کد خبر: ۹۳۵۴۶
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۸:۳۲
کشف جدید آلمانها:
بمب اتمی موهومی ایران و فشاری که از این بابت به ایران وارد می کنند، تنها نقض حقوق قانونی ایران نیست، آنها در پی نظارت و تسلط بر منطقه هستند و بمب اتمی موهومی ایران در دست آنها اسلحه ای برای فشار بیشتر و مهار کردن گسترش مقبولیت نظام جمهوری اسلامی است. آنها به تسلیم بی چون چرای ایران در تمام زمینه ها نیاز دارند.

بولتن نیوز: رژیم صهیونیستی دارای صدها بمب اتمی است، که آنها را به یاری کشورهای به اصطلاح "هوادار حقوق بشر" کسب کرده است.

و این در حالی است که این رژیم به هیچ یک از مصوبات و قطعنامه های سازمان ملل متحد که با منافع توسعه طلبانه و اشغالگرانه آن همخوانی نداشته باشد، تن در نمی دهد و با قلدری و تکیه بر حامیان همیشگی خود شامل آمریکا و آلمان رجز می خواند و تجهیزات نظامی و اتمی خود را گسترش می دهد.

در این راستا رسانه های گروهی امپریالیستی و صهیونیستی که انحصار شستشوی مغزی جوامع مختلف را در دست دارند نیز به جعل اخبار در مورد بمب اتمی موهومی ایران مشغولند و گویی اینکه در فلسطین اشغالی خبری نیست و اشغالگران رژیم صهیونیستی کودکانی هستند که نیاز به ملاطفت مادرانه سازمان ملل و سازمان حقوق بشر و آلمان، آمریکا و دیگر سلطه گران جهان سرمایه داری دارند و سکوت در برابر اعمال منافی حقوق بشر و صلح و امنیت جهانی در اینجا دیگر رنگ می بازد. سازمان جهانی انرژی هسته ای که مدعی نظارت بر فعالیتهای هسته ای و کمک به کشورهائی است که علاقمند به دستیابی به این فنآوری هستند، سفری به اسرائیل برای کنترل فعالیتهای اتمی اش نمی رند و بهانه اش این است، که اسرائیل برخلاف اکثریت ممالک جهان قرارداد منع گسترش سلاحهای اتمی را امضاء نکرده است. استدلال عجیبی است. آنها که این قرارداد را امضاء کرده اند باید مجازات شوند و دیگرانی که به خواسته های جهانی وقعی نمی گذارند، مجازند تا بمب اتمی بسازند.

این در حالی است که اگر آلمان و آمریکا و دیگر کشورهای مدعی صلح جهانی و منع صلاح های اتمی کوچکترین تمایلی در این عرصه داشتند، می توانستند با بسیج افکار عمومی و فشارهای مالی و تحریمهای اقتصادی هم اسرائیل و هم پاکستان و هند را به امضاء و احترام به این قراردادها مجبور سازند.

همچنین سازمان جهانی انرژی هسته ای اساسا به روی خود نمی آورد، که در تاسیسات اتمی کره جنوبی و برزیل و آرژانتین... فعالیتهائی صورت می گیرد که شبهه برانگیزند و گاه  گداری هم اخبار آن به بیرون درز می کند. تو گوئی که سازمان ملل و سازمان جهانی انرژی هسته ای را تنها برای نظارت بر تاسیسات هسته ای ایران تاسیس کرده اند!.

سازمان جهانی انرژی اتمی در حقیقت به ابزار دست تبلیغات امپریالیستها و به سازمان های جاسوسی آن ها تبدیل شده است، وگرنه چگونه ممکن است، سازمانی که فقط وظیفه اش یک وظیفه فنی است و نه سیاسی، در گزارشهای خویش همواره به موضعگیریهای جانبدارانه سیاسی می پردازد؟ وگرنه چگونه ممکن است که دبیرکل این سازمان، بعد از مذاکره با ایران برای دادن گزارش و دلجوئی از اسرائیل به آن کشور سفر می کند و با کسانی که قرار داد منع گسترش سلاحهای هسته ای را امضاء نکرده اند و مرتب تصمیمات سازمان ملل را به زیر پا می گذارند، در مورد سطح پیشرفت فنآوری هسته ای در ایران صحبت می کند تا آنها نگرانی نداشته باشند؟ چه کسی چنین حق ویژه ای را برای صهیونیستهای اسرائیلی در جهان قائل شده است؟

مضحک است که در آستانه هر مذاکره هسته ای با ایران صهیونیستهای اسرائیل که خود به معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی تن در نداده و آنرا امضاء نکرده اند، برای روند مذاکره با ایران شرط و شروط می گذارند و کشورهای مدعی حقوق بشر طرف مذاکره ایران نخست نظر این رژیم اشغالگر را که یک کشور خاطی و گردنکش است را در مورد مسیر مذاکرات پرس و جو می کنند و رد یا تایید نتایج مذاکرات را از آنها پرس و جو می کنند. این وضعیت که صهیونیستها حق دارند نتایج مذاکره را از قبل بپذیرند یا نپذیرند به امری کاملا طبیعی در جهان و در افکار عمومی بدل شده است. امپریالیسم و صهیونیسم معیارهای تعیین ارزشها را در جهان رقم زده اند و به شستشوی مغزی مشغولند. صهیونیسم به تنها فرمانروای فکری اتهادیه اروپا و آمریکا بدل شده است که سایرین مقلدان وی هستند.

در این بین تحویل سه زیردریائی توسط دولت آلمان به اسرائیل با نقض آشکار مصوبات مجلس آلمان صورت گرفته است. و معذالک هیچکس صدای اعتراضش بلند نمی شود. تنها گونتر گراس نویسنده مشهور آلمانی بود که به این امر معترض شد و صدایش را خفه کردند.

اسرائیل قرار داد منع گسترش سلاحهای هسته ای را امضاء نکرده است و معذالک دولت آلمان برای تجاوز به ایران و ایجاد تشنج در منطقه به آنها، آنهم نه یکی، بلکه 3 تا 7 زیر دریائی اتمی می دهد، که امکان پرتاب موشکهای "هوشمند" تا فاصله 1500 کیلومتر و در شرایطی تا 2500 کیلومتر را دارا می باشند. دولت آلمان نه تنها مصوبات مجلس خود را زیرپا می گذارد بلکه قراردادهای جهانی را نیز به زیر پا می گذارد و برای آنها تره هم خورد نمی کند. این نقض قراردادهای جهانی توسط آلمان مورد تائید سایر ممالک امپریالیستی و صهیونیستها نیز هست. هیچکس به این نقض قرار داد اعتراضی ندارد و بر خلاف فشاری که به ایران به بهانه فقدان صداقت می آورند، در مورد آلمان برای شرکت در مذاکرات به روند "راستی آزمائی و اعتماد سازی" تکیه نمی کند. حقیقت این است که اعتماد نیز یک امر طبقاتی است، چاقو دسته خودش را نمی برد. ولی آنجا که پای ایران به میان می آید همه این ممالکی که قراردادهای جهانی را بی شرمانه نقض کرده اند با مصوبات غیرقانونی در شورای امنیت که محصول زورگوئی است از دولت ایران می خواهند که به این مصوبات استعماری تن در دهد و به آن احترام بگذارد.

آلمانها چنین استدلال می کنند که برای دادن چنین وعده هائی به دولت اسرائیل در محذوریت اخلاقی قرار داشته اند. زیرا در جنگ اول خلیج، صدام حسین اسرائیل را با موشکهای اسکاد خود مورد هدف قرار داد و در آنجا خساراتی ببار آورد.

این در حالی است که گویی فراموش کرده اند که در همان زمان دولت صدام حسین دارای گازهای سمی خردل بود که با دست آلمانها و تائید آمریکائی ها ساخته شده بود و برخلاف پیمانها و تعهدات جهانی  علیه مردم ایران استفاده شد و وجدان هیچکدام از این "بشر دوستان" حرفه ای معذب نشد و برعکس در اخبار به دروغ می گفتند که هر دو طرف از گازهای سمی در جنگ استفاده می کنند تا افکار عمومی خود را فریب دهند.

جالبتر اینکه در آن زمان صهیونیستها براه افتادند و از آلمان تقاضای ماسکهای ضد گاز کردند، تا جلوی "هولوکاستی!" را که صدام حسین می خواست بوجود آورد و مجددا یهودیها را گاز کش کند، بگیرد. البته هلوکاستی در اسرائیل بوجود نیامد، بلکه بر عکس، هولوکاست در عراق با دست اسرائیل بوجود آمد. اسرائیلی ها به ادعای رسانه آلمانها، در آن تاریخ با آلمانها تماس می گیرند و تهدید می کنند که اگر آنها زیر دریائی در اختیارشان قرار ندهند، ترجیع بند "گاز، آلمان، یهودی، هولوکاست" را راه خواهند انداخت!. آلمانها می ترسند، به این کار تن در می دهند و زیر دریائی ها را در ابتداء یک جفت و سپس با یک عدد دیگر اضافی به اسرائیل صادر می کنند و بخش مهمی از مخارج آن را نیر بعهده می گیرند!.

امروز آلمانها سوگند می خورند که از نوع استفاده این زیردریائی ها خبری نداشته اند. آنها گویا نفهمیده اند که تغییرات ساختمانی در اصل نقشه ها که کارشناسان اسرائیلی در همکاری با آلمانها در نصب استوانه های پرتاب موشک در داخل زیردریائی ها انجام داده اند، استفاده نظامی دارد. آلمانها می گویند که تحویل زیر دریائی بخودی خود جرم نیست، زیرا ما از تجهیزاتی که اسرائیلیها روی آن می گذارند و از آن استفاده دیگر می کنند بی خبر بودیم!. کالاهای ارسالی ما زیردریائی بوده و نه زیر دریائی اتمی. ولی همین آلمان از تحویل کالاهای دو منظوره به ایران حتی در حجم کم نیز خودداری می کند. آنها از ارسال چند کیلو داروی بیهوشی که در موقع سزارین بانوان مورد استفاده قرار می گیرد هم  به ایران جلوگیری می کنند چه برسد به بقیه موارد، گویا که این دارو می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد و از آن با دو منظور استفاده گردد. استدلالشان نیز جالب است: در آمریکا برای اجرای حکم اعدام با صندلی الکتریکی قبلا به مجرم این داروها را تزریق می کنند. پس این داروها در اجرای حکم اعدام نقش مقدماتی را ایفاء می کند.

کار به اینجا ختم نمی شود. نشریه اشپیگل شماره 23 مورخ 04/06/2012 می نویسد، در پاسخ به پرسش لوتهار روهلLothar Rühl  جانشین وزیر دفاع آلمان در سفرش به اسرائیل در سال 1988، از معاون ستاد فرماندهی وقت، آقای ایهود باراک، مبنی بر اینکه "هدف عملیاتی و راهبردی" این زیردریاییها چیست، وی می گوید: "ما آنها را برای امنیت ساحلی خود نیاز داریم". وی به بستن تنگه عدن از جانب مصر و جنگ شش روزه اشاره کرد و تاکید کرد که باید برای چنین مواقعی مجهز بود. بنظر آقای روهل این دلایل قانع کننده بود.

اینکه آقای روهل چه دروغی برای فریب افکار عمومی مردم آلمان و یافتن راه های فرار حقوقی اختراع کند، مهم نیست، مهم این است که ایشان به دلایل فروش این زیردریائی ها در سال 1988 اشاره و اعتراف می کند. درست خوانده اید، سال 1988. پرسش این است که در آن سال اساسا مسئله اتمی ایران مطرح نبود که اسرائیل نیاز به زیردریائی اتمی داشته باشد. در آن سال کسی از بمب اتمی موهومی ایران سخن نمی راند.

بله، جنگ افروزی اسرائیل از همان سالها روشن بود. تجهیز اسرائیل به بمب اتمی بخشی از سیاست راهبردی امپریالیست آمریکا در منطقه است تا چاه های نفت را از دسترس رقیبان خود مصون نگهدارد. تجهیز اسرائیل به بمب اتمی که سالها قبل از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی صورت گرفته است، این تجهیزات اتمی در زمان خودش برای مبارزه با ایران نبود، برای گسترش و توسعه نفوذ امپریالیسم در منطقه و رقابت قدرتهای امپریالیستی بزرگ بود.

وضعیت کنونی بهانه خوبی است تا امپریالیستها منطقه را به انبار باروت بدل کنند و افکار عمومی را از سمت فجایعی که توسط اسرائیل صورت می گیرد منحرف نمایند و در پس فریادهای خطر بمب اتمی موهومی ایران به صهیونیسم یاری رسانند تا اهداف خویش را در فلسطین اشغالی تا حد مطلوب به پیش برد.

بمب اتمی موهومی ایران، در اسرائیل به هزاران دلیل نمی تواند کارآئی داشته باشد، ولی بمب اتمی واقعی اسرائیل چرا.

بمب اتمی موهومی ایران می تواند تمام فلسطین و اماکن مقدس مسلمانان را از بین ببرد، سوریه و لبنان راقربانی کند، اردن را به خاک سیاه بنشاند، برای عراق و مصر ایجاد اشکال کند، ولی استفاده از بمب اتمی اسرائیل علیه ایران چنین فاجعه ای برای اسرائیل بوجود نمی آورد، به ویژه اینکه ماشین دروغ و دغل سازی و جعل اخبار نیز در دست آنهاست!.

اما حقیقتی که در این بین فراموش شده و هر گز از آن سخن نمی رانند این است که: ایرانی که اسرائیل را نابود کند، خودش نمی تواند دیگر چه از نظر مادی و چه معنوی در میان مردم جهان، مردم عرب و بوِیژه مسلمانان جائی داشته باشد. بمب اتمی ایران تنها می تواند به زندگی ایران خاتمه دهد و نه به موجودیت رژیم صهیونیسم و امپریالیسم. حکومت ایران که در یکی از بحرانی ترین نقاط جهان، بیش از سی سال است که بر سر کار است آنقدر به اعتراف خود اسرائیلیها و غربیها خردمندی و قوه تعقل دارد که به این خطر خریدنها نپردازد.

بمب اتمی موهومی ایران و فشاری که از این بابت به ایران وارد می کنند، تنها نقض حقوق قانونی ایران نیست، آنها در پی نظارت و تسلط بر منطقه هستند و بمب اتمی موهومی ایران که خودشان از همه بهتر می دانند که این بمب موهومی است، در دست آنها اسلحه ای برای فشار بیشتر و مهار کردن کسترش مقبولیت نظام جمهوری اسلامی است. آنها به تسلیم بی چون چرای ایران در تمام زمینه ها نیاز دارند. بمب اتمی موهومی بهانه ای بیش نیست تا ریاکاری جهانی خویش را برای فریب افکار عمومی ادامه دهند. آنها به منطقه امن برای صدور بی مانع نفت نیاز دارند، آنها به سرکوب خلق فلسطین و لبنان نیاز دارند. آنها به تسلط اسرائیل بر منطقه نیاز دارند، آنها به پایگاه ایران برای محاصره روسیه و چین نیاز دارند، آنها به بازار فروش ایران، به مواد اولیه آن نیاز دارند. این نیازهاست که بمب اتمی موهومی ایران را هیولا می کند. بر مردم ایران است که از حقوق مسلم ایران حمایت کنند. این حقوق ربطی به جمهوری اسلامی بودن یا نبودن ایران ندارد و در آینده نیز نخواهد داشت بلکه ابزاری است برای تحت فشار قرار دادن مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران برای معامله با آمریکاییها و سلطه گران.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین