تله و فریب تفکیک در مذاکره
این مقاله به بررسی دو چالش اساسی پیش روی تیم مذاکرهکننده هستهای کشورمان میپردازد: نخست، ضرورت ردّ فرضیه ...
به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس، دکتر محمدباقر تورنگ- این مقاله به بررسی دو چالش اساسی پیش روی تیم مذاکرهکننده هستهای کشورمان میپردازد: نخست، ضرورت ردّ فرضیه تفکیک میان ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، و دوم، اهمیت درک وحدت استراتژیک میان جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت. با بهرهگیری از نظریههای روابط بینالملل و تحلیل واقعگرایانه، استدلال میشود که هرگونه مذاکرهای بدون توجه به این واقعیتهای ساختاری، محکوم به شکست خواهد بود.
مقدمه: چارچوب نظریدر چارچوب نظریه واقعگرایی ساختاری (Structural Realism) که توسط کنت والتز (Kenneth Waltz) تبیین شده، ساختار نظام بینالملل بر رفتار بازیگران دولتی تعیینکننده است. در این نظام آنارکیک، قدرتهای بزرگ برای حفظ منافع خود اقدام میکنند. از منظر این نظریه، درک روابط میان بازیگران کلیدی از جمله آمریکا و اسرائیل، امری ضروری برای تدوین استراتژیک موفق است.بخش اول: نقد فرضیه تفکیک آمریکا و اسرائیل ۱.۱ استدلالهای موافقان تفکیکعدهای از تحلیلگران مدعیاند که میان منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی میتوان تمایز قائل شد. این دیدگاه بر سه استدلال استوار است:- تفاوت در اولویتها: ادعا میشود که آمریکا در پی جلوگیری از گسترش هستهای است، نه حمایت از اسرائیل- فشارهای داخلی: بیان میشود که افکار عمومی آمریکا خواستار فشار بر ایران است، نه حمایت از رژیم اشغالگر- مذاکرات مستقل: این تفکر که میتوان توافق هستهای را جدا از مسائل منطقهای دنبال کرد۱.۲ شواهد تجربی ردّ این فرضیهالف) همپیمانی نظامی-امنیتی:بر اساس گزارشهای مؤسسه صلح آمریکا (USIP)، حضور نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه عمدتاً حول محور حمایت از امنیت رژیم صهیونیستی سازماندهی شده است. قراردادهای نظامی متعدد،
رزمایشهای مشترک، و سپر دفاع موشکی گنبد آهنین، گواه این مدعاست.ب) وابستگی تسلیحاتی:طبق گزارش کنگره آمریکا (۲۰۲۳)، بیش از ۷۰ درصد کمکهای تسلیحاتی آمریکا به خاورمیانه به رژیم صهیونیستی اختصاص دارد. این رقم سالانه بیش از ۳.۸ میلیارد دلار است.ج) هماهنگی در تحریمها:تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران، همزمان با فشارهای رژیم صهیونیستی در مجامع بینالمللی اعمال میشود. این هماهنگی نشاندهنده وحدت استراتژیک دو طرف است. ۱.۳ تحلیل راهبردیاز منظر نظریه همپیمانی(Alliance Theory)، آمریکا و رژیم صهیونیستی یک ائتلاف امنیتی(Security Alliance) تشکیل دادهاند که در آن:- آمریکا تضمینکننده امنیت رژیم است- رژیم صهیونیستی به عنوان «متحد منطقهای» آمریکا عمل میکند- هرگونه توافق بدون توجه به این ساختار، ناپایدار خواهد بودبخش دوم: وحدت استراتژیک ایران و محور مقاومت۲.۱ تعریف مفهومی محور مقاومتمحور مقاومت مجموعهای از گروهها و جنبشهای ضداشغالگری است که در برابر مداخلات غربی و رژیم صهیونیستی مقاومت میکنند. این محور شامل:- لبنان (حزبالله)- فلسطین (حماس، جهاد اسلامی)- یمن (انصارالله)-عراق (حشد شعبی)- سوریه ۲.۲ دلایل وحدت با ایرانالف) اشتراک در تهدیدات:طبق نظریه تهدید مشترک(Common Threat Theory)، زمانی که بازیگران متعدد با یک تهدید مشترک مواجه هستند، احتمال همکاری افزایش مییابد. ایران و محور مقاومت هر دو، رژیم صهیونیستی و آمریکا را به عنوان تهدید وجودی تلقی میکنند.ب) مکمل بودن توانمندیها:ایران با توانمندیهای نظامی، اقتصادی و سیاسی خود، از محور مقاومت حمایت میکند. این حمایت، یک استراتژی عمق استراتژیک (Strategic Depth Strategy) محسوب میشود.
ج) مشروعیت دینی-ایدئولوژیک:بر اساس نظریه هویت سازنده (Constructivist Identity Theory)، اشتراک در ارزشها و باورها، همکاری را تقویت میکند. هر دو طرف بر آرمان آزادی فلسطین و مقابله با اشغالگری تاکید دارند.۲.۳ پیامدهای تفکیک نادرستادعای جدایی محور مقاومت از ایران، دو پیامد منفی دارد:1. از بین بردن ابزار فشار:محور مقاومت یک اهرم فشار مهم در مذاکرات است2. ایجاد شکاف: تلاش برای جدا کردن این دو، بیاعتمادی ایجاد میکندنتیجهگیری و توصیههای سیاستی یافتههای اصلی:1. فرضیه تفکیک آمریکا و اسرائیل، با شواهد تجربی سازگار نیست2. وحدت استراتژیک ایران و محور مقاومت، یک واقعیت عینی است3. هرگونه مذاکره باید این واقعیتها را در نظر بگیرد.موضعگیری در مذاکرات با راهبردهای کلیدیبرای پیشبرد اهداف و حفظ جایگاه قدرتمند در مذاکرات، رعایت نکات زیر ضروری است:عدم پذیرش تفکیک:تفکیک موضوعات یا طرفین باید با قاطعیت رد شود. پذیرش آن، موضع را تضعیف و اهرم فشار را کاهش میدهد. انسجام مواضع، اساس حفظ قدرت است.تقویت محور مقاومت: تمرکز بر انسجام جبهه مقاومت، اهرم فشار دیپلماتیک را افزایش میدهد. این امر از طریق هماهنگی حاصل شده و پیام روشنی به طرف مقابل ارسال میدارد.شفافسازی مواضع:بیان صریح مواضع، از سوءتفاهم جلوگیری کرده و درک درستی از دیدگاهها را ممکن میسازد. این شفافیت، پایهای برای مذاکرات سازنده بنا مینهد.رعایت این اصول، به ویژه در فضایی که منافع ملی در میان است، میتواند به دستیابی به نتایج مطلوب و تثبیت جایگاه ایران کمک کند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


