کد خبر: ۹۵۳۰۵
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۸:۳۵
گفتگو با حجت الاسلام علیپور/
وقتي کسي مي‌پذيرد که در يک تيم باشگاهي رده برتر بازي کند بايد معيارهايي را رعايت کند؛ مثل اين که بازيکن حرفه‌اي بايد ساعتي را بخوابد يا آن که مجبور است رژيم غذايي خاصي داشته باشد. اين را مي‌شود گفت دخالت در حوزه شخصي افراد؟ قطعا خير. به همين شکل هم بازيکن حرفه‌اي ليگ برتر بايد برخي مسائل را رعايت کند...
معنايي که کدهاي اخلاقي فيفا از اخلاق در فوتبال دارند با معناي مدنظر منشور اخلاقي ما يکي است؟

اگر هر دوي آن‌ها را ببينيد متوجه مي‌شويد که يکي هستند. حالا ممکن است تفاوت‌هايي با هم داشته باشند.

چه تفاوت‌هايي دارند؟

اين تفاوت بيشتر به همان بحث رعايت فرهنگ بومي و محلي برمي‌گردد.




نسبت منشور با قوانین خودمان چگونه است؟ برخي از مواد منشور به صراحت ديگر قوانين کشور را نقض مي‌کند.

همين طور نمي‌شود ادعا کرد که منشور با قوانين کشور ما در تعارض است. به طور مشخص نام ببريد که کدام ماده منشور.....

بند 14 از ماده 11. در اين ماده آمده است که بازيکنان نبايد از لباس‌هاي جلف و... استفاده کنند يا آن که بازيکنان بايد از مدل موي ايراني استفاده کنند. اين ماده با مقررات قانون اساسي در حوزه حقوق اشخاص در تعارض است.

به نظر شما اين ماده خلاف قانون اساسي است. اين برداشت شماست که اين ماده با حريم شخصي افراد در تعارض است. وقتي کسي مي‌پذيرد که در يک تيم باشگاهي رده برتر بازي کند بايد معيارهايي را رعايت کند؛ مثل اين که بازيکن حرفه‌اي بايد ساعتي را بخوابد يا آن که مجبور است رژيم غذايي خاصي داشته باشد. اين را مي‌شود گفت دخالت در حوزه شخصي افراد؟ قطعا خير. به همين شکل هم بازيکن حرفه‌اي ليگ برتر بايد برخي مسائل را رعايت کند و اين را نمي‌شود تجاوز به حريم شخصي افراد تعبير کرد. اين برداشت شماست....

برداشت من نيست. ضمن آن‌که هيچ تعريفي از اين مفاهيم وجود ندارد؛ يعني مشخص نيست که پيراهن جلف چطور پيراهني است يا مدل موي ايراني چطور مدلي است؟ در حالي که شما قرار است براساس همين موارد بازيکنان را جريمه کنيد. اين، دست فدراسيون را براي هر نوع برخوردي باز مي‌گذارد.

شما حکم حقوقي را با حکم کيفري اشتباه گرفته‌ايد. اصلا سوال‌تان اشتباه است.

چه اشتباهي؟ اين ماده حکم کيفري دارد؛ يعني اگر بازيکنی پيراهن جلفي که اصلا معلوم نيست چيست بپوشد، مشمول مجازات‌هاي منشور مي‌شود.

شما اصلا منشور را نخوانده ايد. اگر خوانده بوديد، اصلا برايتان سوال پيش نمي‌آمد. شما حتي ماده اول را نخوانده‌ايد. پاسخ شما در اين ماده هست.

اتفاقا همه اين مشکلات از همين ماده پيش مي‌آيد. در اين ماده، شما توپ و تور را عنصر فرهنگي شمرده‌ايد. من اصلا اين را نمي‌فهمم.

صبر کنيد تا توضيح دهم. در فوتبال، هر تيمي تلاش مي‌کند تا گل بزند و در مقابل هم گلي نخورد. در واقع فوتبال 90 دقيقه سعي و تلاش است مثل زندگي واقعي؛ يعني مي‌خواهم بگويم که فوتبال يک مدل کوچک شده از زندگي واقعي است. در زندگي وقتي ملک الموت سر مي‌رسد، ديگر وقتي به انسان داده نمي‌شود. در فوتبال هم وقتي بازي به دقيقه 90 رسيد سوت داور به صدا در مي‌آيد و ديگر به تيم بازنده هم وقت نمي‌دهند. در زندگي واقعي هدف ما جلب رضايت خداست. آن کسي که در زندگي‌اش موفق است توانسته رضايت خدا راجلب کند و خدا به او نظر دارد؛ در فوتبال هم همين طور. کسي که گل مي زند توانسته نظرخدارا جلب کند.فوتبال پرده ای از زندگی واقعی است. حالا اين توپ يک عنصر رو به جلوست. توپ ابزار ارتباطي ميان بندگان خداست. پس چرا عنصر فرهنگي نباشد؟شما در زندگي ثواب مي کنید، اگرجایی نباشد که این ثواب ها جمع شوند،شماچیزی عایدتان نمی شود. درفوتبال هم اگرتوری نباشد که گلهارا ذخیره کند، تیم برنده ای نخواهیم داشت؛ پس تورهم عنصر فرهنگی است.

اين برداشت شخصي شما از فوتبال است. شايد برخي آن را قبول نداشته باشند.

آن کسي که به من اجازه داده تا بنويسم تور و توپ عنصر فرهنگي است، به من اجازه داده تا براي آن توجيه خودم را داشته باشم...

شما که نميتوانيد برداشت شخصيتان را به عنوان توجيه يک نظام قانوني قرار دهيد.

اين شماييد که فکر ميکنيد برداشت شخصي است. من براي اينها استدلال و سند دارم؛ شما ميتوانيد بپذيريد يا رد کنيد. منتقدان ما حوصله ندارند وگرنه اين برداشت شخصي نيست. جريان منتقدان منشور مثل جريان فيل در خانه تاريکي است. هر کس به جايي دست ميزند بي آنکه بداند اصل حقيقت چيست. ما 500 درس اسلامي از فوتبال استخراج کردهايم که کتابش بهزودي چاپ ميشود. براي هر کشوري فوتبال معنايي دارد. براي ايتاليا يا اسپانيا بنگاه اقتصادي و اجتماعي است. براي نظام جمهوري اسلامي اما فوتبال يک بنگاه با کليت کاملا فرهنگي است؛ پس بايد عناصر آن را فرهنگي دانست.

اما سياست نظام جمهوري اسلامي در عرصههاي فرهنگي اين نيست که شما ميگوييد. مباني و مباديای که شما میگویید کاملا شخصي است.

موضوع را خلط نکنيد... وقتي کسي ميخواهد در يکي از برنامههاي سيماي جمهوري اسلامي شرکت کند آيا اجازه دارد هر طور که ميخواهد آرايش داشته باشد؟ هر طورکه بخواهد لباس بپوشد...

الان داريد بحث منشور در مورد نوع لباس و آرایش مو را ميگوييد؟

بله، وقتي کسي ميخواهد در يک برنامه تلويزيوني شرکت کند بايد برخي مسائل را رعايت کند. لباسش نبايد زننده باشد. مدل مويش نبايد زننده باشد. بايد از فيلترهاي مختلف عبور کند. نميتواند به ميل خود رفتار کند. پس هر کسی که تصويرش در تلويزيون پخش میشود بايد مسائلي را رعايت کند. الان همه فوتبالهاي ليگ برتر پخش زنده ميشوند. بازيکنان بايد مثل آن شرکت کننده در يک برنامه عادي تلويزيوني مدل موي صحيح داشته باشند. بارها از صدا و سيما به ما نامه زدند که بر آرايش و مدل موي بازيکنان نظارت کنيد چون اينها دارند پخش زنده ميشوند. مردم دارند اينها را ميبينند و آنها بايد مراقب اين مسائل باشند.

پس مساله پخش تلويزيوني مطرح است. اين که دليل نميشود. بازيکن ميتواند بگويد تصوير مرا پخش نکنيد.

دليل شما دليل نيست. شما اگر قرارداد بازيکنان اروپايي را ببينید درباره تجاوز به حريم شخصي چه ميگوييد؟ وقتي ديويد بکهام با رئال مادريد قرارداد بست، شرط کردند که بايد اين طور بپوشد و آن طور نپوشد. بايد اين ساعت بخوابد. بايد فلان مدل مو را داشته باشد. شما پاسخ دهيد اين ميشود تجاوز به حريم شخصي؟

آن جا قرارداد ميبندند؛ يعني بازيکن با امضاي خودش از برخي حقوق خودش ميگذرد. شما اما اين ممنوعيتها را در منشور آوردهايد. اين ديگر يک قانون است.

متاسفم که شما فرق قانون و آيين نامه را نميدانيد. اين يک آييننامه است نه قانون.

فرقي نميکند. قانون يا آييننامه از سوي يک نهاد نوشته ميشود. متولي اجرا دارد. در مورد بکهام، او ميتوانست اصلا به رئال مادريد نرود؛ يعني اين جا بحث رضایت وجود دارد.درمنشور دیگر رضایت نیست بلکه اجبار است.

بازيکن فوتبال هم ميتواند بگويد «من نميآيم در ليگ برتر بازي کنم و در مقابل مدل مويي را که دوست دارم حفظ ميکنم». اين جا هم رضايت بازيکن وجود دارد.

اينها با هم فرق دارند. اين رضايت نيست. اين جا مساله شغل بازيکن است که اتفاقا در قانون اساسي به صراحت از آن صيانت ميشود.

اصلا شما فرض کنید عليپور آمده با تک تک بازيکنان قرارداد بسته که اگر اين شرايط را اجرا نکنيد اجازه بازي به شما داده نميشود. بازيکن هم با رضايت خود اين موارد را امضا کرده است. حالا اگر زير قول خود بزند، بايد تبعات آن را هم بپذيرد.

موضوع منشور، قرارداد با شخص شما نيست. شما نه به عنوان حجتالاسلام عليپور بلکه به عنوان دبير ستاد منشور اخلاقي و منطبق با همين منشور، مسائلي را بر بازيکن تحميل ميکنيد.

بازيکن ميتواند نيايد ليگ برتر. برود در همان ليگ يک بازي کند. کسي که ميخواهد در ليگ برتر بازي کند بايد اين مسائل را بپذيرد.

منشور اخلاقي الان چه وضعيتي دارد؟

ما از ابتداي تصويب منشور، مواردي را که در منشور آمده است زير نظر گرفتهايم. چندين بار به متخلفان تذکر داديم تا خود را اصلاح کنند. آنهايي را که همچنان به تخلفات ادامه دادند جريمه کرديم. الان هم مسائل را زير ذرهبين داريم و با قدرت منشور را اجرايي ميکنيم.

بخشي از موضوع منشور، بحث دلاليها بود. اخيرا برخي منابع خبري، اسامي 99 دلال فوتبال را منتشر کردهاند که گويا برخوردي با آنها نشده است.

اتفاقا ما مساله شفافيت و سلامت مالي را که در دستور فيفا هم است بيش از مسائل ديگر زير نظر داريم. 68 نفر از آن افراد به مراجع قضايي معرفي شدهاند.


منبع: همشهری ماه

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۰۵/۱۵ - ۱۸:۵۱
0
6
اگر گوش نگفتند که نخواهند گرفت آنها را بیاورید روی تخته وزنه برداری و دو سنگ از وزنه های برداشت شده توسط سلیمانی را باند کنند !!! تا زیرش بمانند !!!
هم وطن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۰۵/۱۶ - ۰۸:۴۴
1
1
عزیز من تنها مو کافی نیست ایکاش غیرت ایرانی هم داشتند .
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین