جلبک ستیز:
دلیل سوت و کف در مراسم ختم، از زبان سوپراستارهای سینما+تصاویر
به گزارش گروه خاکریز سایبری وبلتن نویز، سعید ساداتی نویسنده وبلاگ جلبک ستیز در آخرین پست خود نوشت:
خبر درگذشت استاد سمندریان، استاد تئاتر خیلی زود گوش به گوش پیچید و جامعه هنر و تئاتر را سیاه پوش کرد. در همین راستا مجلس یادبودی چند روز قبل در تئاتر شهر برگزار شد و شاگردان و هنرمندان سینما و تئاتر به تجلیل از مقام سمندریان پرداختند. اما در تئاتر شهر اتفاقی رخ داد که دلیل این اتفاق را از بازیگرانی که در تئاتر شهر حاضر بودند جویا شدیم. سوت و کف زدن شاگردان استاد بهانه ای شد تا تماسی تلفنی با سوپراستارهای سینمای ایران از جمله: استاد ایرج راد، استاد پرویز پورحسینی، استاد اسماعیل خلج، استاد اسماعیل شنگله، استاد اصغر همت، برزو ارجمند، شهرام حقیقت دوست، هنگامه قاضیانی، الهام پاوه نژاد، ریما رامینفر داشته باشیم و نظرشان را در این رابطه جویا شویم. حرفهای جالبی از سوپراستارهای سینما شنیدیم که دعوت می شوید به خواندن:

بنده تا پایان مراسم حضور نداشتم و تنها ۱۰ دقیقه در مراسم بودم و از اتفاقات پایانی خبر ندارم.
بروید بررسی کنید و ببینید اصلا این گردهمایی چگونه شکل گرفت. ساعت ۳ بعدازظهر از طریق پیامک این دعوت انجام شد که احتمالا از سوی تئاتر شهر بود. شماره هایی که پیامک ارسال کردند مشخص است. این دعوت در حالی صورت گرفت که کسی باور نمی کرد با این استقبال گسترده مواجه شود.
اما در مورد اتفاقاتی که شما گفتید و گویا برای بعضی از رسانه ها و یا عده ای گران آمده است باید بگویم اتفاقات کاملا طبیعی بود. در اینگونه موارد احساسات حرف اول را می زند. ما بیشتر ملتی احساسی هستیم. سمندریان شخصیت و استادی بزرگ بویژه در عرصه هنر تئاتر این مملکت بوده است. معلم در فرهنگ و مذهب ما از جایگاه والایی برخوردار است تا جایی که امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: هر کس به من کلمه ای بیاموزد مرا بنده خود کرده است. بیش از نیم قرن او معلم پیرترین تا جوانترین بازیگران و کارگردانان این مملکت بوده است. به این شاگردان و مشتاقان حق بدهید که برای فقدانش احساسی شوند و برای او ابراز احساسات نمایند. آنهایی که فکر می کنند این تشویق هایی که در پایان مراسم پایانی داشت به نشانه اعتراض بوده است و گله مندند، اگر مسئولیتی دارند و یا ندارند بهتر است به جای کج خیالی، عمیق تر به مقوله وضعیت فرهنگ و هنر فکر کنند.
هیچ عقل سلیمی نمی تواند این ادعا را داشته باشد که ما در این زمینه بی مشکلیم. حمید سمندریان سی سال تلاش کرد نمایشنامه ای را که در دست داشت به صحنه بیاورد اما به هر علتی، نشد. تخیل آنکه الان زمانی است که این کار اجرا شده و ما به عنوان تماشاگر در پایان اجرا گروه و کارگردان را تشویق می کنیم با توجه به شرایط احساسی حاکم که عرض کردم پایان مراسم را آنگونه رقم زد که شاهد بودیم و تمام شد.
امیدوارم آنهایی که این موضوع را با مطبوعاتی کردن دامن زدند، همچون مشتاقان سمندریان بدون قصد و غرض خاصی و صرفا از روی احساسات این کار را انجام داده باشند؛ وجدان تنها محکمه ای است که احتیاج به قاضی ندارد. والسلام
اگر میشه لطف کنید یک ربع دیگه تماس بگیرید الان نمی تونم صحبت کنم. (و دیگر پاسخ ما را ندادند)

من سر فیلمبرداری هستم لطفا بعداز ظهر تماس بگیرید (و بعدازظهر نیز پاسخ تماس ما را ندادند)

من الان در موقعیتی نیستم که بتونم صحبت کنم. من دنبال هیچکدام از این جوسازی ها نبوده و نیستم و هیچ پاسخی برای سوال شما ندارم.

من نه سوت زدم و نه کف و هیچ جوابی هم برای سوال شما ندارم.

پاسخ
شما رو تنها با همین یک جمله می دهم: گفتند تصور کنید آقای سمندریان گالیه
را اجرا کرده است. از قوه تخیل خود استفاده کنید و هرچه که لذت بردید او
را تشویق کنید. همین

بعد از پایان مراسم هر کسی که با استاد ارتباط داشت و شاگرد او بود بر روی سن رفت و هرکس هرچیزی که دلش می خواست از استاد و خاطراتش با ایشان می گفت. در این میان فردی بالای سن رفت (که نمی خواهم اسمش را بگویم) و گفت: فرض کنیم در مجموعه تئاتر شهر نمایشنامه «گالیله» استاد را دیده ایم و همانقدر که از این کار لذت برده اید و نه به نشانه اعتراض بلکه به احترام استاد او را تشویق کنید. که اتفاقا بسیار رخدا غم انگیزی هم بود. هنرمندان از قوه تخیل بالایی برخورداند. همه ما آن لحظه تخیل کردیم. کسانی که تئاتر نمی بینند بدانند که معمولا در پایان هر نمایشنامه همه حضار می ایستند و به احترام تمامی عوامل کف می زنند. این قضیه در عرصه تئاتر یک عرف است. آن لحظه هم ما این کار را کردیم. کف زدن ما قطعا از شادی و سرور نبوده و حتی به نشانه اعتراض هم نبوده. ما برای استادی که به گردن همه ما حق داشت کف زدیم.
چرا به این راحتی همه چیز را زیر سوال می برید؟ مگر در شاخه های دیگر اینقدر زووم می کنید که در عرصه سینما اینقدر دقیق هستید؟ هنرمندان فکرشان شبیه دیگران نیست و این مساله بدی هم نیست. اجازه بدهید سوگواری را آزادانه انجام دهیم. این دیگر نمایش و صحنه تئاتر نیست که کمیته ارزشیابی بخواهد نظارت کند.
* برزو ارجمند، حامد بهداد، هدایت هاشمی، پیام دهکردی، افشین هاشمی و امیر جعفری از جمله سوپراستارهایی بودند که پاسخ تلفن خود را ندادند.
و اما در پایان یک کارگردان سینما که مایل نبود نامش فاش شود در پاسخ به سوال ما گفت:
خبر درگذشت استاد سمندریان، استاد تئاتر خیلی زود گوش به گوش پیچید و جامعه هنر و تئاتر را سیاه پوش کرد. در همین راستا مجلس یادبودی چند روز قبل در تئاتر شهر برگزار شد و شاگردان و هنرمندان سینما و تئاتر به تجلیل از مقام سمندریان پرداختند. اما در تئاتر شهر اتفاقی رخ داد که دلیل این اتفاق را از بازیگرانی که در تئاتر شهر حاضر بودند جویا شدیم. سوت و کف زدن شاگردان استاد بهانه ای شد تا تماسی تلفنی با سوپراستارهای سینمای ایران از جمله: استاد ایرج راد، استاد پرویز پورحسینی، استاد اسماعیل خلج، استاد اسماعیل شنگله، استاد اصغر همت، برزو ارجمند، شهرام حقیقت دوست، هنگامه قاضیانی، الهام پاوه نژاد، ریما رامینفر داشته باشیم و نظرشان را در این رابطه جویا شویم. حرفهای جالبی از سوپراستارهای سینما شنیدیم که دعوت می شوید به خواندن:
استاد ایرج راد:

بنده تا پایان مراسم حضور نداشتم و تنها ۱۰ دقیقه در مراسم بودم و از اتفاقات پایانی خبر ندارم.
اصغر همت:


بروید بررسی کنید و ببینید اصلا این گردهمایی چگونه شکل گرفت. ساعت ۳ بعدازظهر از طریق پیامک این دعوت انجام شد که احتمالا از سوی تئاتر شهر بود. شماره هایی که پیامک ارسال کردند مشخص است. این دعوت در حالی صورت گرفت که کسی باور نمی کرد با این استقبال گسترده مواجه شود.
اما در مورد اتفاقاتی که شما گفتید و گویا برای بعضی از رسانه ها و یا عده ای گران آمده است باید بگویم اتفاقات کاملا طبیعی بود. در اینگونه موارد احساسات حرف اول را می زند. ما بیشتر ملتی احساسی هستیم. سمندریان شخصیت و استادی بزرگ بویژه در عرصه هنر تئاتر این مملکت بوده است. معلم در فرهنگ و مذهب ما از جایگاه والایی برخوردار است تا جایی که امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند: هر کس به من کلمه ای بیاموزد مرا بنده خود کرده است. بیش از نیم قرن او معلم پیرترین تا جوانترین بازیگران و کارگردانان این مملکت بوده است. به این شاگردان و مشتاقان حق بدهید که برای فقدانش احساسی شوند و برای او ابراز احساسات نمایند. آنهایی که فکر می کنند این تشویق هایی که در پایان مراسم پایانی داشت به نشانه اعتراض بوده است و گله مندند، اگر مسئولیتی دارند و یا ندارند بهتر است به جای کج خیالی، عمیق تر به مقوله وضعیت فرهنگ و هنر فکر کنند.
هیچ عقل سلیمی نمی تواند این ادعا را داشته باشد که ما در این زمینه بی مشکلیم. حمید سمندریان سی سال تلاش کرد نمایشنامه ای را که در دست داشت به صحنه بیاورد اما به هر علتی، نشد. تخیل آنکه الان زمانی است که این کار اجرا شده و ما به عنوان تماشاگر در پایان اجرا گروه و کارگردان را تشویق می کنیم با توجه به شرایط احساسی حاکم که عرض کردم پایان مراسم را آنگونه رقم زد که شاهد بودیم و تمام شد.
امیدوارم آنهایی که این موضوع را با مطبوعاتی کردن دامن زدند، همچون مشتاقان سمندریان بدون قصد و غرض خاصی و صرفا از روی احساسات این کار را انجام داده باشند؛ وجدان تنها محکمه ای است که احتیاج به قاضی ندارد. والسلام
الهام پاوه نژاد:


اگر میشه لطف کنید یک ربع دیگه تماس بگیرید الان نمی تونم صحبت کنم. (و دیگر پاسخ ما را ندادند)
شهرام حقیقت دوست:

من سر فیلمبرداری هستم لطفا بعداز ظهر تماس بگیرید (و بعدازظهر نیز پاسخ تماس ما را ندادند)
اسماعیل شنگله:

اسماعیل خلج:

من نه سوت زدم و نه کف و هیچ جوابی هم برای سوال شما ندارم.
استاد پرویز پورحسینی:

ریما رامینفر:

بعد از پایان مراسم هر کسی که با استاد ارتباط داشت و شاگرد او بود بر روی سن رفت و هرکس هرچیزی که دلش می خواست از استاد و خاطراتش با ایشان می گفت. در این میان فردی بالای سن رفت (که نمی خواهم اسمش را بگویم) و گفت: فرض کنیم در مجموعه تئاتر شهر نمایشنامه «گالیله» استاد را دیده ایم و همانقدر که از این کار لذت برده اید و نه به نشانه اعتراض بلکه به احترام استاد او را تشویق کنید. که اتفاقا بسیار رخدا غم انگیزی هم بود. هنرمندان از قوه تخیل بالایی برخورداند. همه ما آن لحظه تخیل کردیم. کسانی که تئاتر نمی بینند بدانند که معمولا در پایان هر نمایشنامه همه حضار می ایستند و به احترام تمامی عوامل کف می زنند. این قضیه در عرصه تئاتر یک عرف است. آن لحظه هم ما این کار را کردیم. کف زدن ما قطعا از شادی و سرور نبوده و حتی به نشانه اعتراض هم نبوده. ما برای استادی که به گردن همه ما حق داشت کف زدیم.
چرا به این راحتی همه چیز را زیر سوال می برید؟ مگر در شاخه های دیگر اینقدر زووم می کنید که در عرصه سینما اینقدر دقیق هستید؟ هنرمندان فکرشان شبیه دیگران نیست و این مساله بدی هم نیست. اجازه بدهید سوگواری را آزادانه انجام دهیم. این دیگر نمایش و صحنه تئاتر نیست که کمیته ارزشیابی بخواهد نظارت کند.
* برزو ارجمند، حامد بهداد، هدایت هاشمی، پیام دهکردی، افشین هاشمی و امیر جعفری از جمله سوپراستارهایی بودند که پاسخ تلفن خود را ندادند.
و اما در پایان یک کارگردان سینما که مایل نبود نامش فاش شود در پاسخ به سوال ما گفت:
پدر تئاتر ایران علی نوشین بود نه حمید سمندریان!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



من اول بیشتر از این قضیه کف زدن عصبانی شدم. حالا که جوابا را خوندم و فهمیدم اصل قضیه چی بوده میگم اگر چه خود من اون کارا بعید میدونم انجا میدادم، ولی فکر نمیکنم اینقدر جای حساسیت داشت. برای خودم درسی بود که عکس همیشه گویای همه چیز نیست.
می دانید در یکی از جملات یکی از هنرمندان به نکته ای اشاره کردند که ما سالها چوب توجه به این موضوع را می خوریم بقول این هنرمند ،هنرمندان از جنس دیگه ای هستند و باید آزاد گذاشته شوند و نباید در عزاداری در پارتی هایشان در فسادشان در ابتذالشان کاری به آنها داشته باشیم علتش هم این است که این قشر دارای روح لطیفی هستند حساس هستند شاید در تنگ نظری مردم این روح حساس در هم بشکند
اما خانم چکش اعتراض بسیاری حتی بعد از دانستن اینکه این هنرمندان آن سوت و کف را از سر زیادی احساس برای تصور اجرای تئاتر این مرحوم زده اند بازهم اعلام کرده اند از دید شما اینها حتما دیگر مرتد هستند!؟