آخرین وصیت یک بسیجی
گفتم کجا؟ گفتا به خون
گفتم چرا؟ گفتا جنون
گفتم که کی؟ گفتا کنون
گفتم نرو....خندید و رفت.....
بولتن نیوز: سنت قطعی و لایزال خداوند اینست تا شهید نزیئی شهید نشوی در تمام سخن نگاه و وجود این نوجوان نازنین نوووور نجابت اخلاص و معرفت جاری و ساری هست که با طمانینه و اطمینان حرف از رفتن و شهید شدن میزند ای کاش باور کنیم شاهین شهادت وقتی سراغمان میآید که خلق و خوی ما لبریز،شهود و حضور خداوند بوده و رفتار منش مشی و قلبمان ملیکه ،صدق و خلوص خدایی باشد
ساعاتی قبل از شهادت
بسیجی شهید ابوالفضل پیمان که در کوه سیاه دهدشت (کهگیلویه) به شهادت رسید، با ما سخن می گوید. چقدر شیرین، چقدر نجیب، چقدر نورانی، چقدر مظلوم و چقدر مقتدر!
او هم یک شهید است، مثل همه شهدای این کشور. اگر زمان را از یاد ببریم، تو گویی با شهدای دفاع از حرم، شهدای هشت سال دفاع مقدس، شهدای انقلاب و بالاخره شهدای کربلا روبرو شده ای!
همان ها، با همان حالات و روحیات، با همان اخلاص و مظلومیت، با همان صلابت و طراوت. و در نهایت پیام آنها به ملت هم چندان پیچیده نیست، همان وصایا. چقدر اینها شبیه به هم هستند و ما از آنها دور!
اینان به تاسی از مقتدای خود امام کبیر انقلاب و رهبر شهیدمان، راه صدساله را یک شبه پیمودند. ببینیم این شهید نوجوان ما در کمتر از دو دقیقه چه مفاهیم بلندی را به آیندگان وطن هدیه می دهد:
_ مهربانی در سیما
_ اخلاص در گفتار
_ تولی به ولایت
_ تبری از دشمن جهانی
_ شوق جهاد و استقبال از شهادت
_ خاکساری در مقابل ملت
_ دفاع از میهن و نظام
_ امر به معروف و نهی از منکر
_ ادای احترام به مقام مادر سادات
_ رعایت حجاب و ارزش چادر
_ و بالاخره یا علی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


