پاشنه آشیل ایران «کرد» نیست، «غفلت» است؛ هشدار درباره آخرین تیر ترکش دشمن
گروه بین الملل: در حالی که گرد و غبار تنشهای اخیر در منطقه هنوز فرو ننشسته، دو خبر متوالی از سوی رسانههای داخلی و بیانیههای رسمی ایالات متحده، پرده از یک استراتژی دووجهی و خطرناک برداشته است. از یک سو، اعتراف دونالد ترامپ و گزارشهای رسانههای صهیونیستی مبنی بر شکست طرح تسلیح کردها برای حمله زمینی به ایران، و از سوی دیگر، پیام مستقیم وزارت خارجه آمریکا به مردم ایران که رهبری نظام را عامل مشکلات معرفی میکند. این دو پازل در کنار هم، تصویر واضحی از تغییر زمین بازی دشمن را ترسیم میکنند: جایی که گلولهها به کلمات و مرزهای جغرافیایی به مرزهای معیشتی تبدیل شدهاند. اما در میانه این جنگ ترکیبی، هشداری جدی از سوی ناظران آگاه به گوش میرسد که خطر اصلی را نه در اقلیم کردستان، که در غفلت از معیشت مردم و تصمیمات خلقالساعه داخلی میدانند.
به گزارش بولتن نیوز، بر اساس گزارشهای منتشر شده از سوی تسنیم نیوز به نقل از جروزالمپست، واشنگتن در جریان تنشهای اخیر (جنگ رمضان)، به دنبال راهی بود تا بدون اعزام نیروی زمینی آمریکایی، ضربهای کاری به پیکره ایران وارد کند. طبق اعترافات ترامپ و مقامات سابق موساد، طرح اصلی «تسلیح کردها» و تشویق آنها به حمله زمینی بود. این سناریو که با حمایتهای اطلاعاتی موساد طراحی شده بود، در نطفه خفه شد. شکست این طرح نشان داد که ایران در بعد سختافزاری و امنیتی، دیوار دفاعی مستحکمی دارد که حتی با حمایتهای منطقهای اسرائیل نیز قابل نفوذ نیست. اما دشمن که هزینه جنگ سخت را بسیار بالا میبیند، به سرعت کلید واژههای خود را تغییر داد.
تنها چند ساعت پس از انتشار اخبار شکست طرح نظامی، وزارت امور خارجه آمریکا در ۱۴ خردادماه، نقاب از چهره برداشت. در پیامی مستقیم به مردم ایران، واشنگتن با بهرهگیری از ابزار «تمجید»، سعی در ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت کرد. تمجید از تمدن، شعر و علم ایران در کنار این ادعا که «مشکل مردم ایران نیستند، مشکل رهبری است»، یک الگوی کلاسیک در عملیاتهای تغییر رژیم است.
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، صراحتاً اعلام کرد که اختلاف با حکومتی است که «تامین مالی تروریسم و سلاح هستهای را بر رفاه مردم ترجیح میدهد». این پیام یک هدف مشخص دارد: القای این حس که اگر حاکمیت تغییر کند، رفاه و آزادی به صورت خودکار به ایران بازخواهد گشت. اما سوال اینجاست: آیا دشمن واقعاً دلسوز سفره مردم ایران است یا میداند که تنها راه نفوذ به دژ مستحکم ایران، از مسیر نارضایتیهای اقتصادی میگذرد؟
اینجاست که باید به هشداری جدی توجه کرد که در تحلیلهای داخلی مطرح شده است. دشمن خارجی (آمریکا و اسرائیل) تمام قد روی «شورش داخلی» حساب باز کرده است. آنها میدانند که نمیتوانند از مرزها عبور کنند، پس منتظرند تا جرقهای از داخل زده شود. اما این جرقه کجاست؟
بر اساس مشاهدات میدانی، عدهای در داخل سیستم عمداً یا سهواً سر از رسیدگی به امور معیشتی مردم باز میزنند. تصمیمات خلقالساعه، بیتوجهی به گرانیها و فشار اقتصادی، سوخت اصلی ماشین تبلیغاتی دشمن را تامین میکند. وقتی مردمی که شاید در هفته رنگ یک سفره حداقلی را نبینند، همچنان پای نظام ایستادهاند، این یک سرمایه عظیم است؛ اما این سرمایه ابدی نیست.
نکته کلیدی اینجاست: دشمن میخواهد این ایستادگی را به نارضایتی تبدیل کند. اگر مسئولین داخلی تصور کنند که چون مردم وفادارند، میتوان از مطالبات معیشتی آنها گذشت، در واقع در حال آب ریختن به آسیاب همان طرحی هستند که ترامپ و موساد در اجرای نظامی آن شکست خوردند.
در تحلیلهای راهبردی اشاره شده است که پس از دوران بنیانگذار جمهوری اسلامی، کشور وارد حساسترین برهه زمانی خود شده است. عبارت «ساعت و دقیقه حواسمان جمع باشد» شوخی نیست. تاریخ نشان داده است که بسیاری از نظامهای قدرتمند نه با حمله خارجی، بلکه با فرسایش داخلی و قطع پیوند میان مردم و حاکمیت سقوط کردهاند.
پیام وزارت خارجه آمریکا دقیقاً دست روی همین نقطه گذاشته است. آنها میگویند: «آینده ایران باید به دست خود ایرانیان ساخته شود». این جمله به ظاهر زیبا، دعوتی است به ناامیدی از اصلاحات درونسیستمی و تشویق به برهم زدن ثبات. اگر مسئولین اجرایی کشور، دغدغه معیشت مردم را در اولویت قرار ندهند و به جای «فرصت»، مسیر «تقابل با مطالبات مردم» را انتخاب کنند، عملاً تارگتهای دشمن را نشانه رفتهاند.
شکست طرح تسلیح کردها یک پیروزی امنیتی بود، اما شروع جنگ روانی وزارت خارجه آمریکا، یک زنگ خطر اجتماعی است. ایران ظرفیت تبدیل شدن به یکی از مرفهترین کشورهای جهان را دارد، اما این رفاه با شعار به دست نمیآید. نیازمند مدیریت جهادی، پرهیز از تصمیمات ناگهانی و اولویت دادن مطلق به سفره مردم است.
دشمن پشت دروازههای کردستان متوقف شد، اما اکنون در لایههای اقتصادی و اجتماعی نفوذ کرده است. رمز نابودی ایران، شورش داخلی نیست، بلکه «غفلت خواص» از درد مردم است. اگر امروز صدای مردم شنیده نشود، فردا صدای دشمن بلندتر خواهد شد. زمان آن رسیده که به جای تمرکز صرف بر تهدیدات بیرونی، آینه را به سمت تصمیمات داخلی بگیریم؛ چرا که امروز، «معیشت» خط مقدم جبهه جنگ است و هر ایرانی گرسنه، سربازی است که دشمن آرزوی جذب او را دارد. بیدار باشیم، پیش از آن که دیر شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


