کد خبر: ۹۵۱۱۲
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۷
پرونده ویژه تولیدملی/ مصاحبه با مدیرعامل گیتی پسند؛

رويش نيوز: هنگامی که رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی، برای سال جدید همانند دو سال قبل نام اقتصادی برگزیدند و امسال را سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهادند، در كنار جنب و جوش و تکاپویی که در این عرصه اتفاق افتاد؛ همواره این خطر احساس می شد که ارگان‌ها، دستگاه‌ها، رسانه‌ها، مسئولین و حتی مردم به ورطه شعار زدگی بیفتند و بعد از چندی و با گذشت زمان این موضوع را فراموش کرده و دچار روزمرگی بشوند، مسئله ای که به نظر می رسد متاسفانه به آن مبتلا شده ایم. در همین راستا قصد داريم پرونده‌ای ویژه برای تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی تشکیل دهيم و به صورت متمركز و در قالب های مختلفی چون مصاحبه، مقاله و.... ابعاد مختلف این موضوع در سطح کشوری و به ویژه استانی را مورد بررسی قرار دهيم.

 

ساعت 6 صبح روز سوم ماه رمضان راهی منزل مصطفی وعیدی شدیم برای مصاحبه. گرچه ساعتش کمی نامتعارف بود، اما باید به مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره یکی از بزرگترین صنایع خصوصی ایران حق داد که وقت خالی آنچنانی نداشته باشد و همین وقت را هم غنیمت شمرد.

با آنکه مشغله فراوانی داشت، اما با حوصله و دقت خاصی جواب سوال‌ها را میداد. مصداق بارز کسی بود که مویش را در آسیاب تولید و پیشرفت ملی سفید کرده است و حرف هایش از سر سال‌ها تجربه و دغدغه است. انتقادهایش از جنس درد بود و دلسوزی. با آنکه از مشکلات و کاستی ها حرف میزد، اما امید به آینده و خوش بینی معقولانه و حساب شده ای در کلامش دیده می شد.

مصطفي وعيدي ـ مديرعامل گروه صنایع گيتي پسند ـ متولد 1337 اصفهان است. او بعد از به پايان بردن دوره متوسطه در سال 1355 به دانشگاه اصفهان وارد شد و به تحصيل در رشته فيزيك كاربردي پرداخت.

با آغاز دوره دفاع مقدس در سال 1359 تا پايان جنگ در 1368 وعيدي در جبهه حضور داشت و با پايان اين دوره به‌عنوان مدير برنامه‌ريزي به شركت فولاد سابان پيوست. او در سال 1377 به همراه حاج ناصر جنتی گروه صنایع گيتي پسند را تأسيس نموده و از آن زمان تاكنون به‌عنوان مديرعامل اين گروه توليدي به فعاليت پرداخته است.

روزي كه اين گروه كار خود را آغاز كرد 10 كارمند داشت اما امروز بعد از 13 سال كار و تلاش مستمر گيتي پسند به یک خانواده پنج هزار نفری تبدیل شده و چندين برابر اين تعداد باعث اشتغالزايي غير مستقيم شده است. اين شركت در طول اين سال‌ها 27 كارخانه  تأسيس كرده است و 10 كارخانه ديگر نيز در حال راه‌اندازي دارد.

از دیگر سوابق کاری او می توان به موارد زیر اشاره نمود

 چهره شایسته و نخبه صنعت و معدن استان اصفهان (در سال 1390)

عضو شورای هماهنگی دانشگاه و صنعت استان اصفهان (از سال 1390)

عضو شورای هم اندیشی صنعت و معدن استان اصفهان (از سال 1390)

 

متن زیر قسمت اول مصاحبه تفصیلی و حدوداً دو ساعته رویش نیوز با مصطفی وعیدی است.

 

_ مطلبی که در ابتدای بحث در مورد «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی»  باید مشخص بشود، یک تعریف جامع و مشخص از تولید ملی است. به نظر شما اساساً تولید ملی چیست و مصداق‌هایش کدام است

*** از جای خوبی شروع کردید. یک وقت ما تولید ملی را در ایران مطرح می کنیم که ایران باید تولید ملی داشته باشد، یک وقت در تایوان مطرح می کنیم و یک وقت در آفریقا. خوب برای اینکه ما یک تولید داشته باشیم چند مسئله اساسی داریم، یکی بحث مواد اولیه است که مثلاً این کشور یا ملیت مواد اولیه دارد یا نه. در یک ارزیابی خیلی کوچک خیلی راحت بگویم که کشور ایران واقعاً از لحاظ مواد اولیه بی نظیر است، مخصوصاً اگر سرانه ملی آن را در نظر بگیریم. ما مقدار زیادی منابع زیرزمینی داریم و در مقابل 70 میلیون نفر هم جمعیت داریم. حالا ببینید سرانه هر نفر چقدر می شود. می توانم بگویم که در هفتاد، هشتاد کشور دنیا که من رفتم اینچنین چیزی را ندیدم. همه می دانند که ایران در بحث های انرژی و جمع نفت و گاز اولین کشور دنیا است. با توجه به اینکه منابع فلزی را به فلزات آهنی و غیرآهنی تقسیم می کنند، منابع فلزات آهنی در ایران باز به همین صورت است که منابع سطحی که تابحال شناسایی شده حرف اول را در دنیا می زند. در فلزات غیرآهنی هم باز ایران سرشار از منابع بسیار زیادی است و در حقیقت در یک سری از فلزات غیرآهنی حرف اول را در دنیا می زنیم- منظور همان سرانه است- یا در مورد مواد کانی که از لحاظ تعدادی تقریباً بی نظیر است و از لحاظ مقدار در بعضی بخش ها باز هم حرف اول را در دنیا می زند، کانی هایی که ما در ایران داریم و انواع و اقسام سنگ ها، مواد تیتان مثلاً باریت؛ این ها موادی است که اصلاً بعضی از آن ها در دنیا وجود ندارد و بسیاری از کشورها از این نظر صفر هستند ولی ایران سرشار از مواد کانی است. ولی در بخش های دیگری مثل مواد سلولزی، پوشش های گیاهی و درختی خیلی سرشار نیستیم.  در بحث وسعت زمین؛ که در حقیقت برای توسعه ملی نیاز است که زمین و وسعتی داشته باشید که بتوانید کار توسعه را انجام دهید؛ وسعت خیلی مناسبی را در ایران داریم. در بحث انرژی، غیر از انرژی های فسیلی، مخصوصاً خورشید که ما سرشار از انرژی خورشیدی هستیم و بیش از 300 روز در ایران انرژی خورشیدی داریم. با توجه به آنچه دنیا تابحال در بحث گرمایش و گرما گرفتن از خورشید و یا برق گرفتن از خورشید به آن رسیده است و نسبت به وسعتی که ما داریم و مقدار حجم گرمایشی که هست، انرژی خورشیدی به شدت می تواند به عنوان یک درآمد سنگین الی بی نهایت برای ما مطرح باشد. گرم ترین نقطه روی کره زمین را کویر لوت می دانند که با همین گرما می شود خیلی راحت برق تولید کرد یا سایر تولیداتی که نیاز به انرژی گرمایی دارد حالا در هر زمینه ای که باشد.

دومین مسئله و عامل در رابطه با تولید، منابع انسانی است. بعضی از کشورها شاید یک سری از این منابع طبیعی را داشته باشند ولی از نظر منابع انسانی مجبورند واردات داشته باشند، مثل کشورهای خلیج فارس که این ها منابع طبیعی را دارند ولی برای اینکه استحصال کنند و بتوانند تولیدی داشته باشند باید نیروی انسانی را وارد کنند. وبرعکس در بعضی از کشورها منابع انسانی دارند ولی پیر هستند مثل اروپا. مثلاً آلمان 80 میلیون نفر جمعیت دارد که جمعیتش از ایران هم زیادتر است ولی بیش از 50 درصد آن نیروی انسانی پیر هستند. ایران 45 درصد نیروی جوان کاری را در اختیار دارد و از لحاظ استعدادی هم که همه به این قضیه اعتراف دارند که از لحاظ IQو توانمندی انرژیک حرف اول را در دنیا می زنیم. مسئله دیگری که در مورد منابع تولید ملی وجود دارد، فرهنگ آن جامعه است؛ اینکه فرهنگ آن جامعه چگونه به تولید نگاه می کند. آیا مبانی فرهنگی آن جامعه به تولید با دید مثبت نگاه می کند یا نه. فرهنگی که ما داریم فرهنگ غنی اسلامی یا حتی فرهنگ ایرانی ای  است که از دو سه هزار سال قبل بوده و سرشار است از مبانی و توصیه های کار، تلاش، فکر و اندیشه. اصلاً زیبنده ترین جایگاهی که سفارشات اسلام و قرآن در مورد کار می تواند به صورت کامل در آن پیاده شود، ایران است؛ که هم منابع طبیعی را در اختیار دارد و هم انسان هایی دارد که با اندیشه و فکر و تلاششان می توانند سپاسگزاری خوبی را از نعمت های الهی داشته باشند. این هم یک پارامتری است که مخصوصاً در فقه شیعه، آیات و روایاتی که هست دقیقاً روی این مسائل اشاره کاملی شده است. یعنی بزرگ ترین دستمایه بحث تولیدی و تلاش آن فرهنگی است که انسان ها براساس آن کار می کنند. در قرآن هست که «لإن شکرتم لازیدنکم لإن کفرتم إن عذابی لشدید» یعنی خدا افزودن نعمت را مشروط بر تلاش کرده است و شکر نعمت یعنی همان بهتر استفاده کردن از آن نعمت که هر کسی با ذهن و فکر و اندیشه خودش می تواند داشته باشد. ما اعتقاد داریم این نمازی که می خوانیم بسترساز حرکت اجتماعی و الهی مان است. کسی که حدأقل ده مرتبه می گوید «الحمدلله رب العالمین» یعنی خودش را آماده می کند که این ریزه کاری های حمد را در قسمت های مختلف زندگیش پیدا کند و آن را به نحو احسنت انجام دهد. این هم فرهنگ غنی ما در بحث فرآوری و استحصال و به عبارتی تولید است. پس عوامل انسانی را داریم، منابع طبیعی هم هست، انرژی و زمین را داریم، یک فرهنگ غنی هم داریم. ما پنج، شش عامل اصلی تولید را داریم.

پس در حقیقت تولید ملی را می توانیم این طور تعریف کنیم که تولیدی است که بتواند بیش ترین عوامل و داشته های ما را به کار بگیرد. یعنی اگر مثلاً من یک تولیدی را انجام می دهم که مواد اولیه آن را از خارج کشور می آورم و اینجا روی آن کار کنم، شاید خیلی نتوانیم این را به عنوان یک تولید ملی با بنیان ایرانی بدانیم. یا همه این عوامل را داشته باشم ولی فکر و اندیشه از طرف من نباشد و یک سری کارشناس می آیند و می گویند این را بگذار اینجا آن را بگذار آنجا، این را نمی توانیم تولید ملی بدانیم و یا مسائل دیگری که در پارامترهای مختلف وجود دارد.

 

_ نحوه حمایت از این تولید ملی چگونه است؟ یعنی راهکارهای حمایتی آن چیست که بشود از این عوامل به نحو احسنت استفاده کرد؟

*** اولین گام، بسترسازی جهت شناخت این عوامل است. یعنی ایجاد یک مناطق تحقیقات تکنولوژی که شما منابع زیرزمینی کشور را خوب بشناسید و دوم ایجاد یک مراکز تکنولوژیک است که نحوه استحصال و فرآوری این منابع را آموزش بدهد، که شما این مواد و منابع طبیعی که وجود دارد را چگونه باید استحصال و فرآوری کنید و در نهایت محصول نهایی را با آن تولید کنید. سوم بسترهای اجرایی تولیدی است که باید ایجاد شود. مشخص است ایجاد بستر تولید مسائل خودش را دارد، از فراهم کردن زمین تا فراهم کردن آب و برق و گاز و کلیه عواملی که برای تولید به آن نیاز داریم که باید فراهم شود و بستر آن ایجاد شود. معمولاً بسترسازی و ساخت زیربناها به عهده دولت است که باید انجام بگیرد تا آن گروه هایی که در آن دو قسمت اول ساخته و آماده شدند بتوانند وارد این بستر شده و بهترین فرآوری و بهترین عملیات اجرایی را داشته باشند. بحث بعدی ایجاد سرمایه است و در حقیقت ایجاد مراکزی که این افرادی که می خواهند این عملیات را انجام دهند بتوانند از این سرمایه ها استفاده کنند و بهترین تولید را داشته باشند. بحث بعدی آن توزیع است. هم توزیع داخل و  هم صادرات، خصوصاً در بخش های صادرات باید بسترهای مناسبی ایجاد شود. کشوری که دارای این گونه استعداد است نمی تواند همه تولیداتش را داخل کشور مصرف کند بلکه باید بحث صادرات را داشته باشد، البته نه اینکه محصول در ایستگاه های میانی صادر شود؛ این خیلی هنری نیست که شما بیایید نفت و گاز را به مواد اولیه و مثلاً پروپان تبدیل کنید و بعد بخواهید این را صادر کنید. این نوع صادرات مسائل خودش را دارد که بیش تر آلوده کننده است، چرا که کم ترین منابع انسانی را به کار می گیرد و کم ترین ارزش افزوده را دارد. هر چه ما به رده های بالاتر بیاییم و به محصولات نهایی نزدیک شویم هم انرژی کم تری می برد و هم نیروی انسانی زیادتری را به کار می گیرد و در عین حال سرمایه کم تری را می خواهد. ما با توجه به ویژگی هایی که کشورمان دارد، قطعاً باید بتوانیم محصول نهایی را صادر کنیم که دارای ارزش افزوده زیادتری است.

 

_ با توجه به اینکه فرمودید وظیفه دولت بسترسازی برای تولید است. ارزیابی شما از این حوزه چیست؟ یعنی دولت در این موضوع تا چه اندازه توانسته خوب حرکت کند البته از دولت منظور کل سیستم اجرایی نظام از ابتدا تا حالا است.

*** واقعیتش آن افقی که در ابتدا تعریف شده است، اصولی نبوده است. خصوصاً از زمانی که ما یک مقداری روی منابع زیرزمینیمان به خصوص نفت و گاز و فلزات آهنی و غیرآهنی شناخت پیدا کردیم. متأسفانه ما از همان زمان دچار یک نفوذ و تهاجم فرهنگی قوی در این قسمت شدیم که بسترها و مسیر حرکت را طوری تعریف کردند که به جای اینکه ما این منابع را در داخل کشور فرآوری کنیم این ها را بیش تر به صورت خام صادر کنیم.  متأسفانه این فرهنگ در تمام ارکان نظام ما رسوخ پیدا کرد، حتی در لایه های عمومی جامعه، یعنی خانواده های ما به مرور باور کردند که ما نفت داریم و کشور نفت خیزی هستیم و باید آن را بفروشیمو از آنطرف در دانشگاه ها و مراکز علمی آموزشی کشور کم تر به این موضوع پرداخته شد که ما قرار نیست نفت داشته باشیم که آن را صادر کنیم، ما قرار است که محصول صادر کنیم. در منابع آموزش و تدریسی و در حقیقت علمی ما هم کم تر به این شاخه ها پرداخته شد. در نظام اداری و دولتی هم باز به همین شکل نگاه شد و کم تر منابع شناسی شد تا بعد  براساس آن راهکارها در این قسمت داده شود. اگر نگاه کنیم عمدتاً صنایعی که دولتی و دولت بنیاد شدند، بیش تر صنایع مونتاژ بود تا صنایعی که در حقیقت مواد اولیه آن از داخل باشد و محصول نهایی را صادر کند. اگر بحث صادرات هم مطرح شد صادرات نفتی و غیرنفتی بود که بیش تر به صورت خام بود و یا نهایت با یک مرحله اولیه. مثلاً فولاد مبارکه که خیلی خوشحال شدیم که این کارخانه را راه اندازی کردیم و افتخار هم می کنیم که به 80 کشور دنیا محصول صادر می کند، در حالی که این مواد اولیه است و هنوز محصول نیست. اینکه شما می آیید و سنگ آهن را به ورق تبدیل می کنید کار خاصی نیست، این هنوز ورق است. این باید خودرو و لوازم خانگی بشود و بعد آن باید صادر شود. لذا حتی پس از انقلاب در بحث های بودجه ای هم این را می بینیم که بعد از 32 سال وابستگی شدیدی به نفت داریم. به طوری که همیشه در دولت و مجلس بحث این است که نرخ ارز و در حقیقت نرخ پایه فروش نفت را در بودجه چه عددی در نظر بگیریم. پس معلوم است که این یک عامل اصلی است. در حالی که اگر شما وابستگی به نفت نداشته باشید هر چه فروختید کاری به بودجه ندارد و نهایتش این است که شما براساس عرضه و تقاضا یک قیمتی می گذارید و به عنوان یک بودجه درآمدی دولت محسوب می شود، هم برای طرح های توسعه ای و هم برای هزینه های جاری آن. لذا می بینیم که در این قسمت هم باز هیچ گونه فعالیت بنیادی و ریشه ای انجام نشده است.

متأسفانه دولت و دولت ها به صورت نهادینه و بنیادین روی این قضیه کار نکردند. یک اشتباه این است که ما همیشه می آییم دیروز را نسبت به امروز مقایسه می کنیم، مسلماً در امروز نسبت به دیروز یک تغییراتی وجود داشته است و هیچ کسی هم منکر آن نیست که ما در بحث آهن آلات مثلاً 5 سال پیش 10 میلیون تن آهن تولید می کردیم و حالا 20 میلیون تن تولید می کنیم. اما روش درست این است که ماهمیشه باید ضریب بهره وری را در نظر بگیریم تا بتوانیم بفهمیم که آیا ما داریم در سمت و سوی اصلی خودمان حرکت می کنیم یا نه. ضریب بهره وری هم نسبت به داشته ها است و در حقیقت آن تولیدی که براساس آن انجام می گیرد. باید بررسی کرد که ما نسبت به توانمندیمان در کجای دنیا قرار گرفته ایم؛ نه اینکه امسال نسبت به پارسال زیادتر است، مسلم است که این روند همیشه مثبت است. لذا حتماً باید یک تعریف و شاخصی را داشته باشیم، که مثلاً ما با توجه به این توان تولیدی و  این امکاناتی که داریم در ظرف چشم انداز بیست ساله باید به این اعداد برسیم. یعنی باز باید محاسبه شود که در بخش نفت و گاز چه منابعی داریم و حالا اگر بخواهیم تولید ملی داشته باشیم باید به چه عددی برسیم. یا در بحث مس و روی ما در هر کدام به صورت جداگانه چه منابعی داریم و اگر بخواهیم به تولید ملی برسیم باید به چه نقطه ای برسیم. از طرف دیگر محصولات نهایی باید تعریف شود که کسی حق نداشته باشد وسط راه بگوید این محصول نهایی است و ما آن را صادر می کنیم. این ها باید تعریف شده باشد. حالا که تعریف نشده یک کسی می گوید آقا نیاز نیست و ما می خواهیم این را صادر کنیم. این برای این است که ما این را در صنایع پایین دستی تعریف نکردیم و بسترش را هم فراهم نکردیم، اصلاً شاخصه ها را تعریف نکردیم و رجحان های آن را هم مشخص نکردیم. متاسفانه این تعریف ها نیست، کما اینکه مثلاً گفته می شود فرآوری نفت در داخل نمی صرفد و پالایشگاه ما هم اگر بخواهد نفت را به محصول تبدیل کند برای او صرفه ندارد و با این توجیه نفت را خام صادر می کنیم. خوب این نفت خام کجا و در کدام پالایشگاه می رود که برای آن ها می صرفد، آیا آن ها هزینه هایشان پایین تر از ما است که برای آن ها نفع دارد که تولید کنند و برای ما مقرون به صرفه نیست. این نفت خام می رود به اروپا و بعد محصول نهایی آن می آید و در کشور ما فروخته می شود. پس عیب از مقرون به صرفه نبودن نیست، ایراد از عدم مدیریت با برنامه ریزی است که چگونه باید این منابع را در این زمان و با بهره گیری از تکنولوژی روز دنیا به محصولاتی تبدیل کنیم که مقرون به صرفه باشد. بله پالایشگاهی که شصت یا هشتاد سال کارکرده است مسلماً جوابگوی رقابت با پالایشگاهی با تکنولوژی ده بیست سال پیش نخواهد بود. متأسفانه ما یک تعریف جامع و یک خط و مشی جامعی را در این بخش نداریم، نه در تحلیل های دولت بلکه در چشم اندازهای صنعتی و تولیدیمان هم نداریم. حالا امیدواریم که امسال با این صحبت تولید ملی که آقا فرمودند بیاییم و باور کنیم که ما باید تولید ملی داشته باشیم و این شاخصه ها را تعریف کنیم، بعد آن وقت می توانیم برای رسیدن به این شاخص ها برنامه ریزی کنیم که مثلاً در 20 سال آینده ما باید در این زمینه ها به این نقاط برسیم.

 

_ یکی از ضعف های موجود و به همین نبود نگاه جامع برمی گردد این است که تولید ملی ما خیلی پراکنده است، یعنی اصلاً تحلیل نمی کنیم که در حال حاضر باید کجا سرمایه گذاری کنیم که توجیه داشته باشد. آیا اصلاً این نگاه در مجموعه مدیریت کشور هست که بنشینند برنامه ریزی کنند که  مثلاً ما در 10 سال آینده باید در این سه شاخص به تولید ملی برسیم یا در 15 سال آینده چهار شاخص دیگر را هم به آن اضافه کنیم یا فقط خیلی سردرگم عمل می کنیم؟

*** حدأقلش تا اکنون نبوده است. در حقیقت در 100 سال گذشته نبوده و در 32 سال بعد از انقلاب هم به این شکل نبوده که ما بیاییم تعریف کنیم که تولید ملی باید این شاخصه ها را داشته باشد و بعد براساس این بیاییم چشم اندازهایی را تعریف کنیم که ما باید در این بخش به این نقطه برسیم و برای رسیدن به این نقطه باید این راهکارها، این بسترها و این روش ها را تعریف کنیم. این وضعیت را نداشته ایم. بیش تر بحثی که داریم همان چشم اندازها است که برای مرز مواد اولیه یا در نهایت برای یک محصول اولیه است. اصلاً تعریف هایی که می کنیم این است که حالا چند تا پتروشیمی و پالایشگاه داریم احداث می کنیم، اصلاً در صنایع بالادستی و پایین دستی تعریف نکردیم و در ادامه بستر آن را فراهم نکردیم. ببینید ایجاد بستر به اسم و تعریف نیست. برای رسیدن به تولید ملی باید بسترش فراهم باشد که عموم جامعه بیایند وارد شوند. عموم جامعه وقتی وارد می شوند که رجحان های اقتصادی برای این کار تعریف شده باشد، یعنی شاخصه ها تعریف کند که اگر من بیایم در بخش تولید ملی سرمایه گذاری کنم سودش نسبت به بخش بازرگانی یا بخش بانکی زیادتر است. ما اصلاً اعتقاد نداریم که برای رسیدن به تولید ملی بیاییم و از بازوهای اجرایی دولتی استفاده کنیم. به دلیل شاخصه ها و ویژگی هایی که سیستم دولتی دارد هیچ وقت نمی تواند، تولید ملی را در این کشور که  دارای چنین گستردگی منابع است اجرایی کند. پس اگر بخواهیم بخش خصوصی وارد شود باید دقیقاً تعریف کنیم که برای ایجاد انگیزش برای بخش خصوصی باید چه راهکارهایی در پیش گرفت. این ها یکی یکی باید تعریف شود؛ هم در بحث آماده سازی ها، هم در زمینه سهم گذاری ها و هم در بحث محصولات. سرمایه گذار باید دقیقاً به این نتیجه برسد که اگر بخواهد در کشور در بخش اقتصادی موفق باشد باید برود و در بخش تولید سرمایه گذاری کند.  تعریف های خاصی هم نیست که مثلاً بگوییم که متفکرین و عقلای ما باید بیایند بنشینند در یک برنامه 10 ساله فکر کنند، نخیر. خدا این قدر در این کشور نعمت داده است که با یک سری اصول اولیه فکر کردن و برنامه ریزی کردن خیلی راحت مردم به این سمت و سو می آیند. در حقیقت به جای اینکه ما بیاییم یک سری عوامل دست گردونی را رجحان بدهیم که طرف بیاید فکر کند که اگر امسال سکه بخرد 6 ماه دیگر سکه هایش این قدر می شوند و بعد همه سرمایه های ما برود در بخش سکه. آیا قرآن یا فرهنگ شما گفته است که برو سکه بخر؟! خوب از آن طرف فرهنگ دینی دارد خلاف این را می گوید که «الهکم التکاثر» که همان نفی کنز و گنج است ولی در حقیقت ما با یک روش های غلط جامعه را به گونه ای پیش می بریم که یک مرتبه همه سرمایه ها در این قسمت می رود یا سرمایه ها در زمین می رود. خوب اینکه همین طوری به این سمت نرفت، ما یک عملی انجام دادیم که این یک رجحانی پیدا کرد و همه به این سمت رفتند. ما اگر بخواهم انگیزه برای تولید ملی را ایجاد و گسترش دهیم باید رجحان های اقتصادی را در تولید ایجاد کنیم و در این صورت خود جامعه به این سمت و سو می آید.

 

_ قسمت دوم پیام  نوروزی رهبری، بحث سرمایه ایرانی بود، همان حمایت از کار و سرمایه ایرانی. حالا مصادیق این سرمایه ایرانی خیلی مشخص نیست که به چه چیزی اطلاق می شود؟ این سرمایه ایرانی چیست که قرار است از آن حمایت شود؟ همچنین شیوه های حمایت از این سرمایه ایرانی به چه شکلی است؟

*** سرمایه ایرانی هر سرمایه ای است که متعلق به ایرانیان باشد، حالا چه استحصال شده باشد و در دستشان باشد و چه درون خاک وجود داشته باشد که باید از دل خاک بیرون آید و یا سرمایه آن ایرانی باشد که خارج از کشور باشد. چون معمولاً جوامعی که می خواهند رشد و توسعه سریع داشته باشند سعی می کنند عواملی که در داخل کشورشان است که به عنوان مثال سرمایه ایرانی های داخل کشور یا افرادی متعلق به آن کشور هستند که در اینجا ایرانیان خارج از کشور است را بتوانند جذب کنند و آن سرمایه را به داخل کشورشان برگردانند. بالأخره آن ها هم ایرانی هستند و به فرهنگ خود ایرانی ها نزدیک هستند و می توانند خیلی راحت تر با فرهنگ داخلی عجین شده و در حقیقت با مردم داخلی هم صدا شوند و این کار توسعه را انجام دهند. لذا باز همان بحث بسترسازی برای جذب سرمایه های ملی است. به جای اینکه ما شرایط را به گونه ای رقم بزنیم که این سرمایه ها مدام برود در بانک ها و مراکزی که فریز شده و قابل استفاده هم نیستند، بسترهایی را فراهم کنیم که این سرمایه بیاید در مراکزی که به قول حضرت آقا که بارها فرمودند تولید ثروت ملی کند، یعنی هم افزایی کند. یعنی مهم ترین پارامتر بحث مدیریت سرمایه این است که این سرمایه هم افزایی داشته باشد نه اینکه ما بیاییم مدیریت کنیم که این ها را از داخل بازار جمع کنیم که مثلاً تورم ایجاد نشود، ببینید در حقیقت این اگر رفت یک جایی جمع شد بدانید که این یک تورم نهفته ای در دل خودش ایجاد می کند که دو سه سال دیگر یک مرتبه انفجار تورمی ایجاد می کند. اگر شما سرمایه و پول را یک جایی بخوابانید این خود به خود یک انرژی و یک توان است. اگر شما به هر دلیل این پول و سرمایه را فریز کردید، یا در ساختمان ها یا صندوق های دولتی و یا هر جای دیگری، این سرمایه به ثروت ملی تبدیل نمی شود. به دلیل اینکه این مال این جامعه بود و این جامعه باید آن را به کار می گرفت و رشد پیدا می کرد. شما دارید این را جمع می کنید، آن وقت افزایشی ندارد و آن پول و ثروت ارزش افزوده پیدا نمی کند. در حالی که جامعه به لحاظ تعدادی در حال رشد است. حالا این وسط یک خلأئی ایجاد می شود که شما یک جامعه ای دارید که از لحاظ تعدادی اضافه شده در حالی که تولید ثروت ملی آن افزایش پیدا نکرده است و این تورم است.

عمده سیاست های اجرایی ما تورم زا است. خیلی ساده است که شما هرگاه در هر جای دنیا آمدید و منابع زیرزمینی را مستقیماً در جامعه تزریق کردید این به تورم تبدیل می شود. رفع این تورم هم با جمع آوری دوباره این ها نیست. چون بالأخره این در جامعه پخش شده و بعد شما در یک جایی آن را دوباره نگه داشته اید و این باز همین حالت را دارد که تورم ایجاد می کند. آنچه که مهم تر است و ساده ترین پارامتر دو دو تا چهار تای اقتصادی، این است که شما ثروتی را که از منابع طبیعی به دست می آورید باید حتماً در تولید استفاده کنید. یعنی یک چرخ باید در جامعه بچرخد و در حقیقت بعد شما بیایید و از ارزش افزوده این برای آبادانی کشورت استفاده کنید نه مستقیماً این را بیاورید و توزیع کنید، کاری که اکنون متاسفانه انجام می شود. صدها دولت هم بعد از این دولت بیایند کما اینکه ده هاشان هم آمدند و بخواهند این روش و رویه را دنبال کنند فقط تورم ایجاد می کنند. پس در حقیقت این روش که ما بیاییم مواد اولیه را تبدیل به پول کنیم و در جامعه بریزیم، نه تنها رفاه عمومی ایجاد نمی کند بلکه می تواند یکی از مصداق های «لإن کفرتم لإزیدنکم» باشد. درست است که شما فکر می کنید پول دارید ولی وقتی در سبد زندگیتان نگاه می کنید می بینید که توان خریدت خیلی پایین تر آمده است. مثلاً در حالی که خیلی راحت می توانستید در سبد خریدتان خانه داشته باشید، خودرو داشته باشید و رفاه اولیه زندگی و شادی را فراهم کنید، حالا می بینید که پول، به عبارتی پول عددی، دارید ولی روی حدأقل ها لنگی دارید و از صبح تا شب باید کار کنید و باز می بینید که فقط باید قسط بدهید و حتی کمک یارانه ای به شما بشود تا بتوانید یک زندگی را بچرخانید و باز هم نمی چرخد. این است که در نحوه برخورد با مباحث اقتصادی باید خیلی دقیق باشیم.


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین