۶۵۰ میلیون پوند برای «اتاق عملیات»؛ ایران اینترنشنال و اقتصاد سیاسیِ یک جنگ شناختی
گروه سیاسی: ایران اینترنشنال در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) در لندن آغاز به کار کرد. این زمانبندی تصادفی نبود. در همان سالها، عربستان سعودی پس از ناکامی در میدانهای منطقهای—از سوریه و عراق تا یمن—ایران را عامل اصلی شکستهای خود میدید و به دنبال ساخت ابزارهای رسانهای برای «ضربه زدن» بود. مالکیت این شبکه از ابتدا به شرکت «ولانت مدیا» و صاحبامتیاز آن «گلوبال مدیا» گره خورد که «عادل عبدالکریم»، تبعه عربستانی و نزدیک به دربار آل سعود، مدیریت آن را بر عهده داشت. گاردین در سال ۲۰۱۸ افشا کرد که بودجه ۲۵۰ میلیون دلاری این شبکه از سوی عربستان تأمین میشود. این شبکه از همان آغاز، نه یک رسانه تجاری مستقل، بلکه یک پروژه امنیتی-رسانهای با مأموریت تعریفشده علیه جمهوری اسلامی طراحی شد.
به گزارش بولتن نیوز، مهمترین سند تازه، مربوط به دسامبر ۲۰۲۵ است. در ۱۳ دسامبر، ولانت مدیا ۶۴۸ میلیون سهم به ارزش ۶۴۸ میلیون پوند منتشر کرد و در همان روز، تمام ۵۰ هزار سهم اصلی شرکت از «عادل عبدالکریم» به شرکتی آفشور در جزایر کیمن به نام «اینفو-کست کیمن» منتقل شد. مدیر این شرکت، «صالح حسین الدویس»، همنامِ مدیر عملیاتی گروه رسانهای دولتی عربستان (SRMG) است. فایننشال تایمز این سازوکار را «پولشویی سیاسی» و تلاش برای فرار از مقررات شفافیت رسانهای بریتانیا (آفکام) توصیف کرده است: پول از ریاض میآید، اما پس از چرخش در حسابهای خصوصی در لندن، دیگر قابل ردیابی مستقیم به دولت عربستان نیست.
اما زمانبندی این نجات مالی، از خودِ رقم آن مهمتر است. این اتفاق در دسامبر ۲۰۲۵ رخ داد—یعنی تنها چند هفته پیش از موج ناآرامیهای سراسری در ایران و آغاز جنگ که در آن ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران وارد عمل شدند. ولانت مدیا در پنج سال منتهی به ۲۰۲۴ بیش از ۴۱۰ میلیون پوند زیان انباشته و حدود ۴۸۲ میلیون پوند به نهادهای مرتبط بدهکار بوده است. شرکتی با این حجم زیان، بدون پشتوانهای فراتر از «سرمایهگذاران خصوصی»—که هویتشان هرگز اعلام نشده—نمیتواند به حیات خود ادامه دهد. خودِ شبکه ادعای استقلال تحریریه و عدم دریافت بودجه دولتی از عربستان یا اسرائیل را تکرار میکند، اما هویت سرمایهگذاران نهایی را افشا نمیکند.
جنگ ۱۲ روزه (ژوئن ۲۰۲۵) نقطهای بود که ایران اینترنشنال از «رسانه اپوزیسیون» به «بازوی عملیات روانی» ارتقا یافت. تحلیلگران این جنگ را یک جنگ ترکیبی شامل عملیات اطلاعاتی، نظامی و رسانهای توصیف میکنند که در آن، این شبکه «چرخدنده حیاتی ماشین پروپاگاندا» رژیم اسرائیل بود. نقش آن مشخص بود: مشروعیتبخشی به تجاوز نظامی از طریق بزرگنمایی مربوط به برنامه هستهای ایران و معرفی آن بهعنوان «تهدید هستهای»؛ و همزمان، جداسازی تلفات غیرنظامیان از بدنه جامعه ایران تا کشتار غیرنظامیان—از جمله ۳۸ کودک و ۱۰۲ زن—توجیهپذیر جلوه کند.
عملیات روانی این شبکه اهداف روشنی داشت: تلقین ترس و ناامیدی، بزرگنمایی آسیبپذیری ایران، انتشار اخبار جعلی درباره کمبود کالاهای اساسی، و تشویق مردم به رها کردن کار و ترک شهرها. باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، تأیید کرد که «موساد بهطور منظم از این رسانه در جنگ اطلاعاتی خود استفاده میکند». یوسی میلمان، تحلیلگر هاآرتص، نیز گفته است که موساد اطلاعاتی را که نمیخواهد به نام خود منتشر کند، از طریق این شبکه منتشر میکند. به عبارت دیگر، ایران اینترنشنال نه فقط «جانبدار» نبود؛ به گفته ناظران، در جنگ ۱۲ روزه به «سخنگوی رژیم صهیونیستی» تبدیل شد.
پرونده ایران اینترنشنال نشان میدهد که چگونه یک شبکه با هزینههای صدها میلیون دلاری و درآمدی ناچیز، میتواند سالها بدون شفافیت مالی به کار خود ادامه دهد—و دقیقاً در آستانه جنگ، با یک «بخشش بدهی» ۶۵۰ میلیون پوندی از سوی سهامدارانی که ردّشان به دولت عربستان و ساختارهای امنیتی اسرائیل میرسد، نجات یابد. این پرسش که «چه کسی پول میدهد؟» دیگر یک پرسش صرفاً ژورنالیستی نیست؛ پرسشی است درباره حاکمیت رسانهای، شفافیت مالی، و مرز میان رسانه و عملیات اطلاعاتی در جنگ شناختیِ تمامعیار علیه ایران.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com