تغییر رفتار کودکان در شرایط بحرانی: از آشفتگی تا آرامش

به گزارش بولتن نیوز، در زمانهای بحرانی (مانند زلزله، جنگ یا حتی یک بحرانِ شدید در فضای خانواده)، دنیای کودک فرو میریزد. او نمیتواند ابزار کلامی برای بیان ترسِ وجودی خود داشته باشد؛ بنابراین، این ترس در قالب تغییر رفتار بروز میابد. اولین وظیفه شما، توجه به این تغییرات با نگاهی امن و همدلانه، به جای نگاهی سرزنشگر است.
۱. شناسایی نشانهها:
ممکن است گاها از شکمدرد اعتراض کند، یا در طول شب با گریه و جیغ، تپش قلب و کابوسهای تکراری، از خواب بپرد. یا ممکن است رفتارش تغییر کند.مثل یک آهنربا به شما بچسبد و اجازه ندهد حتی برای لحظهای از او دور شوید. یا برعکس، ناگهان از چسبیدن به شما دست بردارد و گوشهگیر شود؛ و یا لجباز و پرخاشگر بشود.
۲.مدیریت خشم؛ وقتی کودک پرخاشگر میشود
تصور کنید در میانهی یک بحران، کودک ناگهان شروع به فریاد زدن میکند یا اشیاء را به زمین میکوبد.
واکنش اشتباه: فریاد زدن بر سر او یا برخورد فیزیکی برای ساکت کردنش.
واکنش درست: با صدای آرام و حالت غیر تدافعی مقابل او بایستید. ابتدا احساسش را نامگذاری کنید: «میبینم که خیلی عصبانی هستی و شاید ترسیدهای، حق داری که بترسی...». اما بلافاصله مرز را مشخص کنید: «ولی ما اجازه نداریم در زمان ناراحتی یا ترس وسایل رو پرت کنیم، چون این کار باعث آسیب دیدن خودمون یا بقیه میشه. بیا با هم نفس عمیق بکشیم.»
۳. مدیریت لجبازی؛ وقتی کودک میخواهد کنترلِ از دست رفتهاش را پس بگیرد
در شرایط بحرانی، کودک با لجبازی سعی میکند کنترلِ محیط را به دست بگیرد. مثلاً میگوید: «من نمیخوام لباس بپوشم!» یا «من نمیخوام از این اتاق برم بیرون!».
واکنش اشتباه: وارد یک جنگِ قدرت شدن و بگویید: «همین الان باید گوش کنی!»
واکنش درست: فضا را آرام کنید. اگر اصرار دارد لباس خاصی نپوشد، به جای تقابل، حق انتخاب محدود به او بدهید: «باشه، فعلاً نپوش، اما بین این دوتا لباس، کدوم رو ترجیح میدی بپوشی؟». با این کار، او احساس میکند هنوز در دنیایی که از کنترل خارج شده، قدرت انتخاب دارد.
۴. مدیریت گوشه گیری؛ بازگرداندنِ کودک به دنیای واقعی
اگر کودک ساکت شده و در نگاهی خیره به دیوار، خودش را از محیط جدا کرده است و از فعالیت های مورد علاقه اش اجتناب میکنم:
واکنش درست : او را با زور به جمع بازنگردانید. به جای آن، یک پل به فضای مورد علاقه او بسازید. مثلاً با او بنشینید و بگویید: «یادته اون روز توی پارک چقدر خندیدیم؟ بیا اون خاطره رو برات تعریف کنم...» یا یک بازیِ ساده را شروع کنید تا تدریجاً حواس او از ترس، به سمتِ دنیای ملموس و امن برگردد.
از او بخواهید با مدادرنگ آنچه در ذهن دارد را روی کاغذ بیاورد. نقاشی کردن به او اجازه میدهد بدون نیاز به صحبت کردن، ترسهایش را تخلیه کند و به تدریج با دنیای ملموس ارتباط برقرار کند.
اما یادتان باشد نقاشی او را تحلیل و قضاوت نکنید.
۵. مدیریت خواب؛ کمک به بازسازیِ روان
شبها را با یک روتین ثابت پیش ببرید. مثلاً ابتدا یک موسیقی ملایم (صدای طبیعت)، یا خواندن یک داستان کوتاه و آرامبخش که در آن قهرمان داستان هم با سختیها روبرو شده و بر آنها غلبه کرده است.
از تماشای اخبار در تلویزیون یا صحبت دربارهی نگرانیهای بزرگسالان در نزدیکی محل خواب کودک، به شدت پرهیز کنید.
۶. گفتگو با کودک؛ چگونه حقیقت را بگوييم؟
وقتی کودک میپرسد: «چی شده؟ آیا قراره اتفاق بدی بیفته؟»
واکنش اشتباه: دروغ بگویید («هیچی نیست، نترس») که باعث از بین رفتن اعتماد او میشود، یا تمام جزئیاتِ ترسناک را بگویید که باعث فروپاشی او میشود.
واکنش درست: صادق اما ساده باشید. «یه اتفاقی افتاده که همه کمی نگرانیم، اما بزرگترها دارن تلاش میکنن تا اوضاع رو درست کنن. ما الان اینجا هستیم و کنار هم هستیم و از تو مراقبت میکنیم.»
اگر سوالاتش تکراری بود، با حوصله پاسخ دهید؛ تکرارِ سوال، نشانهی نیاز به «تکرارِ اطمینان» است.
چه زمانی کمک حرفهای دریافت کنیم؟
اگر دیدید کودک برای مدت طولانی (چند هفته) از عملکرد معمول خود بازمانده؛ مثلاً دیگر بازی نمیکند، مدام دچار وحشت و هراس است، یا کنترل رفتارهای پرخاشگرانه را به کلی از دست داده و یا دچار لکنت زبان و شب ادراری شده. در این مرحله، تماس با یک روانشناس کودک، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
یادمان باشد: کودک در بحران، به دنبال راهحل مشکل نیست؛ او به دنبال حضور امن شما است. آرامش شما، تنها تکیهگاه او در طوفان است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


