نکند بلایی که بر سر نفت آوریم، بر سر تنگه هرمز بیاوریم/دشمن ما بیکار نمینشیند تا ما الی الابد از این ظرفیت بهره ببریم

گروه اقتصادی: سیدمجتبی نعیمی:سالهاست که در محافل اقتصادی و سیاسی ایران، از نفت به عنوان «نعمت نفرینشده» یاد میشود؛ مادهای سیاه و گرانبها که به جای آنکه سکوی پرشی برای توسعه پایدار و خلق ثروت مولد باشد، به بالشی نرم برای تکیه زدن دولتمردان و توجیهی برای تنبلی ساختاری تبدیل شد. درآمدهای بادآورده نفتی، طی دهههای گذشته، اقتصاد ایران را به موجودی رانتی و معتاد به ارز حاصل از فروش منابع زیرزمینی بدل کرد. این درآمدها به جای آنکه روانه کارخانهها، آزمایشگاههای تحقیق و توسعه و زیرساختهای نسل آینده شود، صرف واردات بیرویه و پوشش هزینههای جاری دولتی متورم گشت. نتیجه این رویه، خلق دولتی فربه، ناکارآمد و بیانگیزه برای مالیاتستانی عادلانه یا تقویت بخش خصوصی بود؛ دولتی که گمان میکرد ثروت، نه در گرو بهرهوری و خلاقیت، که در دل زمین و شیرهای نفت جا خوش کرده است.
به گزارش بولتن نیوز، اکنون اما صفحه جدیدی در کتاب ژئوپلیتیک منطقه ورق خورده است. در جریان نبردهای اخیر موسوم به «جنگ رمضان»، جمهوری اسلامی ایران توانست اهرم کنترلی بیبدیلی بر تنگه استراتژیک هرمز تثبیت کند. تنگهای که شاهرگ حیاتی انرژی جهان از میان آن میگذرد. این برگ برنده تازه، اگر درست بازی شود، میتواند تضمینکننده امنیت ملی و ابزاری برای جهش اقتصادی باشد. اما خطر بزرگتری از دل تاریخ در کمین نشسته است: «نفرین هرمز».
این نگرانی عمیق و موجه وجود دارد که مدیریت این تنگه نیز به سرنوشت چاههای نفت دچار شود. ممکن است قدرت چانهزنی ناشی از کنترل این گلوگاه، در سیاستمداران و دیوانسالاران این توهم خوشایند را ایجاد کند که «همین بس است». همانطور که پول نفت باعث شد نیاز به فکر کردن درباره شیوههای نوین درآمدزایی و کاهش وابستگی به خارج فراموش شود، تسلط بر هرمز نیز ممکن است به عامل تنبلی مضاعفی بدل گردد. اگر این برگ برنده صرفاً به یک ابزار سیاسی برای وقتکشی در مذاکرات یا ایجاد حاشیه امن برای ادامه حیات اقتصاد رانتی فعلی تقلیل یابد، فرصت تاریخی سوزانده شده است.
اما زنگ خطری دیگر همین حالا به صدا در آمده است: «انقضای استراتژیک تنگه هرمز». در جهانی که با سرعتی سرسامآور به سمت تحول دیجیتال و انرژیهای تجدیدپذیر در حرکت است، ضربالاجلی خاموش اما قطعی در حال نزدیک شدن است. دانش بشری و پیشرفت تکنولوژی به ما میگوید که دنیای پنج سال آینده، دیگر وابستگی مطلق امروز را به نفت خام خاورمیانه و تبعاً تنگه هرمز نخواهد داشت. خودروهای الکتریکی به سرعت جایگزین موتورهای درونسوز میشوند، هیدروژن سبز در حال تبدیل شدن به سوخت صنایع سنگین است و سیاستهای زیستمحیطی قدرتهای بزرگ، تقاضا برای سوختهای فسیلی را با شیب تندی کاهش خواهد داد.
اگر تصور کنیم که این اهرم ژئوپلیتیک برای همیشه قدرتش را حفظ خواهد کرد، سخت در اشتباهیم. پنجره فرصت هرمز بسیار باریکتر از آن است که تصور میشود. فردایی نه چندان دور فرا خواهد رسید که حتی اگر تنگه کاملاً در اختیار ایران باشد، اما کشتیها بار کمتری از نفت برای عبور داشته باشند. آن روز، دیر شده است.
بنابراین، وظیفه دولتمردان کنونی دوچندان سنگین است. نخست آنکه باید مراقب بود هرمز نیز همان مسیر انحرافی نفت را طی نکند و به عاملی برای تداوم بیخیالی مدیریتی تبدیل نشود. دوم و مهمتر، باید از نعمات و عواید سیاسی و اقتصادی این برگ برنده، همین امروز و بدون لحظهای تعلل بهرهبرداری حداکثری کرد. هدف غایی نباید صرفاً عبور امن نفتکشها باشد، بلکه باید با استفاده از اهرم قدرت ناشی از این تنگه، سرمایهگذاری خارجی در حوزههای غیرنفتی را تضمین کرد، فناوریهای پیشرفته را وارد ساخت و اقتصاد ایران را به سمت تولید کالاها و خدماتی سوق داد که در جهان پسا-نفتی نیز قابل فروش و رقابت باشند.
تنگه هرمز میتواند کلید قفل توسعه باشد، به شرط آنکه آن را به دیوار قلعهای تبدیل نکنیم که پشت آن به خواب زمستانی تاریخ فرو رویم. ایران باید قبل از آنکه دنیا مسیر خود را از کنار تنگه هرمز تغییر دهد، مسیر توسعه خود را برای همیشه از چاههای نفت جدا کند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


