فریب در جامه نیکو؛ عبادت، جای حقالناس را نمیگیرد
گروه دین و اندیشه،حجتالاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو با تأکید بر اینکه ذکر، نماز و حضور در مسجد نمیتواند جایگزین جبران حقالناس شود، گفت کسی که مال دیگری را تصاحب کرده یا با فریب به حقوق مردم لطمه زده است، پیش از هر چیز باید حق را به صاحبش بازگرداند و توبه و جبران کند.
به گزارش بولتن نیوز، حجتالاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو در برنامه «سبز، سفید، سرخ» رادیو جوان، با ذکر مثالهایی از فریب در معاملات و تضییع حقوق مالی دیگران، تأکید کرد که ظاهر دینی نمیتواند رفتار نادرست را تطهیر کند.
وی با اشاره به نمونهای از فریب در معامله گفت ممکن است فردی سخنی بگوید که در ظاهر بخشی از آن درست باشد، اما همان سخن را بهگونهای به کار ببرد که خریدار را فریب دهد و مال بیشتری از او بگیرد؛ در چنین شرایطی، ذکر گفتن و انجام اعمال عبادی، حق تضییعشده مردم را از بین نمیبرد.
حق مردم را باید به خود مردم بازگرداند
توحیدلو در ادامه با بیان نمونهای از اختلاف مالی و ارث خانوادگی گفت اگر کسی با گرفتن امضا یا هر روش دیگری، حق مالی فردی را بدون پرداخت حق او تصاحب کند، نمیتواند با این استدلال که در محل دیگری نماز میخواند، مسئولیت آن مال را از دوش خود بردارد.
وی تأکید کرد: «مال حرام بر ذمه انسان است و باید آن را از دوش خود بردارد.»
دین، ابزار توجیه رفتار نادرست نیست
این کارشناس مذهبی همچنین نسبت به استفاده گزینشی از آیات قرآن و روایات اهلبیت(ع) در فضای مجازی هشدار داد و تأکید کرد که آموزههای دینی باید با رعایت مقدمات، شرایط و فهم درست آنها بیان شود.
توحیدلو با اشاره به جایگاه قرآن و احادیث اهلبیت(ع) گفت قرآن شفا و کلام اهلبیت(ع) راهگشاست، اما نمیتوان بخشی از آموزههای دینی را برجسته کرد و در همان حال نسبت به حقوق مردم و الزامات اخلاقی و شرعی بیاعتنا بود.
پیام اصلی سخنان توحیدلو روشن است: دینداری تنها در ذکر و عبادت ظاهری خلاصه نمیشود؛ اگر حقی از مردم بر گردن انسان باشد، نخستین گام، پذیرش خطا، جبران خسارت و بازگرداندن حق به صاحب آن است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com
دم شما گرم
بهشت از دست آدم رفت،
از اون روزی که گندم خورد
ببین چی میشه اون کس که یه جو
از حق مردم خورد
کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن
یه روزی هر کسی باشن، حساباشونو پس می دن
عبادت از سر وحشت، واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه، پرستیدن تجارت نیست
سر آزادگی مُردن، تَهِ دلدادگی میشه
یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه
کنار سفره ی خالی، یه دنیا آرزو چیدن
بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن
نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه
خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه
کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن
گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن
جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم
همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم
در باب چهل و پنجم كتاب « مصباح الشريعه » حديثي در باب معاشرت از حضرت صادق (عليه السلام) نقل شده كه در ضمن شرح آن، به حقوق معنوي مردم از نظر قرآن و سنت اشاره خواهد شد. در توضيح حق الناس در اين فصل لازم است به روايات مهم اسلامي از معتبرترين كتب حديث و داستان هايي آموزنده در اين زمينه توجه داده شود.عَنْ أبي جَعْفَر (عليه السلام) قالَ: كُلُّ ذَنْب يُكَفِّرُهُ الْقَتْلُ في سَبيلِ اللهِ إلاّ الدَّيْنِ فَإنَّهُ لا كَفّارَةَ لَهُ إلاّ أداءُهُ أوْ يَقْضي صاحِبُهُ أوْ يَعْفُوَ الَّذي لَهُ الْحَقّ.
امام باقر (عليه السلام) فرمود : شهادت در راه خدا كفاره هر گناهي است مگر بدهكاري مالي كه كفاره آن اداي آن، يا پرداختش به وسيله آشنا و همراه او يا بخشش طلبكار است.عَنْ أبي سَعيدِ الْخدْري قالَ : سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ (صلّي الله عليه وآله) يَقُولُ : أعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْكُفْرِ وَالدَّيْنِ، قيلَ : يا رَسُولَ اللّهِ أيَعْدِلُ الدَّيْنُ بِالْكُفْرِ ؟ فَقالَ : نَعَمْ.أبو سعيد خُدري مي گويد : از رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) شنيدم مي فرمود : به خدا پناه مي برم از كفر و بدهكاري، عرضه داشتند : يا رسول اللّه ! آيا بدهي انسان با كفر برابر است ؟ فرمود : آري.
قالَ أبو عَبْدِاللّهِ (عليه السلام) : السُّرّاقُ ثَلاثَةٌ مانِعُ الزَّكاةِ وَمُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّساء وَكذلِكَ مَنِ اسْتَدانَ وَلَمْ يَنْوِ قَضائَهُ.امام صادق (عليه السلام) فرمود : دزدان سه نفرند، منع كننده زكات و آن كس كه عدم پرداخت مهر زنان را حلال شمارد و هر كس كه پولي قرض كند و نخواهد آن را به صاحبش برگرداند.عن النَّبيِّ (صلّي الله عليه وآله) في حَديثِ الْمَناهي أنَّهُ قالَ : مَنْ مَطَلَ عَلي ذي حَقٍّ حَقَّهُ وَهُوَ يَقْدِرُ علي أداءِ حَقِّهِ فَعَلَيْهِ كُلَّ يَوْم خَطيئَةُ عَشّار.
در حديث مناهي از رسول اسلام (صلّي الله عليه وآله) آمده : كسي كه حق صاحب حقي را امروز و فردا كند، در حالي كه به پرداخت آن قدرت دارد، هر روز در پرونده اش معادل گناه يك داروغه دولت ظالم ثبت مي شود.عَنْ أبي جَعْفَر : أوَّلُ قَطْرَة مِنْ دَمِ الشَّهيدِ كَفّارَةٌ لِذُنُوبِهِ إلاّ الدَّيْنِ فَانَّ كَفّارَتَهُ قَضائُهُ.امام باقر (عليه السلام) فرمود : اولين قطره خون شهيد كفاره گناهان اوست مگر مسئله بدهكاري كه كفاره آن اداي آن است.
حوزه/ روز قیامت این بچه، دختر یا پسر، از دست پدر و مادر شکایت میکند و میگوید: خدایا ما میخواستیم ما را علی یا احمد یا مهدی یا زهرا و فاطمه صدا کنند، اما پدر و مادر ما به ما ظلم کردند، خدایا بازخواست ما را از این پدر و مادر بکن. ببینید برای اسمگذاری که اینست، در مورد مابقی حقوق چه خبرهاست؟
یکی از بزرگترین گناهان مورد ابتلا در جامعه امروزی مسئله حق الناس است که در این راستا، سلسله دروس اخلاق شنیدنی و خواندنی حضرت آیت الله مظاهری در شماره های مختلف تقدیم نگاه شما خوبان خواهد شد.
غصب
بحث ما دربارۀ یک مسئلۀ مهم در اسلام بود، و باید بگوییم مسألهای مهمتر از آن در اسلام نداریم و آن حقّالنّاس است.
اینکه کسی مال و حقّ کسی را غصب کرده باشد. گناهش به اندازهای بزرگ است که در روز قیامت رسوایی دارد و آن حق، طوقی آتشین شده، به گردنش میاندازند و با این رسوایی او را به صف محشر میآورند.
پنجاه هزار سال باید در این شکنجه بماند.
بعد هم همۀ اعمالش را به کسی بدهند که مال و حقّش را غصب کرده است.
اگر بشود تمام شود و مورد شفاعت واقع شود، آنگاه در زیر لوای حق به بهشت رود و اگر نه کم بیاورد، گناهان کسی که مال یا حقش غصب شده به او میدهند و باری روی بار و وزری روی وزر میآید و او را به جهنّم میبرند.
هم برای گناهان خودش من جمله غصب و هم برای گناهان کسی که مال و حقّش را غصب کرده است. اگر ما برای غصب حق و مال مردم چیزی جز همین نداشتیم، باید مواظب باشیم در عمرمان و در کارمان غصب نباشد، بدهکار به مردم نباشیم و مال و حقّ کسی را غصب نکنیم. اما توجه به این مطلب داشته باشید که قرآن میفرماید: غاضب و ظالم، یک زندگی ناخوش و گرهدار با چه کنم چه کنم، در این دنیا دارد و ظلم او به خودش بر میگردد.
واقعا هیچ نظارتی نیست
متاسفانه
دزدی
مسخره کردن
تهمت
فوش دادن (بد دهنی
فروختن شئی یا چیزی که به انسان ضرر است مثلا فروختن مواد مخدر
دروغ گفتن
خوردن مال مردم
بی اجازه دست زدن به وسیله های دیگران
حق خوری
ضایع کردن کسی در جمعی
اینا همه حق ناس
الان با توجه به باز شدن مدارس
به دانش آموزان حق ناس را تاکید نمایید
که شامل استفاده نا درست از وسایل مدرسه و ضربه زدن به بیت المال و تقلب در دروس و خیلی از موارد دیگه که الان کمتر معلما در مدارس به آن میپردازن
گندم از گندم بروید جو ز جو
به آیات سوره حج نگاه کنید. آیه در ابتدا با «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ ۚ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ» شروع میشود. این خطاب عمومی است و مختص مسلمانان یا اهل ایمان نیست. خطاب به همه مردم است؛ پیر و جوان، مرد و زن، عالم و جاهل. به همه میگوید از خدا بترسید.
خداوند که ترسی ندارد، این انسان ظالم است که میترسد مبادا حقش را بگیرند. پس چرا باید بترسیم؟ زیرا کارهایی انجام دادهایم که فقط او از آنها باخبر است.
خداوند ستارالعیوب بوده و پردهپوشی کرده است. همین خدا فرموده است که در قیامت پردهها کنار میرود و رازها آشکار میشود، مگر آنکه انسان پس از گناه توبه کند که خداوند کریم، به حرمت توبه، آن گذشته بد را نادیده میگیرد.
خداوند بر اساس اعمال با ما برخورد میکند؛ بر اساس اعمال عزیز یا ذلیل میکند؛ بر اساس اعمال درِ برکات را میگشاید یا میبندد. هر چه به سر ما میآید، نتیجه کاشتههای خودمان است. آنچه اکنون به سر ما میآید، نتیجه عملکرد گذشته ماست و آنچه قرار است در آینده به سر ما بیاید، نتیجه عملکرد امروز ماست.
همانطور که در شعر آمده: «از مکافات عمل غافل مشو / گندم از گندم بروید جو ز جو»؛ اگر گندم بکاریم، گندم برداشت میکنیم و اگر جو بکاریم، جو. اگر ایمان و عمل صالح بکاریم، عزت برداشت میکنیم و اگر گناه بکاریم، قطعاً ذلت خواهیم دید. این سنت الهی است و استثنایی ندارد.
دو حدیث جهت اطلاع استاد گرامی و بولتن نیوز و همه مخاطبان تون که خدا از شهید هم نمی گذرد چه ما انسانهای معمولی
امام محمدباقر(عليهالسلام)»:
اوَّلُ قطرةٍ مِنَ الشَّهيدِ كفّارَةٌ لِذُنوبِهِ اِلاّ الدَّين فَاِنَّ كفّارَتَه قَضاءُه.
اوّلين قطرة خون شهيد کفارة گناهان او است مگر قرض و بدهکاري او که کفارهاش ادا کردن آن است (بدهي و حقالناس شهيد را وارثان بايد ادا كنند). (وسائل، ج 13، ص 85)
«پيامبر گرامي اسلام صليالله عليه و آله و سلم»:
وصاحِبُهُم مُحتَبِسٌ علي بابِ الجَنّةِ بِثَلاثةِ دَراهِمٍ لفلانِ اليَهودي، وَ کانَ شَهيداً!
يکي از افراد (فلان قبيله) که شهيد شده به خاطر سه درهم که به فلان يهودي بدهکار بوده بر دَرِ بهشت زنداني گشته و به وي اجازة ورود ميدهند! (احتجاج طبرسي، ج 1، ص 333)
همین که بخواهی در صف نانوایی بدون نوبت نان بگیری و یا سادهترین قوانین ترافیکی را رعایت نکنی، حقالناس را پایمال کرده و خویشتن را در عقوبت قرار دادهای!
برخی تصور میکنند که حقالناس فقط در اموال و دارایی مردم خلاصه میشود و اینکه «اموال یا پولی» از کسی در دین نداشته باشند، یعنی حقالناسی بر گردن ندارند! اما با مراجعه به روایات و احادیث و همچنین کلام عالمان دینی، به این نتیجه میرسیم که حقالناس وسعتی به گسترهی تمامی اعمال و رفتار بشری دارد. حقالناس یعنی حقی که مختص مردم بوده و جدای از حقالله است، رعایت این نوع حقوق در دین اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته است، چون خداوند متعال اگر از حق خویش هم بگذرد از حقالناس و حقی مربوط به مردم است نخواهد گذشت. حقالله توسط خدای متعال مورد بخشش قرار میگیرد اما گذشت از حقالناس، جلب رضایت صاحبان حق را میطلبد، تضییع جان، مال، حیثیت و آبروی مردم، حقوق اجتماعی، سیاسی و... جزو حق الناس بوده و فردی که نسبت به تضییع این حقوق اقدام میکند، در پیشگاه خداوند متعال، مورد مواخذه قرار خواهد گرفت. دل شکستن، رعایت نکردن حقوق اجتماعی، غیبت کردن، رعایت نکردن حجاب اسلامی، نگاه به ناموس دیگران، سوءظن و گمان بد داشتن به مردم و... از جمله مواردی است که در زمرهی حقالناس است.
امان از عاق شدن پدر و مادر توسط فرزند و حق الناسی که گردن مادر و پدر هست خدا وکیلی شوخی نیست
ظلم والدین به فرزند
ممکن است سؤالی برای برخی از مردم ایجاد شود، مبنی بر اینکه احتمال دارد پدر و مادر یا یکی از آنها در حق فرزند خود ظلم کنند و یا از او خواسته نا به جا یا غیرشرعی داشته باشند. در این صورت، اگر فرزند از آنها سرپیچی کند و مورد نفرین آنها قرار بگیرد، باز هم مشمول آثار و نتایج عاق والدین میشود؟
دقت داشته باشید که طبق آداب اسلامی که منطبق بر فطرت انسانی است و هر عقل سلیمی هم آن را تایید و درک میکند، فرزندان در هر حال وظیفه دارند که حرمت والدین خود را نگه دارند، چه والدین مؤمن باشند و چه کافر. یعنی در هر صورت حق ندارند نسبت به آنها بیاحترامیکنند.
اما گاهی هم اتفاق میافتد که پدر یا مادر خواسته و توقع غیرمنطقی و یا حتی خلاف اخلاق و شرع از فرزند خود دارند و انتظار دارند چون والدین او هستند، مطیع آنها باشد. در این شرایط فرزند باید برخوردی منطقی و محترمانه با والدین خود داشته باشد و مسئولیت امر به معروف را با بهترین و مؤدبانهترین روش در برابر آنها انجام بدهد.
این در حالی است که روایت شده شخصی خدمت رسول خدا صلیالله علیه و آله رفت و از آن حضرت درباره حق پدر بر فرزند سؤال کرد. آن حضرت در جواب فرمودند: «لا یسمیه باسمه و لا یمشى بین یدیه و لا یجلس قبله و لا یستسب له» به این مفهوم که: «باید پدر خود را به نام صدا نزند (بلکه بگوید پدرم) و جلوتر از او راه نرود و قبل از او ننشیند و کاری نکند که مردم به پدر او بدگویی کنند.» به عنوان مثال فرزند عملی را مرتکب نشود که مردم بگویند خدا پدرت را نیامرزد که این طور رفتار کردی.
نفرینهای مداوم و بیدلیل والدین
گاهی دیده میشود که بعضی از پدرها یا مادرها عادت به نفرین کردن فرزند خود دارند. آیا این نوع عاق کردن مداوم و بیدلیل منطقی فرزندان تأثیری دارد؟
عاق کردن مداوم فرزندان، اگر دلیل شرعی و منطقی نداشته باشد، اثری دارد که متوجه خانواده و زندگی والدین میشود. به عنوان مثال در این مورد در کتاب وسائل الشیعه نوشته شده که امام صادق علیه السلام درباره نفرین کردن مداوم و بیدلیل فرزندان فرمودهاند که: «هر کسی که فرزندان خود را نفرین میکند، خداوند او فقیر خواهد کرد.»
باید دانست که فرزند برکت و رحمتی از سوی خداوند است و پدر و مادر وظیفه دارند که او را به خوبی تربیت کنند. اگر والدین نسبت به مسئولیت خود بیتوجه باشند و مدام در برابر ناسازگاری یا بازیگوشیهای فرزندان خود، آنها را عاق کنند، با این کارشان درهای خیر و برکتی را که به دلیل حضور همین فرزندان به سمت آنها سرازیر میشود میبندند.
وقتی فرزندی والدینش را عاق میکند
آیا تنها پدر و مادر میتوانند فرزند را نفرین کنند؟ درواقع میخواهیم بدانیم آیا در اسلام نکتهای مبنی بر اینکه فرزند بتواند والدین خود را عاق کند، وجود دارد؟
بله. خداوند متعال همان گونه که آسمانها و زمین را به عدل بنا فرموده است، در مورد همه موجودات جانب عدالت را رعایت میکند. در این مورد هم فقط پدر و مادر نیستند که میتوانند فرزند خود را عاق کنند، بلکه اصطلاحی به نام عاق فرزند هم در اسلام وجود دارد.
به این معنا که از نگاه اسلام همان طور که فرزندان به دلیل سرکشی و نافرمانی در برابر والدین از طرف آنها عاق میشوند، پدر و مادر هم در اثر بیمسئولیتی و بیکفایتی در رعایت حقوق فرزند عاق او میشوند.
البته باید دقت شود که در این مورد هم باید نفرین بر اساس دلیل منطقی و ظلم بزرگی باشد که والدین در حق فرزند خود کردهاند. درواقع این طور گمان نشود که افراد به هر دلیلی میتوانند در برابر والدین خود سرکشی کنند و در آخر گمان کنند حق دارند که والدین خود را مورد عتاب و سرزنش قرار دهند. عاق کردن چه از سوی والدین در حق فرزند باشد و از سوی فرزند در حق والدین، زمانی ممکن خواهد بود و اثر دارد که واقعاً ظلم بزرگی در کار باشد و نتوان آن را با مرحمت و رأفت حل کرد.
حقالناس جانی؛
حقالناس آبرویی؛
حقالناس معنوی به دلیل گمراهکردن مردم؛
باید این دنیا عذاب رو ببینه تا درس عبرت بقیه باشه
امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودهاند هر که سه چيز را به ناحق بخواهد، از سه چيز به حق محروم گردد.
امام جعفر صادق علیهالسلام: هر که سه چيز را به ناحق بخواهد، از سه چيز به حق محروم گردد:
1- هر که دنيا را به ناحق بخواهد، از آخرت حقیقتا محروم میگردد.
2- هر که به ناحق رياست طلب کند، از طاعت زیردستان، به حق محروم میشود.
3- هر که به ناحق مالي را بخواهد، از ماندگار بودن آن مال به حق محروم گردد.
متن حدیث:
من طلب ثلاثة بغير حق حرم ثلاثة بحق: من طلب الدنيا بغير حق حرم الاخرة بحق، و من طلب الرياسة بغير حق حرم الطاعة له بحق و من طلب المال بغير حق حرم بقاءه له بحق.
«تحفالعقول، صفحه 335»
روزی بود و روزگاری. در زمانهای قدیم از طرف خلیفه در شهری یک نفر حاکم بود و بنای ظلم و بیداد گذاشت. او همه سعی خود را به پر کردن جیب خود و جمعکردن مال گماشت. ازجمله کارهایی که کرد این بود که باغ یکی از مردان نیکنام را تصرف کرد و آن مرد را به تهمت بدگویی به خلیفه به زندان انداخت.
بعد از مدتی آن مرد از زندان فرار کرد و به دارالخلافه آمد و چون هیچکس را نمیشناخت که داد او را از حاکم ظالم بستاند نامهای به خلیفه نوشت و بیگناهی خود و زورگویی حاکم را شرح داد و آن را به خلیفه رسانید.
خلیفه دستور داد فرمانی به حاکم آن شهر نوشتند و او را از غضب خلیفه بیم دادند و نوشتند که فوری داد مظلوم را بدهد و اموال و املاک آن مرد را به او بازگرداند وگرنه روزگار حاکم سیاه خواهد شد.
آن مرد، فرمان خلیفه را گرفت و با امید و آرزوی فراوان راه وطن را پیش گرفت و یک روز پیش حاکم رفت و نامه خلیفه را به حاکم داد.
حاکم پس از آن که نامه خلیفه را خواند دستور داد آن مرد را بگیرند و صد تازیانه بزنند و باز به زندان بفرستند و دربند کنند و به او پیغام داد: «ای آدم نفهم! شکایت مرا به نزد خلیفه میبری و نمیدانی این ولایت تیول من است و من همینکه حق و حساب را به خلیفه برسانم دیگر گفتگویی نیست؟ من آدم خوبی هستم که تو را نیست و نابود نکردم. حالا هم در زندان بخواب تا دیگر شکایت مرا به خلیفه نبری.»
آن مرد مدتی در زندان ماند تا بار دیگر مجالی یافت و از زندان فرار کرد و به دارالخلافه برگشت و یک روز که خلیفه به شکار میرفت بر سر راه ایستاد و همینکه فرصتی پیدا شد خود را نزد خلیفه رسانید و جلو اسب سلطان خود را بر زمین انداخت.
خلیفه او را به نزد خود خواست و گفت: «چه میخواهی؟» آن مرد گفت: «من همان کسی هستم که حاکم شهر درباره من ظلم کرده بود و شکایت او را پیش خلیفه آوردم و فرمان گرفتم و به نزد او بردم؛ اما او فرمان خلیفه را عمل نکرد و مرا تازیانه زد و باز به زندان انداخت. اینک بار دیگر آمدهام تا شکایت خود را بگویم. یا ظلم ظالم را از سر من کوتاه کن یا فرمان قتل مرا بده. وگرنه داستان خود را به همه عالم میگویم و تا زنده باشم دست برنمیدارم.»
خلیفه از جسارت آن مرد خشمگین شد و گفت: «دادخواهی کردی و من دستور دادگری دادم. دیگر میگویی برای تو چکار کنم؟ برو هر خاکی میخواهی بر سر کن.»
مرد مظلوم که دست از جان خود شسته بود گفت: «از من میپرسی برای من چکار کنی؟ برای من هیچ کاری نکن. برای خودت کاری کن که زیردستان به فرمانت عمل کنند. اما اینکه میگویی خاک بر سرم کنم، من نباید خاک بر سر کنم. تو باید خاک بر سر کنی که خلیفه هستی و آنقدر عاجز و بدبختی که گماشتگان تو به حکم تو کار نمیکنند.»
خلیفه از این حرف شرمنده شد و همانجا دستور داد حاکم آن ولایت را معزول کنند و او را به دار مجازات بیاویزند و فرمان حکومت را به نام حاکمی عادل بنویسند. چنین کردند و سالهای سال مردم از ظلم حاکم در امان بودند.
همان گونه که خداوند متعال حقوق پدر و مادر را بر فرزند واجب کرده است، حق فرزندان را هم بر پدر و مادر واجب کرده است و این ها از حکمت خداوند است.
بدانید یکی از حق های فرزند این است که او هر گونه که تربیت شود دلیل آن شما والدین هستید. اگر فرزندت خوب باشد، شما خوب هستید و اگر فرزندت بد باشد بدی شماست. فردای قیامت از شما سوال می کنند که چرا فرزندت را خوب بار نیاوردی و حق سبحانه و تعالی را به او نشناسانیدی و به او اطاعت و عبادت خداوند را یاد ندادی و او را حمایت نکردی.
پس باید او را به نحوی تربیت کنی که بدانی که اگر به او خوبی کرده برای تو ثواب است و اگر بدی کرده برای تو گناه نوشته می شود و عذابت خواهند کرد. پس کمترین کار این است که فرزند خود را از عذاب الهی دور کند، به این صورت که واجبات و محرمات را به آن آموزش بدهید. باید سواد داشته باشد. زیرا کسی که سواد نداشته باشد فراموش کار است. از هر چیز ضروری تر بعد از شناخت خداوند متعال، خواندن و نوشتن است. پس از آن آموزش علوم ادبی و علوم منطق و اخلاق که شامل علم فقه است و اگر نباشد داخل معونت بر طاعت است چون بندگی بدون علم بندگی نیست بلکه علم از اعظم طاعات است و اهم واجبات است.
👈اما متأسفانه همه از موهبت والدینی که انسانهای سازگاری باشند و منافع فرزندانشان را با جان و دل در نظر بگیرند، برخوردار نیستند.
گاهی والدین سمی زخمهایی عاطفی به کودکانشان میزنند که اگر درمان نشوند، تا آخر عمر باقی میمانند. این والدین در پی سلطه بر تمام جنبههای زندگی فرزندان از طریق دستکاری روانی، تحقیر و کنترل عاطفی آنها هستند. در این مقاله، به شما می گوییم وقتی با والدین سمی زندگی میکنید، چه برخوردی با آنها داشته باشید و رفتار با والدین سمی را به شما یاد میدهیم. رهاشدن از والدین سمی تحت هر شرایطی دشوار است، اما اگر با آنها زندگی میکنید، این کار بسیار دشوارتر خواهد بود. در ادامه، ده روش مهم برای برخورد با والدین سمی را بیان کردهایم که بسیار مفیدند، بهخصوص اگر مجبورید با آنها زندگی کنید.
۱۰ راهکار در برخورد با والدین سمی
۱. دست از تلاش برای راضیکردن والدین سمی بکشید
۲. حدومرزهای مشخص تعیین کنید
۳. آنها را همانطور که هستند بپذیرید
۴. اطلاعاتی را که با آنها در میان میگذارید، محدود کنید
۵. حواستان به حساسیتهای والدینتان باشد
۶. برای خودتان راهبردهای خروج طراحی کنید
۷. سعی نکنید والدین سمیتان را متقاعد کنید
۸. بهخاطر والدینتان خودتان را به آب و آتش نزنید
۹. لازم نیست در مناسبتهای خاص کنار والدینتان باشید
۱۰. خودمراقبتی را تمرین کنید
به خدا آخرت و عذاب شب اول قبر شوخی نیست
چرا بعضی ها آدمها یادشان می رود قبر و قیامت را نمی دانم
با افتخار شما و بولتن رو دنبال میکنیم سپاس
یا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللهَ
ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو ، هیچ یاری کنندهای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.
بارزترین مصداق مظلوم، حضرت اباعبداالله الحسین«سلام الله علیه» و یاران با وفای ایشان هستند. افراد شروری به آنان ظلم کردند و ایشان را با آن وضعیت به شهادت رسانیدند و پس از شهادت مردان، زنان و کودکان را به اسارت بردند. یعنی به کسانی که در آن بیابان و در اوج تشنگی، هیچ یاوری به جز خداوند متعال نداشتند، ظلم کردند.
امام صادق میفرماید: میدانی چه گناهی تو را بدبخت میکند؟ ظلم است که انسان را بدبخت میکند. ظلم خوشبخت را بدبخت میکند، ظلم نعمت را میگیرد. ظلم روح تو را از بین میبرد، دل رحیم را قسی میکند. مهربان بودیم سنگدل شدیم روح پاک را ظلم از بین میبرد.
امام سجاد (ع) فرمود: اگر کسی به مسلمان و برادر دینیش ظلم بکند، از مدار ما اهل بیت خارج میشود. یعنی ما قبول نداریم که او شیعه علی بن ابیطالب است.
امام باقر (ع) فرمود: کسی اگر ظلم بکند نمرده در دنیا چوبش را میخورد، ظلم از آن گناههایی نیست که خدا بگوید در آخرت جوابش را میدهد، در همین دنیا خدا پس گردن ظالم میزند، خوشحال نباشید که زدید، بردید، خوردید.
«قرآن»، ظالمان و بیدادگران را به آتش سوزانِ جهنّم تهدید کرده است. در یکی از این آیات می فرماید: «ما برای ستمگران آتشی آماده کرده ایم که آنها را از هر سو احاطه کرده و اگر تشنه شوند و تقاضای آب کنند آبی برایشان می آورند همچون فلز گداخته که صورت ها را بریان می کند! چه نوشیدنی بدی! و چه بد محل اجتماعی؟!». در تعبیر تند دیگری آمده: «اما ظالمان هیزم آتش دوزخند!». نه تنها ظلم و ستم، ظالمان را به دوزخ می فرستند؛ بلکه به گفته «قرآن» کسانی که بر آنها تکیه کنند و یا جزء اعوان و انصار آنان باشند نیز مشمول همین حکم خواهند بود.
حکایت؛ از مرحوم حاج شیخ جعفر شوشتری (ره ) نقل است، حاکم بروجرد روزی به دیدن عالم جلیل القدر سید مرتضی پدر سید مهدی بحرالعلوم رفت، چون به صحن خانه رسید، بحرالعلوم را که در آن وقت به حسب سن در شمار اطفال محسوب می شد، ملاقات کرد. ایشان را به حاکم معرفی کردند، حاکم هم ایستاد و اظهار محبت و مهربانی زیادی به ایشان نمود.
پس از این ماجرا سید به پدرش عرض کرد: باید مرا از این شهر بیرون بفرستید، می ترسم هلاک شوم. فرمود: چرا؟ گفت: به جهت آنکه از ساعتی که حاکم به من اظهار مهربانی کرد قلبم را مایل به او می بینم و آن بغض و کینه ای که باید نسبت به حاکم ظالم اظهار داشته باشم در خود نمی بینم، دیگر نباید در اینجا ماند! به هر سختی و رنجی که بود از آن شهر هجرت کرد و از برکت این تقوی به مقام بسیار بالایی رسید، تا آنجا که فقیه اکبر شیخ جعفر کاشف الغطاء خاک کفش آن عالم بزرگوار و شریف را به حنک عمامه اش می مالید.1
آن کز ره بیداد گری رهسپر است
هم خصم خدا و عدوی بشر است
که به فرمایش امیرالمومنین سه ظلم داریم و سومین مورد فرمایش حضرت علی(ع) به این مادری که ظلم کرده می خورد و قابل بخشش نیست؟
انواع ستم
ألا و ان الظلم ثلاثه: فظلم لا یغفر، و ظلم لا یترک، و ظلم مغفور لا یطلب. فأما الظلم الذى لا یغفر فالشرک بالله، قال الله تعالى: (ان الله لا یغفر أن یُشرک به). و أما الظلم الذى یغفر فظلم العبد نفسه عند بعض الهنات، و أما الظلم الذى لا یترک فظلم العباد بعضهم بعضا.
آگاه باشید! ستم بر سه نوع است: ستمى که هرگز بخشیده نمى شود، ستمى که بدون مجازات نمى ماند و ستمى که بخشیده مى شود و بازخواست ندارد، اما ستمى که بخشیده نمى شود شرک به خداست که مى فرماید: همانا خداوند شرک به خود را نمى آمرزد، اما ستمى که بخشیده مى شود، ستمى است که انسان با لغزش ها (و ارتکاب گناهان صغیره) به خود روا مى دارد و اما ستمى که بدون مجازات نمى ماند، ستمگرى بعضى از بندگان بر بعضى دیگر است.
آنگاه که غرور کسی را له میکنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران
میکنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی، آنگاه که بندهای
را نادیده میانگاری، آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد
شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده
میگیری، میخواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز میکنی تا
برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
بسوی کدام قبله نماز میگزاری که دیگران نگزاردهاند؟
طریقت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
علی بن حمزه بطائنی میگوید: دوست جوانی داشتم که در دستگاه بنی امیه نویسنده و دفتردار بود.
روزی به من گفت: برای من از امام جعفر صادق (ع) وقت ملاقات بگیر. او نزد حضرت (ع) آمد و گفت: من مدتی در دستگاه بنی امیه دفتردار بوده ام و از این راه، مال بسیار به دست آورده ام که مقید به حلال و حرامش نبودم.
حضرت (ع) فرمودند: اگر بنی امیه، امثال شما را نمییافتند که لشکر آنها باشند، حق ما را غصب نمیکردند.
آن جوان گفت: راهی برای نجات من وجود دارد؟
فرمودند: اگر بگویم انجام میدهی؟!
گفت: بله
فرمودند: از هرچه در دستگاه آنها به دست آوردی چشم بپوش و هر مالی که صاحب آن را میشناسی به او برگردان و هرچه صاحبش را نمیشناسی برایش صدقه بده. من هم در عوض، بهشت را برای تو ضمانت میکنم. جوان مدتی سر به زیر انداخت و بعد سر برداشت و گفت: چشم انجام میدهم.
به کوفه برگشتم و هرچه داشت حتی لباس هایش را به صاحبانش داد، یا انفاق کرد.
علی بن حمزه میگوید: وقتی چنین دیدم، پولی جمع کرده و برایش، لباس تهیه کردم و مقداری هم برای مخارج زندگی اش بردم و پس از چند ماه مریض شد و من هم مرتب به عیادتش میرفتم تا روزی که حس کردم وقت مرگش فرا رسیده است و در بستر بود.
چشم باز کرد و گفت: «یا علیُّ وَفیٰ لی واللّٰه صاحِبُکَ!ای علی بن حمزه به خدا سوگند صاحب تو به عهدش وفا کرد.»
او را به خاک سپردیم و بعد که به محضر امام (ع) رسیدیم، حضرت همان اول فرمودند: «علی، ما به وعدهای که به رفیق تو دادیم وفا کردیم.»
در ارتباط با حقوق مالی یک جور، در امور عرضی و آبرویی جوری دیگر باید عمل و توبه کرد.
امام حسین(ع)، به یکی از یاران خود فرمود: «در میان لشکریان اعلام کن که اگر کسی بدهکار است همراه و همرزم من نباشد، زیرا کسی که بمیرد در حالی که تصمیم نداشته باشد بدهیاش را بپردازد، داخل آتش جهنم میشود. دین اسلام همواره برای حقوق افراد اهمیت خاصی قائل است و به این نکته اعتماد دارد که هیچ کس نباید حتی ذرهای از مال و دارایی دیگران را به تصرف خود درآورد.
عدم رعایت حقالناس و ظلم در حق دیگران از مواردی است که انسان در همین دنیا آثار شومش را در قالب انواع بلاها و بیماریها و گرفتاریهای زندگی خواهد دید. ظلم به دیگران و رعایت نکردن حقوق مردم هم در این دنیا انسان را گرفتار بلا خواهد کرد و هم در آخرت به عذاب الهی دچار خواهد نمود.
در حدیث داریم که با اولین قطره خون شهید همه گناهانش بخشیده میشود غیر از حقوق مردم و این نشاندهنده اهمیت حق دیگران است که حتی با شهادت که بالاترین فضیلت است نیز گناه ظلم در حق دیگران بخشیده نمیشود.
حقالناس را زیرپا نگذارید
رعایت کردن حقالناس آثار و تبعاتی برای انسان دارد. در حدیث آمده است تمام گناهان انسان با توبه بخشیده میشود غیر از حقالناس یعنی کسانی که حق دیگران بر گردن آنها مانده است جز با ادای حق دیگران یا رضایت گرفتن از آن اشخاص گناهان بخشوده نمیشود حتی اگر انسان هر روز زندگیاش روزه باشد و تمام عمرش نماز شب بخواند هیچ تأثیری در گناه ظلم بر دیگران ندارد.