شعر طنز
همچون زرو یاقوت، چو دردانه شدی مرغ
به دنبال افزایش قیمت مرغ از 5 تا 8 هزار تومان، مانند سایر کالاها در طول تاریخ، مردم تلاش می کنند که با شهد شیرین طنز، کام خود را شیرین کنند....
همچون زرو یاقوت وچو دردانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
از سفره پریدی و سوی لانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
صد طعنه زده نرخ تو بر ماهی وبر گوشت هم ماهی و هم گوشت !
رنگین ز تو هر سفره شاهانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
چه شد که کم و بیش به هر خانه نشستی از بهر چه جستی؟ !
امروز زهر سفره، تو بیگانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
دیروز تو را قیمت وقدری نه چنین بود سوغاتی چین بود...!
امروز چراغ سر هر خانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
آن روز که نرخ تو، دو تا سه تومن بود آن نرخ کهن بود
امروز به پنج وشش و هشت، با چانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
یخچال زتو خالی، و دل میل تو دارد دست از تو ندارد
آخ که غم عاقل و دیوانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
سعید محمدی(آوا) - دماوند
تیرماه 1391
قالب شعر: مستزاد

از سفره پریدی و سوی لانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
صد طعنه زده نرخ تو بر ماهی وبر گوشت هم ماهی و هم گوشت !
رنگین ز تو هر سفره شاهانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
چه شد که کم و بیش به هر خانه نشستی از بهر چه جستی؟ !
امروز زهر سفره، تو بیگانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
دیروز تو را قیمت وقدری نه چنین بود سوغاتی چین بود...!
امروز چراغ سر هر خانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
آن روز که نرخ تو، دو تا سه تومن بود آن نرخ کهن بود
امروز به پنج وشش و هشت، با چانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
یخچال زتو خالی، و دل میل تو دارد دست از تو ندارد
آخ که غم عاقل و دیوانه شدی مرغ افسانه شدی مرغ
سعید محمدی(آوا) - دماوند
تیرماه 1391
قالب شعر: مستزاد

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


