او بارها و بارها در خواب بچه گربه اي را مي‌ديد كه از شدت گرسنگي دايما ميوميو مي‌كند. وقتي او با اين صحنه روبرو مي‌شد از خود مي‌پرسيد چرا هيچوقت نمي روم به او غذا بدهم؟

او مي‌دانست كه بچه گربه، نمادي از كودك اوست. طبق تحقيقات "پاتريشيا مي‌بروك"، نويسنده‌ي كتاب "حاملگي و رويا"، خواب‌هاي "گارفيلد" كاملا طبيعي هستند، چرا كه زنان باردار بيش از ساير زنان خواب حيوانات را مي‌بينند. او همچنين به اين نتيجه رسيده است كه سن حيواني كه اينگونه زنان در خواب مي‌بينند، با ميزان رشد كودكي كه در شكم دارند مطابقت دارد و از بچه قورباغه در سه ماهه‌ي اول بارداري و خرگوش و توله سگ‌هاي ملوس در سه ماهه‌ي دوم، به ميمون و گوريل در مراحل پاياني بارداري تبديل مي‌شود.

پدراني كه به زودي صاحب فرزند مي‌شوند نيز موارد مشابهي را در روياهايشان تجربه مي‌كنند. "آلن سيگل"، روانشناس و نويسنده‌ي كتاب "روياهايي كه مي‌توانند زندگي شما را تغيير دهند" مي‌گويد: "مردان در اغلب اين روياها خواب مترود شدن خود را مي‌بينند، چرا كه در طول بارداري همسراشان، آنان بايد با دو حس متضاد بيگانگي و تعلق دست و پنجه نرم كنند".

يكي از بيماران "سيگل " كه يك مشاور 30 ساله‌ي كاليفرنيايي بود قرار بود به زودي پدر شود. او احساس مي‌كرد بارداري همسرش وي را از او دور كرده است، اما نمي خواست اين احساس را بپذيرد. يك شب خوابي ديد كه موضوع را برايش روشن كرد.‏ او مي‌گويد: "براي تماشاي بيسبال رفته بودم و بلند شدم تا براي خود يك نوشيدني بخرم. وقتي برگشتم ديگر نتوانستم صندلي خود را بيابم. دنبال صندلي خالي ديگري گشتم. اما با وجود آنكه تماشاچيان زيادي در ورزشگاه نبودند، صندلي خالي اي يافت نمي شد، چرا كه بيشتر زنان تماشاچي كه همه‌ي آنها هم حامله بودند به جاي يك صندلي دو صندلي را اشغال كرده بودند. با ناراحتي تصميم گرفتم بايستم".

او مي‌گويد بعدا متوجه شد كه در دوران بارداري همسرش فضايي عاطفي براي او وجود نداشته است، "درست همانطور كه در ورزشگاه برايم فضايي خالي وجود نداشت". پس از رسيدن به اين واقعيت، او مي‌كوشد در تولد كودك خود نقش بيشتري را ايفا نمايد.‏

وقتي "آمي تن"، نويسنده‌ي كتاب "باشگاه لذت خوشبختي " به سن 20 سالگي نزديك مي‌شد، خواب ديد يك جفت بال را به قيمت 25 سنت اجاره كرد و با آن دو بال همراه ساير مردم به پرواز در آمد; پروازي كه در آن اوقات با شكوهي را سپري نمود. ناگهان از خود پرسيد: چگونه مي‌توانم با بالهايي 25 سنتي پرواز كنم؟ كه ناگهان سقوط كرد. از اينكه مي‌ديد در چند قدمي مرگ قرار دارد وحشت زده شده بود. تا اينكه با خود گفت: چطور تا وقتي اين فكر وحشتناك به سرم نزده بود مي‌توانستم پرواز كنم ولي حالا ديگر نمي توانم؟. سرانجام به اين نتيجه رسيد كه اين اعتماد به نفس او بوده كه او را قادر به پرواز نموده بود و نه آن بال ها. وقتي از خواب برخواست متوجه شد بسياري از كارها را تنها به اين دليل انجام نمي دهد كه فكر مي‌كند از عهده‌ي آن كارها بر نمي آيد. خوابي كه "تن " ديد، روياي ويژه‌ي دوراني است كه جوان مي‌رود وارد بزرگسالي شود و ديگران از او مي‌خواهند اعتماد به نفس و خودباوري داشته باشد. "روزاليند كارت رايت " نويسنده‌ي كتاب "بحران خواب ديدن " مي‌گويد: "زندگي مراحلي دارد كه در آن، همه چيز بايد به كمال برسد. موضوعاتي كه ما در اين مراحل با آنها دست به گريبان مي‌شويم، در روياهايمان تجلي پيدا مي‌كنند و در زمان خواب، اغلب آنچه را در رويارويي با مرحله اي خاص به انجام رسانده ايم مرور مي‌كنيم و اشكالات كار را برطرف مي‌نماييم".

خردسالان كه آسيب پذيرند و به سادگي دستخوش ترس مي‌شوند، در روياهايشان حيوانات ترسناك و هيولاهايي را مي‌بينند كه به آنها حمله مي‌كنند. نوجوانان خواب‌هاي عاشقانه و شهواني مي‌بينند.

"ميلتون كرامر"، محقق خواب شهر سينسيناتي در يكي از تحقيقات خود دريافت افراد 21 تا 34 ساله بيشتر خواب هايي مي‌بينند كه موضوع اصلي آن‌ها پيرامون درست بودن يا غلط بودن كارها دور مي‌زند. احتمالا دليل اين امر اين است كه در اين سنين، افراد بيشتر درون نگر مي‌شوند و مي‌كوشند تصميمات بسيار مهمي در مورد شغل، ازدواج و مسير زندگي آينده‌ي خود بگيرند. افراد بين سنين 35 تا 49 سال در خواب هايشان در حد معني داري كمتر با ديگران سر جنگ دارند. شايد به اين خاطر كه آنها قبلا موضوعات زيربنايي و اصلي تر را حل كرده اند و مي‌روند به اوج موفقيت خود دست يابند. در نتيجه كمتر اتفاق مي‌افتد در زمان بيداري دعوا كنند. بعد از 65 سالگي، دغدغه‌ي فكري افراد پيرامون نحوه‌ي امرار معاش و ترس از پيري به طرز معني داري در خواب هايشان مشهود مي‌گردد.

اگر خواب‌هاي ما متاثر از زندگي روزانه‌ي ما مي‌باشند، پس آنچه در خواب مي‌بينيم بيانگر شخصيت و شيوه‌ي رفتاري ما در زندگي است. مطالعات به انجام رسيده توسط استاد ممتاز دانشگاه پنسيلوانيا نشان مي‌دهند كه افراد عصبي، عصبانيتشان را در روياهايشان نيز بروز مي‌دهند. تحقيقات ديگري نشان مي‌دهد كه افراد افسرده، بعضي اوقات در خواب مي‌بينند ديگران دست رد به سينه‌ي آنها مي‌زنند، تحقيرشان مي‌كنند و يا آنها را ترك مي‌كنند. افراد آسيب پذير -افراد بيش از حد رك، افراد پخمه و يا آنان كه بيش از حد كم رو هستند- مستعد ديدن كابوس هستند.

بيشتر افراد خلاق از خواب هايشان براي حل مشكلاتي كه دارند استفاده مي‌كنند. به عقيده‌ي "نائومي اپيل"، برخي نويسندگان، هنرمندان و دانشمندان وقتي به خواب مي‌روند، از ضمير ناخودآگاهشان مي‌خواهند خوابي نشانشان دهد كه از آن در حل موضوعات حل نشده خود كمك بگيرند. "اپيل" مي‌گويد: "ضمير ناخودآگاه شما، آنچه را كه ضمير خوآگاهتان نمي داند، مي‌داند. اين ضمير مي‌تواند برايتان همچون دوستي با ايده‌هاي جديد محسوب شود".

"جيمز كامرون" در خواب روباتي با چشمان قرمز ديد و وقتي بيدار شد، شروع به نوشتن فيلم نامه‌ي "ترميناتور" كرد. آواز "اين مي‌تواند آغاز چيزي بزرگ باشد" استيو آلن، برگرفته از يك خواب است و همچنين اين يك خواب بود كه شيوه‌ي جديد ضربه زدن به توپ گلف را به "جك نيكلاس " آموخت و او را از افول در دنياي گلف نجات داد.

هفت سال بود مردي سياتلي كه همسرش به دست شوهر سابقش به قتل رسيده بود با كابوس اين جنايت دست و پنجه نرم مي‌كرد. آنچه او بيش از همه در اين روياها مشاهده مي‌كرد تصاويري بودند كه در آنها همسرش با فرياد از او كمك مي‌طلبيد. سرانجام وي به يك روانشناس مراجعه كرد و كم كم خواب هايش تغيير كردند: در خواب ديد با قاتل روبرو شده و همسرش را نجات داده است. خواب‌هاي جديد به او كمك كردند خشمش را نسبت به قاتل ابراز نمايد و اين احساس غيرعقلاني كه او مسئول قتل همسرش مي‌باشد را از خود دور كند. به كمك اين روياها او به بهبودي نزديك شد.

اين فرآيند بين تمام افرادي كه دچار ضربه‌ي روحي شده اند مشترك است. بازماندگان حوادث طبيعي، قربانيان تصادفات و جنايان - و آنهايي كه اينها را دوست دارند- و سربازان كهنه كار، بارها و بارها چگونگي وقوع آن حوادث وحشتناك را در خواب هايشان
مي بينند. "فرانك ام. اوچبرگ"، استاد روانپزشكي باليني دانشگاه "ميشيگان استيت" مي‌گويد وقتي تصوير يك بحران شديد در ذهن شكل مي‌گيرد، "پيش از آنكه به فراموشي سپرده شود تا مدت‌ها به همان شكل باقي مي‌ماند، چرا كه مغز شما مجبور است قبل از بايگاني كردن آن تصوير، روي آن كار كند".

اينكه ما مي‌توانيم نكات ارزشمندي از روياهايمان بياموزيم غير قابل انكار است.‏ اينكه روياهايمان مي‌توانند سبب بهبود دردهاي جسمانيمان شوند باعث بسي خوشحالي است. اما آيا رويا قادر به پيشگويي آينده نيز هست؟. به ندرت چنين اتفاقي مي‌افتد، ولي به عقيده‌ي متخصصان اين امر شدني است.

اگر از ميليون‌ها نفر نمونه گيري نماييد، هميشه روياهايي را خواهيد يافت كه در پس مفاهيم ظاهري خود، خبري از آينده نيز دارند. هفته‌ها پيش از ترور "آبراهام لينكلن"، او خوابي هشدار دهنده ديد كه در آن صداي هق هق مردم به گوش مي‌رسيد و او براي آگاهي از موضوع به طبقه‌ي پايين رفت.


منبع: مجله اطلاعات علمي/ ترجمه: مرتضي امامي پورl