جنگ رسانهای و مرجعیت خبری
به گزارش بولتن نیوز، سید مهدی حسینی: یکی از انواع جنگ در کنار جنگ نظامی، جنگ رسانهای است. در یک سال اخیر هجوم پیادهنظام خودفروخته و صهیونی ایراناینترنشنال و برخی شبکههای فارسیزبان خارج از کشور، تلاش برای تاثیرگذاری در ایران، و دفاع صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران صحنهی این رویارویی شده است. این جنگ، بهویژه در شرایط جنگ نظامی و تنشهای منطقهای، بیش از هر زمان دیگری خود را نمایان کرد.
پیش از تجاوز آمریکا-اسرائیل به ایران
در مقطع پیش از درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا-اسرائیل، بخشی از افکار عمومی به سمت رسانههای برونمرزی گرایش پیدا کرد. در این میان، ایراناینترنشنال توانست برای بخشی از جامعه، جایگاه یک منبع خبری قابل اتکا را به دست آورد؛ جایگاهی که عمدتاً بر پایه پروپاگاندای ضد کشور و دروغهایی شکل گرفته بود که با شعارهای ملی بزک شده بودند. (درواقع این شبکه را نمیتوان یک رسانه نامگذاری کرد و یک شبهرسانه است؛ چرا که حداقلهای استانداردهای حرفهای را نیز رعایت نمیکند و صرفا یک بوق تبلیغاتی است.)
این وضعیت، در برخی تحلیلها حتی بهعنوان یکی از عوامل شکلگیری برداشتهای نادرست در محاسبات طرفهای آمریکایی-اسرائیلی نیز مطرح شد؛ برداشتهایی که به ارزیابی غیرواقعی از وضعیت داخلی ایران منجر شده و میتواند یکی از دلایل تجاوز به کشورمان به شمار آید.
پس از تجاوز آمریکا-اسرائیل به ایران
با وقوع تجاوز آمریکا-اسرائیل به ایران، تحولات میدانی و حمایت گسترده مردم از کشور، در حوزه رسانه چند اتفاق افتاد. شبکه خبر بهعنوان بازوی اطلاعرسانی رسانه ملی، خوش درخشید و شاهد بهبود در سرعت، انسجام و نحوه پوشش اخبار بودیم. از طرف دیگر برای اطلاعرسانی و خنثیسازی پروپاگاندای دشمن، با توجه به نیاز به بهبود جایگاه مرجعیت خبری صداوسیما و تعطیلی ادارات و عدم دسترسی به اینترنت، اطلاعرسانی و انتشار اخبار مهم ازطریق ارسال پیامک در جنگ رسانهای به کمک آمد.
در مقابل، ایراناینترنشنال اگرچه در روزهای آغاز جنگ تاحدودی در بخشی از جامعه به عنوان یکی از منابع اطلاعاتی شناخته میشد، به مرور با چالشهایی جدی مواجه شد. انتشار اخبار متناقض، ایفای نقش جاسوسی و افشای اطلاعات در زیرنویسها برای آمریکا-اسرائیل، نگرانی از پیروزیهای بزرگ مدافعان کشور، شادمانی از حملات آمریکا-اسرائیل به کشور و سفیدشویی اقدامات جنایتکارانهی آنها، تحلیلهای سطحی (درواقع آنچه به عنوان تحلیل توسط تحلیلگران به مخاطب عرضه میشد، تکرار چندبارهی متن خبری بود که چندلحظه قبل مجری بیان کرده بود و تحلیلی انجام نمیشد و نیز تکرار آرزوهایشان که غیرواقعی و ضدملی بودن آنها پوشیده نیست) و ادبیاتی با سوگیریهای تند و غیرحرفهای همراه بود، موجب شد بسیاری از مخاطبان پیشین، در اعتماد خود به این رسانه تجدیدنظر کنند. این شبهرسانه تا جایی پیش رفت که با موضعگیریهای بسیار علنی علیه ایران، حتی خوشحالی از حملات به برخی از زیرساختهای کشور و نیز تهدید آمریکا مبنی بر حمله به زیرساختهای راه و برق را نتوانستند پنهان کنند یا اینکه همچون روسای اسرائیلیشان، ناراحتی از برقراری آتشبس را ابراز کردند.
نقش واقعیتهای میدانی در بازسازی اعتماد به رسانه
یکی از عوامل مهم در تغییر نگرش مخاطبان، مواجهه مستقیم با واقعیتهای میدانی است. در جریان تحولات اخیر، برداشت عمومی از نحوه کنش بازیگران خارجی و پیامدهای اقدامات آنان، در شکلگیری قضاوتها نقشآفرین بود.
همزمان، عملکرد نیروهای دفاعی و مدیریت میدانی جنگ، بهعنوان یک متغیر اثرگذار، در بازتعریف فضای رسانهای نیز نقش داشت و موجب شد روایتهای پیشین مورد بازبینی قرار گیرد.
مسئولیت سنگینتر رسانه ملی
در چنین شرایطی که با دفاع جانانه مردم در خیابانها و نیروی نظامی در میدان، شبکههای صهیونی و ضدایرانی چهره واقعیشان را بیش از پیش نشان دادهاند، مسئولیت رسانه ملی بیش از گذشته برجسته میشود. اگرچه بهبودها در عملکرد قابل مشاهده است، اما برای تثبیت مرجعیت خبری، نیاز به اصلاحات عمیقتر وجود دارد؛ از جمله:
• افزایش شفافیت و سرعت در اطلاعرسانی
• تقویت تحلیلهای کارشناسی و چندصدایی
• تقویت اعتمادسازی پایدار
از سوی دیگر، حفظ و تقویت «انسجام ملی» که همواره مورد تاکید امامین انقلاب اسلامی (ره) بوده و در پیامهای مقام معظم رهبری آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز بر آن تاکید شده است، یکی از کلیدیترین کارکردهای رسانه ملی و نیازمند رویکردی هوشمندانه، حرفهای و مبتنی بر اقناع افکار عمومی است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


