کد خبر: ۸۸۴۷۰۳
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

سکوت نخبگان در بستر تهدید خارجی: تحلیلی بر یک ترک فعل !

در تمامی سنت‌های نظری علوم سیاسی، از رئالیسم کلاسیک تا نهادگرایی و از فلسفهٔ اخلاق تا نظریه‌های امنیت ملی، یک اصل بنیادین مشترک وجود دارد...
سکوت نخبگان در بستر تهدید خارجی: تحلیلی بر یک ترک فعل !

گروه فرهنگی: حسن کیان وکیل پایه یک دادگستری. فعال فرهنگی: در تمامی سنت‌های نظری علوم سیاسی، از رئالیسم کلاسیک تا نهادگرایی و از فلسفهٔ اخلاق تا نظریه‌های امنیت ملی، یک اصل بنیادین مشترک وجود دارد: در شرایط تهدید خارجی، همبستگی نخبگان سیاسی و اجتماعی یکی از ارکان بقای دولت-ملت است.  
 به گزارش بولتن نیوز،  در چنین وضعیتی، کنش یا عدم کنش نخبگان نه یک انتخاب شخصی، بلکه رفتاری با پیامدهای جمعی تلقی می‌شود؛ پیامدهایی که به‌طور مستقیم بر امنیت ملی، انسجام اجتماعی و توان دولت در دفع تهدید اثر می‌گذارند.

در چارچوب فلسفهٔ عمل، «سکوت» هنگامی که فرد دارای موقعیت اثرگذاری عمومی و توان کنش ارتباطی مؤثر است، از حالت یک «عدم فعل طبیعی» خارج شده و به «ترک فعل معنادار» تبدیل می‌شود.  
هاناآرنت، مسئولیت سیاسی را نه تنها در انجام فعل، بلکه در *ترکِ فعلی که انجام آن برای حفظ فضای مشترک ضروری است* تعریف می‌کند.  
در چنین نگاهی، نخبگان به دلیل سرمایهٔ نمادین، مشروعیت اجتماعی و توان اثرگذاری، بار اخلاقی مضاعفی دارند؛ باری که عموم مردم فاقد آن هستند.

از منظر نظریهٔ امنیت ملی نیز، «انسجام نخبگانی» یکی از شاخص‌های اصلی قدرت بازدارندگی نرم تلقی می‌شود. تداوم سکوت شخصیت‌های اثرگذار در برابر تهدید خارجی، می‌تواند در سطح ادراکات جمعی به ایجاد سه اثر منفی منجر شود:

1. ارسال سیگنال ضعف یا چنددستگی داخلی به طرف مهاجم  
   نظریهٔ بازدارندگی کلاسیک نشان می‌دهد که دشمن بالقوه، انسجام داخلی کشور هدف را یکی از مهم‌ترین متغیرهای تصمیم‌گیری خود در محاسبهٔ هزینه-فایدهٔ حمله می‌داند. سکوت نخبگان، ولو ناخواسته، مخاطب خارجی را به سمت ارزیابی نادرست از میزان انسجام اجتماعی سوق می‌دهد.

2. تضعیف روحیهٔ اجتماعی و انسجام روانی جامعهٔ هدف  
   در نظریهٔ امنیت انسانی، افکار عمومی در شرایط تهدید، نیازمند نقاط اتکای نمادین است. نخبگان سیاسی و فرهنگی، حاملان همین نقش نمادین‌اند. سکوت آنان موجب خلأ معنایی و سرگشتگی ادراکی در افکار عمومی می‌شود.

3. برهم‌خوردن پیوند اعتماد میان جامعه و طبقهٔ نخبگان  
   اعتماد سیاسی یک سرمایهٔ حیاتی است. در بستر جنگ، هر گونه بی‌طرفی، تأخیر یا امتناع در اعلام موضع، به‌گونه‌ای ادراک می‌شود که گویی حاملان نقش نخبگانی از مسئولیت مشترک سرباز زده‌اند. این امر به فروپاشی «پیوند اعتماد» می‌انجامد؛ پیوندی که به‌محض ایجاد شکاف، ترمیم آن حتی پس از بحران نیز دشوار است.

از منظر حقوق عمومی نیز، بسیاری از نظام‌های حقوقی معاصر مفهوم «ترک فعل مؤثر» را در حوزهٔ مسئولیت مدنی و کیفری پذیرفته‌اند؛ بدین معنا که گاه عدم انجام یک وظیفهٔ عمومی، به دلیل نقشی که فاعل در ساختار اجتماعی دارد، خود نوعی کنش مخرب محسوب می‌شود.  
هرچند سکوت نخبگان الزماً جرم نیست، اما «ترکِ وظیفهٔ اخلاقیِ برآمده از موقعیت اجتماعی» می‌تواند تبعاتی هم‌سنگ با یک فعل آسیب‌زا داشته باشد؛ زیرا مسئولیت سیاسی، برخلاف مسئولیت فردی، تنها بر اساس نیت سنجیده نمی‌شود، بلکه بر اساس *پیامد اجتماعی رفتار* ارزیابی می‌گردد.

به بیان دیگر، هنگامی که جامعهٔ ملی با تهدید خارجی روبه‌روست، سکوت نخبگان به‌دلیل جایگاه ساختاری آنان، خصلتی کنش‌گون * پیدا می‌کند، نه انفعال‌گونه.  
این سکوت در سطح امنیت ملی به‌مثابه نوعی «سیگنال منفی» عمل می‌کند؛ سیگنالی که دشمن را امیدوار، جامعه را بلاتکلیف و سازوکارهای تصمیم‌گیری ملی را تضعیف می‌کند.

در نتیجه، از منظر نظریِ علوم سیاسی، فلسفهٔ اخلاق مسئولیت، نظریهٔ امنیت ملی، و جامعه‌شناسی نخبگان، می‌توان گفت:  
در شرایط تهدید خارجی یا جنگ، سکوت نخبگان سیاسی و اجتماعی، یک ترک فعل معنادار با پیامدهای امنیتی محسوب می‌شود؛ ترک فعلی که نه‌تنها با الزامات مسئولیت نخبگانی ناسازگار است، بلکه می‌تواند ناخواسته به نفع تهدیدکننده و علیه منافع جمعی جامعه عمل کند.

 

برچسب ها: نخبه ، تهدید

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین