جاده هایی که به مقصد نمی رسند

امیر (سروش گودرزی) برای رفتن به آمریکا تلاش می کند اما پدرش به وی اجازه رفتن نمی دهد در حالی که او ادعا می کند برای تحصیل به این کشور سفر می کند.او به هر حال به بهانه تحصیل به این کشور می رود ولی باید برای گذراندن زندگی اش شغلی داشته باشد چون پدرش از جایی به بعد دیگر پولی برای او نمی فرستند تا به امورات زندگی و دانشجویی خود برسد.او برای گرفتن پول از پدر (هوشنگ توکلی) تلاش زیادی انجام می دهد ولی به نتیجه نمی رسد چون پدرش او را پسر خود نمی داند. زمانی که امیر در خارج از کشور مستقر شده بود،به برادرش منصور (امین حیایی) قول می دهد که دعوتنامه ای را برای هدیه ازدواج به او بدهد تا او و همسرش برای مدتی به آنجا سفر کنند.


فیلم در واقع به مفهوم واقعی پیام خود را ارائه نمی دهد و در میانه راه به شکل آشفته ای با تحول ناگهانی افراد به پایان می رسد.لحظاتی که قرار بود به یک فضای هیجانی و خلاقانه تبدیل شود،به سمت و سوی ملودرامی می رود که همه بخش ها را برای مخاطب ناتمام می گذارد. انتظار می رفت شخصیت پدر که در همان آغاز فیلم با ابهت وارد داستان می شود،تا انتهای فیلم نیز تاثیرگذار باقی بماند.این نکته خودنمایی می کند که شخصیت ها به چه دلیل در لحظه ای با یکدیگر درگیر هستند و چند لحظه بعد و برای فرار از آن بحران به سرعت تغییر عقیده می دهند.در سکانسی از فیلم پدر برای منصرف کردن منصور از رفتن به آمریکا با وی درگیر می شود و جریان به زد و خورد می رسد در حالی که چند دقیقه بعد مادر به طور ناگهانی می تواند بر روی شوهرش تاثیر بگذارد و او را راضی کند.

در جایی دیگر زمانی که منصور به جریان
کشته شدن برادرش امیر پی برده،قرار بر این می شود که عبدالله به سر کار خود برود و
منصور را تنها بگذارد در حالی که پس از خواهش چند لحظه ای منصور از خودش به سرعت
نظر دیگری می دهد و او را همراه با خود به محل کار ش می برد. عبدالله دوست قدیمی
امیر خود با گروه قاچاق مواد مخدر در ارتباط است و چطور ممکن است حالا منصور را به
محلی ببرد که برای وی خطرناک است یا این که چطور می تواند در آن واحد به تحول
برسد. به نظر می رسد همه اتفاقات در این فیلم با سرعت پیش رونده و بی دلیل به جلو
رانده می شوند و نقطه روشنی برای مابقی ماجرا نمی گذارند.

فیلم در اصل به بخش هایی تقسیم شده که هیچ کدام نمی توانند از عهده مطرح کردن قصه شان برآیند.قصه ها در همان ابتدا شکل می گیرند و پس از آن دیگر فضایی برای مانور و گسترش هر چه بیشتر وقایع به دست نمی آورند.نکته ای که گفته شد یکی از ضعف های بزرگ فیلمنامه این فیلم است که موجب می شود تا تصور کنیم که ممکن است این فیلم تنها بر اساس یک طرح اولیه شکل گرفته باشد.

ایده این فیلم به هر حال تکراری است و جذابیت خاصی در آن پنهان نشده اما می توان این طور نتیجه گرفت که اثرگذاری کارگردان و یا تدوینگر و یا عوامل دیگری که ساخت فیلم را همراهی می کنند نیز در این امر بی تاثیر نخواهد بود.یک نکته مثبت هم البته در این فیلم سینمایی وجود دارد و آن هم استفاده کارگردان از ادغم تصاویر است که گرچه شکل تازه ای ندارد ولی به حال و هوای عاطفی اثر کمک رسانده است. در پایان باید گفت به صرف این که ایده ای شکل بگیرد و بر اساس آن فیلمی تولید شود،در نهایت جریان موفقی را راه اندازی نخواهد کرد و به عکس یک روند نزولی به وجود می آید.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


