روس ها دریافتند که مسامحه با آمریکا بی فایده است/حمایت روسیه از سوریه قطعی است
بولتن نیوز-امیرحسین ثمالی:در قسمت پیشین مصاحبه با سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در روسیه، عمدتا به روابط دو جانبه میان دوطرف پرداخته شد اما در این قسمت از گفتگو به مواضع روسیه در مسائل بین الملل پرداخته شده است.
جناب آقای سجادی در این مصاحبه به مسایل جالبی از علل روگردانی روسیه از آمریکا تا کلیشه های اشتباه ذهنی ایرانیان در مورد روس ها پرداختند که کمتر کسی تا به حال بدان اشاره داشته است.
همجنین گزارش تصویری از سفارت ایران در مسکو تهیه شده است که از این قسمت قابل مشاهده است.
بولتن نیوز: نظر مردم و رسانه های روسیه در مورد مردم و دولت ایران چگونه است؟
از آنجایی که روس ها مانند ایرانیان دارای تاریخ و ادبیات غنی می باشند، نسبت به سایر ملل نگاهیی متعالی تر دارند و از این جهت به ایرانیان علاقه مند هستند به طوری که بیش از 80 درصد مردم روسیه با شنیدن نام ایران به آن احترام می گذراند و ایران را به دلیل روحیه ایستادگی در برابر آمریکا می ستایند و این درصد از مردم بسیار وطن پرست و ضد آمریکا هستند.
در مجموع با توجه به اینکه رسانه های وابسته به جریان صهیونیزم در روسیه بسیار فعالند و شدیدا علیه ایران تبلیغ می کنند اما مردم روسیه تصویر درستی از ایران دارند.

بولتن نیوز: لطفا عناوین این رسانه ها را بفرمایید.
روسیه حدود 3000رسانه ثبت شده دارد؛ از روزنامه تا رادیو و تلوزیون اینترنتی. شاخص ترین آنها «پژواک مسکو» است که مواضع آن کاملا اسرائیلی است و به هر بهانه ای علیه ایران موضع می گیرد.
بیش از 70 درصد این رسانه ها از آنجایی که منابع مالی و آگهی های تبلیغاتی آنها از جریانات غربی- صهیونیستی تامین می شود، تمایلات ضد ایرانی دارند و اینها تحت نظارت دولت هم نیستند و اگر مشاهده بفرمایید علیه دولت روسیه و آقای پوتین هم موضع می گیرند و حتی در بعضی از موارد پرده دری کرده و حریم ها را می شکنند که به نظر من اگر این حریم شکنی ها در کشورهای غربی صورت می پذیرفت آنها بر نمی تافتند اما روس ها با مشربی باز پذیرای آن هستند.
بولتن نیوز: مورد دیگری که در ماه های اخیر به شدت علیه دولت روسیه در رسانه های غربی مشاهده شده، بحث اعتراضات به نتایج انتخابات در روسیه بود، تحلیل جنابعالی به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه از ریشه ها و علل این پدیده چیست و آبا می توان ادعا نمود که غربی ها همان مدل اغتشاشات در ایران سال 88 را دنبال می کردند؟
دقیقا همان مدل ایران را دنبال می کردند؛ در آن ایام بسیاری از مخالفان آقای پوتین پذیرفته بودند که ایشان پیروز انتخابات است و در اینجا بود که رسانه های غربی به سمت خدشه وارد کردن به سلامت انتخابات رفتند.
مخالفان آقای پوتین به هیچ عنوان از قدرت رهبری برخوردار نبودند چرا که در شهر مسکو تعداد کسانی که به رقیب آقای پوتین رای دادند بیش از یک میلیون نفر بودند اما بزرگ ترین تجمعی که مخالفان آقای پوتین برگزار کردند حداکثر 50هزار نفر در آن شرکت نمودند و خود این موضوع عدم اقبال عمومی به آنها را می رساند.
این هنر رسانه های غربی است که اراده 10درصد را اراده 90درصد نشان می دهند و بالعکس. خود ما در مسکو تصور می کردیم که پروخوروف، نماینده جریان غرب گرا در انتخابات روسیه و رقیب آقای پوتین رای زیادی می آورد اما نتایج انتخابات نشان داد که این جریان تنها 8 الی 10 درصد افکار عمومی را با خود به همراه دارد.
متاسفانه از آنجایی که کار خبری آنچنانی در روسیه از سوی جمهوری اسلامی ایران انجام نمی شود و از سوی روسیه نیز این مشکل در ایران وجود دارد، بسیاری از رسانه های ما نیز تحت تاثیر بلندگوهای رسانه های غرب، خبرهایی را منتشر می کنند که تطابقی با واقعیت ندارد.
بولتن نیوز:به نظر شما تمایل مدودف به برقراری و تحکیم رابطه با ایران بیشتر است یا آقای پوتین؟
به هر تقدیر هر رئیس جمهور متاثر از دو عامل مهم است؛تمایلات شخصی و سیاست های ملی.من نمی توانم راجع به تمایلات شخصی آقای مدودف نظری دهم اما به نظر من ماموریت ملی که مدودف برای خود تعریف نموده بود از این قرار بود که مشکلات روسیه با غرب را حل کند. از جمله این مشکلات عبارتند از مسئل سپر موشکی، قرار داد کاهش تسحیلات هسته ای،ورود به سازمان تجارت جهانی و... که انجام این ماموریت مستلزم روی خوش نشان دادن به غرب بود.
اما آنها در این 4 سال متوجه شدند که با مسامحه با آمریکا و غرب گره از کار روسیه باز نمی شود. انگلیسی ها ضرب المثلی دارند که می گوید:"اگر تو یک اینچ عقب نشینی کنی،آنها می خواهند که یک یارد به سمت تو بیایند" که روس ها در این چهار سال این ضرب المثل را با گوشت و پوست خود لمس کردند.
آنها دریافتند که اعتمادسازی برای آمریکا موجب افزایش سطح اعتمادسازی از طرف مقابل نمی گردد بلکه با اقتدار است که می توان سیاست های خود را پیش ببرند.
بولتن نیوز:با توجه به همین تغییر رویکرد در سیاست خارجی، به نظر شما حمایت دولت روسیه از سوریه تا چه میزان واقعی است و آیا ادامه پیدا می کند یا مقطعی است؟
در اینجا می بایست دو بحث را از یکدیگر تفکیک نمود، یکی بحث نظام سوریه است و یکی هم بحث شخص آقای اسد.
در روسیه- به جز آن 10درصد غرب گرا- حدود 90 درصد مردم معتقدند که فروپاشی نظام سوریه یک تهدید امنیتی برای روسیه است و بنابر بر این باید قاطعانه برای حفظ نظام سوریه ایستاد.
از این به بعد اندکی اختلاف نظر وجود دارد؛ بعضی ها که مرعوب رسانه های غربی شده اند بر این باورند که باید با عبور از آقای اسد به حکومتی مردم سالار رسید و عده ای نیز اینگونه تصور می کنند که رفتن آقای اسد به معنای رفتن نظام فعلی است و شورشیانی که توسط حکومت های منطقه تجهیز می شوند قصد دارند که حکومتی تحت نفوذ غرب را تشکیل دهند.
اما من فکر می کنم که دولت روسیه به این نتیجه رسیده است که رفتن آقای اسد به معنای تغییر حکومت است ضمن آنکه روس ها مواضع منطقی اتخاذ می کنند و می گویند تغییر حکومت سوریه با فشار و دخالت خارجی خلاف قواعد و قوانین حقوق بین الملل است و مردم سوریه باید در این باره تصمیم بگیرند. در حال حاضر نیز از نگاه روس ها باید درگیری ها و کشتارها پایان یابد و طرفین به گفتگو بنشینند.
در حالی که دول غربی و عربی به دنبال سناریو لیبی هستند و جان انسان ها برای آنها اصلا اهمیتی ندارند و با به راه انداختن جنایاتی نظیر الحوله قصد داشتند روسیه،ایران و چین را تحت فشار قرار دهند و مجوز حمله به سوریه را بگیرند.
بولتن نیوز: در پایان اگر نکته ای به نظرتان می رسد بفرمایید.
به خوانندگان محترم این نکته را تذکر می دهم که منافع غرب-به خصوص پس از فروپاشی شوروی- در این است که رابطه میان ایران و روسیه را به چالش بکشند. برای مثال اگر از هر ایرانی راجع به روسیه و روس ها بپرسی، در پلاسخ خواهند گفت که روس ها نامرد هستند و زمانی که دلیل این موضوع را جویا می شوی، می گویند که آنها در مسایل هسته ای ایران را چپاول کردند.
اما هیچ کس به این موضوع اشاره نمی کند که مثلا آلمان ها با 5میلیون مارک خسارت نیروگاه های هسته ای را در ابتدای ابتدای رها کردند و روس ها علی رغم فشارهای جهانی حاضر شدند که با ما همکاری کنند. این همان کلیشه غلط و اشتباهی است که غربی ها در ذهن ما جا انداخته اند.
دستاویز و بهانه دیگر بعضی ها، استناد به تاریخ و یادآوری قراردادهی ننگینی چون ترکمن چای است! باید دقت داشت که در روسیه از آن زمان تا به حال 2بار رژیم تغییر کرده است و هم اکنون نه تزارها در روسیه هستند و نه قاچار و پهلوی در ایران. آلمان هم زمانی روسیه را تصرف کرد اما هم اکنون دو کشور با یکدیگر در اتحادیه اروپا همکاری می کنند.
همچنین مطرح می سازند که روس ها در دریای خزر حق ما را پایمال کرده اند و این در حالی است که طرف روس ها در تقسیم در خزر قزاقستان است و مشکل ما با آذزبایجان است.
ما از تاریخ عبرت می گیریم اما در آن زندگی نمی کنیم.
در جهانی زندگی می کنیم که همه حزب الله و حماس را محکوم می کنند اما دولت روسیه زمانی که خالد مشعل با رییس جمهور سوریه دیدار می کند، دولت روسیه هم به آنها احترام می گذارد.
روس ها دارای دو ویژگی مهم هستند؛ اول اینکه به مسلمانان احترام زیادی می گذارند به طوری که امروز 25ملیون مسلمان در این کشور زندگی می کنند که مهاجر هم نیستند.
نکته دوم اینکه روس ها انقلاب اسلامی را در مقابل منافع خود نمی دانند و این در حالی است که غربی ها انقلاب اسلامی را برای خود یک تهدید به حساب می آورند.
روس ها از وقوع انقلاب اسلامی خرسند نیز هستند چرا که معتقدند با این اتفاق ایران از اردوگاه آمریکا خارج و به قدرت مستقلی تبدیل گردید.
اینها همان کلیشه هایی است که غربی ها توسط آن به فکر ما خط می دهند و باید به آن دقت داشت.
این موارد مانند یک ویروس اطلاعاتی عمل می کند که به القا می کند که ما با روس ها مشکل مبنایی داریم که بنا به دلایل گفته شده اصلا اینطور نیست بلکه روس ها برای مردم و رهبر ایران احترام قائلند و از آنجایی که اهل ادبیات و شعر هستند،ایرانیان را بسیار ارج می نهند.
آیا کسی به این نکته دقت دارد که کتاب مولانا به زبان روسی ترجمه و یک میلیون نسخه توزیع شده است و حتی یکی از نسخ اصلی دیوان مولانا در مسکو وجود دارد.
مجموع این عوامل این نکته را می رساند که بسیاری از ذهنیت های اشتباه است و نیاز به بازسازی دارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


