رصد اقتصاد معدن ایران با بولتن نیوز: دلار جهشزده، برق قطع، مس نجاتبخش؛ روزی که اقتصاد معدن ایران روی لبه تیغ راه میرود
گروه اقتصادی: بازار ارز ایران در هفتهای که گذشت شتابی گرفت که کمتر فعال اقتصادی انتظارش را داشت. دلار آزاد از محدوده ۱۶۱ هزار تومان در ابتدای هفته به کانال ۱۷۴ هزار تومان رسید؛ جهشی نزدیک به هشت درصد در کمتر از یک هفته که ریشه در تشدید تنشهای منطقهای، تحولات تنگه هرمز و فضای مبهم مذاکرات دوحه دارد. برای بخش معدن و صنایع معدنی، بخشی که نزدیک به یکچهارم ارزش بازار سرمایه کشور را تشکیل میدهد و بیش از سیزده میلیارد دلار صادرات سالانه رقم میزند، این نوسان یک شمشیر دو لبه است.
به گزارش بولتن نیوزاز یک سو، شرکتهای صادراتمحور معدنی -بهویژه در زنجیره مس، فولاد و آلومینیوم- از رشد نرخ ارز در دفاتر حسابداری خود سود میبرند، چرا که درآمد دلاری آنها به ریال بیشتری تبدیل میشود. از سوی دیگر، همین صنایع درگیر یکی از سختترین فصلهای انرژی در تاریخ اخیر خود هستند؛ قطعی برق که امسال از فروردینماه و زودتر از هر سال دیگری آغاز شد، اکنون برخی واحدهای فولادی را به فعالیت با تنها بیست درصد ظرفیت اسمی رسانده است.
میان این دو نیرو -سود ارزی و زیان انرژی- تصویر امروز اقتصاد معدن ایران شکل میگیرد؛ تصویری که در آن مس همچنان نقش لنگر صادراتی کشور را ایفا میکند، اما رکود ساختمانی و افت هشتاد درصدی صادرات سنگهای تزئینی نشان میدهد که همه زیرمجموعههای این بخش از یک سرنوشت برخوردار نیستند.
دلار در مدار صعود؛ چرا معدن اینبار برنده به نظر میرسد؟
نرخ دلار آزاد در روزهای اخیر تحت تأثیر مستقیم تحولات ژئوپلیتیکی حرکت کرده است؛ از افزایش تنش در تنگه هرمز و گزارشهای مربوط به عبور محدودتر کشتیهای تجاری، تا اخبار مربوط به آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران و ادامه گفتوگوهای غیرمستقیم در دوحه. نتیجه این ترکیب، نوسانی شدید و جهتدار به سمت افزایش بوده است.
برای شرکتهای بزرگ معدنی که بخش عمده درآمدشان از صادرات و به ارز است، این جهش به معنای بهبود صورتهای مالی ریالی است. ملی مس ایران، بهعنوان بزرگترین بازیگر این حوزه، بهتازگی اعلام کرده تعهدات ارزی خود را نزد بانک مرکزی بهطور کامل تسویه کرده و تأکید کرده ارز حاصل از صادرات را همواره از مسیرهای رسمی عرضه کرده است؛ اعلامی که در شرایط حساس کنونی، هم پیام اطمینان به بازار میدهد و هم تلاشی است برای مصونماندن از فشارهای نظارتی که این روزها بر شرکتهای صادراتی سنگینتر شده است.
اما این تصویر برای همه زیرشاخههای معدن یکسان نیست. صنایعی که ورودیهای وارداتی دارند -از قطعات یدکی ماشینآلات معدنی تا برخی مواد اولیه فرآوری- با جهش دلار، هزینه تمامشده بالاتری را تجربه میکنند. به بیان دیگر، رشد نرخ ارز برای صادرکننده خالص مثل مجتمعهای بزرگ مس و فولاد یک نعمت، و برای واحدهای کوچکتر و وارداتیمحور یک تهدید جدی است.
بحران انرژی؛ وقتی برق زودتر از همیشه قطع میشود
اگر دلار امسال داستان تازهای نیست، بحران انرژی روایتی است که هر سال تلختر تکرار میشود. برخلاف سالهای گذشته که محدودیت برق صنایع از خردادماه آغاز میشد، امسال از همان فروردینماه محدودیتها شروع شد؛ نشانهای از تشدید ناترازی تولید و مصرف برق در مقیاسی که دیگر قابل مدیریت با راهکارهای فصلی نیست.
کارشناسان صنعت فولاد میگویند برخی واحدهای بزرگ -بهویژه در استانهای صنعتی مانند آذربایجان شرقی و خوزستان- اکنون تنها با حدود بیست درصد ظرفیت اسمی فعالیت میکنند. نمایندگان مجلس نیز هشدار دادهاند که یکی از بزرگترین واحدهای فولادی کشور دستکم چهار ماه از سال را با قطعی برق سپری میکند. برآوردهای رسمی نشان میدهد ناترازی برق و گاز تاکنون به کاهش نزدیک به هفت میلیارد دلاری در تولید صنعتی کشور منجر شده است.

نکته تلختر اینجاست که این محدودیتها همزمان شده با ثبات چهارساله قیمت داخلی سنگآهن در حالیکه هزینههای تولید نزدیک به چهار برابر شده است. برای معادنی مانند سنگان که یکسوم خوراک زنجیره فولاد کشور را تأمین میکنند، این ترکیب -قیمت ثابت، هزینه صعودی، برق ناپایدار- میتواند به تدریج توجیه اقتصادی تولید را از بین ببرد.
تحلیل اختصاصی: آنچه این بحران را از دورههای مشابه گذشته متمایز میکند، همزمانی آن با فرصت طلایی صادراتی در بازار جهانی مس و رشد قیمتهای جهانی فلزات است. به بیان ساده، ایران در لحظهای که میتوانست بیشترین بهره را از قیمتهای بالای جهانی ببرد، به دلیل محدودیت زیرساخت انرژی، بخشی از این فرصت را از دست میدهد. این همان شکافی است که تحلیلگران آن را «هزینه فرصت انرژی» مینامند؛ ریالی که هرگز به خزانه صادراتی کشور نمیرسد، نه به دلیل نبود تقاضای جهانی، بلکه به دلیل نبود برق کافی برای تولید.
مس؛ ستون نجات صادرات معدنی
در میان همه چالشها، مس همچنان روایت متفاوتی از خود به نمایش میگذارد. قیمت جهانی این فلز در بورس فلزات لندن این روزها در محدوده سیزده هزار و سیصد دلار در هر تن معامله میشود؛ رقمی که نسبت به سه ماه پیش بیش از هشت درصد رشد نشان میدهد و تنها حدود شش درصد پایینتر از سقف تاریخی ثبتشده در اردیبهشتماه امسال است.
این روند برای ایران اهمیت راهبردی دارد. کلاستر سرچشمه، بهعنوان بزرگترین ذخیره اکتشافی مس کشور، طی سال اخیر رشد ۹.۹ درصدی ذخایر قابل طراحی خود را تجربه کرده و به هفت میلیارد تن رسیده است. سهم مس از کل حفاریهای اکتشافی سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی نیز به ۷۵ درصد رسیده؛ رقمی که نشان میدهد سیاستگذار معدنی کشور عملاً روی این فلز بهعنوان محور راهبردی آینده صادرات شرطبندی کرده است.
آمار چهار ماهه نخست سال گذشته نیز این روایت را تأیید میکند: صادرات بخش معدن و صنایع معدنی در آن بازه به بیش از ۴.۱ میلیارد دلار رسید که سهم قابل توجهی از آن به زنجیره فولاد، آلومینیوم و مس اختصاص داشت. با این حال، مقایسه ارزش و تناژ نشان میدهد صادرات از نظر وزنی رشد کرده اما از نظر ارزش دلاری اندکی کاهش یافته؛ نشانهای از افت نسبی قیمتهای فروش یا تغییر ترکیب محصولات صادراتی به سمت کالاهای کمارزشتر.
تحلیل اختصاصی: برای سرمایهگذار داخلی، این ترکیب -رشد ذخایر، رشد قیمت جهانی، اما رشد کندتر ارزش صادراتی- به این معناست که گلوگاه اصلی دیگر در معدن یا ژئولوژی نیست، بلکه در فرآوری، لجستیک و زیرساخت صادراتی است. به بیان دیگر، ایران مواد خام کافی در اختیار دارد؛ آنچه کم دارد ظرفیت تبدیل این مواد به محصول باارزشتر پیش از خروج از مرزهاست.
رکود ساختمانی، قربانی خاموش بخش معدن
اگر مس و فولاد در کانون توجه رسانهای قرار دارند، بخش سنگهای ساختمانی روایت غمانگیزتری دارد که کمتر دیده میشود. رئیس خانه معدن ایران اعلام کرده صادرات سنگ ساختمانی طی دو سال گذشته با افت هشتاد درصدی مواجه شده؛ از رقمی در محدوده پانصد تا هفتصد میلیون دلار در هفت سال قبل، به تنها ۱۶۰ میلیون دلار در دو سال اخیر. علت اصلی این افت را میتوان در توقف گسترده ساختوساز داخلی و عدم تعریف بازارهای هدف صادراتی جدید جستوجو کرد. بیش از هزار و هفتصد معدن بزرگ شن و ماسه و تعداد مشابهی معدن سنگ ساختمانی هماکنون عملاً متوقف شدهاند.
این بخش نمونهای روشن از آن است که رونق در یک زیرشاخه معدن -مانند مس یا فولاد- نمیتواند رکود در زیرشاخهای دیگر را جبران کند. سرمایهگذاری که بهدنبال ورود به بخش معدن است، باید میان زنجیرههای صادراتمحور جهانی (مس، فولاد، آلومینیوم) و زنجیرههای وابسته به تقاضای داخلی (سنگ ساختمانی، شن و ماسه) تمایز روشنی قائل شود؛ چرا که مسیر ریسک و بازده در این دو گروه کاملاً متفاوت است.
سناریوهای پیش رو
با توجه به مسیر کنونی، سه سناریو برای هفتهها و ماههای آینده بخش معدن قابل تصور است:
سناریوی نخست، تداوم روند فعلی است: دلار در مسیر صعودی باقی میماند، قیمتهای جهانی فلزات در محدوده فعلی نوسان میکنند و بحران انرژی همچنان بدون راهحل ساختاری ادامه مییابد. در این حالت، شرکتهای صادراتمحور بزرگ سودآوری ریالی خود را حفظ میکنند اما تولید واقعی و اشتغال در واحدهای کوچکتر آسیب میبیند.
سناریوی دوم، بهبود نسبی است که در صورت کاهش تنشهای منطقهای و ثبات نسبی بازار ارز، همراه با اجرای برنامههای اعلامشده ایمیدرو برای بازگشت به اساسنامه توسعهای خود، میتواند به آزادسازی بیشتر پهنههای اکتشافی و جذب سرمایهگذاری خصوصی -که سالانه نیازمند سی میلیارد دلار برآورد شده- منجر شود.
سناریوی سوم، بدبینانهترین حالت، تشدید تحریمهای عملی یا نظارتی بر تراکنشهای ارزی صادرکنندگان معدنی است؛ وضعیتی که با توجه به تأکید اخیر ملی مس بر شفافیت تعهدات ارزی خود، نشان میدهد این ریسک از هماکنون در محاسبات شرکتهای بزرگ لحاظ شده است.
شاخصهای روز اقتصاد معدن ایران
|
روند |
عدد (از ۱۰۰) |
شاخص |
|
ثابت با گرایش صعودی بهواسطه ذخایر مس |
۵۸ |
جذابیت سرمایهگذاری معدن |
|
افزایشی، بهدلیل ابهام قانون معادن و اساسنامه ایمیدرو |
۶۷ |
ریسک سیاستگذاری |
|
بحرانی و رو به افزایش |
۸۲ |
ریسک انرژی |
|
خنثی، وابسته به سیاست ارزی |
۵۰ |
تامین مالی |
|
مثبت برای مس و فولاد، منفی برای سنگ ساختمانی |
۶۰ |
صادرات |
|
مثبت، نزدیک به سطوح بالای تاریخی |
۶۵ |
بازار جهانی فلزات |
|
محتاطانه، تحت تأثیر تنشهای منطقهای |
۴۵ |
اعتماد سرمایهگذاران |
امتیازدهی نهایی
وضعیت کل بخش معدن: خنثی رو به مثبت
وضعیت بازار جهانی فلزات: مثبت
وضعیت سرمایهگذاری: خنثی
وضعیت تامین مالی: خنثی
سطح ریسک کل: بالا
جمعبندی پایانی
اگر امروز فقط یک نکته از این گزارش باید به خاطر سپرده شود، آن نکته این است: بخش معدن ایران در نقطهای ایستاده که فرصت جهانی -قیمتهای بالای فلزات و ذخایر رو به رشد مس- با محدودیت داخلی -بحران زودهنگام انرژی و بیثباتی ارزی- در حال رقابت است، و تا زمانی که زیرساخت برق و سیاست ارزی کشور با سرعت رشد فرصتهای صادراتی هماهنگ نشود، بخش قابل توجهی از این فرصت طلایی، صرفاً روی کاغذ باقی خواهد ماند.
خروجی نهایی
● مهمترین فرصت روز: رشد ذخایر و قیمت جهانی مس، همراه با ورود احتمالی سرمایه خارجی در صورت کاهش تنشهای منطقهای
● مهمترین تهدید روز: تعمیق بحران برق در فصل تابستان و افت ظرفیت واقعی تولید فولاد
● مهمترین ریسک سیاستی: ابهام در بازگشت ایمیدرو به اساسنامه توسعهای و تأخیر در اصلاح قانون معادن
● مهمترین متغیر برای رصد فردا: مسیر نرخ دلار در پی تحولات مذاکرات دوحه و وضعیت تنگه هرمز
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com