قسمت اول؛ از چابهار تا مرزهای غربی، ایران چگونه در حال ساختن شبکهای برای ترانزیت منطقه است؟
گروه اقتصادی ـ موقعیت جغرافیایی ایران، کشورمان را در نقطه اتصال مسیرهای مهم تجاری شرق و غرب و شمال و جنوب قرار داده است؛ ظرفیتی که در صورت تکمیل زیرساختهای ریلی و جادهای میتواند ایران را به یکی از مسیرهای اصلی ترانزیت منطقه تبدیل کند.
به گزارش بولتن نیوز،راهها فقط آسفالت و ریل نیستند؛ گاهی مسیرهایی هستند که میتوانند جایگاه یک کشور را در معادلات اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه تغییر دهند.
ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، در نقطه اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب قرار گرفته است؛ موقعیتی که اگر با شبکهای کارآمد از خطوط ریلی، جادهای، بنادر و پایانههای مرزی همراه شود، میتواند کشور را به یکی از مسیرهای اصلی جابهجایی کالا میان آبهای آزاد، آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه، ترکیه و کشورهای پیرامونی تبدیل کند.

این موضوع یکی از محورهای اصلی گفتوگوی ما با وزیر راه و شهرسازی بود؛ گفتوگویی که در آن، پروژههای ریلی و کریدوری کشور نه صرفاً بهعنوان طرحهای عمرانی، بلکه بهعنوان بخشی از یک نقشه بزرگتر برای آینده ترانزیت ایران مورد توجه قرار گرفت.
این گزارش، نخستین قسمت از یک پرونده چندقسمتی درباره عملکرد، پروژهها و چالشهای حوزه راه، حملونقل، ترانزیت و مسکن است؛ پروندهای که در قسمتهای بعدی سراغ نقش جادهها، بنادر، کامیونداران، حملونقل هوایی، مسکن و تابآوری شبکه حملونقل کشور در شرایط جنگ خواهد رفت.

چابهار؛ نقطه شروع یک مسیر بزرگ
در میان پروژههایی که وزیر راه بر اهمیت آنها تأکید دارد، راهآهن چابهار ـ زاهدان جایگاه ویژهای دارد؛ خطی که قرار است بندر اقیانوسی چابهار را به شبکه ریلی کشور متصل کند و از آنجا مسیر برای اتصال به شمال و شمالشرق ایران ادامه پیدا کند.
اهمیت این پروژه فقط در جابهجایی مسافر یا بار میان دو شهر خلاصه نمیشود.
چابهار میتواند نقطه ورود کالا از آبهای آزاد به شبکه ریلی ایران باشد؛ شبکهای که در ادامه به نقاط مختلف کشور و سپس مرزهای شمالی، شرقی و غربی متصل میشود.
بیشتر بدانیم:
در واقع، آنچه در چابهار ساخته میشود، بخشی از یک مسیر بسیار بزرگتر است؛ مسیری که میتواند ایران را به حلقه اتصال کشورهای آسیای مرکزی و سایر کشورهای محصور در خشکی به آبهای آزاد تبدیل کند.
وزیر راه در این گفتوگو با اشاره به همین موضوع، از پیگیری جدی اتصال چابهار به زاهدان و سپس اتصال این مسیر به شبکه ریلی کشور سخن گفت؛ مسیری که کشورهای شمالی ایران از جمله ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان و همچنین روسیه و دیگر کشورهای منطقه میتوانند از ظرفیت آن بهره ببرند.

آخرین گزارشهای منتشرشده نیز از شتاب گرفتن عملیات اجرایی این پروژه حکایت دارد؛ بهطوری که در ژانویه ۲۰۲۶ پیشرفت فیزیکی پروژه چابهار ـ زاهدان بیش از ۸۸ درصد اعلام شده بود.
فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی نیز در تیرماه ۱۴۰۵ اعلام کرده بود که امید میرود ریلگذاری این مسیر تا پایان تابستان به اتمام برسد و اتصال ریلی چابهار ـ زاهدان در مهر یا آبان به بهرهبرداری برسد.

وقتی ریل، مرزها را به یکدیگر وصل میکند
اما داستان به چابهار ختم نمیشود.
در غرب کشور نیز اتصال ریلی اسلامآباد غرب به کرمانشاه و سپس ادامه مسیر به سمت خانقین عراق در حال پیگیری است؛ مسیری که میتواند یکی از حلقههای اتصال ریلی ایران به عراق و در ادامه شبکه حملونقل منطقه باشد.
در سوی دیگر، پروژه راهآهن شلمچه ـ بصره قرار دارد؛ طرحی که با تکمیل آن، امکان اتصال ریلی ایران به شبکه ریلی عراق فراهم میشود.
بر اساس توضیحات وزیر راه، در بخش ایرانی پروژه، عملیات مینروبی انجام شده و بخش مهمی از عملیات مربوط به پل روی شطالعرب نیز پیش رفته است و ادامه کار در طرف عراقی دنبال میشود.

اگر این قطعات را کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری بزرگتر شکل میگیرد:
چابهار در جنوبشرق، سرخس در شمالشرق، مرز ترکیه در غرب و عراق در جنوبغرب.
و میان این نقاط، شبکهای از خطوط ریلی که میتواند ایران را به مسیر عبور کالا میان شرق و غرب و شمال و جنوب تبدیل کند.
از سرخس تا ترکیه؛ یک کریدور در مقیاس منطقه
یکی دیگر از محورهای مطرحشده در این گفتوگو، اتصال ریلی سرخس به چشمهثریا در مرز ترکیه است؛ مسیری که میتواند در صورت تکمیل، حلقه دیگری از شبکه ریلی شرق ـ غرب ایران را شکل دهد.
در این میان، مسیر زاهدان ـ سهراه یونسی ـ مشهد ـ سرخس نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ چرا که با تکمیل آن، مسیر چابهار به سمت شمالشرق کشور امتداد یافته و در نهایت به مرز سرخس میرسد.
به بیان سادهتر، اگر این پروژهها در کنار یکدیگر قرار بگیرند، دیگر صحبت فقط از «ساخت چند خط راهآهن» نیست.
صحبت از ساخت یک شبکه است.
شبکهای که یک سر آن به اقیانوس هند میرسد و سر دیگرش به مرزهای شمالی و غربی کشور.

ایران؛ کوتاهترین مسیر برای دیگران؟
اهمیت این شبکه زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی به آبهای آزاد دسترسی مستقیم ندارند.
برای چنین کشورهایی، داشتن یک مسیر ریلی و زمینی مطمئن به بندر، فقط یک انتخاب اقتصادی نیست؛ یک مزیت راهبردی است.
ایران میتواند با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود، مسیر انتقال کالا از کشورهای محصور در خشکی به آبهای آزاد را کوتاهتر و رقابتیتر کند.
در چنین شرایطی، ریل دیگر صرفاً یک وسیله حملونقل نیست؛ تبدیل به ابزار دیپلماسی اقتصادی میشود.
هر کیلومتر ریل جدید میتواند به معنای اتصال یک بازار جدید، افزایش ظرفیت ترانزیت، ایجاد درآمد ارزی و تقویت جایگاه ایران در معادلات منطقهای باشد.
همین نگاه است که باعث شده توسعه کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب به یکی از محورهای مورد تأکید دولت و وزارت راه تبدیل شود. در اظهارات پیشین وزیر راه نیز پروژه چابهار ـ زاهدان بهعنوان یکی از پروژههای راهبردی کریدور شمال ـ جنوب توصیف شده است.
یک جمله برای پایان قسمت اول
ریلهایی که امروز در بیابانهای شرق، مرزهای غرب و مسیرهای شمالی ایران کشیده میشوند، شاید در ظاهر فقط چند خط آهن باشند؛ اما در مقیاس منطقه، میتوانند خطوط ترانزیتی آینده ایران را ترسیم کنند.
ادامه دارد...
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com