کد خبر: ۸۸۵۵۶۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

چرا ایران در دور دوم مذاکرات پاکستان باید به دنبال «ترک مخاصمه» باشد، نه توافق پایدار؟

چرا ایران در دور دوم مذاکرات پاکستان باید به دنبال «ترک مخاصمه» باشد، نه توافق پایدار؟

گروه بین الملل-سجادی پناه :پس از شش هفته درگیری نظامی میان ایران و آمریکا که با عملیات «خشم حماسی» از سوی واشنگتن آغاز شد ، اکنون آتش‌بسی دو هفته‌ای برقرار شده و مذاکراتی در اسلام‌آباد در جریان است . اما پرسش راهبردی این است: ایران در این مقطع چه هدفی را باید دنبال کند؟ «توافق جامع» یا «ترک مخاصمه»؟

 

به گزارش بولتن نیوز این یادداشت استدلال می‌کند که ترک مخاصمه به مراتب گزینه مناسب‌تری برای ایران است، در حالی که توافق پایدار عملاً پیروزی استراتژی «صلح از طریق قدرت» ترامپ را تثبیت می‌کند. این تحلیل مبتنی بر سه دسته ادله است: وضعیت متزلزل سیاسی ترامپ در داخل آمریکا، ماهیت تله‌گونه آتش‌بس فعلی، و تجربه تاریخی انقلاب آمریکا که نشان می‌دهد 

«تنها حرکت برنده، بازی نکردن است»

 

بخش اول: واشنگتن در بن‌بست - چهار واقعیت که ترامپ را آسیب‌پذیر می‌کند:

 

۱. افول محبوبیت و تهدید انتخابات میان‌دوره‌ای

 

بیش از ۸۵ دموکرات مجلس نمایندگان و سنا هفته گذشته پس از آنکه ترامپ در پستی درباره ایران تهدید کرد که «امشب کل یک تمدن از بین خواهد رفت»، خواستار استیضاح یا برکناری او از طریق متمم ۲۵ قانون اساسی شدند در این لایحه آمده است که کمیسیون 17 نفره «معاینه پزشکی رئیس جمهور را انجام خواهد داد تا مشخص شود که آیا رئیس جمهور از نظر روحی یا جسمی قادر به انجام وظایف و اختیارات خود هست یا خیر؟». انتشار تصویر ساختگی ترامپ در نقش مسیح و حمله او به پاپ، خشم مسیحیان انجیلی و کاتولیک‌ها را برانگیخت. متحدانش هشدار می‌دهند این بحران، پایگاه رأی او را برای انتخابات ۲۰۲۶ و ۲۰۲۸ متزلزل می‌کند.آخرین نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که تنها ۳۹ درصد از آمریکایی‌ها از عملکرد ترامپ رضایت دارند و این رقم در حوزه اقتصاد به ۳۵ درصد و در حوزه جنگ به ۳۶ درصد کاهش یافته است. این اعداد برای رئیس‌جمهوری که تنها یک سال از دوره دوم خود را پشت سر گذاشته، زنگ خطری جدی است.

 

نکته مهم‌تر: در انتخابات میان‌دوره‌ای آتی، حزب ترامپ به طور سنتی کرسی‌های خود را از دست می‌دهد. در رقابت‌های اخیر، نامزد جمهوری‌خواه در حوزه انتخابیه سابق مارجوری تیلور گرین تنها ۱۲ درصد پیروز شد، در حالی که ترامپ دو سال پیش همان حوزه را با ۳۷ درصد برده بود . این افول محبوبیت، ترامپ را به شدت نسبت به هزینه‌های سیاسی جنگ حساس کرده است.

 

۲. شکاف در ائتلاف جمهوری‌خواهان

 

جنگ ایران عمیق‌ترین شکاف را در ائتلاف ترامپ ایجاد کرده است. جناح «انزواطلب» جمهوری‌خواهان که با شعار «آمریکا اول» به ترامپ رأی دادند، اکنون به شدت از مداخله نظامی در خاورمیانه ناراضی هستند. لورا لومر، فعال محافظه‌کار نزدیک به ترامپ، آشکارا گفته است: «از مذاکره با تروریست‌های اسلامی حمایت نمی‌کنم» .

 

حتی مارجوری تیلور گرین که از حامیان سرسخت ترامپ بود، پس از تهدید او به «نابودی یک تمدن کامل»، خواستار اعمال متمم ۲۵ قانون اساسی برای برکناری ترامپ شد . این سطح از نارضایتی درونی، فرصتی تاریخی برای ایران ایجاد کرده است تا با طفره رفتن از توافق، شکاف‌های درون ائتلاف ترامپ را عمیق‌تر کند.

 

 ۳. محدودیت قانونی و مالی

 

دو محدودیت جدی پیش روی ترامپ است:

- مهلت ۶۰ روزه: طبق قانون، نیروهای آمریکایی پس از ۶۰ روز باید از منطقه خارج شوند مگر اینکه کنگره حضور آنها را تأیید کند . این مهلت در اواخر آوریل به پایان می‌رسد.

- درخواست بودجه ۲۰۰ میلیارد دلاری: سنا قصد دارد شش مقام کابینه ترامپ را در مورد بودجه استیضاح کند و دولت برای تداوم جنگ به بودجه اضطراری نیاز دارد که تصویب آن در کنگره، با توجه به جو ناراضی کنونی، بسیار دشوار است .

 

جمهوری‌خواهان سنا به صراحت گفته‌اند که پیش از تصویب هرگونه بودجه تکمیلی، به جزئیات بیشتری از دولت نیاز دارند . این یعنی کارت بودجه در دست کنگره است، نه کاخ سفید.

 

صندوق بین‌المللی پول هشدار داد: جنگ ایران، روند اقتصادی جهانی را «متوقف» کرد و تورم را افزایش داده و تقاضای جهانی نفت، ۸۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است.

 

۴. شکاف فراآتلانتیک

 

برخلاف روایت رسمی واشنگتن، متحدان اروپایی آمریکا از این جنگ حمایت نکرده‌اند. کشورهایی مانند اسپانیا و ایتالیا هرگونه همکاری لجستیکی با عملیات آمریکا را رد کرده‌اند . این انزوای دیپلماتیک، فشار بر ترامپ برای خروج سریع از بحران را دوچندان می‌کند.

 

 بخش دوم: تله «صلح از طریق قدرت» - چرا توافق به نفع ترامپ است؟

 

دکترین «صلح از طریق قدرت»  که ترامپ و تیم او بارها به آن اشاره کرده‌اند ، یک محاسبه ساده دارد: تهدید معتبر به استفاده از زور، حریف را به میز مذاکره می‌کشاند و امتیاز می‌گیرد. اگر ایران اکنون وارد یک توافق جامع شود، عملاً این دکترین را تأیید کرده است.

آنچه ترامپ از توافق می‌خواهد (طرح ۱۵ مادهای آمریکا):
- برچیده شدن کامل تأسیسات هسته‌ای ایران
- تحویل تمام اورانیوم غنی‌شده به آژانس
- توقف حمایت از گروه‌های نیابتی
- بازگشایی دائمی و بدون قید و شرط تنگه هرمز
 
آنچه ایران می‌تواند از ترک مخاصمه به دست آورد:
- توقف عملیات نظامی بدون پذیرش اهداف جنگی آمریکا
- حفظ کنترل عملی بر تنگه هرمز (همان‌طور که در آتش‌بس فعلی دیده می‌شود، ایران بازگشایی را «با هماهنگی نیروهای خود» انجام می‌دهد)
- فرسایش اراده سیاسی آمریکا با طولانی شدن وضعیت «نه جنگ، نه صلح»
- تبدیل تنگه هرمز به منبع درآمد از طریق عوارض عبور. (تنگه هرمز به تنهایی ۱۱ درصد تجارت دریایی جهان و یک‌سوم نفت منتقل‌شده از طریق دریا را در بر می‌گیرد.)
 
تحلیلگران مؤسسه دفاعی نیز تأیید می‌کنند که محتمل‌ترین سناریو، تمدیدهای مکرر آتش‌بس و ادامه وضعیت «جنگ سرد» در منطقه است . این دقیقاً همان سناریویی است که به نفع ایران است.
 
بخش سوم: درس‌های تاریخ - جرج واشنگتن و استراتژی «نباختن»
 
نبوغ جرج واشنگتن در این بود که می‌دانست چه زمانی نباید بجنگد. او در نیویورک تقریباً تمام نبردهایش را باخت، اما با عقب‌نشینی‌های هوشمندانه، ارتشش را حفظ کرد و در نهایت با استعفای داوطلبانه از قدرت، الگویی ماندگار از جمهوری‌خواهی ارائه داد.

هنگامی که جرج واشنگتن درگذشت، برخی از کشتی‌های نیروی دریایی بریتانیا که با او به شدت جنگیده بودن  پرچم‌های خود را به حالت نیمه‌افراشته پایین آوردند .
بسیاری از مورخان نظامی، جرج واشنگتن را به خاطر تلاش برای دفاع از نیویورک در سال ۱۷۷۶ مورد تحسین قرار می‌دهند. او می‌دانست که از نظر سیاسی، به خاطر روحیه عمومی، ضروری است که به عنوان کسی که در حال دفاع از کشور خود در مقابل متجاوز است، دیده شود. نبوغ او در ترکیب مهارت‌های سیاسی و دانش نظامی عملی‌اش نهفته بود.
 
ترجمه امروزی این درس برای ایران:
- «بازی نکردن» گاهی برنده‌ترین حرکت است - یعنی وارد یک توافق جامع نشدن که ترامپ را پیروز نشان دهد.
- حفظ توانایی تهدید (مانند کنترل تنگه هرمز) مهم‌تر از پیروزی تاکتیکی است.
- فرسایش اراده دشمن (در اینجا، افول محبوبیت ترامپ) جایگزین نبردهای پرهزینه می‌شود.
-  ایران تا کنون سعی کرده است این جنگ را برای تمامی دنیا از جمله امریکا اقتصادی جلوه دهد و هم اکنون به آرزوی خود رسیده است بنابراین هر چه این جنگ طولانی‌تر شود، درد آن برای اقتصاد جهان بیشتر خواهد شد.
 
تحلیلگران ارشد نیز تأیید می‌کنند که جنگ با ایران «نقاط ضعف قدرت آمریکا بدون حمایت متحدان را آشکار کرده است» . این افشای ضعف، خود یک دستاورد استراتژیک است.
 
 بخش چهارم: سناریوی مطلوب - «بن‌بست پایدار» به جای «صلح تحمیلی»
 
وضعیت کنونی  نوعی «بن‌بست پایدار» است که نه خروج آسان دارد و نه نتیجه قاطع؛ این بن‌بست دقیقاً همان چیزی است که به نفع ایران است، زیرا در سناریوی توافق جامع، تنگه هرمز بازگشایی کامل و دائمی می‌شود، تحریم‌ها در ازای امتیازات هسته‌ای لغو می‌گردد، موقعیت ترامپ با تثبیت دکترین «صلح از طریق قدرت» مستحکم می‌شود و نظم آمریکایی در منطقه تثبیت می‌یابد، در حالی که در سناریوی ترک مخاصمه (بن‌بست پایدار)، تنگه هرمز به صورت مشروط و با نظارت ایران باز می‌شود، تحریم‌ها بدون تغییر باقی می‌مانند اما عملاً غیرفعال می‌گردند، محبوبیت ترامپ به طور تدریجی فرسایش می‌یابد و موازنه قدرت در بلندمدت به نفع ایران تغییر می‌کند. یعنی «جنگی که هدف آن تضعیف ایران بود، در نهایت ایران را قوی‌تر خواهد کرد»، زیرا ایران توانسته است کنترل تنگه هرمز را به یک اهرم اقتصادی دائمی تبدیل کند و مسیر بازسازی خود را از طریق عوارض عبور تأمین نماید.
 
 توصیه راهبردی به تیم مذاکراه کنندگان ایران
 
۱. از توافق جامع اجتناب کنید - هر توافقی که به امضای دو طرف برسد، عملاً پیروزی استراتژی «فشار حداکثری» ترامپ را تثبیت می‌کند.
 
۲. وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را مدیریت کنید - تمدیدهای مکرر آتش‌بس (قرارداد ترک مخاصمه مانند نمونه تاریخی که بین گره جنوبی و شمالی اتفاق افتاده است) با حفظ توانایی تهدید تنگه هرمز، بهترین گزینه است.
 
۳. روی شکاف‌های داخلی آمریکا حساب کنید - افول محبوبیت ترامپ و اختلافات در ائتلاف جمهوری‌خواه، مهم‌ترین متحد استراتژیک ایران هستند.
 
۴. تنگه هرمز را به منبع درآمد تبدیل کنید - پیشنهاد دریافت عوارض عبور برای تأمین مالی بازسازی، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر حقوقی یک ابتکار هوشمندانه است.
 
۵. آماده سناریوی فروپاشی رژیم نباشید - تحلیلگران مؤسسه دفاعی هند تأکید می‌کنند که فروپاشی رژیم ایران در کوتاه‌مدت محتمل نیست و «انسجام نهادی ایران» پس از ترور رهبران ارشد، شگفت‌انگیز بوده است .

در یک جمله: برنده واقعی کسی است که بتواند بدون باختن، بازی را به طول بینجامد. جرج واشنگتن این را می‌دانست. اکنون نوبت ایران است که این درس تاریخی را به کار بندد.

برچسب ها: ایران ، پاکستان

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین