کد خبر: ۸۸۴۳۷۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

سناریوهای پیش‌روی جنگ با آمریکا از منظر عملیات ادراکی؛ از تشدید جنگ تا فرسایش و آتش‌بس

دکتر علی‌اکبر حیدریفرد در تحلیلی با عنوان «سناریوهای پیش‌روی جنگ با آمریکا از منظر عملیات ادراکی» به بررسی مهم‌ترین سناریوهای محتمل در مواجهه با ایالات متحده پرداخته است.
سناریوهای پیش‌روی جنگ با آمریکا از منظر عملیات ادراکی؛ از تشدید جنگ تا فرسایش و آتش‌بس

به گزارش بولتن نیوز ،دکتر علی‌اکبر حیدریفرد در تحلیلی با عنوان «سناریوهای پیش‌روی جنگ با آمریکا از منظر عملیات ادراکی» به بررسی مهم‌ترین سناریوهای محتمل در مواجهه با ایالات متحده پرداخته است.
وی محتمل‌ترین و عملی‌ترین سناریوی پیش‌رو را «تشدید جنگ از سوی دولت آمریکا» عنوان می‌کند و می‌نویسد: در این سناریو، دشمن بیش از تمرکز بر وارد کردن ضربه نظامی، به‌دنبال تبدیل میدان نبرد به میدان ادراک است. به‌گونه‌ای که تلاش می‌شود نیروهای مقاومت پیش از شکست در میدان سخت، در عرصه ذهنی دچار فرسایش، تردید، آشفتگی و چندپارگی شوند.
در این چارچوب، استفاده هم‌زمان از ابزارهای جنگ ترکیبی شامل فشار اقتصادی، عملیات سایبری، دستکاری اطلاعات و اقدامات پنهانی با هدف مبهم‌سازی مرز میان جنگ و صلح در دستور کار قرار می‌گیرد. هدف اصلی نیز ایجاد تردید در افکار عمومی و تضعیف انسجام اجتماعی از طریق انباشت روایت‌های متناقض و ترس‌آفرین است؛ به‌گونه‌ای که مخاطب توان تمایز میان حقیقت و جعل را از دست بدهد.
به اعتقاد نویسنده، عملیات روانی لزوماً در پی اقناع مخاطب به یک دروغ مشخص نیست، بلکه با غرق کردن جامعه در اطلاعات متعارض، امکان هرگونه ارزیابی باثبات از واقعیت را سلب می‌کند. در این میان، بزرگ‌نمایی آسیب‌پذیری، وارونه‌سازی نسبت قدرت، بی‌اثر جلوه دادن دستاوردهای میدانی، انتقال مسئولیت‌ها به طرف مقابل و ایجاد شکاف‌های اجتماعی از محورهای اصلی این سناریو به‌شمار می‌روند.
در ادامه این تحلیل، شکستن همبستگی ملی به‌عنوان یکی از اهداف کلیدی عملیات ادراکی مطرح شده است؛ به‌طوری‌که جامعه به‌جای درک خود به‌عنوان یک کل دارای سرنوشت مشترک، به مجموعه‌ای از گروه‌های متعارض تبدیل شود. همچنین تلاش می‌شود ارزش‌هایی همچون شهادت که از بنیان‌های معنوی پایداری جامعه محسوب می‌شود، از درون تهی گردد.
سناریوی دوم مورد بررسی، «طولانی شدن جنگ» است. در این سناریو، راهبرد دشمن از ایجاد شوک و هراس فوری به سمت فرسایش تدریجی اراده تغییر می‌کند. به‌جای ایجاد وحشت ناگهانی، زمان به ابزار اصلی تبدیل شده و تاکتیک‌هایی مانند بی‌حس‌سازی اجتماعی، بی‌رمق‌سازی، بی‌افق‌سازی پایان جنگ و ایجاد سرگیجه راهبردی دنبال می‌شود. هدف نهایی نیز نه الزاماً شکست، بلکه خسته‌سازی جامعه و از بین رفتن افق جنگ در ذهن آن است.
سناریوی سوم، «آتش‌بس» عنوان شده که در آن آتش‌بس به معنای پایان درگیری نیست، بلکه میدان نبرد از عرصه نظامی به حوزه تفسیر سیاسی و حقوقی منتقل می‌شود. در این وضعیت، با ایجاد ابهام در تعهدات و بازتعریف مفاهیم، آتش‌بس به‌جای کاهش رنج مردم، به‌صورت مفاهیمی مانند عقب‌نشینی، تسلیم یا خیانت بازنمایی می‌شود تا اعتماد عمومی نسبت به امکان توقف خشونت از بین برود.
در بخش پایانی این تحلیل آمده است: افزایش زمزمه‌های مذاکره از سوی کاخ سفید می‌تواند نشانه‌ای از قریب‌الوقوع بودن یک عملیات غافلگیرکننده باشد. همچنین نوع آرایش نیروها، به‌کارگیری تجهیزات جدید، بازسازی ذخایر پدافندی و توسعه توان لجستیکی نشان‌دهنده آمادگی آمریکا برای ورود به مرحله‌ای جدید از عملیات است؛ عملیاتی که ممکن است با مشارکت نیروهای تفنگ‌داران دریایی، نیروهای ویژه و لشکرهای هوابرد و با هدف انجام عملیات آبی-خاکی و تصرف جزایر ایران همراه باشد.
این تحلیل همچنین به اقدامات مکملی مانند جنگ روانی و رسانه‌ای برای بزرگ‌نمایی دستاوردهای محدود، اجرای عملیات‌های انحرافی برای برهم زدن تمرکز فرماندهان و حمله به زیرساخت‌ها اشاره می‌کند که در راستای تضعیف روحیه نیروهای مسلح و جامعه دنبال می‌شود.

برچسب ها: جنگ ، امریکا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین