شرکتها سود میسازند، سهامداران زیان میبینند؛ اعتماد از بورس کجا رفت؟
گروه اقتصادی: سقوط بیش از ۱۲۹ هزار واحدی شاخص بورس تهران در نخستین روز معاملاتی آبان و خروج حدود ۸ هزار میلیارد تومان پول حقیقی، بار دیگر یک پرسش اساسی را پیش روی مسئولان اقتصادی قرار داده است: چرا بازاری که قرار بود محل تأمین مالی تولید و مشارکت مردم در اقتصاد باشد، همچنان با بحران اعتماد مواجه است؟ نکته تأملبرانگیز آنکه انتشار گزارشهای مالی مثبت برخی شرکتهای بزرگ نیز نتوانسته مانع فشار فروش شود. آیا مشکل بورس فقط نوسانات طبیعی بازار است یا باید ریشه آن را در نااطمینانی اقتصادی، تصمیمات سیاستگذاران و نگرانی سرمایهگذاران نسبت به آینده جستوجو کرد؟
به گزارش بولتن نیوز، معاملات روز شنبه دوم آبان ۱۴۰۵ با فشار سنگین فروش در بخش قابل توجهی از بازار سرمایه همراه شد.
شاخص کل بورس تهران با کاهش حدود ۱۲۹ هزار واحدی، معادل ۱٫۵۸ درصد، به محدوده ۸ میلیون و ۴۴ هزار واحد رسید. شاخص هموزن نیز حدود ۱۹ هزار واحد کاهش یافت و خالص خروج پول حقیقی از بازار سهام حدود ۸ هزار میلیارد تومان گزارش شد.
این ارقام تنها آمار یک روز معاملاتی نیستند؛ بلکه ضرورت بررسی جدی وضعیت اعتماد سرمایهگذاران را یادآوری میکنند.
در شرایطی که گزارشهای ششماهه تعدادی از شرکتهای بزرگ از عملکرد مالی مثبت حکایت دارند، ادامه فشار فروش نشان میدهد که سودآوری گذشته شرکتها بهتنهایی برای جلب اعتماد سهامداران کافی نیست.
سرمایهگذار تنها عملکرد امروز شرکت را نمیبیند؛ بلکه درباره آینده سودآوری، ثبات مقررات، سیاستهای ارزی، هزینه انرژی، وضعیت تولید و ریسکهای اقتصادی نیز تصمیم میگیرد.
وقتی چشمانداز آینده با نااطمینانی همراه باشد، حتی انتشار گزارشهای مالی امیدوارکننده نیز ممکن است نتواند مانع افزایش عرضه سهام شود.
مسئله اصلی اینجاست که شرکتها ممکن است سود بسازند، اما سهامداران تا زمانی که به آینده اطمینان نداشته باشند، حاضر به پذیرش ریسک بیشتر نخواهند بود.
از سوی دیگر، خروج سنگین پول حقیقی و افزایش فشار فروش در برخی صندوقهای سرمایهگذاری، ضرورت بررسی وضعیت نقدشوندگی و مدیریت ریسک بازار را افزایش داده است.
سازمان بورس مسئول افزایش دستوری شاخص نیست، اما در زمینه سلامت معاملات، شفافیت اطلاعات، نظارت بر ابزارهای مالی و فراهم کردن شرایط رقابت منصفانه مسئولیت دارد.
وزارت امور اقتصادی و دارایی و دیگر دستگاههای سیاستگذار نیز باید نسبت به آثار تصمیمات خود بر شرکتهای بورسی و اعتماد سرمایهگذاران پاسخگو باشند.
نمیتوان از شرکتهای بزرگ فولادی، پتروشیمی، پالایشی و معدنی انتظار افزایش تولید و سرمایهگذاری داشت، اما نسبت به آثار تغییرات ناگهانی مقررات، هزینههای انرژی و سیاستهای اقتصادی بر آینده آنها بیتفاوت بود.
بازار سرمایه تنها محل خریدوفروش سهام نیست؛ بلکه یکی از مسیرهای مهم تأمین مالی تولید و توسعه اقتصادی کشور محسوب میشود.
تداوم بیاعتمادی میتواند توان شرکتها برای تأمین مالی جدید از طریق بازار سرمایه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
اکنون چند پرسش جدی متوجه مسئولان اقتصادی است:
چرا انتشار گزارشهای مثبت برخی شرکتهای بزرگ نتوانسته اعتماد کافی در بازار ایجاد کند؟
آیا آثار تصمیمات اقتصادی دولت بر آینده سودآوری شرکتهای بورسی بهدرستی ارزیابی میشود؟
چه برنامه مشخصی برای بهبود نقدشوندگی، شفافیت و مدیریت ریسک صندوقهای سرمایهگذاری وجود دارد؟
و مهمتر از همه، مسئولان برای بازسازی اعتماد سهامداران خرد چه برنامه عملی و قابل سنجشی دارند؟
پاسخ به این پرسشها بسیار مهمتر از وعدههای مقطعی حمایت از بورس است.
تجربه نشان داده اعتماد سرمایهگذاران با تزریق کوتاهمدت منابع یا تلاش برای بالا بردن مصنوعی شاخص، بهصورت پایدار بازنمیگردد.
اعتماد زمانی تقویت میشود که مقررات قابل پیشبینی باشند، اطلاعات شرکتها شفاف منتشر شوند و سرمایهگذاران بتوانند بر اساس چشماندازی روشن تصمیم بگیرند.
افت قیمت سهام بخشی از واقعیت بازارهای مالی است و هیچ نهادی نمیتواند رشد دائمی شاخص را تضمین کند؛ اما تداوم فشار فروش و نگرانی سرمایهگذاران، مسئولیت سیاستگذاران را برای بررسی علل و ارائه راهکارهای پایدار افزایش میدهد.
سخن پایانی
بورس امروز بیش از وعده حمایت، به بازسازی اعتماد نیاز دارد.
اگر سیاستگذاران اقتصادی میخواهند سرمایههای مردم به سمت تولید و فعالیتهای مولد حرکت کند، باید پیش از هر چیز زمینه تصمیمگیری مطمئنتر سرمایهگذاران را فراهم کنند.
شرکتها سود میسازند، اما سهامداران نگران آیندهاند؛ این تناقض را نمیتوان تنها با گزارشهای مثبت مالی یا وعدههای حمایتی برطرف کرد.
پرسش اصلی همچنان پابرجاست: اعتماد از بورس کجا رفت و چه کسی برای بازگرداندن آن برنامه دارد؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com