کد خبر: ۹۳۰۰۵
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
نگاهی به معضل موتور سواران پایتخت

ارابه های مرگ گلادیاتورهای تهران را هم می کشند

مرد مسن گفت: یکی از عوامل اصلی این ترافیک همین موتور سواران هستند. یک موتور غیر استاندارد و ارزان را قسطی می خرند و با آن همه کار می کنند. به محدوده ترافیکی وارد می شوند. مسافر کشی می کنند. بلانسبت دزدی و کیف زنی می کنند. هوا را آلوده می کنند. این مردم گلادیاتور نیستند که این ارابه های مرگ آنها را آرام آرام زجر کش کنند و به کام مرگ ببرند...
بولتن نیوز ـ محمدرضاخزایی: سوار بر اتوبوس تندرو سر کار می رفتم. نرسیده به چهار راه زرتشت، ماموران راهنمایی رانندگی به موتور سیکلت ها ایست می دادند. اکثر موتورسوار ها هم مجبور به توقف می شدند. موتورسیکلت های زیادی را سلب کرده بودند. راکب موتور سیکلتی که از دور می آمد و ماجرا را می دانست، به فرمان ایست توجهی نکرد. مامور که می دانست نمی تواند جلوی راکب را بگیرد، مجبور به عقب نشینی شد. راکب به سرعت دور شد و مامور راهنمایی در حالی که خودش را می تکاند از زمین بلند شد.



مسافران اتوبوس اکثراً شاهد ماجرا بودند. یکی از آنها گفت: چند تا را می خواهند بگیرند. این همه موتور توی تهران هست. دیشب توی اخبار می گفت که دو میلیون موتور سیکلت توی این شهر هست. با گرفتن موتور سیکلت ها، مشکل حل نمی شود.

مرد مسنی در جواب گفت: باید بگیرند. تا اجبار نباشد رفتار این ملت تصحیح نمی شود. نصف آلودگی های صوتی مال همین موتورهاست. تازه می گویند هر موتور سیکلت چند برابر یک اتومبیل هوا را آلوده می کند. این ها همه پیش کش؛ امنیت شهر را هم پایین آوردند. توی عابر پیاده میایند و عابر را اذیت می کنند؛ توی خیابان هم که راکب را دق می دهند.




مسافری که آغازگر بحث بود گفت: درست می فرمایید. باعث خیلی از تصادفات رانندگی و کشته شدن ها همین موتور سواران هستند. اکثراً هم بیمه ندارند. توی اخبار می گفت که حدود 6 میلیون موتورسیکلت در کشور بدون بیمه‌نامه شخص ثالث، تردد می کنند. جالب اینجاست که کل حق بیمه شان بیشتر از 100 هزار تومان نمی شود. اما با پاک کردن صورت مسئله، مشکل حل نمی شود. روز به روز به تعدادشان اضافه می شود. روز به روز موتورهای بزرگ تر و قویتری زیر پای جوانان می بینیم. با گرفتن موتورها، مشکل حل نمی شود.

جوانی در دفاع از موتور سواران جواب داد: خیلی ها با این وسیله نان در می آورند. همه چیز را هم رعایت می کنند. به هر حال توی این همه شلوغی و ترافیک، باید یک چیزی باشد که بتوانی با آن زودتر به کار و زندگیت برسی. خیلی از شما ها اگر دیرتان باشد بر پشت همین موتورسواران می نشینید.




مرد مسن گفت: یکی از عوامل اصلی این ترافیک همین موتور سواران هستند. یک موتور غیر استاندارد و ارزان را قسطی می خرند و با آن همه کار می کنند. به محدوده ترافیکی وارد می شوند. مسافر کشی می کنند. خود اینها باعث اصلی ترافیک هستند بعد ادعا می کنند وجودشان برای مقابله با ترافیک کار ساز است.

پیرمرد اسپری تنفسی اش را استفاده کرد و بعد از یک نفس عمیق، اضافه کرد: بلانسبت با همین موتور به راحتی دزدی و کیف زنی می کنند. مزاحم ناموس مردم می شوند. مزاحم آسایش مردم می شوند. هوا را آلوده می کنند. این مردم گلادیاتور نیستند که این ارابه های مرگ آنها را آرام آرام زجر کش کنند و به کام مرگ ببرند.

جوان که عصبانی شده بود گفت: خوب شما بگویید چکار کنیم. بدون موتور چطور اموراتمان را بگذرانیم؟

مرد مسن گفت: از دوچرخه استفاده کنید. هم بدون سر و صداست، هم هوا را آلوده نمی کند و هم اینکه یک نوع ورزش است و به سلامتی خودتان کمک می کند.




جوان گفت: با دوچرخه که نمی شود مسافر کشی کرد. نمی شود نان در آورد.

سکوت اتوبوس را فرا گرفت. اتوبوس به ایستگاه بعدی نزدیک می شد. آقایی که کت و شلوار به تن داشت و کیف سامسونت دست گرفته بود، بلند شد و همین طور که به سمت در خروج می رفت گفت: اگر موتورها هم مانند کلیه وسایل نقلیه موتوری، گواهینامه معاینه فنی دریافت کنند و به مبدل های کاتالیستی مجهز بشوند، میزان تولید آلایندگی آنها بسیار کمتر خواهد شد. جایگزین کردن موتورسیکلت های برقی نیز راهکار مناسب دیگری است که اگر عملی شود، علاوه بر کاهش آلودگی ها، میزان تصادفات و تنشهای موجود نیز کم می شود.

اتوبوس در ایستگاه ایستاد. باید پیاده می شدم.

این آقای خوش لباس، قبل از اینکه پیاده شود رو به مسافران کرد و گفت: اگر همه ما، از بزرگ تا کوچک از مدیر تا کارگر از زن تا مرد با وسایل نقلیه عمومی سفر کنیم و استفاده از خودروهای گرانقیمت و فخر فروشی با آنها را به جای دیگری موکول کنیم تمام این مشکلات حل خواهد شد.

راننده که در حال کرایه گرفتن بود گفت: سنگ بزرگ علامت نزدن است. نه دوچرخه جایگزین می شود و نه موتور برقی. باید به موتور سوارها آموزش درست استفاده کردن و درست رانندگی کردند داد.

با یک ذهن پر از سوال از اتوبوس پیاده شدم و به سمت محل کارم رفتم. همه اش به این فکر می کردم که کدام درست است و چه کار باید کرد؟ باید به فکر جایگزینی برای موتور سیکلت بود یا باید قوانین سفت و سخت تری برای موتورسیکلت سواران وضع کرد؟ اگر همه مردم از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند واقعاً این مشکلات حل خواهد شد؟ شاید اگر ...

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۰
4
7
من فکر می کنم همراه با اموزش وضع قوانین بهتر به رفع مشکلات این معظم کمک کنه
مرتضي ام
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۱
0
7
"يک موتور غیر استاندارد و ارزان را قسطی می خرند و با آن همه کار می کنند."

اين كه نمي‌شه! از اين طرف ماشين را بفروشند كه سود از ما بهتران كسر نيايد، از آن طرف همه شهر را طرح ترافيك و زوج و فرد و ورود ممنوع و غيره كنند ماشين بيرون نيايد. از اين طرف موتور با هر كيفيت و تعداد بفروشند، از آن طرف به هزار بهانه بگيرند و اجازه تردد ندهند. اگر قرار به عدم تردد يا مبارزه با غيراستانداردها است، چرا با كارخانجات توليد كننده برخورد نمي‌كنند؟
رهگذر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۱
0
1
من یک موتوری هستم و موتور سواران را دوست دارم .
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین