معمای توافق ایران و امریکا؛ چرا اشتراک در «هدف»، به اشتراک در «مسیر» ختم نمیشود
گروه سیاسی - سجادی پناه: وقتی عالیترین مقامات مذهبی و سیاسی ایران (بر اساس فتوای شرعی رهبری شهید) تولید و استفاده از سلاح هستهای را حرام میدانند و ایالات متحده نیز هدف غایی خود را ممانعت از دستیابی ایران به این سلاح تعریف کرده است، ترک میز مذاکرات (مانند آنچه در مذاکرات اسلامآباد اتفاق افتاد) چرا غیرمنطقی به نظر میرسد؟!
به گزارش بولتن نیوز، در منطق رئالیسم سیاسی و استراتژیک، اشتراک بر سر یک «مفهوم کلی»، برای خلق یک «توافق حقوقی و اجرایی» کافی نیست. بنبست فعلی ریشه در متغیرهای پنهان و تفاوتهای ماهوی زیر دارد:
۱. بحران اعتماد و تفاوت در «رژیم راستیآزمایی»
در دیپلماسی غربی، فتاوای مذهبی و اعلامیههای سیاسی، هرچند به عنوان سیگنالهای مثبت تحلیل میشوند، اما جایگزین «مکانیسمهای حقوقی غیرقابل بازگشت» نمیگردند. غرب به دنبال استقرار یک رژیم بازرسی و نظارت بیسابقه و فیزیکی است که کوچکترین تحرکات را رصد کند. در مقابل، ایران این سطح از نظارت را نقض حاکمیت ملی و زمینهساز جاسوسی ساختاری میداند. مشکل بر سر «نخواستن سلاح» نیست، بلکه بر سر «چگونگی اثبات این نخواستن» است.
۲. اختلاف در تعریف «آستانه گریز هستهای»
ایران خواهان حفظ چرخه کامل سوخت، تحقیق و توسعه پیشرفته و غنیسازی صنعتی برای مصارف صلحآمیز است. اما استراتژی آمریکا، فاصله گرفتن حداکثری ایران از نقطه گریز (زمان لازم برای تولید مواد شکافتپذیر برای یک بمب) است. واشنگتن نگران است که ایران به یک «دولت در آستانه هستهای» تبدیل شود؛ یعنی کشوری که سلاح ندارد (و طبق فتوا نمیسازد)، اما دانش، زیرساخت و توانمندی تولید سریع آن را در صورت تغییر شرایط داراست. آمریکا این توانمندی بالقوه را برنمیتابد.
۳. اهرمسازی متقابل و مسئله «پیوستهای پنهان»
پرونده هستهای در خلأ جریان ندارد. آمریکا تحریمهای اقتصادی را تنها برای مسئله هستهای وضع نکرده است؛ واشنگتن تمایل دارد از اهرم فشار تحریمها برای مهار قدرت منطقهای ایران (محور مقاومت) و برنامه موشکی نیز استفاده کند. از سوی دیگر، ایران نیز توسعه برنامه هستهای خود را به عنوان تنها «اهرم چانهزنی» در برابر ماشین تحریمهای آمریکا میبیند. تا زمانی که این معادلههای موازی حل نشوند، توافق هستهای به تنهایی متولد نخواهد شد.
۴. سیاست داخلی و اقتصادِ تنازع
در امریکا، جریانهای قدرتمندی وجود دارند که بقای سیاسی خود را در تداوم این کشمکش میبینند. در این کشور، هرگونه توافقی که محدودیتهای ابدی و فراتر از هستهای به ایران تحمیل نکند، با برچسب «ضعف و تسلیم» از سوی تندروها مواجه میشود. در نتیجه، دولتها ترجیح میدهند میز مذاکره را ترک کنند تا اینکه هزینه سیاسی یک توافق «متوازن» را در داخل بپردازند.
به طور خلاصه، مشکل این نیست که آیا ایران بمب میسازد یا خیر؛ مشکل این است که آمریکا میخواهد معماری دانش هستهای ایران را به گونهای تخریب و محدود کند که ایران حتی پتانسیل علمی و فنیِ تهدیدآمیز بودن را نداشته باشد، در حالی که ایران این دانش را حق حاکمیتی و خط قرمز توسعه راهبردی خود میداند.
با توجه به این پیچیدگیها و در همتنیدگی مسائل فنی با منافع ژئوپلیتیک، به نظر می رسد راهکار عبور از این بنبست، تمرکز صرف بر تغییر مکانیسمهای نظارتی و فنی نیست بلکه معماری کلان مذاکرات می بایست به سمت حلوفصل جامعتر و فراتر از مسئله هستهای حرکت کند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



غنیسازی اورانیوم حق مسلم ایران است و هیچ ارتباطی و ربطی به ترامپ جنایتکار هم ندارد.