۹۴ میلیارد یورو تعهد ارزی رفعنشده و اذعان دیرهنگام دستگاه نظارتی / آقای خدائیان! انتظار میرفت این روند در همان سالهای نخست متوقف شود، نه اینکه پس از انباشت پروندهها، آمار آن اعلام شود
گروه اقتصادی وقتی ذبیحالله خدائیان، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، این روزها پشت تریبون میرود و از «تراستیهایی» سخن میگوید که به گفتهٔ او «خیانت کردند، پولها را برداشتند و از کشور فرار کردند»، وقتی میگوید «تراستی داریم که بیش از ۲۰۰ میلیون دلار را برداشته و از کشور خارج شده» و وقتی اعلام میکند که بر اساس سامانهٔ بانک مرکزی «۲۰ هزار و ۶۷۶ شخص حقیقی و حقوقی» در مجموع حدود «۹۴ میلیارد یورو» تعهد ارزی رفعنشده دارند، در عمل سندی رسمی از یک ناکامی بزرگ ملی را امضا میکند؛ ناکامیای که سازمان متبوع او در شمار نهادهایی بود که وظیفهٔ پیشگیری از آن را بر عهده داشتند.
به گزارش بولتن نیوز این اظهارات، بیش از آنکه «خبر» باشد، اذعانی دیرهنگام است؛ اذعان به اینکه سازوکار نظارتی کشور در سالهایی که این روند شکل میگرفت، ادامه مییافت و به مرحلهٔ خروج سرمایه میرسید، واکنش بازدارندهٔ مؤثری نشان نداد و امروز، پس از خروج بخش عمدهٔ این منابع از چرخهٔ اقتصاد کشور، به اعلام آمار بسنده میکند.
سازمان بازرسی کل کشور بر اساس اصل ۱۷۴ قانون اساسی و قانون تشکیل این سازمان، یک مأموریت بنیادین دارد: «نظارت بر حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین» و جلوگیری از تضییع بیتالمال. کلیدواژهٔ اصلی در فلسفهٔ وجودی این سازمان، «پیشگیری» است، نه «کشف پس از وقوع». نهادی که قرار بوده سامانهٔ هشدار زودهنگام اقتصاد کشور باشد، نباید عملاً به مرجع ثبت و اعلام آمار تخلفات پس از وقوع تبدیل شود.
پرسش سادهٔ هر شهروندی این است: آقای رئیس! این ۲۰ هزار و ۶۷۶ پرونده یکشبه شکل نگرفت و این حجم از تعهد ارزی رفعنشده در یک روز ایجاد نشد. وقتی شمار این پروندهها در ابتدا محدود بود، چه گزارشی تهیه و به کدام مرجع ارسال شد؟ چرا روند هشدار و پیگیری، پیش از رسیدن ارقام به این سطح، به نتیجهٔ عملی نرسید؟
وظیفهٔ نهاد نظارتی، صرفاً برآورد خسارت پس از وقوع نیست؛ نصب و فعالسازی آژیر خطر پیش از وقوع است.
این موضوع نیز تازه نیست. بولتن نیوز از سال ۱۳۹۵، یعنی نزدیک به یک دهه پیش، بارها نسبت به شکلگیری چنین وضعیتی هشدار داده بود. در گزارش ۲۱ آبان ۹۵ با تیتر «آیا در تخلفات سازمانیافته در گمرک نیز اتاق بازرگانی مسئول است؟» و در گزارش ۲۷ آذر ۹۵ با عنوان «حذف و ادغام دوایر ارزش گمرک منجر به خروج بیضابطهٔ میلیاردها دلار از کشور شده است»، مسیر شکلگیری تخلفات امروز گامبهگام ترسیم شد: کارتهای بازرگانی یکبارمصرف، حذف واحد احراز هویت گمرک، تضعیف دوایر ارزش، نقص سامانههای گمرکی و ضعف نظارت مؤثر.
این هشدارها ادامه یافت؛ از یادداشت ۲ دی ۹۹ با عنوان «عاقبت هشدارها در خصوص رسانهٔ ملی، عاقبت کارتهای بازرگانی نشود» تا تذکر ۲۷ شهریور ۱۴۰۰ دربارهٔ «افزایش تخلف در حوزهٔ کارتهای بازرگانی یکبارمصرف». اما پاسخ به این هشدارها، نه اصلاح رویه، که در مواردی طرح شکایت قضایی علیه این رسانه بود؛ رویهای که عملاً هزینهٔ هشدار دادن را بالا برد.
بیشتر بخوانید
دولت روحانی،حداقل،بیش از۱۰،۰۰۰میلیاردسودبه جیب دلالان ریخت
نماد این سالها، پروندهٔ بانویی سالمند و کمبضاعت ساکن یکی از روستاهای محروم کشور است که بنا بر گزارشهای منتشرشده، به تصریح خودِ آن گزارشها «به شام شب محتاج بود»؛ اما در سامانههای رسمی، به نام او صدها دستگاه خودروی لوکس اظهار و ترخیص شده بود. در یک نمونه، بر اساس گزارشهای منتشرشده، ۷۰۰ دستگاه پورشه با کارت بازرگانی این بانوی مرزنشین وارد کشور شد؛ فردی که بنا بر همان گزارشها نه تحصیلات مرتبط داشت، نه توان مالی، و نه اطلاعی از فعالیت گستردهٔ وارداتی که به نام او ثبت شده بود.
پرسشی که سالها پیش مطرح شد و همچنان بیپاسخ مانده، همان پرسشی است که امروز باید از رئیس سازمان بازرسی پرسید: در فرایند صدور و بهرهبرداری از چنین کارتهایی، سازوکارهای کنترلی مستقر در گمرک، معاونتهای حقوقی و نهادهای نظارتی در کدام مرحله عمل کردهاند و در کدام مرحله ناکارآمد بودهاند؟
آنچه منتشر شده نیز تنها بخشی از تصویر است: بر اساس گزارشهای رسمی، بدهی مالیاتی و گمرکی مرتبط با کارتهای بازرگانی از حدود ۲ هزار میلیارد تومان در سال ۹۲ به بیش از ۲۸ هزار میلیارد تومان در سال ۹۶ رسید. روزنامهٔ کیهان نیز در ۲۲ آبان ۹۸ از ۲۸ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی منتسب به این کارتها خبر داد. همچنین بنا بر گزارشهای منتشرشده، رقمی حدود ۲۱ میلیارد دلار از طریق کارتهای یکبارمصرف موجب تضییع حقوق دولت در گمرک شده و ۶۷ هزار پایانهٔ فروشگاهی فعال به نام متوفیان شناسایی شده است.
در پروندهای در خراسان رضوی نیز، بر اساس ادعای مطرحشده در کیفرخواست، شبکهای با صدور کارت به نام «اشخاص کمبضاعت» و با همکاری ادعایی برخی عوامل، نسبت به رفع تعهد ارزی خلاف واقع به ارزش یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون یورو اقدام کرده است. معاون بانک مرکزی نیز اخیراً اعلام کرده ۶ میلیارد دلار از تعهدات ارزی تنها به ۱۵ نفر مربوط است و ۹۰۰ کارت بازرگانی اجارهای شناسایی شده است.
این جمله را باید برجسته کرد: اگر همان نهادهای نظارتی که امروز از شناسایی ۳ هزار کارت بازرگانی مخدوش و تشکیل هیئت ویژهٔ قضایی سخن میگویند، بخشی از این حساسیت را نسبت به هشدارهای مستند سال ۹۵ نشان داده بودند، امروز نه با این حجم از تعهد ارزی رفعنشده مواجه بودیم، نه با پروندههای ارزی چند صد میلیون دلاری، و نه با این سطح از فشار معیشتی بر دهکهای پایین درآمدی که بر پایهٔ برآوردهای رسمی و پژوهشی، بخش قابلتوجهی از جمعیت کشور را دربر میگیرد.
هر یورویی از این ۹۴ میلیارد یورو که بازنگردد، اثر مستقیم خود را بر نرخ ارز، تورم، هزینهٔ مسکن و اجاره، قیمت دارو و قدرت خرید نیروی کار میگذارد. شبکههای سازمانیافتهٔ ارزی و بهرهبرداران از کارتهای بازرگانی اجارهای، با هر دلاری که از چرخهٔ اقتصاد خارج کردند، سهمی از معیشت همین گروههای درآمدی را کاهش دادند. این یک رابطهٔ اقتصادی قابل اثبات است، نه شعار.
مشکل بنیادین آن است که بهتدریج پذیرفتهایم نهاد نظارتی، بهجای پیشگیری، صرفاً به تشخیص و اعلام خسارت پس از وقوع بپردازد. آقای خدائیان! اعلام اینکه «۵۹ پرونده برای مدیران شرکتهای تراستی تشکیل شده» پاسخ نیست. پاسخ روشن این است: در کدام مرحله و بر اساس کدام مجوز، مصوبه یا تصمیم اداری، امکان در اختیار گرفتن و انتقال چنین مبالغی برای یک واسطهٔ مالی فراهم شد؟ گزارشهای هشدار طی این سالها در کدام مرحلهٔ اداری متوقف یا بایگانی شد؟ و چرا در مواردی، بهجای بررسی محتوای هشدار، رسانهٔ هشداردهنده با شکایت قضایی مواجه شد؟
نخست؛ سازمان بازرسی کل کشور شایسته است بازرسی را از عملکرد خود آغاز کند و اعلام کند در پروندهٔ تعهدات ارزی و کارتهای بازرگانی، احتمال قصور یا ترک فعل کدام دستگاهها و کدام سمتهای مدیریتی نیازمند رسیدگی است. دوم؛ پروندههای شکایت از رسانههای هشداردهنده بازخوانی شود تا مشخص شود این شکایتها بر چه مبنایی و به درخواست کدام مراجع طرح شده است. سوم؛ احیای واحد احراز هویت گمرک، پایان دادن به رویهٔ کارتهای بازرگانی یکبارمصرف و اجارهای و شفافسازی کامل سامانههای ارزی بدون وقفه اجرا شود. چهارم؛ استرداد داراییها و متهمان متواری با جدیت دیپلماتیک و قضایی دنبال شود، نه صرفاً با اعلام آمار.
افکار عمومی از نهاد نظارتی، گزارش آماری پس از وقوع نمیخواهد؛ سازوکاری میخواهد که پیش از وقوع، هشدار بدهد و اثر بگذارد. آنچه در این پرونده ثبت خواهد شد این است که هشدارها داده شده بود، مستندات منتشر شده بود و حتی مصادیق مشخص آن نیز اعلام شده بود؛ اما به نتیجهٔ عملی نرسید. این، سادهترین تعریف ترک فعل نظارتی است؛ ترک فعلی که هزینهٔ آن را امروز خانوارهای کمدرآمد این سرزمین در قیمت نان و دارو میپردازند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com
بر اساس قانون، مدیرکل صادرات گمرک ایران، به عنوان عالیترین مقام اجرایی در حوزه صادرات کشور، مسئولیتهای کلیدی زیر را بر عهده دارد که هر یک میتواند زمینهساز اتهامات جدی در پرونده تخلفات ارزی باشد:
مسئولیت اجرای قوانین و سیاستها: طبق ماده ۳ قانون امور گمرکی، گمرک موظف به «اعمال سیاستهای دولت در زمینه صادرات و واردات» و «اجرای قوانین و مقررات مربوط به تخلفات و قاچاق گمرکی» است. این یعنی ایشان مسئولیت مستقیم اجرای قوانین مرتبط با تعهدات ارزی را بر عهده داشته است.
مسئولیت نظارت و کنترل: گمرک به عنوان «مرزبان اقتصادی کشور»، وظیفه «کنترل و نظارت بر امر عبور کالا از قلمرو کشور» و «نظارت بر عملکرد» واحدهای خود را دارد. این نظارت باید بر فرآیندهایی مانند احراز هویت صاحبان کارتهای بازرگانی اعمال میشد.
مسئولیت در قبال آمار و اطلاعات: یکی از وظایف صریح گمرک، «جمعآوری، تجزیه و تحلیل و انتشار آمار میزان واردات و صادرات کالا» است. با توجه به اینکه مدیرکل صادرات، آمار را به بانک مرکزی اعلام میکرده، در صحت و دقت این آمارها نیز مسئول بوده است.
⚖️ مصادیق احتمالی «ترک فعل» و قصور
با توجه به این مسئولیتها و بر اساس گزارش بولتن نیوز، میتوان مصادیق زیر را برای قصور یا ترک فعل ایشان در نظر گرفت:
نقص در نظارت بر کارتهای بازرگانی: اگر استفاده از کارت بازرگانی یک فرد روستایی برای واردات ۷۰۰ دستگاه پورشه ممکن شده باشد، نشاندهنده نقص فاحش در فرآیندهای احراز هویت و کنترل در گمرک است. به عنوان مسئول نظارت، پاسخ به این سوال که چرا این نظارت صورت نگرفته، بر عهده ایشان است.
عدم اقدام در برابر هشدارها: با فرض اینکه خبرگزاری بولتن نیوز از سال ۱۳۹۵ هشدارهایی درباره این تخلفات منتشر کرده، وظیفه مدیرکل به عنوان مسئول اجرای قوانین، بررسی این هشدارها و اقدام برای رفع نقصها بوده است. تداوم تخلفات به مدت یک دهه، سوالات جدی درباره عملکرد ایشان ایجاد میکند.
مسئولیت در قبال آمار اعلامی: ایشان به عنوان مسئول اعلام آمار صادرات به بانک مرکزی، در قبال صحت و دقت این آمارها مسئول است. اگر این آمارها مبنای تصمیمگیریهای ارزی بوده و با واقعیت مطابقت نداشته، این موضوع میتواند به عنوان یک تخلف جدی تلقی شود.
عوامل تشدیدکننده مسئولیت
برخی ویژگیهای خاص، مسئولیت ایشان را سنگینتر میکند:
مدت طولانی تصدی: ۱۰ سال مدیریت در یک سمت کلیدی، به معنای آشنایی کامل با تمام رویهها، نقاط ضعف و هشدارهای موجود است. این طول مدت، بهرهبرداری از این موقعیت برای اصلاح سیستم را نه تنها یک وظیفه، بلکه یک انتظار معقول میسازد.
دسترسی به اطلاعات کلان: دسترسی به آمار ۱۰ ساله صادرات کشور، تصویر کاملی از روندها و تخلفات احتمالی در اختیار ایشان قرار میداده است. عدم واکنش به این دادهها، میتواند اتهام «علم به موضوع» را برای ایشان به همراه داشته باشد.
جمعبندی
با فرض وجود چنین شخصی، بر اساس چارچوب قانونی و شرح وظایف، ایشان به دلیل نقص در نظارت، عدم اجرای کامل قوانین، و بیتوجهی به هشدارها، در مرکز اتهامات مربوط به این پرونده قرار میگیرد. به عبارت سادهتر، سکوت و عدم اقدام ایشان در برابر تخلفاتی که در حوزه مسئولیت مستقیمش رخ میداده، میتواند مصداق بارز «ترک فعل» باشد؛ همان اتهامی که گزارش بولتن نیوز متوجه نهادهای نظارتی کرده است.
باید اقدامات اداره صادرات گمرک ایران را با عناوین مجرمانه مشخص در قوانین موضوعه تطبیق داد. بر اساس اطلاعات موجود در گزارش و قوانین مرتبط، تخلفات او را میتوان در چند سطح حقوقی-کیفری دنبال کرد.
۱. اخلال کلان در نظام اقتصادی کشور
این جرم که در قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور (مصوب ۱۳۶۹) تعریف شده، محکمترین عنوان کیفری برای این پرونده است. ماده ۱ این قانون مصادیق اخلال در نظام اقتصادی را برمیشمارد که حداقل دو بند آن به طور مستقیم با اقدامات منتسب به این مدیرکل مرتبط است:
• بند الف - اخلال در نظام ارزی: «اخلال در نظام پولی یا ارزی کشور از طریق قاچاق عمده ارز...». با توجه به اینکه آمار صادرات توسط این فرد به بانک مرکزی اعلام میشده، هر گونه نقص یا تحریف در این آمار که منجر به خروج غیرقانونی ارز یا عدمالنظارت بر تعهدات ارزی شده باشد، میتواند مصداق بارز اخلال در نظام ارزی تلقی شود.
• بند و - اخلال در نظام صادراتی: «اقدام باندی و تشکیلاتی جهت اخلال در نظام صادراتی کشور به هر صورت از قبیل تقلب در سپردن پیمان ارزی یا تأدیه آن و تقلب در قیمتگذاری کالاهای صادراتی...». اگر این فرد با سکوت یا اقدام خود زمینهساز سوءاستفاده از کارتهای بازرگانی و نقض تعهدات ارزی شده باشد، در تحقق این جرم نقش داشته است.
مجازات: بر اساس ماده ۲ این قانون، اگر این اقدامات «به قصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران» یا «در حد فساد فیالارض» باشد، مجازات اعدام دارد. در غیر این صورت، مجازات آن حبس از ۵ تا ۲۰ سال و ضبط کلیه اموال حاصل از جرم است.
۲. تحصیل مال از طریق نامشروع
ماده ۲ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری، این جرم را جرمانگاری کرده است. این ماده به طور خاص به مواردی اشاره دارد که با عملکرد مدیرکل قابل تطبیق است:
• سوءاستفاده از امتیازات خاص: این قانون هرگونه «سوء استفاده» از امتیازاتی را که به اشخاص خاص تفویض میشود (مانند جواز صادرات و واردات) جرم میداند. اگر این مدیرکل با سهلانگاری یا اقدام عمدی خود، زمینه سوءاستفاده از کارتهای بازرگانی را فراهم کرده باشد، در تحقق این جرم نقش داشته است.
• تحصیل مال از طریق غیرقانونی: بخش پایانی ماده، هرگونه تحصیل مال را که «طریق تحصیل آن فاقد مشروعیت قانونی بوده است» جرم میداند. با فرض اینکه این فرد به طور مستقیم یا غیرمستقیم از این موقعیت منفعتی کسب کرده، مشمول این عنوان خواهد شد.
مجازات: حبس از ۳ ماه تا ۲ سال یا جریمه نقدی معادل دو برابر مال به دست آمده، به علاوه رد اصل مال.
۳. ترک فعل و کمک به جرم (معاونت)
بر اساس تبصره ۲ ماده ۲ قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی، افرادی که به عنوان مسئول، از انجام وظیفه خود برای جلوگیری از جرم خودداری کرده یا «با سکوت خود به تحقق جرم کمک کنند»، معاون جرم محسوب میشوند.
این تبصره دقیقاً منطبق بر اتهام اصلی مطرح شده در گزارش بولتن نیوز است. به عنوان مدیرکل صادرات، وظیفه این فرد نظارت بر حسن اجرای قوانین در حوزه صادرات بوده است. اگر او با سکوت و عدم اقدام خود، زمینه را برای سوءاستفادههای گسترده ارزی و شکلگیری بدهی ۹۴ میلیارد یورویی فراهم کرده باشد، میتواند به عنوان معاون در این جرایم (که مجازات اصلی آنها تا اعدام است) تحت تعقیب قرار گیرد.
بررسی نهایی حقوقی
بر اساس مستندات و قوانین موجود، ابعاد حقوقی تخلفات منتسب به این مدیرکل را میتوان در سه سطح دستهبندی کرد:
عنوان حقوقی قانون مرجع مصداق رفتار منتسب مجازات احتمالی
اخلال کلان در نظام اقتصادی ماده ۱ (بند الف و و) قانون مجازات اخلالگران اخلال در نظام ارزی و صادراتی از طریق بیتوجهی به آمار و نظارت اعدام (در صورت احراز قصد ضربه زدن به نظام) یا حبس ۵ تا ۲۰ سال و ضبط اموال
تحصیل مال از طریق نامشروع ماده ۲ قانون تشدید مجازات... سوءاستفاده از موقعیت شغلی و امتیازات (کارتهای بازرگانی) حبس ۳ ماه تا ۲ سال یا جزای نقدی معادل دو برابر مال به دست آمده
معاونت در جرم (ترک فعل) تبصره ۲ ماده ۲ قانون مجازات اخلالگران سکوت و عدم اقدام برای جلوگیری از تخلفات با وجود مسئولیت نظارتی مجازات معاون جرم (متناسب با مجازات اصلی، تا اعدام)
نکته کلیدی در این تحلیل، تبصره ۲ قانون مجازات اخلالگران است که به صراحت، «سکوت» و «خودداری از انجام تکلیف» توسط مسئولان ذیربط را جرم انگاری کرده و آن را در حکم معاونت در جرم میداند. این دقیقاً همان نقطهای است که گزارش بولتن نیوز به عنوان «ترک فعل نظارتی» از آن یاد کرده و ابعاد حقوقی آن را بسیار فراتر از یک قصور اداری ساده نشان میدهد.
به این می گن ابر جرم در تاریخ عالم
باید کل گمرکات دنیا بیان یاد بگیرن چه جوری می شه خیلی راحت ساختار تجاری و اقتصادی یک کشور را آرام آرام در یک بازه 10 ساله آن هم بی سر و صدا از هم پاشیده کرد ،اگر در هر کشوری این اتفاق می افتاد حتی یک روز هم امانش نمی دادند چون این امر بازتاب در کل ساختار سیاسی داشته کسی که جرات چنین کاری را دارد نباید یک آدم ساده انگاشت چرا که توانست خیلی عادی در این 10 سال برخورد کند و ...
باید اقدامات اداره صادرات گمرک ایران را با عناوین مجرمانه مشخص در قوانین موضوعه تطبیق داد. بر اساس اطلاعات موجود در گزارش و قوانین مرتبط، تخلفات او را میتوان در چند سطح حقوقی-کیفری دنبال کرد.
۱. اخلال کلان در نظام اقتصادی کشور
این جرم که در قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور (مصوب ۱۳۶۹) تعریف شده، محکمترین عنوان کیفری برای این پرونده است. ماده ۱ این قانون مصادیق اخلال در نظام اقتصادی را برمیشمارد که حداقل دو بند آن به طور مستقیم با اقدامات منتسب به این مدیرکل مرتبط است:
• بند الف - اخلال در نظام ارزی: «اخلال در نظام پولی یا ارزی کشور از طریق قاچاق عمده ارز...». با توجه به اینکه آمار صادرات توسط این فرد به بانک مرکزی اعلام میشده، هر گونه نقص یا تحریف در این آمار که منجر به خروج غیرقانونی ارز یا عدمالنظارت بر تعهدات ارزی شده باشد، میتواند مصداق بارز اخلال در نظام ارزی تلقی شود.
• بند و - اخلال در نظام صادراتی: «اقدام باندی و تشکیلاتی جهت اخلال در نظام صادراتی کشور به هر صورت از قبیل تقلب در سپردن پیمان ارزی یا تأدیه آن و تقلب در قیمتگذاری کالاهای صادراتی...». اگر این فرد با سکوت یا اقدام خود زمینهساز سوءاستفاده از کارتهای بازرگانی و نقض تعهدات ارزی شده باشد، در تحقق این جرم نقش داشته است.
مجازات: بر اساس ماده ۲ این قانون، اگر این اقدامات «به قصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران» یا «در حد فساد فیالارض» باشد، مجازات اعدام دارد. در غیر این صورت، مجازات آن حبس از ۵ تا ۲۰ سال و ضبط کلیه اموال حاصل از جرم است.
۲. تحصیل مال از طریق نامشروع
ماده ۲ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری، این جرم را جرمانگاری کرده است. این ماده به طور خاص به مواردی اشاره دارد که با عملکرد مدیرکل قابل تطبیق است:
• سوءاستفاده از امتیازات خاص: این قانون هرگونه «سوء استفاده» از امتیازاتی را که به اشخاص خاص تفویض میشود (مانند جواز صادرات و واردات) جرم میداند. اگر این مدیرکل با سهلانگاری یا اقدام عمدی خود، زمینه سوءاستفاده از کارتهای بازرگانی را فراهم کرده باشد، در تحقق این جرم نقش داشته است.
• تحصیل مال از طریق غیرقانونی: بخش پایانی ماده، هرگونه تحصیل مال را که «طریق تحصیل آن فاقد مشروعیت قانونی بوده است» جرم میداند. با فرض اینکه این فرد به طور مستقیم یا غیرمستقیم از این موقعیت منفعتی کسب کرده، مشمول این عنوان خواهد شد.
مجازات: حبس از ۳ ماه تا ۲ سال یا جریمه نقدی معادل دو برابر مال به دست آمده، به علاوه رد اصل مال.
۳. ترک فعل و کمک به جرم (معاونت)
بر اساس تبصره ۲ ماده ۲ قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی، افرادی که به عنوان مسئول، از انجام وظیفه خود برای جلوگیری از جرم خودداری کرده یا «با سکوت خود به تحقق جرم کمک کنند»، معاون جرم محسوب میشوند.
این تبصره دقیقاً منطبق بر اتهام اصلی مطرح شده در گزارش بولتن نیوز است. به عنوان مدیرکل صادرات، وظیفه این فرد نظارت بر حسن اجرای قوانین در حوزه صادرات بوده است. اگر او با سکوت و عدم اقدام خود، زمینه را برای سوءاستفادههای گسترده ارزی و شکلگیری بدهی ۹۴ میلیارد یورویی فراهم کرده باشد، میتواند به عنوان معاون در این جرایم (که مجازات اصلی آنها تا اعدام است) تحت تعقیب قرار گیرد.
بررسی نهایی حقوقی
بر اساس مستندات و قوانین موجود، ابعاد حقوقی تخلفات منتسب به این مدیرکل را میتوان در سه سطح دستهبندی کرد:
عنوان حقوقی قانون مرجع مصداق رفتار منتسب مجازات احتمالی
اخلال کلان در نظام اقتصادی ماده ۱ (بند الف و و) قانون مجازات اخلالگران اخلال در نظام ارزی و صادراتی از طریق بیتوجهی به آمار و نظارت اعدام (در صورت احراز قصد ضربه زدن به نظام) یا حبس ۵ تا ۲۰ سال و ضبط اموال
تحصیل مال از طریق نامشروع ماده ۲ قانون تشدید مجازات... سوءاستفاده از موقعیت شغلی و امتیازات (کارتهای بازرگانی) حبس ۳ ماه تا ۲ سال یا جزای نقدی معادل دو برابر مال به دست آمده
معاونت در جرم (ترک فعل) تبصره ۲ ماده ۲ قانون مجازات اخلالگران سکوت و عدم اقدام برای جلوگیری از تخلفات با وجود مسئولیت نظارتی مجازات معاون جرم (متناسب با مجازات اصلی، تا اعدام)
نکته کلیدی در این تحلیل، تبصره ۲ قانون مجازات اخلالگران است که به صراحت، «سکوت» و «خودداری از انجام تکلیف» توسط مسئولان ذیربط را جرم انگاری کرده و آن را در حکم معاونت در جرم میداند. این دقیقاً همان نقطهای است که گزارش بولتن نیوز به عنوان «ترک فعل نظارتی» از آن یاد کرده و ابعاد حقوقی آن را بسیار فراتر از یک قصور اداری ساده نشان میدهد.
کمبود و یا فقدان نیرو های زبده ، بکارگیری ، جذب و استخدام افرادعیر حرفه ای از طریق توصیه ها و رانت های سیاسی (بدون طی مراحل گزینش های علمی و تجربی )، انتخاب ، ارتقا و انتصابات بناحق ، نصب افراد غیر حرفه ای و بعضا افرادی که ولو یک روز هم سابقه حضور و اشتغال در این سازمان های حرفه ای نداشته اند در مصادر و ارکان سازمان که اصولا موجب سرخوردگی نیروهای کارامد و در نهایت ترک سازمان حتی به قیمت خانه نشینی می شود
کثرت قوانین ، مشبک ، متعارض ، متضاد بودن ، مشحون از الفاظ کشدار و قابل تفسیر و مصادره به رای (که همواره دست مایه رانت خواران ، مفسدین ،غارت گران اموال عمومی است ) و زمینه را برای سوءاستفاده مهیا می سازد
از عواملی هستند که شرایط را برای چپاول افراد سودجو ، رانت خوار فراهم می آورد.
تذکار
نگارند در طرح این مطالب کلی که امروزه مبتلابه قریب به اتفاق سازمان های اداری و دولتی است هر گز قصد نا دیده گرفتن تلاش ها و مساعی مخلصانه سازمان بازرسی کل کشور( که امروزه برخلاف دیوان محاسبات کشور پیشران مبارزه با مفاسد پولی ، مالی ، اقتصادی است ) نداشته و قدردان حمیت وصف ناپذیر عوامل آن سازمان نظارتی است که جسورانه پرده از حرکات زیرآبی و مرموز شبکه نفوذ ، رانت و فساد می درد.
جناب آقای دکتر عارف راعرض می کنم .
معظم له همزمان در راس معاونت اولی دولت ، رئیس ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی کشور ( بالاترین شان نظارتی کشور )هم هستند .
انتظار دلسوزان و مردم آن بود و هست که ایشان در این مدتی که موضوع ****94 میلیارد تعهدات ارزی رفع نشده **** نقل محافل داخلی و خارجی شده حرفی بزنند ، اقدامی بکنند و دستوری بدهند که مع الاسف شاهد آن نیستیم .