ققنوس ایرانی، خاک و جمعیتی که نداشت را چگونه ساخت تا مفهوم سنتی ابرقدرتی را به چالش بکشد؟
گروه سیاسی: سیدمجتبی نعیمی: چندی پیش در مطلبی با عنوان «مفهوم قدرت سیال تمدنی در حال جایگزینی با مفهوم ابرقدرتیست» از این گفتیم که: ″ما در میانه یک چرخش تکتونیک در مفهوم قدرت ایستادهایم؛ چرخشی از قدرتِ تصاحبگر به قدرتِ بازدارنده، از هژمونی اقتصادی به هژمونی روایت.″ و حالا با دو مقاله اخیر فارن پالیسی و فارن افرز به تشریح این مفهوم خواهیم پرداخت.
به گزارش بولتن نیوز، جنگ کلاسیک و تعریف سنتی از ابرقدرت، همواره بر دو ستون اصلی استوار بوده است: گسترش سرزمینی و افزایش جمعیت تحت فرمان. با این معیار، نتیجه نبرد اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران در صحنه میدانی، تخریب قابل توجه فیزیکی برای ایران به همراه داشت. مقاله ۱۰ اردیبهشت فارن افرز با عنوان «چگونه جنگ، رژیم ایران را نجات داد» تحلیل میکند که حملات نظامی گسترده چگونه ساختار دفاعی متعارف ایران را تحت تاثیر قرار داد و مقاله فارن پالیسی در همین تاریخ با عنوان «آیتاللهی برای خشمگینان» از تبدیل امام شهید ما به نمادی برای خشمگینان جهان اسلام مینویسد.
اما یک پارادوکس در حال ظهور است: ایران همزمان که تخریب میشد، نشان داد قدرت تهاجمیاش فراتر از تصور مهاجمان است و توانست ۱۷ پایگاه و تأسیسات حیاتی آمریکا را در خاورمیانه هدف قرار دهد، رادار ۱.۱ میلیارد دلاری پیشاخطار در قطر و آسیبهای هنگفتی به دشمن آمریکایی صهیونیستی وارد کند. لذا ویرانی، پایان کار نبود؛ ایران در دل آتش، چهرهای جدید از خود به نمایش گذاشت.
مفهوم «فتح» در دکترین ایرانی، به تسخیر پادگانها محدود نماند. در حالی که تحلیلگران غربی منتظر فروپاشی داخلی بودند، شبکههای اجتماعی و گفتمانی ایران مشغول الحاق «قلبها و ذهنها» به خاک ایران بزرگ بودند. فارن افرز اذعان میکند که جنگ، به شکل متناقضی بقای جمهوری اسلامی را تضمین کرد. راز این بقا در توانایی منحصر به فرد ایران برای تبدیل جوامع مستقل به پایگاههای عملیاتی نهفته است. نرمافزار مقاومت، حاصلخیزی جمعیتی عراق، عمق استراتژیک لبنان، موقعیت سوقالجیشی یمن و نیروی انسانی مبارز در سوریه و غزه را از قلمروهای ملی جدا کرده و به پیکره ژئوپلیتیک ایران ضمیمه نمود. ایران آموخت که چگونه بدون فتح فیزیکی، حاکمیت ملی دیگر دولتها را از درون تهی کند و یک پیوست جدید به خود با مفهومی جدید خلق نماید.
در این مرحله، تحلیلهای نظامی کلاسیک کاملاً از درک واقعیت بازمیمانند. آنچه ایران فتح کرد، نفتی نبود که از چاههای خوزستان بیرون میکشید؛ ایران میلیونها انسان را در سراسر منطقه جذب حاکمیت فراملی خود کرد. فارن پالسی نشان میدهد که چگونه خشم ناشی از نابرابری و اشغالگری، به پرچم ایران مشروعیت بخشید. ایران از طریق محور مقاومت، مرزهای خود را به کرانههای مدیترانه و بابالمندب گسترانده است، بیآنکه حتی یک سانتیمتر از مرزهای حقوقیاش تغییر کند. و درست در همین نقطه است که باید پرسید:
آیا این تخریب زیرساختی، ایران را فلج خواهد کرد؟ پاسخ در تاریخچه شگفتانگیز احیاگری این کشور نهفته است. ایران جنگ هشت ساله را تنها ظرف سه سال بازسازی کرد. در بحران کرونا، با وجود تحریمهای فلجکننده، ظرف ۲۰ ماه نهتنها بخشهای آسیبدیده را ترمیم کرد. خسارت چند ده میلیارد دلاری جنگ اخیر نیز به احتمال زیاد ظرف یک سال جمع و جور خواهد شد، زیرا وزارت نفت ایران اکنون وعده بازگشت ۸۰ درصدی ظرفیت پالایشی تا تنها چند ماه آینده را داده است.
موفقیت در این الحاق نرمافزاری و ظرفیت احیای صنعتی، قدرت ایران را در سطح جهانی بازتعریف کرد. پیشتر، بازدارندگی ایران به موشکهای نقطهزن و تعداد سانتریفیوژهایش سنجیده میشد. اکنون اما فارن افرز اشاره میکند که جمهوری اسلامی با بهکارگیری نیروهای خارجی، انعطافپذیری استراتژیک خود را به سطحی بیسابقه رساند. ایران با ضمیمه کردن ظرفیتهای نظامی و جمعیتی دیگر کشورها، عملاً به یک «قدرت ترکیبی» دست یافت که در آن، هر عضو محور مقاومت، یک قرارگاه تاکتیکی برای تهران محسوب میشود. این پراکندگی جمعیتی-جغرافیایی، امنیت را برای پروژه ایران به ارمغان آورد.
معیارهای ابرقدرتی برای همیشه تغییر کردهاند. ایران در میانه آتش و ویرانی، نشان داد که یک قدرت بزرگ الزاماً قدرتی نیست که هرگز آسیب نبیند، بلکه قدرتی است که میتواند همزمان با تحمل ضربه، ضرباتی کاری به دشمن وارد کند و ظرف یک سال زخمهایش را ترمیم نماید. فتوحات خاموش ایران، خاک و جمعیت را نه با تانک، که با نرمافزار مقاومت و با تکیه بر صنعتی فتح کرد که زخمهایش به سرعت ترمیم میشوند. قدرتی که حالا هم خاک دارد، هم جمعیت، هم توان تخریب دشمن، و هم اراده بازسازی، اما نه آنگونه که فرهنگهای استراتژیک قدیمی تعریف میکردند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


