قبول اتهام دزدی نفتکش ایرانی به سبک دزدان دریایی؛ نشانهای از افول گفتمانی در کاخ سفید
گروه بین الملل - مجید سجادی پناه، بار دیگر افق سیاست در ایالات متحده تیره شد؛ نه از جنس رقابت، بلکه از جنس انحطاط در زبان و معنا.
به گزارش بولتن نیوز، ترامپ ، چهرهای که همواره بر مرز میان سیاست و جنجال گام برداشته، اینبار در اظهاراتی درباره توقیف یک نفتکش ایرانی، چنان سخن گفت که گویی ادبیات قدرت، به حافظهای از دوران یغما و راهزنی دریایی فروکاسته است. ادعای او – ما کشتی را تصرف کردیم، ما محموله را تصرف کردیم. ما نفت را تصرف کردیم. این یک تجارت بسیار سودآور است. چه کسی فکر میکرد ما چنین کاری انجام میدهیم؟ ما مثل دزدان دریایی هستیم. ما در کسب و کار دزدی دریایی هستیم و کشتیها را میدزدیم." - نه صرفاً یک جمله، بلکه نشانهای از جابهجایی خطرناک در مرزهای مشروعیت و زبان سیاست است؛ موجی که در رسانههای جهان پیچید و تصویری نگرانکننده از ادبیات قدرت ترسیم کرد.
همزمان، انتشار ویدئویی دیگر از او علیه ، نماینده دموکرات کنگره، پردهای تازه از این وضعیت را گشود؛ جایی که سیاست، نه در قالب استدلال، بلکه در هیئت تخریب و تحقیر ظاهر شد.
در این ویدئو ، ترامپ با اشاره به کشور سومالی – زادگاه خانم ایلهان عمر نماینده مجلس امریکا ، چنان از خشونت و فقر و آشوب سخن گفت که گویی مرز میان «توصیف» و «تحقیر» را یکسره درنوردید:
ترامپ گفت
«سومالی جای زیبایی است... آنها دولت ندارند، ارتش ندارند، فقط جرم و جنایت زیاد دارند... به طرز منزجرکنندهای کثیف و وحشتناک است.»
و سپس افزود:
«خانم ایلهان عمر که از سومالی به اینجا آمده، میخواهد به ما بگوید چگونه آمریکا را اداره کنیم... گم شو، ای متقلب.»
ترامپ همچنین ادعای «ازدواج ایلهان عمر با برادرش» را مطرح کرد و آن را «غیرقانونی» خواند. این در حالی است که نهادهای مستقل راستیآزمایی رسانههای آمریکایی، این اتهام را پیشتر به کلی بیاساس و زاییده شایعهپردازی در فضای مجازی ارزیابی کرده بودند.
پاسخ سخت؛ نمایندهای در برابر روایت قدرت
در برابر این ادبیات، خانم ایلهان عمر بیدرنگ واکنش نشان داد؛ پاسخی که نه در لفافه، بلکه در صراحتی کمسابقه نسبت به ترامپ بیان شد. او در صفحه رسمی خود در پلتفرم ایکس (توییتر سابق) با زبانی تندتر از همیشه نوشت:
«اگر این یاوهگویی وحشیانه از سوی یک جنایتکار با ۳۴ فقره سابقه کیفری، متهم به تجاوز و کودکآزاری مطرح نمیشد، بسیار زننده میبود. من هنوز هم تعجب میکنم چگونه کسی میتواند داوطلبانه خود را اینگونه تحقیر کند... ضمناً، حزب حمایت از کودکآزاریان باید حواسپرتی جدیدی پیدا کند.»
این پاسخ، صرفاً یک واکنش شخصی نبود؛ بلکه نشانهای از شکاف عمیق در فضای سیاسی آمریکا بود، جایی که تقابلها دیگر در سطح سیاستگذاری نیست، بلکه به میدان اتهام، تحقیر و افشاگریهای متقابل کشیده شده است.
آیا این فرهنگ یک کشور توسعهیافته است؟
اکنون پرسش اصلی نه درباره یک جمله یا یک منازعه، بلکه درباره «مسیر» است.
مسیر زبانی که از تریبون رسمی قدرت شنیده میشود؛
مسیر گفتمانی که میان مشروعیت و ابتذال سرگردان مانده است.
در روزگاری که دونالد ترامپ بر کرسی ریاستجمهوری آمریکا تکیه زده است، گویی واژگانی که زمانی در حاشیه بودند، به متن قدرت راه یافته اند. یک سو، اتهام «دزدی دریایی» متوجه تمامیت و منافع کشوری چون ایران؛ و سوی دیگر، طعنههای نژادپرستانه به کرامت یک نماینده زن مسلمان کنگره. هر دو، تصویری از افول سرمایه نرم و فرسایش اعتبار بینالمللی را پیش چشم جهان گشودهاند.
و این پرسش، همچنان پابرجاست:
آیا کشوری میتواند در اوج توسعه، در قعر ادبیات سیاسی سقوط کند؟
و اگر چنین است، سهم رأس قدرت در این افول تا کجاست.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com