کد خبر: ۸۹۱۰۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

پروژه 6 مرحله‌اي اوباما براي جنگ درجهان

شیوه های جنگی آمریکا در حال تغییر چهره است. دیگر، تهاجم های گسترده نظامی که رد پای مشخصی از مهاجم به جای بگذارند، به فراموشی سپرده شده و طراحان پروژه های نظامی به عملیات های ویژه ای فکر می کنند.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»؛ يكي از نيروهاي عمليات ويژه ناوگان دريايي آمريكا صحنه اي از مانور 15 تن از نيروهاي اين ناوگان مستقر در آب هاي ساحلي كره جنوبي موسوم به مانور «بچه عقاب 2012» را طوري توصيف مي كند كه صحنه هاي آن در نگاه اول شايد مانند يك فيلم هاليوودي به نظر برسد. كماندوهاي تا به دندان مسلح نيروي دريايي آمريكا كه در هنگام انجام تمرين هاي نظامي طي يك عمليات سريع قادرند از هليكوپترهايي كه بر فراز ناوها در پروازند،‌ به عرشه كشتي بپرند و به صورت منظم و سيستماتيك به ادامه عمليات خود بر روي عرشه ادامه دهند.
 
در توصيف اين عامل نيروي دريايي آمريكا آمده است كه بخشي از نيروهاي حاضر در اين عمليات آماده سازي، متعلق به نيروهاي دريايي ويژه كره جنوبي بوده اند كه اين نشان مي دهد مانور مذكور بخشي از يك مانور مشترك چند مليتي تحت نظر ايالات متحده بوده است. گفته مي شود اين مانور مدلي براي يك محور مهم نظامي آمريكاست كه كاملا شناخته شده بوده و از خاورميانه تا آسيا را دربرمي گيرد. در اين مدل بيش از دويست تفنگدار به استراليا فرستاده مي شوند، يك ناوگان ساحلي آمريكا در سواحل سنگاپور مستقر مي شود،‌ ارتباطات نظامي هند و ويتنام تقويت مي شود و در نهايت بخش عمده ناوگان دريايي آمريكا تا انتهاي دهه جاري به حوزه پاسيفيك منتقل مي گردد.
 
توصیفاتی از این دست نشان می دهد شیوه های جنگی آمریکا در حال تغییر چهره است. دیگر، تهاجم های گسترده نظامی که رد پای مشخصی از مهاجم به جای بگذارند، به فراموشی سپرده شده و طراحان پروژه های نظامی به عملیات های ویژه ای فکر می کنند که از سویی به تلاش برای بیشترین استفاده از امکانات و موقعیت های موجود خود می پردازد و از سوی دیگر به دنبال آموزش دادن نیروهای متحد خود و جنگ کردن در کنار آنها در نقاط حساس سراسر دنیاست.
 
همراه با این اقدامات، کسانی هستند که عملیات های ویژه را هدایت می کنند و همچنین نیروهای مذکور را آموزش می دهند و البته در انتظار بودجه و حمایت های بیشتری هستند تا نظامی سازی عملیات های اطلاعاتی و جاسوسی را به جریان بیندازند، از هواپیماهای بدون سرنشین در برنامه های خود استفاده کنند، حملات سایبری را راه اندازی کنند و نهایتا اینکه عملیات های مربوط به پنتاگون را با سازمان های وابسته به دولت های مدنی نیز ارتباط دهند.
 
این موارد به کرات در رسانه ها ذکر می شوند اما اینکه این ها چگونه می توانند با چهره جدید آمریکا به عنوان یک قدرت جهانی سازگار شوند، غالبا از نظرها دور می ماند. علاوه بر این، اظهارات رسانه ای در این باره چیزی در مورد پروژه جدید اوباما که یک پروژه شش مرحله ای برای جنگ در قرن بیست و یک به شیوه جدید آمریکایی است، چیزی نمی گویند. پروژه ای که دولت اوباما در حال حاضر به دقت در حال توسعه و تکمیل آن است.
 
شکل گیری سریع
 
ارتش آمریکا سال های طولانی از مفهوم «اتصال» صحبت کرده و آن را ستایش و ترویج کرده است. فرود آمدن یک هلیکوپتر نظامی آمریکایی در ناوگان کره ای که ذکر آن رفت، نمونه ای از تحقق همین مفهوم است. به این مفهوم می توان به عنوان شکل گیری سریع فکر کرد، که بیانگر یک گونه جنگ سازمانی است.
 
در این نوع طراحی برای جنگ، پنتاگون تسلط خود بر حوزه های مختلف را با سازمان های دولتی دیگر از جمله سیا، وزارت امور خارجه و سازمان مبارزه با مواد مخدر ترکیب کرده و بدین ترتیب ماموریت این سازمان ها در سراسر دنیا با یکدیگر همپوشانی پیدا می کند. دو عنصر اصلی در طرح های پنتاگون عبارتند از تکنولوژی بالا و نیروهای عملیات سریع. البته باید گفت که تلاش برای تحقق این مفهوم در شهر های عراق در زمان حمله نظامی آمریکا صورت ظالمانه خود را نشان داد و پس از آن نیز آمریکایی ها سعی کردند همین مسیر را در جنگ افغانستان ادامه دهند که البته در آنجا نیز با بن بست مواجه شدند. این دو مورد ویژه و اخیر از جنگ های آمریکا در جهان ثابت کرد که آمریکا از پیروزی در جنگ های زمینی با قلمرو گسترده ناتوان است و بنابراین هدایت کنندگان پروژه های نظامی در ایالات متحده به این نتیجه رسیدند که از جنگ هایی به این شیوه اجتناب کنند.
 
ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری اوباما عملیات نظامی متعددی را راه اندازی کرده و توسعه داده است. اکثر این عملیات ها ترکیبی از اصول شش گانه جنگ آمریکا در قرن بیست و یک را به کار می گیرند. جنگ آمریکا در پاکستان را می توان نمونه از این فرمول اوبامایی در نظر گرفت. در زمان بوش عملیات ترور به وسیله هواپیماهای بدون سرنشین و با حمایت کماندوها انجام می شد اما این عملیات ها گسترش یافته و به جایی رسیده است که می توان آن را یک جنگ رباتیک تمام عیار خواند. اکنون عملیات هایی که برای ترور اعضای وابسته به القاعده در خاک پاکستان صورت می گیرد، با حمله هواپیماهای بدون سرنشین و با حمایت هلیکوپترها و گروه های مرگ مربوط به سازمان سیا انجام می شود. قتل بن لادن نمونه ای از این نوع عملیات هاست.
 
لئون پانتا، وزیر دفاع آمریکا، در ماه آوریل گذشته از تشکیل یک آژانس جاسوسی شبیه سیا در داخل پنتاگون خبر داد که به سرویس دفاعی مخفی موسوم است. روزنامه واشنگتن پست در این باره نوشت که هدف از تشکیل این آژانس توسعه اقدامات جاسوسی پنتاگون به خارج از قلمرو مناطق جنگی است. این روزنامه همچنین در تحلیل روند همگرایی بیشتر ماموریت های پنتاگون و سیا نیز نوشت که این روند در مورد سازمان های رده بالای دیگر نیز آشکار است. مثلا وزارت خارجه آمریکا برای اینکه در این مورد از پنتاگون و سیا عقب نماند، اقدام به ایجاد یک سرویس در درون خود موسوم به صندوق امنیت جهانی کرد. فعالیت های این سرویس در این جهت بود که مشخص کند آمریکا چگونه می تواند به اهداف خود در سراسر دنیا از طرق نظامی دست یابد. عملیات های نظامی آمریکا در یمن و شاخ آفریقا نمونه ای است که نتیجه این اقدامات است.
 
در تمام این موارد ذکر شده، یک نکته روشن است و آن اینکه اقدامات جنگ طلبانه آمریکا عمیقا به سمت ماموریت های مخفی هدایت می شوند بنابراین می توان گفت انتظار می رود سازمان های متعدد نظامی، جاسوسی و حتی مدنی آمریکایی در آینده عملیات های مخفی بیشتر و در نقاط مختلف دنیا اجرا کند.
 
سایه روشن آفریقا
 
یکی از مهم ترین مناطقی که پنتاگون برای انجام عملیات های مخفی در سال های آینده در نظر دارد، آفریقاست. این عملیات ها در زمان ریاست جمهوری اوباما بسیار پرشتاب تر و گسترده تر از زمان ریاست جمهوری بوش اجرا شده اند. مداخله نظامی ناتو در لیبی در سال گذشته میلادی، عملیات چند جانبه ماموران مخفی پنتاگون وسیا بر علیه گروه های بنیادگرا در سومالی، عملیات های ویژه نیروهای اعزامی پنتاگون در اوگاندا، سودان جنوبی و کنگو نیز عملیات هایی از این نوع بوده اند که به دنبال گسترش سریع نفوذ واشنگتن در قاره آفریقاست. ایالات متحده همچنین در حال آموزش و تجهیز نظامیان در الجزایر، نیجر، چاد، تونس، موریتانی، بورکینافاسو است و همینطور مرکز فرماندهی ایالات متحده در آفریقا 14 برنامه آموزشی مرتبط با هم برای سال 2012 در نظر دارد که قراراست در کشورهای مراکش، کامرون، گابن، بوتسوانا، آفریقای جنوبی، سنگال و نیجریه که به پاکستان افریقا معروف شده است، اجرا شود.
 
بازگشت به حیات خلوت
 
شرایط کنونی نشان می دهد آمریکا به منطقه کارائیب به عنوان حیات خلوت خود و همچنین به عنوان وسیله ای برای مداخله در آمریکای جنوبی نگاه می کند و در این جهت مداخلات بسیار جدی در منطقه مذکور صورت داده است. اخیرا دولت اوباما برای بکارگرفتن فرمول جدید خود عملیات ها را به جنوب مرزها کشانده است. پنتاگون برای مبارزه با مافیاهای بین المللی قاچاق مواد مخدر در قاره آمریکا عملیات های هواپیماهای بدون سرنشین خود را به عمق خاک مکزیک کشانده است. ایالات متحده در هندوراس نیز به دنبال اجرای چنین عملیات هایی است. ايالات متحده در نقاط مختلف منطقه كارائيب و آمريكاي لاتين اقدام به ترتيب دادن عمليات هاي نظامي آموزشي توسط نيروهاي عمليات ويژه مي كند؛ از جمله گويان،‌ گواتمالا،‌ جمهوري دومينيكن، السالوادور، پرو،‌ پاناما و مهم تر از همه این ها كلمبيا است كه گزارش ها حاكي از كسب توافق براي انجام 19 عمليات با ارتش اين كشور است.
 
همچنان در مركز خاورميانه
 
با وجود اینکه جنگ آمریکا در عراق و لیبی پایان یافته است، نیروهای آمریکا و ناتو در آینده نزدیک از افغانستان خارج می شوند و با وجود اینکه طرح های مربوط به امنیت ملی ایالات متحده در آسیا با تبلیغات و تاکیدات رسانه ای فراوان همراه بوده اند، اما واشنگتن هنوز به هيچ صورت از طرح خاورميانه بزرگ صرف نظر نكرده است. آمريكا علاوه بر ادامه عمليات های خود در افغانستان، همچنان به دنبال آموزش و تعليم نيروهاي متحد، ايجاد پايگاه هاي نظامي و مبادله سلاح در منطقه خاورميانه است كه اين سلاح ها از آمريكا خريداري شده و به نقاط مختلف در خاورمیانه از جمله يمن و بحرين منتقل مي شوند. در واقع مي توان گفت يمن مانند همسايه خود سومالي كه در ساحل خليج عدن واقع است،‌ تبديل به آزمايشگاهي براي آزمودن برنامه هاي نظامي اوباما شده است.آمریکا نوعي از جنگ با نيروهاي «عمليات ويژه سياه» كه ماموريت آنان ويژه كشتن و اسير كردن است،‌ را راه انداخته كه ماموريت آنان شبيه نيروهاي دلتا است،‌ اما در اين ميان نيروهاي موسوم به «عملیات ویژه سفيد» مامور آموزش دادن نيروهاي بومي در منطقه هستند و در كنار آنان هواپيماهاي بدون سرنشين به حملات خود براي كشتن اعضاي شاخص القاعده مي پردازند كه همه اينها ممكن است از طريق يك هواپيماي سرنشين دار جاسوسي فوق سري پشتيباني شوند.
 
خاورميانه همچنين به طور متمايزي تبديل به تابلوی منطقه اي براي اشكال در حال ظهور پروژه اوباما شده است: این پروژه عبارت است از اقدام در جهت جنگ سايبري. اظهارات اخير كلينتون درباره شيوه جديد آمريكايي ها براي جنگ حاكي از همين پروژه است. وي اخيرا خطاب به عوامل اينترنتي القاعده در يمن گفته بود كه نيروهاي جنگ سايبري آمريكا در حال صورت دادن حملات سايبري باقدرتي عليه آنان هستند.
 
اخيرا خبرهایی نیز از انتشار ويروسهايي كه سايت هاي هسته اي در ايران را هدف قرارداده و توسط سيا و پنتاگون طراحي شده بود نيز،‌ منتشر شد. اگرچه ممكن است شيوه جديد جنگ امريكايي يعني حملات سايبري در زمان بوش آغاز شده باشد،‌اما شكي نيست كه دولت اوباما اين نوع حملات را تسريع كرده و گسترش داده است.
 
از نزدیک شدن به آتش تا آتش سوزي
 
دولت اوباما،‌ از مركز آمريكای جنوبي گرفته تا آفريقا،‌ خاورميانه و آسيا در حال كاركردن بر روي فرمول خود براي شيوه جديد آمريكايي براي جنگ است. متعاقب آن پنتاگون به همراه متحدان خود در حال بررسي هر چيزي اعم از اصول مربوط به جنگ مستعمراتي تا آخرين تكنولوژي هاي پيشرفته جديد است. اكنون ايالات متحده قدرتي است كه تجربه ده سال شكست در جنگ را با خود دارد،‌ لنگ لنگان با بحران اقتصادي جهان پيش مي رود،‌ از وجود كهنه سربازاني كه در جنگ هاي افغانستان و عراق شركت داشته اند،‌ اشباع شده است و از كمبود بودجه هاي خدماتي سرويس هاي نظامي كه بسيار بالا هستند،‌رنج مي برد. تركيب موجود از عمليات هاي ويژه، هواپيماهاي بدون سرنشين، عمليات هاي جاسوسي، سربازان غيرنظامي و... تعجب آور نيست.
 
اينها شايد در نگاه اول نوشدارويي براي بيماري امنيت ملي آمريكا به نظر بيايد. اما شايد واقعيت چيز ديگري باشد. پروژه جديد اوباما براي جنگ در جهان به دنبال گذاشتن كمترين رد پا در جنگ ها بوده و حتي به دنبال جذاب تر و ساده تر كردن جنگ است،‌ اما برخي كارشناسان نظامي در آمريكا مي گويند شايد مسئله به اين سادگي نيز نباشد.
 
در مجموع،‌ شيوه جديد آمريكايي براي جنگ پتانسيل زيادي براي مواجهه با چالش هاي پيش بيني نشده و مقاومت هاي ادامه دار دارد. شروع كردن و يا بازي كردن با آتش جنگ مي تواند به صورت هاي محتمل مختلف منجر به گسترش آتش جنگ شود به گونه اي كه نتوان آن را فرونشاند. اشتغالات نظامي و شعله هاي جنگ بنابر طبيعت شان تمايل به گسترش دارند. اقدامات نظامي همواره منجر به عواقب پيش بيني نشده مي شوند.
 
كساني كه در اين مسئله ترديد دارندكافي است نگاهی به اتفاقات سال 2001 بيندازند. زماني كه سه حمله با تكنولوژي پايين در يك روز منجر به گسترش بيش از يك دهه جنگ به سراسر دنيا شد،‌ و پاسخ به آن كه به صورت حمله به افغانستان بود،‌ به گسترش جنگ به پاكستان انجاميد و انحراف آن به عراق و از آنجا به سومالي و يمن و جاهاي ديگر منتهي شد. اكنون كهنه سربازان اين جنگ ها خود را در موقعيتي مي بينند كه ناچارند همان اقدامات را در نقاطي ديگر مانند مكزيك،‌ هندوراس، جمهوري آفريقاي مركزي و كنگو تكرار كنند. از زماني كه از جنگ جهاني در سال 1945 بدون كسب پيروزي خارج شده است تجربيات تاريخي نشان مي دهند آمريكا توانايي زيادي براي بردن جنگ ها ندارد. جنگ هاي افغانستان، ‌عراق و ويتنام با تمام تفاوت هايي كه داشته اند،‌ پيش از آنكه گسترش يافته و تخريب كننده شوند،‌ قرار بود در مقياس نسبتا كوچكي انجام شوند.
 
به جرات می توان گفت که طرح اوباما براي شيوه جديد جنگ نيز نمي تواند مستثني از اين ها باشد. آنچه که امروز شبیه فرمولی برای پروژه قدرتمند و آسان آمریکا به نظر می رسد، آمریکا را به قیمت ارزانی از منافع قدرت طلبانه اش دور کرده و می تواند به زودی ثابت کند که یک فاجعه است و البته این فاجعه پیش از آنکه خیلی دیر شده باشد، ظاهر نمی شود.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین