«پارسه» را از ایران گرفتند و «پرسپولیس» را به جهان فروختند
گروه سیاسی،تاریخ ایران بارها هدف بازنویسی، تحریف و مصادره فرهنگی قرار گرفته است. یکی از آشکارترین نمونههای این روند را میتوان در سرنوشت «پارسه» مشاهده کرد؛ شهری که داریوش بزرگ در سال ۵۱۸ پیش از میلاد بنیان نهاد و خشایارشا و اردشیر یکم آن را گسترش دادند تا به نماد شکوه، نظم اداری، هنر، معماری و اقتدار سیاسی ایران تبدیل شود.
به گزارش بولتن نیوز، پارسه نزدیک به دو قرن قلب تپنده امپراتوری هخامنشی بود. در آیینهای نوروزی، نمایندگان ساتراپیهای مختلف از سراسر قلمرو ایران با هدایای ارزشمند در این مجموعه گرد هم میآمدند و وفاداری خود را به شاهنشاهی ایران اعلام میکردند. نقشبرجستههای باقیمانده در تخت جمشید هنوز هم این شکوه بینظیر را به تصویر میکشند؛ تصویری از همزیستی ملتها زیر پرچم تمدن ایرانی.
اما این شکوه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد با حمله اسکندر مقدونی با آتش و ویرانی روبهرو شد. بسیاری از مورخان این اقدام را نه یک عملیات نظامی، بلکه تلاشی نمادین برای نابودی مرکز هویت و اقتدار ایران باستان دانستهاند. با وجود این، آنچه از آتش اسکندر جان سالم به در برد، سنگهای پارسه نبود؛ بلکه حافظه تاریخی ملت ایران بود.
منتقدان معتقدند که پس از شکست نظامی ایران، نبرد فرهنگی آغاز شد. در این نبرد، نامها، روایتها و نمادهای ایرانی به تدریج جای خود را به تعابیر یونانی و غربی دادند. از همین رو، «پارسه» در بسیاری از متون جهانی به «پرسپولیس» تبدیل شد؛ نامی که یونانیان برای این شهر برگزیده بودند و امروزه نیز در بخش عمدهای از ادبیات دانشگاهی و رسانهای غرب تکرار میشود.
از نگاه این منتقدان، مسئله تنها یک نام نیست. هنگامی که بزرگترین نماد تمدن هخامنشی با نامی غیرایرانی معرفی میشود، بخشی از هویت تاریخی آن نیز دچار دگرگونی میشود. به باور آنان، این روند در طول قرون گذشته با کمک برخی جریانهای شرقشناسی و روایتهای غربمحور ادامه یافته و تصویری تحریفشده از تاریخ ایران را در سطح جهانی بازتولید کرده است.
در دهههای اخیر نیز برخی آثار فرهنگی و سینمایی با محوریت نام «پرسپولیس» در سطح جهانی مطرح شدند و توانستند مخاطبان گستردهای را جذب کنند. منتقدان این آثار بر این باورند که استفاده از این نام و برخی روایتهای ارائهشده در آنها، ناخواسته یا آگاهانه، به تداوم نگاه غربمحور به تاریخ و هویت ایران کمک کرده است. آنان معتقدند که در بسیاری از این آثار، تصویری که از ایران به مخاطب جهانی ارائه میشود، فاصله قابل توجهی با واقعیت تاریخی، فرهنگی و تمدنی این سرزمین دارد.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، بازگشت به روایت اصیل ایرانی از تاریخ ایران است. ملتی که کوروش بزرگ، داریوش بزرگ، خشایارشا و صدها چهره اثرگذار تمدنی را به جهان معرفی کرده، نیازی ندارد تاریخ خود را از زبان فاتحان یا روایتهای بیگانه بشناسد. پارسه، پیش از آنکه «پرسپولیس» باشد، نماد شکوه ایران بود و خواهد ماند.
شاید زمان آن رسیده باشد که همانگونه که ملتها بر نامهای تاریخی و هویتی خود پافشاری میکنند، ایران نیز در معرفی جهانی میراث خویش بیش از پیش بر نامهای اصیل تاریخی تأکید کند. زیرا حفظ نامها، حفظ حافظه تاریخی ملتهاست و ملتی که حافظه تاریخی خود را از دست بدهد، در برابر تحریف هویت خویش آسیبپذیر خواهد شد.
پارسه فقط یک مجموعه باستانی نیست؛ پارسه سند زنده تمدنی است که قرنها پیش از شکلگیری بسیاری از قدرتهای امروزی، مفاهیم حکومت، قانون، مدیریت، راهسازی، معماری و همزیستی فرهنگی را به نمایش گذاشته بود. از این رو دفاع از نام و هویت پارسه، دفاع از تاریخ و فرهنگ ایران است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


