معاهدهای که احتمالاً امضا نمیشود؛ تکرار پانمونجوم و پاریس در خلیج فارس
گروه بین الملل-سیدمجتبی نعیمی: در گذشته گفتیم اساساً پیش بینی کاری اشتباه است و ادعای قطعی تحلیل صد در صدی اتفاقات به دلیل فقدان خبر دقیق، اشتباهتر. با این حال میتوان با یکسری تجربیات تاریخی و تحلیلهای پسینی، احتمالاتی را مدنظر قرار داد.
به گزارش بولتن نیوز ،چهل و هشتمین روز از آتشبس شکننده اسلام آباد. نه شیپور پیروزی به صدا درآمده و نه متنی برای امضا روی میز است. این سکوت اما برای ناظران تاریخ نظامی آمریکا آشناترین صدا در جهان است؛ پژواک شکست در «پانمونجوم» (کره) و «پاریس» (ویتنام). برای درک اینکه چرا جنگ ۲۰۲۶ ایران و آمریکا بیسندترین درگیری تاریخ معاصر خواهد بود، باید دو زخم کهنه در حافظه پنتاگون را شکافت.
تاریخ آمریکا دو گونه پایان برای جنگهایش دیده است: مدل پیروزی قاطع با متن قاطع (تسلیم بیقید و شرط ژاپن روی عرشه میسوری در ۱۹۴۵) و مدل شکست استراتژیک با متنی گنگ یا غایب. در کره (۱۹۵۳) سندی امضا شد که حتی نام «صلح» روی آن نبود و دولت کره جنوبی از ترس فروپاشی حیثیتی انگشت بر جوهر آن نزد. نتیجه حقوقی آن در سال ۲۰۲۶ این است که از نظر فنی، جنگ کره هنوز تمام نشده است. در ویتنام (۱۹۷۳)، توافق پاریس یک برنامه خروج اضطراری بود که نیکسون جرات نکرد برای تصویب به سنا ببرد؛ چرا که میدانست متنی که به ارتش شمال اجازه ماندن در جنوب را میدهد، وصیتنامه سیاسی سایگون است. دو سال بعد، تانکهای هانوی بدون تعهد آمریکا به آن سند، وارد کاخ ریاست جمهوری شدند.
حال به وضعیت ۲۰۲۶ در خلیج فارس نگاه کنیم که از دو جهت بحرانیتر از ویتنام است: نخست، بنبست حیثیتی که در آن عقبنشینی دریایی بدون خلع سلاح کامل ایران، شکست مطلق ماموریت آمریکاست. همچنین امضای آتشبس بدون خلع سلاح ایران، سقوط بازدارندگی آمریکا در غرب آسیا و آغاز فروپاشی هژمونی دلار خواهد بود. پس نه ایران میتواند امضا کند و نه آمریکا میتواند یک سند ضعیف را بپذیرد. دوم، خط قرمز ایران: پذیرش توافقی با تعلیق بلندمدت غنیسازی و بازرسی از پادگانها، یک کاپیتولاسیون استراتژیک و به معنای حذف تاریخی «نظام مقاومت» است.
بر اساس آن سابقه تاریخی و غیرقابل پذیرش بودن اهداف برای هر دو طرف جنگ، به احتمال زیاد هیچ سند مکتوب و الزامآوری میان دو طرف امضا نخواهد شد. نتیجه، وضعیت «جنگ بدون پایان» یا «صلح منفی» است. با توجه به آناتومی شکستهای آمریکا در آسیا، سه سناریو پیش روست: محتملترین سناریو، مدل کره است؛ آتشبس نظامی صرف میان فرماندهان میدانی بدون هیچ پیمان صلحی که خلیج فارس را برای دههها تبدیل به منطقه حائل ملتهب میکند. سناریوی دوم، مدل ویتنام است؛ توافق موقتی که در کنگره تصویب نمیشود و پس از خروج نمادین نیروها، ایران با سرعت به سمت آستانه هستهای حرکت میکند. سناریوی سوم، اشغال کامل ایران (مدل جنگ جهانی دوم) نیز به دلیل وسعت و جمعیت کشور، «خودکشی لجستیکی» خوانده شده و غیرمحتمل است.
این جنگ، جنگِ ترس از امضا است. آمریکا از تکرار خروج تحقیرآمیز میهراسد و ایران از کاپیتولاسیون داخلی. آنچه در افق ۲۰۲۶ دیده میشود، نه یک متن صلح که یک سکوت تاکتیکی است. مرزهای آبی خلیج فارس تبدیل به «پانمونجومِ دریایی» خواهند شد؛ خطی ثبتنشده بر نقشه که هر لحظه ممکن است با شلیک یک اژدر، جهان را به کام ادامه جنگ فرو برد. تنها چیزی که از این جنگ بر جای خواهد ماند، امضای غایب است؛ همان که در کره ۱۹۵۳ نبود، در پاریس ۱۹۷۳ نبود و در خلیج فارس ۲۰۲۶ نیز به احتمال نخواهد بود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


