کد خبر: ۹۰۸۴۹
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

نقدی علمی بر اظهارات اخیر آقای شریف زاده

مهم­ترين نکته مصاحبه آقاي شريف ­زاده با روزنامه شرق (24/3/1391) و يادداشت ايشان در روزنامه ايران (8/4/1391) اين است که دولت و آقاي مشايي، مباني عرفان اسلامي را عملياتي و اجرايي مي­کند و از اين طريق، به نوبه خود، به دنبال هدايت ملت­ها است. به نظر مي­رسد آقاي شريف زاده افکار دولت را بيشتر به نفع عرفان مصطلح اسلامي تحويل مي ­برد و جهت و غلظت عرفاني به آن مي­دهد.

پایگاه 598 - حسن نوروزی/ يکي از موضوعاتي که درباره فکر و سليقه احمدي­نژاد قابل گفتن است، اعتقاد او به ضرورت استفاده از مباحث مهدويتي، به همراه برخي مباحث عرفاني در عرصه سياست و مديريت ملي و جهاني، و پيشبرد آرمان و فرهنگ انقلاب اسلامي است. احمدي­ نژاد از يک سو، معارف و کلام مهدويتي را به سياست اضافه مي­کند و از سويي ديگر، مباحث عرفاني مرسوم را. يعني کلام مضاف و عرفان مضافِ به سياست به وجود مي­آورد. البته بايد در نظر گرفت که معارف مهدويت در بيان احمدي­نژاد برجسته­تر از معارف عرفاني است؛ و شعار اصلی احمدي­نژاد «دولت اسلامي» بود نه دولت عرفاني.

مهم­ترين نکته مصاحبه آقاي شريف­زاده با روزنامه شرق (24/3/1391) و يادداشت ايشان در روزنامه ايران (8/4/1391) اين است که دولت و آقاي مشايي، مباني عرفان اسلامي را عملياتي و اجرايي مي­کند و از اين طريق، به نوبه خود، به دنبال هدايت ملت­ها است. به نظر ميرسد آقاي شريف­زاده افکار دولت را بيشتر به نفع عرفان مصطلح اسلامي تحويل مي­برد و جهت و غلظت عرفاني به آن مي­دهد؛ در حالي که محور شعارهاي فرهنگي دولت، مهدويت است و براي ترسيم ابعاد جامعه مهدوي است که از برخي گزاره­هاي عرفاني مثل انسان کامل و ... هم بهره مي­گيرد.

اگر فرض کنيم که برداشت آقاي شريف­زاده درست باشد و به تعبير خودشان «پيچ ماجرا» همان باشد که ايشان مي­گويند، مي­توان گفت که دولت به لحاظ فرهنگي به دنبال سياسي کردن عرفان ابن عربي و تبديل آن به قواعد مديريت سياسي و فرهنگي است؛ يعني هم­چون جريان «سياست متعاليه» که مي­خواهد در آينده، حکمت متعاليه (فلسفه ملاصدرا) را کاربردي کند و به فلسفه سياسي تبديل کند، جريان دولت (احمدي نژاد، مشايي، شريف­زاده و ...) هم مي­خواهد فصوص الحکم (عرفان ابن عربي) را کاربردي کند و سياست فصوصي را تحويل دهد. (روزنامه ايران 8/4/1391) در اينجا گويا عرفان به داد اسلام و انقلاب اسلامي مي­رسد و مي­خواهد که مديريت ديني را در جهان، محبوب کند و نگذارد که ديگران چهره­اي خشن و عبوس از اسلام (مثل اسلام القاعده) به جهان معرفي کنند!

ملاحظاتي در حاشيه اين رويکرد وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره مي­شود. البته اين ملاحظات بيشتر ناظر به برداشت­هاي آقاي شريف­زاده است و غرض، بحث فرهنگي است نه اتهام­زني و يا همراهي با افرادي که از هر فرصتي براي حمله به دولت خدمتگذار استفاده مي­کنند:

1ـ شعار اصلي و محوري انبياي الهي و اديان آسماني «توحيد» است (در مقابل کفر و شرک و شيطنت) و شعارهايي مثل قسط و عدل و آزادي و عشق و مهرورزي و کرامت و ... از شعارهاي فرعي محسوب مي­شوند که بايد مبتني بر شعار اصلي (توحيد)، تعريف شوند و گرنه معمولاً مکاتب مختلف مادي (بر محور کفر و شرک)، به راحتي اين شعارهاي فرعي را به نفع خود مصادره مي­کنند و آنها را در مقابل اديان توحيدي عَلَم مي­کنند. شعار اصلي جمهوري اسلامي در صحنه بين­المللي بايد «توحيد» باشد نه برخي شعارهاي فرعي. نبايد از شعار اصلي انبياي الهي و اديان توحيدي کوتاه آمد و کم گذاشت و يا آن را به­گونه­اي مطرح کرد که خنثي و سازگار با مکاتب ديگر به نظر برسد. توحيد مورد نظر اسلام، توحيد حداکثري است که با ولايت و امامت اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و شريعت حداکثري ديني در مقياس جهاني پيوند دارد و از آن، مبارزه همه­جانبه با کفر و شرک در مي­آيد. منتها در مواجهه با صاحبان اديان و ملت­هاي ديگر مي­توان از توحيد حداقلي (به عنوان نقطه اشتراک اديان) شروع کرد و آرام آرام آنها را به سمت توحيد حداکثري رهنمون شد؛ يعني در داخل جامعه اسلام و با شيعيان با زبان توحيد حداکثري سخن بگوييم و در مقابل صاحبان اديان با زبان توحيد حداقلي (مشروط به تلاش تدريجي براي هدايت آنها به سمت توحيد حداکثري). به عبارت ديگر، با جامعه شيعي که با محرم و فاطميه و ماه رمضان و ... انس دارد، بايد با زبان قرآني و روايي و با زبان ادعيه و زيارات و در يک کلام با توحيد حداکثري سخن گفت نه حتي با زبان توحيد حداقلي. اگر در جايي به زبان حداقلي ديني با جهانيان سخن مي­گوييم، آن را براي اتمام حجت و براي هدايت بدانيم نه اين که آن را زبان نهايي فرض کنيم و جذب آن شويم و به آن اکتفا کنيم. اگر به نکته مهم توجه نکنيم جامعه اسلامي دچار ابهام و سردرگمي مي­شود و راضي نمي­شود و در مقابل زبان ما عکس­العمل نشان مي­دهد و بر ما مي­شورد؛ و اگر زبان ما، از گفتمان توحيدمحور فاصله بگيرد، که وضعيت بدتر هم خواهد شد.

2ـ عرفان فصوصي در عين قرابت­هايي که به دين دارد، در محتوا، خطاهايي دارد که نمي­توان آن را به عنوان اسلام و قرآن و معارف اهل بيت (ع) مورد استفاده قرار داد. در معارف ديني آن کسي که مظهر همه اسماء و صفات الهي است، ولي الله و معصوم (ع) است. نبايد به گونه­اي سخن گفته شود که خيال شود انسان­هاي ديگر هم داراي پتانسيل ظهور و بروز همه اسماء و صفات الهي هستند. بايد از گفتمان انسان­محور دست بکشيم (حتي اگر تلقي اومانيستي در ذهن نداشته باشيم) و به گفتمان توحيدمحور، امام­محور و ولايت­محور بپردازيم و همين ادبيات را براي صاحبان اديان، ترجمه کنيم؛ چون توحيد و ولايت هم از امور فطري است. وقتي اين قبيل درک­هاي عرفاني وقتي به معارف اهل بيت (ع) پيوند نمي­خورد و تصحيح نمي­شود، در توضيح اصل اساسي «تولي و تبري» کم مي­گذاريم و نمي­توانيم بفهميم که جامعه جهاني اگر به همگرايي و حُبّ نياز دارد، قبل از آن به واگرايي و بُغض نيازمند است و همگرايي از بستر يک واگرايي عبور مي­کند؛ يعني جهان قبل از آن­که به سمت وحدت پيش برود، به سمت جنگ حق و باطل پيش مي­رود. نبايد به گونه­اي حرکت کرد که مؤمنين با کفار، «نياز مشترک» و «جهت مشترک» پيدا کنند و «تبري»، نفي يا کم­رنگ شود. بايد کاري کرد که بر جهانيان حجت تمام شود و البته خود دين، شيوه اتمام حجت را ياد داده است.

3ـ شايد يکي از پرشبهه­ترين مطالب عرفان فصوصي همان «فص هارونيه» باشد که آقاي شريف­زاده برخي از حرف­هاي آقاي مشايي را تفسير سياسي از اين فص معرفي مي­کند. آقاي شريف­زاده به نقل از فصوص مدعي است که گوساله­پرستان دچار خطاي ديد شده­اند که گوساله را به جاي خدا فرض کرده­اند و گرنه غرض آنها هم همان خداپرستي است (اينجا خداپرستي و بت­پرستي به هم مرتبط شدند يا به عبارتي، بت­پرستي هم، با نگرش توحيدي معنا مي­شود!). لذا در برخورد با کفار و مشرکان هم بايد با عشق و مهرورزي، همه انسان­ها را يکسان بدانيم و بين آنها خط­کشي نکنيم و سعي کنيم که خطاي ديد آنها را بر طرف کنيم و گر نه آنها هم خداپرستند!

روشن است که از اين قبيل مطالب، سياست صحيح اسلامي و انقلابي در نمي­آيد. سياست فصوصي ظرفيت مقابله با سياست دنياي مدرن را ندارد. سياست تراز انقلاب اسلامي سياست فصوصي نيست، بلکه سياست مبتني بر قرآن و روايات و نهج­البلاغه و زيارت عاشورا و دعاي ندبه و ... است که در ادبيات امام راحل (ره) و امام خامنه­اي (مدظله) موج مي­زند و بايد همين راه مستقيم امتداد پيدا کند و علوم انساني اسلامي (از جمله حکمت سياسي) بر اساس آن توليد شوند. به نظر مي­رسد دولت با همه وظايف سنگيني که بر عهده دارد، نياز نيست که بار برخي خطاهاي عرفاني را هم به دوشش بگذاریم تا متکفل دفاع از آنها هم باشد!

4ـ سياست ما بايد امتداد کلام ما (معارف قرآن و روايات) و فقه ما باشد و اگر احياناً عرفان و فلسفه را در جايي به عرصه سياست مي­کشانيم بايد پس از توليد کلام سياسي و فقه سياسي ما باشد و با آن هماهنگ شود. کارآمدي احتمالي عرفان فصوصي نمي­تواند مبناي حجيت آن باشد. اين کارآمدي را ابتدائاً بايد از معارف و فقه (تئوري اداره بشر از گهواره تا گور است) بيرون بکشيم و سپس از عرفان و فلسفه هم در حد ظرفيتشان استفاده کنيم. اسلام ناب، اسلام بر گرفته از معارف قرآن و روايات اهل بيت (ع) و ظرفيت­هاي عظيم اسلام فقاهتي است و ساير علوم اسلام بايد تابع باشند و مستقلاً قابل اتکا نيستند. نمي­توان رابطه عرفان و سياست را به مهندسين مسلمان سپرد، بلکه بايد متکلمين و فقها بر آن نظارت کنند. البته خلأ فقه حکومتي که به فقه سياسي منتهي مي­شود در اينجا مشهود است اما با اين حال در حوزه­هاي علميه ظرفيت­هاي قابل استفاده زيادي وجود دارد.

5- عرفان اسلامي در ادبيات و و واژگان خود، به سکولاريسم شباهت پيدا مي­کند؛ نه اين­که واقعاً و مفهوماً به دنبال سکولاريسم باشد. بايد به التقاط یا انحراف ادبياتي، حساس بود و ادبيات و واژگان را هم ديني و خالص کرد؛ چرا که ادبيات، آرام آرام مفاهيم را تحت تاثير قرار مي­دهد. تعبير «مکتب ايران» تعبيري سکولار است هر چند منظور ما اسلام ناب باشد. پايان اسلام­گرايي، تعبير غلطي است هر چند منظور ما چيز ديگري باشد. همين­طور برخي واژه­ هاي ديگر.

6- بايد ادبيات سياسي و فرهنگي امثال آقاي شريف ­زاده از ادبيات رهبري به عنوان اصلي­ترين شاخص، دور نشود. ما احمدي نژاد را هم براي بسط گفتمان رهبري مي­خواستيم و در اين مسير از او (که گفتمان انقلاب و گفتمان خدمت را شدت بخشيد) تجليل کرديم؛ لذا دوستداران وي نبايد در اين مسير خدشه­اي ايجاد کنند و با اصلاح و شفاف­سازي مواضع، موجب ايجاد شبهات جديد نشوند.

-----------------------
سیاست فصوصی: سیاستی است که بر مبنای عرفان مصطلح اسلامی باشد و متاثر از کتاب فصوص الحکم ابن عربی می باشد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین